پیام محمد اسحاق فیاض که در مراسم رونمایی کتاب "یاد گل سرخ" به خوانش گرفته شد
قومای عزیزکویته، برادران، خواهران، نویسندگان، محققان و اساتید گرامی آن دیار، سلام علیکم ورحمته الله!.
خوشحالم فرصتی پیش آمد تا با شما عزیزان درد دلی داشته باشم. شمایی که امروز یکباردیگر سرنوشت شما با خون و شهادت رقم خورده است، سرنوشتی که تاریخ معاصرمن و تو است. گاهی تراژدی جنایت و قتل عام عبدالرحمان جلاد خون رنگ صفحه تاریخ ما می گردد و گاهی هم افشار، غرب کابل، مزارشریف، بامیان و یکاولنگ و این بار کویته درامه رقص خون را در صفحه تاریخ ما روایت می کند.
همیشه برای من این سئوال اساسی مطرح شده که " آیا هویت تاریخی هزاره ها همان است که فیض محمد کاتب روایت می کند و یا چند کتاب تاریخ دیگر از حد اقل دوصد سال گذشته هزاره ها؟". آنچه در این کتابها تاریخ هزاره ها را روایت کرده، دوره معاصر یعنی در حدود چند قرن اخیراست، روایت های تاریخی یی که جز خون، آتش، ستم، آوارگی، فقر و کتمان هویت چیزی دیگری در آن دیده نمی شود. کتاب سراج التواریخ فیض محمد کاتب هزاره رنجنامه مرگ و درامه خون و آوارگی واز دست دادن قلمرو سرزمینی هزاره ها در سینه تاریخ است. آیاهویت تاریخی ما فقط همین است؟، یعنی شکست، تسلیم پذیری در سایه استبداد برای زنده ماندن و خزیدن در دره های سرد و یخ زده؟ یا این که هزاره ها در گذشته نیز از هویت تاریخی افتخار آمیز برخور دار بوده اند، اما با گسست و هبوط از این موقعیت والا دچار آلزایمر تاریخی گردیده و هیچ خاطره ای از گذشته دورخود ندارند؟.
مشکل دیگری که در کنارفراموشی تاریخ گذشته ماوجود دارد، هیژمونی دیگر اقوام و ملت ها در فرایند ساخت تاریخ است، زیرا این نکته عاری از حقیقت نیست که «تاریخ را مورخان می سازند تا حوادث و رویدادهای تاریخی» اکنون نشانه ها، الگوها، شخصیت ها، خلاقیت ها، سلسله های حکومتی وآثارباستانی را که روایتگر رشد و شکوفایی تمدنی هزاره ها در گذرتاریخ بوده است، همه را دیگران ازآن خود کرده و برای خود تاریخ ساخته و اکنون تغییر تاریخ نوشته شده وتغییر مسیر تاریخ و اثبات این تغییر برای مورخان هزاره دشوار است. در حالی که هزاره ها نه تنها در قلمرو فعلی هزارستان حکومت های محلی متعدد داشته اند، بلکه در شبه قاره هند، ایران و آسیای میانه حکومت رانده اند، حکومت های محلی شیران بامیان، غوریان، ناهور، جاغوری و بهسود را حتی مورخان معاصر نیز روایت کرده اند، اما متاسفانه این سلسله های حکومتی هنوز از سوی محققان هزاره شفاف و روشن نشده است. مورخان هزاره بیشتر روی تاریخ خونین معاصر هزاره ها کار کرده اند و متاسفانه نقبی به گذشته نزده اند و این یک کاستی بزرگ در تاریخ ما به شمار می رود و بر محققان و مورخان هزاره است تا در این راه کمر همت بربندند و تحقیقات دامنه دار خود را در این زمینه آغاز نمایند و افتخارات گذشته را با دنیای معاصر پیوند بزنند.
