خسته ام زماندن

 دیگه خسته ام زماندن و دوپایم گیره

همسفر کو؟ همه از عهد و وفا دلگیره

گل وگلدان همگی عاشق صحرا شده اند

کلبه ام رنگ خزانی بخودش می گیره

کوچه ها خاک به سر می کشد از بادهوس

جاده ها پر زهوای قفس و زنجیره

کاش می شد بپرم رنگ پرستو به فضا

دلم از غصه در این شهر بلا می میره

هم نفس! بال جدیدی که به جای بپریم

بوستانی که نه تیر و نه غم  و تزویره

آشیانی بنوازیم زتار دل خویش

پود اش از گیس درازی که به رنگ شیره

 

 صفرمحمد"محمودی" کویته پاکستان

1/7/1390ه. ش

خنده ی دزدانه

 شقایق خنده ی دزدانه می کرد

ستاره چشمک مستانه می کرد

کنار پله موهای صنــــــــــوبر

نسیم شامگاهی شانه می کرد

ولیکن سوسن من برلب حوض

به موج آب نقش خانه می کرد

و یا هم غصه ی دیرینه اش را

نثار شهرک بیگانه می کرد

خیالش با زبان بی زبانی

دیار خویش را افسانه می کرد

زبلخ باستان تا سیستانش

به اوجی، طرحِ یک کاشانه می کرد

به زیر چتر یک رنگین کمانی

سفید و زرد را همخانه می کرد

لگد مالی و نفی هر چه رنگ است

ز طرح خویشتن بیگانه می کرد

۱۰/۱۱/۲۰۱۱

           صفر محمد محمودی، کویته - پاکستان

انتحار کننده هزاره تاون شناخته شد

     به نوشته روزنامه جنگ 10/11/2011م، انتحار کننده هزاره تاون شناخته شد. انتحار کننده پسر جنرال سکرتری یک سازمان مذهبی ناحیه جعفر آباد بود. پدر وی جنازه اش را بعد از مشاهده در بی ایم سی هسپتال، شناخته است. به گفته پولیس به تاریخ پنجم نومبر انتحار کننده ای پایش در جوی مری کالونی لخشیده و در نتیجه آن مواد انفجاری اش منفجر گردیده و خودش را ازبین برده بود. پولیس شناختی کارت انتحار کننده را گرفته بود، که در آن نام وی پرویز الهی و نام پدرش نورحسن از ساکنان دیره الله یار درج بود. به تاریخ هشتم نومبر، یعنی روز دوم عید کسی به نام سکندرعلی مشهور به جوکی، که جنرال سکرتری یک از شاخه های یک سازمان مذهبی  ای می باشد، با مراجعه به شفاخانه بی ایم سی، انتحار کننده (پرویز الهی) را به حیث پسرش به نام پرویز علی شناخت. به گفته پولیس انتحار کننده در شناختی کارت اش، نام کاکایش را به جای نام پدرش درج نموده بود. در مورد انتحار کننده زمانی که با پولیس ساحوی جعفر آباد ارتباط گرفته شد، آنها گفتند که نظر به مدارک انتحار کننده از منطقه جهت پت مربوط به شهباز کالونی می باشد و وی به تعداد شش دانه شناختی کارت به نامهای مختلف ساخته بود. پولیس اگرچه جنازه انتحار کننده را به ورثای وی تحویل داده است، ولی تحقیقات اش در مورد ادامه دارد.

بی مسولیتی در مقابل جامعه ما را به سمت یک فاجعه ی دیگر راهنمایی می کند

نوشته: تجلیل

     هیچگاه یک جامعه از مسیر رشد و تکامل منحرف نمی شود، مگر اینکه افراد کارفهم و دانای آن جامعه کنار زده شوند و رهبری جامعه به دست افرادی بیفتد، که همیشه در فکر رسیدن به یک مقام و موقعیت باشند.

     جامعه هزاره کویته امروز به سرعت تمام مرحله ی از رشد و تکامل فکری خود را می پیماید. روندی تکامل فکری جامعه ها یک امری نسبی است، که نمیتوانیم آن را دقیقا اندازه و سنجش نمایم، ولی نظر  به اجتماع و جوامع دیگر می توانیم این روند رشد و تکامل را به بررسی و مطالعه بگیریم، زیرا پدیده های اجتماعی همیشه با در نظر داشت محیط و موقعیت جغرافیایی و همچنان با مقایسه ی اجتماع دیگر انسانی میسر و ممکن می گردد. هرگاه خواسته باشیم که جامعه ما به یک مسیر درست و مثبت آن رهبری و به پیش برده شود، نیاز شدید به یک رهبری و مدیریت دلسوز و صادق دارد، که تا بتواند جامعه را از وضعیت بی سروسامان شدن  و از رفتن به سوی چالش ها نجات بدهد.

     همانطوری که افراد در یک جامعه از لحاظ طرزفکر ونحوه ی نگرش متفاوت است به همان  اندازه دارای قابلیت ها و راهکارهای متفاوت فکری نیز است، که بتواند جامعه را بسوی ترقی و کمال یاری رساند. جامعه هزاره ی کویته امروز افرادی نخبه و آگاه در بخش مدیریت جامعه، تخنیک، هنر و نویسنده و شاعر  را با خود دارد، که متاسفانه  این نیروی بزرگ انسانی در یک فضای بی باوری و سردرگمی جدی به سرمی برند.  فضای آشفته ی شهر مسوولیت و دین اصلی این سرمایه های بزرگ معنوی را به فراموشی سپرده است و هر کدام از این افراد به نحوی در مسایل شخصی خود بیشتر توجه نموده تا به منفعت های بالاتر و اجتماعی. اینگونه  بی تفاوتی ها در مقابل اجتماع بوده است که افرادی آگاه و کارفهم آهسته آهسته محبوبیت و جایگاهش را از دست بدهد و کنار زده شود  و در راس کار و جامعه افرادی قرار بیگرند، که هنوز از تجربه و علمیت بالای برخوردارنیستند و دچار مشکل جدی اند و تنها حس و عاطفه  این دسته افراد  سبب گردیده  که تب وتلاشهای را برای بهبودی وضعیت اجتماعی اش انجام بدهد که متاسفانه کار را هم به حای نمی رساند.

     هر گاه خواسته باشم، که تمام نیروهای نهفته در بطن جامعه را به نحوی هماهنگ و منظم به سوی رشد و شگوفایی جامعه سوق بدهیم نیازمند شدید به پذیرش همدیگر به عنوان یک همکار و کمک کننده در قسمت رفع مشکل اجتماع می باشیم.

     هیچ مشکل ممکن نیست که برطرف نشود، ولی راز پیروز آمدن بر مشکلات تعهد و صداقت افراد آگاه و نخبه ی ماست، که گامهایشان را صادقانه و مستحکم برای مردم و جامعه شان بردارند. همانطوریکه همه ما میدانیم که جامعه مذهبی و سنتی هزاره های کویته گاهی قربانی عقاید و مذهب و گاهی هم  قربانی هزاره بودن خود می گردد، اما  اینبار در یک صحنه ی بزرگ دیگری قرار گرفته ایم که اگر مساله را جدی نگیریم، یکبار دیگر مردم قربانی بزرگ دیگری خواهد داد.

    همانطوریکه همه اقشار جامعه میدانند؛ تعصبات خشک و تند مذهبی در این جغرافیا مدام از مردم ما قربانی گرفته است ومی گیرد و این بار نیز با نشر بیانیه های از گردانندگان  برنامه ی عاشورای حسینی و دسته های سینه زنی خواسته شذه  است، که از بیرون کردن جلوس در خیابانها و سرکها  دست بکشند. مردم مذهبی و احساساتی نه تنها که در مقابل اینگونه اعلانات وبیانه ها بی تفاوت بوده بلکه به مراتب حس مذهبی و احساساتشان به جوش می آید. هرگاه در مقابل اینگونه واکنشها بی توجهی نمایم، به یک فاجعه ی بزرگ انسانی دیگر مواجه خواهیم شد.

      قرار گزارشات بی بی سی و مصاحبه ی که با مولانا احمد لودهیانی یک تن از رهبران گروه سپاه صحابه صورت گرفته است، این گروه خواهان این شده است، که شیعیان از بیرون آوردن جلوس در مراسم عاشورای حسینی  خودداری نمایند. هر چند که دولت پاکستان فعالیت گروه سپاه صحابه را ممنوع اعلان کرده است، ولی با آنهم این گروه تحت نام دیگری به فعالیت خود ادامه میدهد. همانطوریکه همه ما شاهد وضعیت بد ناامنی در این کشور هسیتم . این حرفها از آدرس یک مولانا و رهبر دینی و یا از طرف یک تحریک سیاسی میتواند که وضعیت را به نحوی تیره تر ساخته و احساسات مذهبیون را در مقابل همدیگر شدت بخشد و سبب ناهنجاری و بی نظمی های بیشتر گردد. چیزی که مهم است، این که اینگونه بیانات را از زبان یک مولانا و رهبر یک سپاه نادیده گرفتن  و نگاه ساده به مساله داشتن  ما را بیشتر از انچه تصور می کنم متضرر خواهد ساخت.

     همانطور که شاهد هستیم اتفاقات چند روز قبل در علمدار رود و یا هم منفجر شدن انتحاری که می خواست وارد محله شود و نرسیده به هدف منفجر شد، میتواند مقدمه ی بر کار های باشد که از صدور اعلان چنین بیانه ها  می گذرد. 

     از تمام آگاهان و بزرگان که در راس کار و مدیریت جامعه قرار دارند، تقاضا دارم قبل از اینکه روز جهانی قدس و یا هم روز دهم محرم چند سال قبل، یکبار دیگر تکرار شود، باید یک راه حل منطقی را برای بیرون رفت از این معضل یافته، مدیریت و کنترول جامعه را به شکل اساسی و اصولی آن بدست بگیرند و نگذارند، که یکعده ی افراد احساساتی مردم را یکبار دیگر با همچو حوادث مواجه سازند.

منبع: سایت بی بی سی

وضعیت کویته آشفته است

     روز چهار شنبه 2/11/2011م، زمانیکه دو اتوبوس حامل زایران اهل تشییع از تفتان به طرف کویته می آمدند، در ساحه مستونگ "میاں غنڈی" مورد حمله راکتی قرار گرفتند. به گفته درایور یکی از اتوبوس ها، حمله کنندگان که احتمالا تعداد شان چهار نفر بودند، اول بر اتوبوس اولی یک راکت فیر نمودند و سپس اتوبوس دوم را هدف قرار داده و مورد شلیک سلاحهای خفیف شان قرار دادند. قابل یاد آوریست، که راکت به اتوبوس اصابت نمی کند، ولی در نتیجه برخورد مرمی های سلاحهای خفیف به اتوبوس دوم، یکی از شیشه های اتوبوس شکسته و اتوبوس چند سوراخ می گردد. در نتیجه این حمله، به سرنشینان هر دو اتوبوس کدام آسیبی نرسیده و اتوبوس بدون کدام ضایعه جانی به علمدار می رسد، که هم اینک در علمدار رود ایستاد است.

     روز پنجشنبه 3/11/2011م، حوالی ساعت شش بجه بعد از ظهر قاری یاسین، ملا امام یکی از مساجد اهل تسنن به نام "جامعه بسم الله مسجد"، مورد حمله افراد نامعلوم قرار گرفته و به شدت زخمی گردید. بعد از آنکه قاری یاسین به شفاخانه انتقال داده شد، یک تعداد از اهالی ساحه ای، که مسجد در آن واقع است و دوکانداران محل، روبروی مسجد دست به تجمع زده و در ضمن سوختاندن یک دکان به تظاهرات و سوختاندن لاستیک های موتر پرداختند. سپس مردم کماکان متفرق شده بودند، که چند شخص سر و صورت بسته پیدا شده و با شایعه انداختن مرگ قاری یاسین توسط اهل تشییع، به تحریک مردم پرداخته و آنها را تشویق به هجوم بردن به طرف علمدار رود کردند. مردم ساده لوح، که تحت تاثیر گفته های افراد سر و صورت بسته قرار گرفته بودند، به زودی احساساتی شده و به طرف علمدار رود هجوم بردند. زمانی که آنها می خواستند، داخل علمدار رود شوند، با مقاومت "نیروهای انتظامی خصوصی" علمدار رود که متشکل از جوانان هزاره می باشند و بعد از حادثه اسفناک عید فطر امسال تشکیل شده اند، گردیدند. زمانی که نیروهای انتظامی جوانان هزاره، مانع ورود آنها به علمدار رود شدند، مهاجمین به فحش دادن و شعار دادن های تند بر ضد مذهب تشییع شروع کردند و بعد از آن ،آنها شروع به شلیک نمودن هوایی کردند. نیروهای انتظامی جوانان هزاره، که وضع را چنین دیدند، آنها نیز احساساتی شده و دست به مقابله با آنها زده و در نتیجه زدوخوردی که بین آنها صورت گرفت، به نوشته بعضی روزنامه ها به تعداد شش یا هشت تن از مهاجمان زخمی شدند. قابل یاد آوریست، که در بین زخمی ها پسر یکی از رهبران حزب پشتوخوا به نام داکتر کلیم الله نیز شامل است.

     در جریان این زد و خورد ها، که امکان داشت هر لحظه وضعیت از حد بیشتر خراب گردد، پولیس و ایف سی به محل رسیده و با محاصر نمودن محل، هر دو طرف را متفرق کردند. روز جمعه ۴/۱۱/۲۰۱۱م، در اعتراض به زخمی شدن تعدادی از ساکنان مناطق همسایه علمدار رود، آنها در بازار دست به تظاهرات زدند و در ضمن تکرار شعار های تند شان، از حکومت خواستار برداشتن موانع ایجاد شده هزاره ها در علمدار رود و سرک نچاری شدند.

     از طرف دیگر تعدادی از آنها تحت نمایندگی، داکتر کلیم الله، کماندر خدا داد، انجنیز زمرک اچکزی، سید احسان شاه و سلطان محمد ترین نزد وزیر اعلی بلوچستان، اسلم ریسانی شکایت کردن رفتند. وزیر اعلی بعد از شنیدن دقیق شکایت آنها دستور داد، که وظیفه تامین امنیت برای شهروندان کویته وظیفه دولت است، لهذا موانع خود ساخته هزاره ها باید فورا برداشته شود، تا مردم اذیت نگردند و در آینده بین اقوام کدام مشکلی پیش نیاید.

     دستور وزیر اعلی بلوچستان، زمانی صادر شد، که در عین همان روز ۴/۱۱/۲۰۱۱م، یعنی دیروز سردار سعادت علی هزاره، سران تمام طایفه ها و خانواری های هزاره های کویته را جهت مشوره، ایجاد همبستگی بیشتر و گرفتن تصامیم دقیق برای حل مشکلات هزاره های کویته در منزل اش دعوت نموده بود. سردار سعادت علی و سران طایفه ها، دیروز تصمیم شان در رابطه به امنیت ساحه های هزاره نشین، بر این شده بود، که تعداد نیرو های انتظامی ساخته شده توسط هزاره ها "چوکیدار ها" بیشتر شده و آنها هرچه بیشتر تقویت شوند.

     قابل یاد آوریست، که قاری یاسین فقط زخمی شده است. قرار اطلاعات قاری یاسین از اعضا و یا متمایل به جمعیت علمای اسلام است. امروز در رابطه به زخمی شدن وی، امیر ناحیه کویته جمعیت علمای اسلام، آقای مولانا حافظ حمدالله طی بیانیه ای یاد آور شد، که قاتلان قاری یاسین باید به صورت فوری دستگیر گردند. وی علاوه نموده بود، که آمریکا توسط قاتلان کرایی اش می خواهد علما و سرکردگان اقوام ساکن در بلوچستان را حذف کند. در آخر بیانیه اش وی ذکر کرده بود، که جمعیت علمای اسلام نه در تفرقه اندازی های مذهبی و نه در تفرقه اندازی های لسانی سهیم است و نه بعد از این سهیم خواهد شد و نیز به کسی اجازه نخواهد داد، که در بین اقوام و مذاهب تفرقه اندازی کند.

     اگرچه آقای سید ناصر علی شاه عضو پارلمان مرکزی پاکستان با آقای عثمان کاکر، صدر ایالت بلوچستان حزب پشتونخوا ملی عوامل پارتی طی تماس تلفونی جهت حل نمودن جنجال پیش آمده روز پنجشنبه صحبت نموده است و هر دو طرف توافق نموده اند، که موضوع و مشکلات را با دیالوگ حل نمایند، ولی جنجال های پیش روی شهر کویته اینگار حل شدنش از توان رهبران و بزرگان محلی خارج است، زیرا دشمنان در تلاش اند، تا از هر حیله و نیرنگ جهت تفرقه اندازی، تحریک کردن ها و ضربه زدن استفاده نمایند.

     باید یاد آوری گردد، که امروز اکثر از احزاب بلوچستان با صدور بیانه ها با تایید سخنان وزیر اعلی، خواهان برداشتن موانع وضع شده توسط هزاره ها در علمدار رود و سرک نچاری شده اند. احزاب ها در بیانیه های شان تامین امنیت شهروندان را وظیفه دولت ذکر نموده و ایجاد موانع را یک مشکل جدید جهت دوری اقوام بلوچستان و تشکیل یک دولت کوچک در داخل دولت بزرگ ذکر نموده اند.