امروز همان طوری که شهید فیض محمد کاتب هزاره سمبلی از روایت خونین قتل عام هزاره ها در عصر عبدالرحمانی است، شهید مزاری به عنوان سمبل مقاومت و نماد هویت یابی قومی است که پس از صد سال سکوت و تحمل رنج یک شکست سنگین به باز خوانی هویت خود آغاز کرده است. براین اساس تراژدی خونین سه سال قتل عام هزاره ها در اوایل دهه 1890 و مقاومت سه ساله غرب کابل در اوایل 1990 دو پیوند تاریخی مهم اما متضاد در سرنوشت هزاره ها است. حادثه اول بیش از 60 درصد هزاره ها را به کام مرگ برد، از سرزمین شان آواره کرد، تلاش شان فقط برای زنده ماندن خلاصه شد، دچار کتمام هویت شدند، طوری که حتی جرات هزاره گفتن را نداشتند، دچارالزایمر تاریخی خود شدند و جرات نداشتند که افتخارات گذشته خود را روایت کنند و یا به کاوش بگیریند. اما در حادثه دوم هرچند خون بود و آتش و رقص خون در برزخی از زندگی و مرگ، اما مردی از میانه آتش قد راست کرد و طلسم ذلت پذیری من وتو را شکست و هویت هزاره ها را به عنوان انسانی که از حقوق انسانی برابربا همه انسانها در سایه عدالت اجتماعی در دنیای مدرن امروز برخوردار است، ترسیم کرد.
نمادها و شعارها نیز در دو حادثه بسیار جالب می نماید، آنچه در حادثه اول برای هزاره ها به نماد فرهنگی تبدیل گردید« مَخْتَه» است. مخته یکی از ارکان اصلی فولکلورهزاره گی است، مخته نوحه ای است که زنان در سوگواری ها می خوانند. مخته طی جنگ های هزاره ها باعبدالرحمان(1890-93) به وجود آمده است. مخته قالبی است که رنجمایه های خون و آتش و مظلومیت و قهرمانی های ناکام را روایت می کند، روایت های تلخی که حد اقل هزاره ها یک قرن آن را با جسم و جان شان زمزمه کرده اند. در حادثه دوم هرچند که محاصره هست و خون و شهادت و قتل عام افشار، اما نماد و شعارها دیگر به «مخته» تبدیل نگردید، بلکه محور شعارها « مقاومت»، « هویت خواهی»،« عدالت اجتماعی» بود و اینکه « هزاره بودن حق هر انسان هزاره در دنیای مدرن امروز است». قهرمان ها هم جالب است در حادثه اول شیرین هزاره و چهل دختران اند که برای حفظ غیرت ناموسی شان دسته جمعی خود را از کوه پایین انداختند و در حادثه دوم، حمید، نصیر، شفیع و... هستند که خواب را از دشمن ربوده بودند.
رهبران هردو حادثه نیزجالبند، در حادثه اول خوانین، ملاها و کربلایی های پراکنده و متشتتی هستند که نمی توانند نیروهای مقاومت را در یک صف متحد کنند، دسته های پراکنده در هرنقطه توسط قشون خون خوار عبدالرحمان قتل عام می شدند؛ اما در حادثه دوم مردی ازخاکستر سکوت و نفاق داخلی برخواست و قبل از مقاومت غرب کابل، دسته ها و گروههای پراکنده را دور هم جمع کرد و متحدساخت و رمزهویت یابی این قوم را در وحدت و یکپارچی دانست و در سایه این همبستگی بود که مقاومت جاودانه غرب کابل به رهبری رهبرشهید عبدالعلی مزاری رقم خورد.
حال اگر این دو حادثه روایت گردد، دو راه دارد. حادثه اول را با مخته روایت کرده اند و حادثه دوم را باید باخاطره روایت کرد. زیرا خاطره ها و تاریخ مقاومت غرب کابل و نقشی که رهبرشهید در آن ایفا کرد اگر به نسل بعدی منتقل نشود، ممکن است بازهم نسل های آینده ما حتی دچارآلزایمرتاریخ معاصر خود گردند و در بیگانگی هویتی از دیگران کسب هویت کنند.
امروزه خاطره نويسي اهميت ويژهاي پيدا كرده است، زيرا خاطرات واقعيتهاي زيادي را بيان ميكند كه در تحليلها و گزارشها ناگفته مانده است. افكار، رفتار، خلقيات، آرزوها و آرمانهاي اشخاص را از لابلاي خاطرات آنان می توان بدست آورد. اگر ارگانهای دولتي ويا نهاد تحقیقی بخواهند اسناد و مدارك يك رويداد مهم را با تمام جزئيات گرد آوري كنند، جمع آوري خاطرات افراد از آن رويدادها يكي از منابع مهم به شمار ميرود.