     در ضمن این جنجالها، منفجر شدن یک انتحاری در ساحه منور کالونی امروز، که در نتیجه آن فقط خودش از بین رفت، زنگ خطری جدی دیگریست برای هزاره های کویته، که دشمنانشان آرام ننشسته اند و هر لحظه در تلاش می باشند، تا به مردم ما با استفاده از هر فرصت ممکن هولناک ترین ضربه شانرا بزنند. آرزومندم، با درایت و دور اندیشی بزرگان هزاره شهر کویته، بعد از مشوره و همفکری جمعی زمینه ای ایجاد شود، که در حفاظت مردم ما موثر باشد. در آخر فرا رسیدن عید سعید قربان را برای تمام خوانندگان وبلاگ کویته تبریک گفته و از خداوند منان برای همه شما بزرگواران آرزوی عید خوش و زیبا را می نمایم. در ضمن از بارگاه متعال استدعا مندم، که دشمنان مردم ما را خوار گردانیده و فرصت ضربه زدن به مردم ما را از آنها بگیرد.

با انفجار مواد انفلاقیه یک انتحاری، هزاره تاون از یک حادثه هولناک نجات داد

     امروز شنبه 5/11/2011م، حوالی ساعت سه و نیم بعد از ظهر زمانی، که یک فرد خودکش می خواست از ساحه منور کالونی، عقب امام بارگاه امام محمد باقر (ع) داخل ساحه هزاره تاون شود، در اثر لخشیدن پایش، مواد منفجره اش، انفجار نموده و خودش پارچه پارچه شد. قابل یاد آوریست، از ساحه ایکه فرد خودکش می خواست وارد هزاره تاون گردد، در آنجا جوی بزرگی واقع است، که حیثیت سرحد بین ساکنان هزاره تاون و دیگر اقوام کویته را دارد. فرد خودکش زمانی که می خواست، از آن جوی بگذرد، پایش بالای سبزی های آن لخشیده و با منفجر شدن مواد انفلاقیه بدنش، خودش اسیر هدف شومش شد. صدای انفجار بسیار شدید بود و تا ساحه های بسیار دور شنیده شد. البته چون انفجار در جایی صورت گرفت، که اطراف اش کدام ساختمان و یا شخصی وجود نداشت، لهذا به کسی و یا ساختمانی آسیبی نرسید.

     در مورد اینکه هدف مشخص شخص انتحار کننده چه بوده، نمیتوان مشخصا چیزی گفت، ولی یک چیزی که عیان است، آن اینکه! در این روزهای فرارسیدن عید سعید قربان حتما هدف شوم وی، انفجار خودش در کدام ساحه ای پر چمعیت هزاره تان بوده است. بعد از منفجر شدن شخص انتحار کننده، پولیس و ایف سی به ناحیه رسیده و ساحه را محاصره کردند. در ضمن رسانه ها جهت گزارش دهی و یک تعداد خیلی زیادی از اهالی هزاره تاون به محل خود را رسانده و صحنه را از نزدیک مشاهده کردند. از خداوند متعال استدعا دارم، که مردم بی توجه ما را خودش در پناه اش نگهدارد و این عید را بدون کدام حادثه دلخراش بگذراند.

سخنی چند با عباس، در مورد اعتراض مغولستانی ها نسبت به کشتار هزاره های کویته

"در سلسله اعتراضات جهانی هزاره ها نسبت به کشتار سیستماتیک هزاره های کویته، به تاریخ ۱۲/۱۰/۲۰۱۱م، تعدادی از نهادهای مدنی، سازمانهای فعال در زمینه حقوق بشری، فعالان سیاسی و ژورنالستان مغولستان در اولان باتور  نیز طی یک نشست خبری تحت عنوان "قتل عام هزاره ها را متوقف سازید"، اعتراض شدید شانرا ثبت نموده و در ضمن محکوم نمودن کشتار هزاره های کویته، همدلی و همدری شانرا با هزاره ها بیان داشتند. جهت کسب معلومات بیشتر در مورد نشست خبری مغولستانی ها و روابط مغولستان با هزاره ها، با برادر عباس، یکتن از محصلین هزاره ای، که در ضمن تلاش در راستای برگزاری این نشست، فعالیت های فرهنگی ارزنده ای را به نام شان ثبت دارند، مصاحبه ای انجام داده ایم. امیدواریم خوانندگان محترم کویته بلاگفا مورد پسند شان واقع شود و از آن استفاده نمایند."

کویته بلاگفا: آقای عباس، قبل از اینکه در مورد اعتراض مغولستانی ها نسبت به کشتار هزاره های کویته، از شما سوالی کنم، دوست دارم خود را برای خوانندگان کویته بلاگفا معرفی نمایید و در ضمن توضیحاتی در مورد فعالیت های علمی و فرهنگی خودتان در کل و در مغولستان به صورت خاص برای ما بگویید.

عباس: قبل از همه عرض سلام دارم حضور خوانندگان محترم وبلاگ کویته و نیز تشکر میکنم  از گردانندگان این وبلاگ، به خاطر اینکه ما را همیشه در جریان خبرها، اوضاع و حالات کویته قرار میدهند. عباس هستم محصل دانشکده ی انسانشناسی در دانشگاه ملی مغولستان. در سال 2009م، پس از دریافت بورسیه ی تحصیلی ای، که برای تعداد سه محصل هزاره، از طرف کشور مغولستان اختصاص داده شده بود، که من نیز از جمله آن سه نفر بودم، توسط آن برای ادامه تحصیل به مغولستان آمدم . تحصیلات دوره ی مکتب را در کویته به پایان رسانده ام. از کویته آغاز به فعالیت های فرهنگی در عرصه ی روزنامه نگاری توسط یکی از روزنامه های پاکستانی کردم. همچنان  در همان دوران وبلاگ خبری و تحلیلی  "هزاره نیوز پاکستان" که یکی از اولین وبلاک ها به زبان انگلیسی در رابطه به اوضاع هزاره های پاکستان بود، را به راه انداختم. پس از آرام شدن اوضاع کشور دوباره به افغانستان برگشتم و اولین فعالیت فرهنگی ام را در بخش تدریس زبان انگلیسی در یکی از مراکز فرهنگی و آموزشی در ولایت غزنی آغاز کردم. بعد به کابل آمدم و مصروف فعالیت های فرهنگی در بخش های روزنامه نگاری، وبلاگ نویسی، تحقیقاتی و کار در بخشهای توسعه و بازسازی در نهادهای مختلف بودم. علت اساسی آمدنم به مغولستان تحقیق در بخش روابط فرهنگی و تاریخی مغولها و هزاره ها بود، که در این زمینه تا هنوز تحقیقاتم جریان دارد.

کویته بلاگفا: آقای عباس، در مورد مغولستان، پیوند اتنیکی مغول ها با هزاره ها، روابط و احساس مغولها نسبت به هزاره ها لطفا توضیحاتی بدهید.

عباس: طوریکه شما میدانید مغولستان کشوریست با نفوس حدود سه میلیون، که از شرق ، جنوب و جنوب غرب با چین، از شمال و غرب با روسیه هم سرحد است و دارای آب و هوای بسیار سرد میباشد. همچنان عده ای کثیری از مغولها در سایر کشورها از جمله مغولستان جنوبی در چین و بوریات و کلموک در روسیه، که نفوس آنان به مراتب بیشتر از مغولستان مستقل است، به سر میبرند، که از تابعیت چینی و روسی برخوردار اند.  پس از انقلاب بلشویک در مسکو تا سال 1991م، مغولستان تحت سیطره ی شوروی بوده است، اما امروزه یگانه کشوریست که میتوان دموکراسی را در آن به شکل واقعی اش یافت. البته با آنهم میتوان اثر حکومت حدود هفتاد ساله ی شوروی در این کشور را در عرصه های مختلف زندگی مردم مشاهده کرد. از جمله تغییر یافتن الفبای نوشتاری مغولی اصیل، که از دوره ی چنگیز خان رایج شده بود به الفبای روسی و همچنان در نحوه ی زندگی آنان.

نظر به تیوری های که تاریخ دانان غربی و خصوصا تاریخ نویسان هزاره ارایه کرده اند، هزاره ها از لحاظ نژادی یا ترک اند یا مغول و یا هم نژاد مختلطی از ترک و مغول اند، اما به نظر من مشکل اساسی اینجاست که در کل اختصاصا از لحاظ نژادشناسی و تاریخ سیاسی روی این ارتباطات تحقیق صورت نگرفته است  .

اکثر مغولها بر این باورند، که هزاره ها مغولهای از بازماندگان لشکر چنگیز خان در افغانستان اند، اما به نظر من در دوران امپراطوری چنگیز خان نفوذ فرهنگ مغولی، خصوصا در عرصه ی زبان در میان هزاره ها صورت گرفت، اما در این باره تحقیق علمی صورت نگرفته است، که همه ی هزاره ها از بازماندگان سپاه هزار نفری چنگیز اند، طوریکه اکثر تاریخ نویسان غربی به این عقیده اند .

قبل از سقوط شوروی که مغولستان نیز تحت تاثیر آن نظام بود، مردم مغولستان معلومات خاصی درباره ی هزاره ها نداشتند. برای اولین بار در سطح رسانه ها مردم مغولستان در رابطه با هزاره ها زمانی شنیدند، که دو مستند به زبان مغولی از تلویزیون ملی و یکی هم از تلویزیون های خصوصی در سال 2008م، پخش گردید. بعد از آن در سال 2009م، پس از آمدن سه محصل هزاره به مغولستان، رابطه بین هزاره ها با رسانه ها و از طریق آن با مردم مغلوستان ازدیاد یافت..

کویته بلاگفا: آیا گفته می توانید، هم اینک به چه تعداد محصلین هزاره در مغولستان مشغول فراگیری علوم اند و در کدام رشته ها تحصیل می کنند.

عباس: فعلا بیست و سه نفر از محصلین هزاره در رشته های مختلف چون ( روابط بین الملل، انسان شناسی، کمپیوتر ساینس و اقتصاد) تحصیل میکنند، که از این تعداد سه نفر بورسیه ی تحصیلی دولتی دریافت کرده اند و بیست نفر شان توسط بورسیه ای، که از طرف یک دانشگاه خصوصی کوریایی به آنها داده شده است به مغولستان آمده اند، که از جمله شان سه نفر دختر اند.

کویته بلاگفا: خوب آقای عباس، حالا می خواهیم بدانیم، که از کشتار سیستماتیک هزاره های کویته، مغولستانی ها چگونه باخبر شدند؟

عباس: البته با وجود آنکه در بسیاری از رسانه های بین المللی مسئله قتل عام هزاره های کویته، بازتاب یافته بود، ولی متاسفانه رسانه های مغولستان از این مسئله آگاه نبودند. در آن زمان یعنی در اوج کشتارها، مثل سانحه وحشتناک مستونگ و اختر آباد خودم در کویته بودم. من از طریق ایمل با دوستان در مغولستان در تماس شدم و خواستم تا در این باره نشست خبری یی صورت گیرد، تا رسانه ها، مردم و دولت مغولستان در جریان این اوضاع قرار بگیرند و عکس العملی نشان دهند. بعد از آن بعضی از دوستان مغولی ما، تصمیم به برگزاری یک نشست خبری که خودم و سایر محصلین هزاره نیز در آن شرکت داشتیم، گرفتند.

کویته بلاگفا: آقای عباس، اعتراض مغولستانی ها چگونه و با شرکت کدام نهاد ها صورت گرفت؟

عباس: اعتراض مغولستانی ها به شکل نشست خبری با حضور  نهادهای مدنی، حقوق بشری، فعالان سیاسی و ژورنالستان صورت گرفت.

کویته بلاگفا: در کل، در نشست اعتراضی مغولستانی ها، چه مسایلی مطرح شد و به صورت رسمی چه تدابیری صورت گرفت؟

عباس: در نشست اعتراضی، ابتدا معلومات مختصری جهت آشنایی بیشتر و بهتر از اوضاع زندگی وخیم هزاره ها در افغانستان، پاکستان و ایران ارایه گردید. سپس هر کدام از این نهادها به نوبه ی خود پیشنهادات شان را ارایه نمودند و از جمله از دولت مغولستا ن خواستند تا به شکل رسمی این فاجعه را تقبیح کند. در پایان نشست خبری، پس از سوال و جواب های ژورنالستان به نمایندگی از هزاره ها، از دولت و رسانه های مغولستان خواستم تا کشتار سیستماتیک هزاره ها در پاکستان را در سطح بین المللی،  نهادهای حقوق بشری و ملل متحد از طریق کانال های دیپلماتیک مورد انتقاد قرار دهند و از دولت پاکستان بخواهند تا بر علیه تروریستان اقداماتی جدی نمایند، تا کشتار هزاره های کویته خاتمه یابد.

کویته بلاگفا: آقای عباس، اعتراض کنندگان مغولستانی، چه پیشنهاد هایی را برای قطع کشتار هزاره ها کویته ارایه دادند و همچنان آیا در مورد امکان روابط بیشتر بین هزاره ها و مغولستانی ها کدام صحبت های مشخصی داشتند.

عباس: برگزار کننده گان این نشست خبری موارد ذیل را از دولت و مردم مغولستان خواستند:

1. راه اندازی تظاهرات علیه کشتار جمعی هزاره ها از راه های قانونی.

2. همکاری های مالی و معنوی به هزاره ها از جانب دولت مغولستان.

3. ایجاد روابط فرهنگی و همکاری در عرصه های آموزش و پرورش، زراعت ، اقتصاد و ورزش.

4. حمایت از هزاره های که به حیث مهاجر و یا کارگر به مغولستان می آیند و قبول پناهندگی آنان.

5. مطرح نمودن کشتار سیستماتیک هزاره ها در سطح جهانی.  

قابل یادآوریست، که شرکت کننده گان این نشست موارد فوق را از طریق رسانه های مغولی از دولت مغولستان درخواست نمودند، اما تا به حال از جانب دولت کدام اقدام عملی صورت نگرفته است.

کویته بلاگفا: انعکاس اعتراض آنها از طریق رسانه های داخلی وجهانی چگونه بود؟

عباس: گزارش مفصل این نشست خبری همراه با مصاحباتی که بعد از این نشست با من صورت گرفت، از طریق رسانه های تلویزیونی و روزنامه ها پخش شد. همچنان در یکی از شبکه های معتبر چینی گزارشی از این نشست نشر گردید. پس از بازتاب بیشتر این موضوع گفتمان های تلویزیونی نیز صورت گرفت، که در آن از ما نیز دعوت شده بود، تا به صورت مشرح روی این موضوع بحث صورت گیرد.

کویته بلاگفا: به نظر شما، چه امیدهایی را میتوان از مغولستان نسبت به هزاره ها داشت؟

عباس: همانطوریکه در بالا ذکر شد، مغولها شناخت زیادی از هزاره ها در گذشته نداشتند به این دلیل روابطی نیز وجود نداشت، اما در این اواخر روی این مسئله بیشتر کار صورت گرفته است. خصوصا پس از اینکه سه بورسیه از طرف دولت مغولستان برای هزاره ها داده شد و بعد از آن فعالیت هایی که صورت گرفت،  میتواند این امیدواری را خلق کند که روابط مغولها و هزاره ها هر روز بهتر میشود، تا روزی مغولستان بتواند یکی از پشتوانه های محکم سیاسی در عرصه ی بین المللی برای هزاره ها باشد، اما نمیتوان زیاد هم خوش باور بود، زیرا مغولستان نیز فعلا کشوری در حال توسعه است و از اقتصاد چندان بالایی برخوردار نیست، ولی در آینده اگر روابط همچنان ادامه یابد میتواند یکی از مراکز مهم حمایتی از لحاظ سیاسی و اقتصادی برای هزاره ها باشد.

کویته بلاگفا: آقای عباس، تشکر از شما و در آخر اگر کدام پیامی برای هزاره ها در کل و هزاره های کویته در خاص داشته باشید.

عباس: پیامم بیشتر متوجه هزاره هایست که در کشورهای غیر از ایران، پاکستان و افغانستان زندگی میکنند و آن اینکه چون آنها در شرایط بهتر قرار دارند، باید بیشتر تلاش کنند و مسئولیت پذیر باشند. وضعیت کنونی هزاره ها از کشتار سیستماتیک در کویته - پاکستان گرفته تا فاجعه ی هر ساله، که در بهسود رخ میدهد، سردرگمی سیاسی  هزاره ها در افغانستان، وضعیت وخیم هزاره ها در ایران، تا شرایط کلی آوارگی و بیچارگی هزاره ها در سطح جهان نشان دهنده ی وضعیت یکسان همه ی هزاره هاست. مسئولیت هر فرد هزاره در هر گوشه و کنار جهان  است، تا برای ایجاد تغییر در وضعیت ملی و کلی شان، از خود تلاش به خرج دهند و مسئولیت شانرا در قبال سرنوشت جمعی شان ادا نمایند. دیگر اینکه هزاره های جهان نباید فکر کنند، که تنها با تظاهرات آن هم یک بار در سال علیه کشتار سیستماتیک هزاره ها در پاکستان و یا تجاوز کوچی ها در مناطق بهسود، مسئولیت شان را ادا کرده اند، بلکه باید فراتر از آن عمل نمود و برای بیرون رفت از شرایطی که وجود دارد تلاش مداوم داشت.

نشر گزارش اعتراض مغولستانی ها، نسبت به کشتار هزاره های کویته از تلویزیون ایس بی ان

نبود توافق نظر در شرایط حساس و سرنوشت ساز کنونی، مردم ما را به کدام سمت می برد؟

نوشته: تجلیل

     هزاره های کویته از مدت چند سال بدین سو است، که  مورد حملات تروریستی قرار می گیرد. این حملات در این اواخر افزایش یافته و تا به حال جان صدها نفر را گرفته است.
هزاره های کویته برای رهایی از این وضع بارها صدای اعتراض شان را در سطح حکومت ایالتی بلوچستان و حکومت مرکزی پاکستان رسانیده اند، ولی متاسفانه تاثیرات آنچنانی نداشته است. حزب هزاره دموکراتیک، برای چند بار تظاهرات های را در شهر کویته راه اندازی نموده  و از دولت مرکزی خواهان رسیدگی صریح به این وضعیت شده و حکومت ایالتی بلوچستان را فاقد توان مندی در حفظ و امنیت شهروندان هزاره خوانده است.
     بعد از گذشت اندک زمانی نه تنها که این در خواست ها و اعتراضات مدنی کار را بجای نرسانید بلکه روندی قربانی گیری به همان شدت خود ادامه یافت. سرانجام حزب هزاره دموکراتیک در طی اعلامیه ای از تمام هزاره های جهان خواست که برای پایان بخشیدن به این وضعیت تظاهرات جهانی را راه اندازی نماید و از نهادهای دفاع از حقوق بشر و کشورهای حامی بخواهند تا بالای حکومت پاکستان فشار آورده تا در قسمت تامین امنیت شهروندان هزاره این کشور توجه جدی نماید.
     این تظاهرات ها از اول اکتوبر سال جاری راه اندازی شد که در سرتاسر جهان "تا هنوز در حدود سی و هفت شهر بزرگ جهان" هزاره ها دست به تظاهرات زده و از حکومت پاکستان انتقاد نمود و خواهان آن شدند که عاملین قتل عام هزاره های کویته را شناسایی و دستگیر و به پنجه ی قانون بسپارند  و حکومت در قسمت حفظ جان و مال شهروندان مسوول می باشد، لهذا به جدیت به وظیفه اش عمل نماید.

     رهبران هزاره های کویته نیز هر کدام به نحوی تب و تلاشهایی را برای بیرون رفت از این وضعیت انجام  داده  تا بتواند یک راه حل را بیابند و جلوی این کشتار های مسلسل و زنجیره ای گرفته شود.
از جمله سردار سعادت علی هزاره در طی یک جلسه ی عمومی از مردم هزاره ی این شهر خواست که در اتحاد و همبستگی تان نهایت سعی و تلاش را بخرچ بدهید؛ زیرا تنها راه موفقیت شما اتحاد، همبستگی و یک صدا شدن در مقابل اینگونه فاجعه های بزرگ است که مدام از مردم ما قربانی می گیرد. وی در ادامه سخنانش افزود که حکومت ایالتی بلوچستان قادر به حل این معضل نیست و حکومت مرکزی باید تغییراتی را در سطح مقامات بالای این ایالت بیاورند و همچنان در ادامه صحبت هایش اشاره ی به کارکرد های حزب هزاره دموکراتیک داشت و افزود که نحوه ی فعالیت این حزب بدون پشتوانه ی قوی سیاسی و اقتصادی در وضعیت فعلی موثریت ندارد.

     حزب هزاره دموکراتیک، بعد از حادثات اخیر که در کویته به وقوع پیوست، نشستی را با مقامات بلند پایه ی حکومتی به شمول آصف علی زرداری رییس جمهوری پاکستان  داشته و از حکومت مرکزی خواست تا توجه جدی در زمینه نموده و  تغییراتی اساسی در ساختار حکومت ایالتی بلوچستان بیاورند و از مقامات فعلی حکومت ایالتی  شکایت کردند.
     بعد از این نشست و جلسات متعدد حزب هزاره دموکراتیک طی یک فراخوان از مردم خواستند که تا با شرکت در جلسه ای مردمی، از وضعیت فعلی آگاهی یابند  و دست آوردهای اخیری این حزب  را  شاهد باشند.  در جلسه متذکره افراد بلند  پایه ی حزب سخنرانی نموده و از وضعیت موجوده آگاهی داده و بیان داشتند که با نزدیک شدن انتخابات عده ی هستند که می خواهند، از وضعیت پیش آمده استفاده ی سیاسی نمایند و به نحوی تبلیغات انتخاباتی خود را به پیش ببرند.
     درباره این که کی ها هستند که از وضعیت پیش آمده می خواهد استفاده سیاسی را ببرند، هدف سردار سعادت علی هزاره می باشد. وی تا جای که میدانم، از لحاظ جسمی ضعیف شده و از صحت خوب هم برخوردار نیست و کمتر احتمال این می رود که وی خواهان این باشد که خود را کاندیدای دوره ی بعدی انتخابات نماید. سوال این جا پیش می آید که  آیا واقعا عده ای برای کمپاین انتخاباتی خود دست به فعالیتهای اینگونه  میزند؟ یا نه واقعا درد های مردمش نمی گذارد که بی تفاوت از مقابل اینگونه اتفاقات بزرگ بگذرند؟ سوالیست که به زودی به پاسخ آن خواهیم رسید.

تاریخ، فرهنگ و تمدن هزاره ها

 

متن سخنرانی خواهر فرزانه ربانی در محفل: "هزاره گی کلچرل پروگرام"

خواهران و برادران عزیز همانطور که تذکر داده شد محفل امروز به مناسبت دعوت هزاره ها به خودیابی و خود شناسی دایر گردیده است.

خودیابی و خودشناسی هم در فرهنگ ها و تمدن ها دارای اهمیت است و هم در آموزه های دینی روی آن تکیه شده است. در آموزه های دینی ما چنین چیزی وجود دارد که من عرف نفسه عرف ربه، یعنی هر که خود را شناخت خدای خود را میشناسد. چنین چیزی اهمیت خودشناسی را نشان می دهد. زیرا جامعه و مردمی که خود را نشناسد خدای خود را نیز نخواهد شناخت. در نتیجه چنین نا آگاهی است که آدم نمی دانند جهان چیست؟ جهان به کدام جهت حرکت می کند؟ و او خود کیست؟ و نقشی را که باید در این جهان داشته باشد چیست و او چگونه  نقش جهانی خود را بازی کند؟

خود شناسی چیست از کجا آغاز می شود و چه نتایج مثبت را به بار می آورد؟

خود شناسی را اگر تعمیم دهیم و آن را عبارت از خودشناسی یک ملت وجامعه بدانیم باید بگوییم خود شناسی عبارت از این است که یک ملت موقعیت جغرافیایی ویژگیهای فرهنگی، تاریخی و توانایی های انسانی خود را بشناسد و از آن در راستای پیشرفت و ترقی بهره گیری نمایند.

قهرأ چنین برداشتی از خودشناسی این مسأله را نیز نشان می دهد که خود شناسی را از کجا آغاز کنیم؟ خود شناسی از شناخت فرهنگ تاریخ و موقعیت جغرافیایی آغاز می شود. هرگاه ما امور مذکور را شناختیم صاحب شخصیت فرهنگی و تاریخی میشویم. و با قدرت با فرهنگ ها و تمدن های دیگر وارد تعامل و گفتگو میشویم. و با بهره گیری از تجربه های مثبت دیگران در راستای پیشرفت گام بر می داریم. همین است نتیجه مثبت خودیابی و خودشناسی.

هزاره ها به عنوان یک ملت بزرگ که عمدتا در افغانستان، ایران، پاکستان، آسیای میانه و سایر جهان به صورت گروه های قومی کوچک و نسبتا بزرگ زنده گی می کنند. نیز دارای فرهنگ و تاریخ خود است. این مردم که به قبایل بزرگ تقسیم شده از نژاد واحدی به نام نژاد ترک منحل می باشند. این مردم از خود تاریخ و فرهنگ درخشان و تمدن غنی داشته اند که در تاریخ بنام فرهنگ و تمدن کوشانی ها، غزنوی ها، تیموری ها و مغلیه هند یاد شده است.

این فرهنگ و تمدن های که ذریعه هزاره ها بوجود آمده اند با آنکه در ردیف بزرگترین فرهنگ و تمدن های جهان قرار دارند در اثر انقطاع فرهنگی و تمدنی برای هزاره ها ناشناخته باقی مانده اند.به همین خاطر است که هزاره ها شخصیت حقوقی و تاریخی ندارند. و از حقوق و شخصیت حقوقی خود در ساحه ملی و جهانی قدرت دفاع را ندارند. برای یافتن شخصیت حقوقی و تاریخ خود باید هزاره ها فرهنگ و تمدن خود را به صورت عمیقتر بشناسند و به جهان معرفی نمایند. چنین کاری ضرورت به پژوهش و تحقیقات زیاد دارد. اما امروز من طبق بضاعت اندک علمی خود فقط اشاره ی به طرف فرهنگ ها و تمدن های می کنم که در طول تاریخ به وجود آمده اند به این امید که این آغاز باشد برای تحقیق روی این تمدن ها و معرفی آنها برای هزاره ها و مردمان جهان.

تمدن کوشانی ها، غزنوی ها و تیموری ها در قلمرو خراسان به وجود آمدند و تمدن مغلیه هند در کشور هند و پاکستان.

کوشانی ها در اوایل سده میلادی در خراسان سلسله مقتدری را به وجود آوردند و با گرفتن سیاست معقول و درست راه پیشرفت و تمدن سازی و فرهنگ آفرینی را به سرعت پیمودند. بزرگترین سلطان کوشانی ها کانشیکای کبیر بود. او هم که یک سیاستمدار لایق و یک سر لشکر برجسته و هم دوستدار علم و دانش بود، کشور را به طرف پیشرفت و ترقی هدایت نمود. در دوره او بود که خراسان مهد علم و دانش و در ردیف بزرگترین تمدن ها و فرهنگ های جهان قرار داشت. اگر بخواهیم خصوصیات فرهنگ و تمدن کوشانی ها را به صورت مختصر معرفی نماییم باید عرض کنم که در دوره کوشانی ها تعدد فکر عقیده و مذهب محترم بود. و طریقه های بودایی، برهمنی و زردشتی مساویانه تحت حمایت دولت قرار داشت و پیروان آنها به همدیگر روابط خوب داشتند و به همدیگر با دید احترام و تکریم می نگریستند. چنین چیزی بود که روحیه بردباری  مذهبی را بوجود می آورد و فرهنگ خشونت و فرقه گرایی را زمینه رشد و جولان نمیدارد. همینطور در دامن این فرهنگ روحیه علمی، اصالت اقتصاد، زیبایی شناسی و ارتقای دانش هیکل تراشی به وجود آمده بود که مجسمه موسیقی نوازانی که از هده کشف گردیده و تصاویر رنگه بامیان و دو مجسمه بزرگ بودا که در بامیان قرار داشت نمونه های از این ترقیات فکری و ذوقی است.

 

 در تمدن غزنویان و تیموریان که بعد از ورود اسلام در سرزمین خراسان بوجود آمدند ما با رشد صنایع ادبی بویژه در بخش شعر, تاریخ نویسی, فقه, تفسیر و غیره سروکار داریم که تاریخ بیهقی، حدیقه سنایی غزنوی و سایر آثار ادبی و علمی نمونه های از شاهکارهای علمی و ادبی است.

 

 

تمدن مغلیه هند توسط سلسله معروف به مغلیه هند بنیان گذاری شد. بنیان گذار این سلسله ظهیرالدین بابر بود.

این سلسله که سه صد سال بر هندوستان حکومت کردند. در این سرزمین فرهنگ و تمدن غنی را آفریدند. فرهنگ و تمدن که از افتخارات بشر و همین طور دو کشور هندوستان و پاکستان به حساب می روند. اگر این سلسله ذریعه انگلیس منقرض نمی شد و یک انقطاع فرهنگی و تمدنی هزاره ها در این قلمرو بوجود نمی آمد. هزاره های این قلمرو امروز جمعیت و شخصیت دیگر داشت.

 

 

 

 

 

 

 

در تمدن مغلیه هند ما با بردباری مذهبی بخصوص در دوره اکبر شاه و رشد علمی و ظرافت کاریهای هنری روبرو هستیم، اما رشد معماری از ویژه گیهای عمده فرهنگ و تمدن مغلیه هند دراین دوره به حساب می رود. در دوره مغلیه هند عمارت های زیاد از جمله عمارت های ذیل بوجود آمدند:

 

 

 

 

1: مقبره اکبر شاه

2: مسجد جامع دهلی

3:قصر مغل یا قلعه شاه جهان در دهلی

4: قلعه شاهی در لاهور

5: تاج محل

همانطور که آثار دوره کوشانیان، غزنویان و تیموریان نشان دهنده ترقیات فرهنگی و تمدنی است. این آثار که در هندوستان به وجود آمدند نیز ترقیات فرهنگی و تمدنی را نشان می دهد.

منتحی در اثر بریده گی فرهنگی و تاریخی هزاره ها نمی دانند که قلمرو فرهنگی و تمدنی آنها تا کجا امتداد داشت؟ و این فرهنگ و تمدن چه ویژگیهای را داشت. اکنون که دو نظر برخورد فرهنگی و تمدنی و تعامل و گفت وگوی فرهنگی و تمدنی در جهان مطرح است, باید هزاره ها فرهنگ و تمدن و حوزه های فرهنگی خود را و همینطور حوزه های فرهنگی و تمدنی جهان را بشناسند وبا چنین شناخت راه فرهنگ آفرینی و تمدن سازی را بیابند.

به امید آنرزو

والسلام

چرا های کشتار هزاره ها

نویسنده: محمد یونس "نوید"

خـدا آن ملــــــــــتی را سروری داد

که تقدیرش بدست خویش بنوشت

به آن ملت ســــــــــــرو کاری ندارد

که دهقانش برای دیــــگران کشت

     حوادث و بحرانهای آخیر، حملات هدفمندانه و ناجوان مردانه اخیر که باعث برانگیختن احساسات و ابراز تنفر شدید مردم ما در سرتاسر کره زمین گردیده است، زمینه ساز این شد که جهان و جهانیان را متوجه سازد که در این شهر چه میگذرد. چرا روزانه ده ها جوان ما در زیر خروار های خاک دفن می گردند؟ چرا کندن گور های دسته جمعی برای مردم ما به یک عادت مبدل شده است؟ چرا ما مردم را میکشند؟ و دلیل این کشتارها چیست؟ واقعا لشکر جهنگوی است یا طالبان؟ برادران بلوچ است یا پشتون؟ حکومت است یا دست های دیگری در پشت پرده در کار است؟ یا اینکه سیاست های بیرونی است که برای از پا در آوردن حریفش در بازی های سیاسی از مردم بی دفاع ما به عنوان پیاده نظام شطرنجی استفاده می کند. پس چرا ما؟ چون ما مردم حلیم و بی دفاع ایم؟ چون هزاره ایم ویا شیعه بودن ما باعث این گردیده است که این همه قربانی بدهیم؟ و یا اینکه مردم با تمیز و با فرهنگ هستیم که شعار ما، پیام ما و عمل ما پیشرفت و ترقی است. ما همواره کوشیده ایم که با پای خود راه برویم، با چشم خویش بنگریم، با دست خود کار کنیم و با فکر خود زندگی و باردوش کسی هم نبوده ایم و جز ثمر و مفاد برای دولت و همسایگان خویش چیزی دیگر نداشته ایم، پس چرا ما از میان مهره ها به عنوان مهره بازی انتخاب می شویم 

     چرا های زیادی در مقابل این همه قتل عام ها و بی عدالتی ها وجود دارد که اذهان پیر و جوان، کوچک  و بزرگ، زن و مرد ما را آزار می دهد، اما هیچ گونه جواب و دلیل قانع کننده ی وجود ندارد که برای حل این بحران کارساز باشد. شما شاهد هستید که در هر هفته ده ها زن بیوه و صدها طفل یتیم، ده ها مادر داغدار و در سوگ پسر می نشیند. ما هر روز عزادار و به خون خود می غلطیم، ولی به جرم خود ملتفت نیستیم. لاکین از گناه ناکرده خود بی خبریم که چرا و به چه جرمی؟ تحلیل ها و بررسی ها هنوز ما را قانع نساخته است. اگر بخاطر شیعه بودن قتل عام میشویم که داستان شیعه و شیعه بودن ما تازگی ندارد و بسا اقوام دیگر نیز هست که دارای مذهب تشیع بوده ولی این مسایل اتفاق نمی افتد. اگر هزاره بودن ما جرم محسوب میشود که هزاره ها در تاریخ پاکستان جز خدمت، افتخارات، پیشرفت، ترقی و آبادی چیزی دیگر به ارمغان نیاورده است که تاریخ خود گواه این مساله است. چنانچه در رابطه با حوادث اخیر مردم ما مقاله تحت عنوان "جنرال موسی خان ما شرمنده هستیم" که توسط حامد میر یکی از مطرح ترین ژورنالیست، نویسنده ی چیره دست، تحلیل گر و صاحب نظر در مورد مسایل تروریسم و مسایل امنیتی و همچنان گرداننده ی برنامه میزگرد در شبکه تلویزونی جیو نوشته شده است که صداقت، فداکاری وخدمات بزرگ مردم ما را نسبت به دولت و ملت پاکستان ثابت میسازد.

     دلیل دیگری که چرا ما مردم بی گناه و بدون جرم به قتل میرسیم، می تواند حسادت کوردلان و تاریک اندیشان باشد که نمی توانند ما مردم را که در این جایگاه قرار داریم تحمل کنند، چرا؟ چون در منطقه ی که چادر نشینی رسم باشد، زندگی در ساختمان های مجلل جرم است. در شهریکه بیسوادی حاکم باشد، پیشرفت و ترقی، آموزش علم و دانش، ایجاد و موجودیت مراکز علمی و فرهنگی در هر کوچه و محله محکوم به نابودی است. در محیط که زنان به عنوان برده ی زر خرید باشد، فعالیت و آزادی آنها کفر شمرده میشود. در شهریکه بی عدالتی و بیدادگری به اوج رسیده باشد، عدالت و مساوات واجب القتل می باشد. لذاست که برادران و خواهران من، بزرگان قوم، روحانیون و سیاست مداران محترم پیشرفت و ترقی چشمگیر مردم ما، ایجاد و موجودیت صدها مراکز تعلیمی و رشد سرسام آور آنها، حرکت زن و مرد، کوچک و بزرگ برای کسب علم و هنر، تعمیرات زیبا و مجلل، نظافت و صفایی محیط و زندگی ، چشمان کور و پر طمع دشمنان مارا متوجه خودش گردانیده است، لذا دشمنان بی رحم ما تلاش شان بر این است ، که به هر شکلی ممکن هم که شده مانع پیشرفت و ترقی ما گردند و بر روحیه مردم ما تاثیرات منفی بگذارند.

     خوانندگان گرامی این مقاله! هیچ مشکلی و هیچ بحران جود ندارد که راه حل نداشته باشد. البته اگر ما و شما بخواهیم و به راه حل آن فکر کنیم، بنا به فرمایش بزرگ جامعه شناسی عالم، حضرت علی می فرماید: "حل مشکل همواره با درک مشکل آغاز میشود، یعنی ما باید درد را بیابیم بعدا دنبال مداوای آن حرکت کنیم." یکی از راه حل های که میتواند خوب ترین راه حل برای رفع مشکلات موجود باشد، اتحاد ما و شماست، تا زمانیکه متحد نشویم، اتحاد و همبستگی نداشته باشیم، یک مشت و یک صدا نباشیم. تا هدف ما راه و مسیر ما و خواست ما یکی و متحدانه نباشد، به باور کامل گفته می شود که همچنان مشکلات و بحران ها، قتل عام ها و کشتار دسته جمعی ثابت و تکرار خواهد شد. و بشکل انفرادی و تفرقه-تفریقه هیچ گاهی به راه حل واقعی دست نخواهی یافت. بناء خصوصا بزرگان محترم و مسولین گرامی در قسمت سرنوشت، این مردم بیچاره که چشم امیدی به شما دوخته اند، بخاطر حفظ منافع مردم ما و بخاطریکه دیگر شاهد کندن گورهای دسته جمعی و تابوت کشی های متعدد نباشیم. سلیقه های شخصی را کنار گذاشته باهم و در کنار هم دنبال راه حل باشیم، به امید آنروزیکه دیگر هیچ وقت این همه فجایع بزرگی را تجربه نکنیم و همه گی متحدانه در مقابل کوه از مشکلات ها بایستیم.

نوت: مطالب فوق فشرده ی از مقاله محمدیونیس "نوید" می باشد .

کنفرانس مطبوعاتی استاد محقق رهبر حزب وحدت مردم افغانستان، با رسانه های پاکستانی

گزارش از: عبدالله رفیعی

     استاد حاجی محمد محقق، رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان و رییس کمیسیون عدلی و قضای مجلس نمایندگان افغانستان به تاریخ 21/10/2011م، به ریاست عده ای از اعضای مجلس نمایندگان افغانستان وارد اسلام آباد - پاکستان شدند. استاد محقق در ملاقات اش با یوسف رضا گیلانی، وزیر اعظم کشور پاکستان در ضمن صحبت در مورد اهمیت سفر اعضای پارلمان کشور ها به کشور های یکدیگر در رابطه به کشتار هزاره های کویته، خواهان توجه جدی ایشان به این مسله شدند. وزیراعظم پاکستان در پاسخ به وی یاد آور شدند، که هزاره های پاکستان یکی از بهترین شهروندان پاکستان  می باشند و وی علاوه کردند، که ایشان در کویته رفته و به هزاره های کویته وعده نموده اند، که قاتلان شانرا به سزای اعمال شان به زودترین فرصت می رسانند...

     استاد محقق با هیات همرایش به تاریخ 22/10/2011م، وارد شهر کویته شدند. ایشان با هیات همرایش قبل از همه بر مزار شهدای شهر کویته رفته و در ضمن فاتحه خوانی، به خانواده های شهدا تسلیت گفته و اظهار همدردی و  غم شریکی اش را با هزاره های کویته در هر صحنه یاد آور شدند... سپس ایشان گفتگویی با سران هزاره های کویته داشتند، که در نشست شان با آنها در ضمن تسلیت به آنها، در رابطه به وضعیت هزاره های کویته گفتگو کردند...

     امروز یکشنبه 23/10/2011م، وی حوالی ساعت ده صبح کنفرانس مطبوعاتی ای با رسانه های پاکستانی در سرینا هوتل داشتند. استاد محقق در کنفرانس مطبوعاتی شان هدف از آمدن شان در پاکستان و خصوصا کویته را دو مورد عنوان نمودند:

اول: به خاطر تحکیم بخشیدن به ارتباط پارلمانی هرچه بیشتر بین دو کشور.

دوم: حوادث ناگوار اخیر کویته و قتل عام هزاره های ساکن بلوچستان.

     در رابطه به روابط پارلمانی ایشان یاد آور شدند، که در بین کشور های جهان مرسوم است، که اعضای پارلمان شان جهت استفاده از تجارب یکدیگر، کمک در قانونگذاری بهتر، آگاه شدن از وضعیت یکدیگر و اطلاع رسانی و کمک به رسانه ها، به کشور های یکدیگر سفر می کنند و ما نیز به کشور همسایه و مسلمان خویش آمده ایم تا بر مستحکم شدن هر چه بیشتر روابط و استفاده از تجارب یکدیگر استفاده نمایم. نمایندگان پارلمان در حقیقت نمایندگان مردم اند، لهذا ارتباط مردم کشور ها با یکدیگر، دولت ها را در سیاست گذاری های شان کمک زیاد می کند.

     در رابطه به قتل عام هزاره های کویته، ایشان ذکر کردند، که در این اواخر به شدت زیاد هزاره های کویته به خاطر قوم و مذهب شان به شکل تکان دهنده قتل عام می شوند. این کار در دنیای امروز عیب و ننگ بزرگ است. ما می خواهیم توجه جدی دولت پاکستان را در این رابطه جلب کنیم و در ضمن جهانیان را متوجه این نکته بسازیم. در دنیای که ما امروز زندگی می کنیم، به یک دهکده می ماند و در این دهکده هر کس حق دارد، با هر عقیده ای که دارد و مربوط به هر قومی، که است زندگی کند. در دنیای امروز کسانی، که دست خالی و غیر مسلح اند، اگر به خاطر قوم و یا مذهب شان قتل عام می شوند، کشتار شان جنایت علیه بشریت است. آن عناصری، که به هر عنوانی این عمل را انجام می دهند، انسان نیستند. آقای محقق در ادامه کنفرانس شان یاد آور شدند، که ایشان در این رابطه با یوسف رضا گیلانی نخست وزیر پاکستان و معاون وزیر خارجه پاکستان صحبت کرده اند. آقای گیلانی به ایشان وعده داده اند، که جلو این فاجعه ها را می گیرند و قاتلان هزاره ها را به سزای اعمال زشت شان می رسانند.

     آقای محقق، در قسمت آخر سخنانش در کنفرانس مطبوعاتی به شکل پیام به هزاره های کویته، یاد آور شدند، که اگر من اینک به جز رفتن بر مزار شهدا و تسلیت به خانواده های شهدا، کاری دیگری نتوانستم، به شما می گویم، که در هر حال با شما هستم و در مصیبت و غم با شما شریک می باشم. مردم ما یک قوم صلح دوست و طرفدار زندگی مسالمت آمیز با تمام اقوام است. عقیده داشتن و منصوب بودن به یک قوم خاص حق طبیعی هر انسان است و حق طبیعی و انسانی ما باید به رسمیت شناخته شود و جلو تهاجمات بر مردم ما گرفته شود. آقای محقق، به شکل آخرین سخنانش گفتند، که یکبار دیگر از مسوولین دولت پاکستان به صورت جدی تقاضا می کنم، که جلو کشتار مردم بی گناه و غیر مسلح هزاره های کویته را بگیرند.

     استاد محقق بعد از کنفرانس مطبوعاتی شان، با عده ای از فعالان سیاسی، مدیران مکاتب، استادان و هنرمندان هزاره شهر کویته گفتگو کردند، سپس ایشان، که مهمان سران هزاره های ساکن مهرآباد بودند، همراه با هیات همراه و اعضای کنسولگری کویته، راهی مهر آباد شدند. استاد محقق، در گفتگویش با استادان و مدیران مکاتب هزاره تاون از آنها خواستند تا سلام و عرض تسلیت شان را به ساکنان هزاره تاون برسانند. ایشان یاد آور شدند، که من تصمیم جدی داشتم، تا بر مزار شهدای هزاره تاون نیز حاضر شوم، ولی متاسفانه دولت و نیروهای انتظامی به خاطر وضعیت وخیم امنیتی این اجازه را به من نمی دهند، لهذا به نمایندگی از من در ضمن معذرت، پیامم را به آنها برسانید.

برگزاری جلسه بزرگ مردمی در هزاره تاون، توسط هزاره دموکراتیک پارتی

گزارش از: علی تلاش 

    هزاره های کویته از زمانی که حادثات ناگوار، در روزهای قبل به وقوع پیوسته است، تاکنون در یک حالت سردرگمی قرار دارند، با وجود آنکه تلاشهای نهادهای مختلف و جستجوی راه حل ها و روحیه بخشیدن به مردم، جلسات و تصمیمات گرفته شد که به نظر میرسد هیچ کدام مؤثر واقع نشد. تنها حزب سیاسی هزاره ها در کویته (حزب دموکراتیک هزاره ها) دیروز جلسه ای را برگزار نمودند تا به ابهامات مردم پاسخ ارایه نمایند و از حالات موجود و فعالیت های این حزب مردم را مطلع سازند و راه حل های را برای بهبودی وضعیت جاری با مردم در میان بگذارند. گرچه این جلسه بصورت زنده در سر تاسر دنیا ذریعه سایت رسمی (HDP) پوشش داده شد ، اما بعضی پیام ها و سخنان جناب عبدالخالق ]رهبر حزب[ و جناب احمد علی کهزاد  ]جنرل سکریتری[ بد نیست که دوباره از آن گزارشی تهیه و خدمت خوانندگان " کویته-بلاگفا" تقدیم شود.

     این جلسه به روز جمعه 2011/10/22 م، سر ساعت چهار بعد از ظهر با تلاوت چندی از آیات قرآن مجید شروع شد. در این جلسه جوانان، بزرگان قوم و تعداد کثیری از مردم شرکت کرده بودند. در نقاط آغازین برنامه عصمت الله عضو (Hazara Student Federation) به سخنرانی پرداخت، متعاقب آن جناب میرزا حسین و عزیز الله هزاره هم در باره وضع بوجود آمده به ایراد سخن پرداخته و توصیه نمودند که در این قسم حالات مردم نباید روحیه شان را از دست بدهند.

     چهار مین شخص سخنران این جلسه جناب احمد علی کهزاد بود که در ابتدا با فامیلین شهدای واقعات اخیر اظهار همدردی نموده و ثانیاً از حضور گسترده مردم تمجید و ار آنان تشکر و قدردانی کرد. وی از فعالیت های مؤثر این حزب از ابتدا تاکنون که مدت 8 سال می شود اشاره نمود و یاد آور شد که دلیل های سیاسی در پشت صحنه این حالات وجود دارد. او ناتوانی و ضعف حکومت ایالتی را باعث بروز چنین حالات دانست و از مردم خواست در این موقع حساس باید از هوش و ذکاوت بیشتری کار بگیرند، چرا که عمل نمودن به این طور قضایا از روی احساسات و کار های ناسنجیده نه تنها به حل این مشکل کمک نمی کند بلکه باعث بوجود آمدن هرج و مرج در جامعه شده و اوضاع از این بدتر بحرانی خواهد شد. کهزاد از بوجود آمدن جریان های غلط در جامعه سخن گفت و توضیح نمود که غلط فهمی ها و تحلیل غلط از واقعات، باعث درک غلط مردم از وضعیت فعلی می شود؛ و بیان داشت که فعالیت (HDP) در همه عرصه ها واضح و شفاف است. در قسمتی دیگر از سخنان خود به تصمیمات که از سوی بعضی ها به خاطر مسلح شدن افراد برای تـأمین امنیت در هزاره تاون ارایه شده است انتقاد نمود و خاطر نشان ساخت که مردم ما عضو جامعه پاکستانی هستند و در تمام عرصه ها فعال و آماده خدمت می باشند، پس حق دارند که حکومت برایشان چاره ای جدی تری بیاندیشد و آنها را کمک کند. و در قسمت اخیر سخنان خود از بزرگان و نهادی موجود در جامعه خواست که از اقدامات ناسنجیده پرهیز نمایند وگرنه ، تصمیمات سر به خودانه باعث بی  اعتمادی مردم نسبت به سران و بزرگان قوم می شود.

     پنجمین و آخرین شخص سخنران این پروگرام جناب عبدالخالق هزاره بود. ایشان در آغاز بیانات شان ضمن عرض تسلیت به خانواده شهیدان چند حادثات ناگوار اخیر، از شرکت پر شور مردم استقبال  و تشریف آوری مردم را در جلسه احتجاجی روز جمعه خیر مقدم گفت. در ادامه بیان داشت که ( حزب هزاره دموکراتیک) با وجود تمام مشکلات و مصیبت ها همه وقت در خدمت مردم بوده و در آینده هم خواهد بود. وی برگزاری تظاهرات هوشمندانه در اسلام آباد و بر پایی تظاهرات منظم و سازماندهی شده در بقیه کشور های جهان که به خاطر توقف قتل عام هزاره های کویته انجام شد را گواهی بر گفته های خویش ذکر کرد؛ در ادامه سخنان خود از مؤثر بودن تظاهرات های مسالمت آمیز برعلیه کشتار هزاره ها ی کویته یاد نمود و بیان داشت که ما بوسیله این راهپیمایی ها توانستیم صدای این قوم را به گوش دولت مرکزی و نهاد های بین الملی برسانیم، از همین جهت است که دولت مرکزی پاکستان از طرف سازمان حقوق بشر آسیا و سایر دولت ها زیر فشار آمده است که امروز دولت مرکزی اقدام به همکاری و وعدۀ تامین امنیت برای مردم ما میدهد. علاوتاً عرض نمود که این تلاش ها و زحمت های حزب است که امروز رسانه ها هم در پاکستان و هم خارج از پاکستان به این قوم توجه میدهند و قوم هزاره روز به روز در منطقه شناخته تر می شوند. وی از طرح بعضی ها که منجر به ایجاد خلا بین هزاره های سنی و شیعه شده است به شدت انتقاد کرد و توصیه کرده که هزاره ها چه سنی و چه شیعه با هم برادرند و نباید به بهانه مذهب آنها را از خود دور برانیم. در قسمت اخیر سخنان خود خاطر نشان ساخت که این خون شهدا باعث شناخت بین المللی این قوم شده و نباید این مسله را نادیده گرفت. و باید برای مردم توصیه نمود که در مسایل اجمتاعی به صورت فردی عمل کردن غلط است و فعالیت فردی کاری را به جای نه خواهد برد پس بهتر است از آن جلوگیری کرد؛ و خطاب به مردم یاد آور شد که در ملاقات اش با ریس جمهور پاکستان آقای آصف علی زرداری از عمل کرد مقامات پولیس ایالت بلوچستان انتقاد و خواستار تبدیلی آنها از این پست ها شدم که تا حتی این خواسته حزب ما برآورده و موافقت صورت گرفت. رهبر حزب هزاره دموکراتیک به این بیان به گفته های خود نقطه پایان بخشید. " تا زمانی که حکومت و آیین موجود باشد، بر هر فرد ما لازم و ضروری است که مانند یک شهروند دیگر پاکستانی به آن احترام بگذاریم. اگر زمانی دیدیم که حکومت و قانون وجود ندارد پس ما خوب می دانیم که از خود و مردم خود چطور حفاظت کنیم."