رهبر شهید شخصيتي است كه از اوان جواني وارد فعاليتهاي فرهنگي و سياسي گرديد و براي تربيت نسل مبارز درميان جوانان تلاش کرد. براي زمينه سازي مبارزه و ايجاد تحول بنيادين در ساختار نظام سياسي در افغانستان لحظهاي آرام ننشست و اين خاطرات خود روايت گر بخشي از اين تلاشهاست. در دوران جهاد يگانه مجاهد مردي بود که سنگين ترين مسئوليتهاي جنگ و جهاد را بردوش داشت، از حضور در عملياتهاي نظامي گرفته تا ساماندهي تشکيلات مجاهدين و تدارک مهمات و نياز منديهاي مجاهدين همه بردوش او بود. زماني که نفاق داخلي چون خوره پيکره جهاد و مبارزات مردم ما را ميخورد رهبر شهيد باطرح وحدت و يگانگي، حزب وحدت اسلامي افغانستان را با همت ديگر همزرمانش تشکيل داد او در بحراني ترين برهه از تاريخ افغانستان نقش بزرگي براي هويت بخشي هزارهها بازي كرد. براي تحقق هدفش تا آخر ايستاد، سخت ترين شرايط را متحمل شد اما تن به معامله نداد، مردمي را از خواب غفلت بيدار كرد و به آنان انگيزه سياسي و روحيه انقلابي بخشید. اکنون شناخت مزاری مساوی با شناخت هویت مردم ما است که پس از صد سال سکوت جرات فریاد کشیدن یافته است و این فریادها باید به نسل بعدی منتقل شود.
هنوز هم زواياي شخصيتي رهبرشهید ناشناخته مانده و اندیشه سياسي و مبارزاتي او با روشهاي علمي و متدهاي تحقيقي تجزيه و تحليل نشده است. هرچند كه هر ساله در سالگرد شهادتش ازايشان تجليل ميشود اما هيچ نهادي براي جمع آوري آثار و خاطرات او همتي به خرج نميدهد و سرمايه گذاري نميكند. اکنون چاپ جلد اول کتاب یاد گلسرخ و برگزاری مراسم رونمایی از آن، شاید انگیزه بیشتری برای محققان و نویسندگان خلق نماید تا در این راستا گامهای اساسی و علمی بردارند.
در پایان یاد آوری چند نکته را لازم می دانم:
1- این قلم که در کنار فعالیت های ژورنالیستی در زمینه تاریخ معاصر سه دهه اخیر افغانستان کارمی کند، تاکنون 200 ساعت مصاحبه از کسانی که در جریان تحولات غرب کابل، مزارشریف و بامیان بوده اند، جمع آوری کرده ام که بخش زیادی از این مصاحبه ها در موضوعیت فعالیت ها و اندیشه های رهبرشهید است، اما گرفتاری های مهاجرت، مشکلات اقتصادی و نیز نبود یک همکار خوب، کار بیشتری در این زمینه نشده است.
2- همانطوری که در مقدمه این کتاب نیز آمده مجموعه خاطرات یاد گل سرخ حد اقل سه جلد خواهد شد، بخش عمده خاطرات جلدهای بعدی به صورت خام در لابلای 200 مصاحبه های یاد شده موجود است، اما کار بیشتری تاکنون صورت نگرفته است. اکنون از همه دوست داران رهبر شهید تقاضادارم تا اگر خاطره ای از رهبر شهید دارند آن را به ایمیل این جانب ارسال کنند. مشخصات کامل راوی خاطره و نیز تاریخ دقیق و یا تقریبی زمان خاطره ضروری است.
3- بعضی از دوستان در ایران و افغانستان وجاهایی دیگر براساس سلایق خود می خواهند با دستکاری، این مجموعه خاطرات را به چاپ برسانند، باید یادآور شوم که خاطرات جمع آوری شده به صورت امانت نزد من است و هرگونه تغییر و دستکاری خیانت به امانت است و اجازه تغییر در متن و موضوع خاطرات به هیچ وجه داده نمی شود. بعد از این نسخه چاپ شده در کویته پاکستان، به عنوان مرجع و اصل خواهد بود و دیگر دوستان اگر می خواهند این کتاب را به چاپ برسانند، عین آن را به عنوان تجدید چاپ به نشر برسانند و نیز اجازه داده می شود که از این کتاب همراه با ذکر منبع و عدم تغییر در متن خاطرات، برخی از خاطرات را در کتابها یا سایت های شان به نشر برسانند.
4- از دوست خوبم آقای رفیعی که زحمت چاپ آن را کشیده است و دوستان عزیز آقایان حسین ناصری، عبدالله همدرد و عباس فروزش که هزینه چاپ را متقبل شده اند ودیگر دوستانی که در این راستا تلاش کرده اند و نیز شما بزرگوارانی که در مراسم رونمایی کتاب یاد گلسرخ در شرایط نامساعد کویته دورهم جمع شده اید، یک جهان سپاسگزاری و تقدیر و تشکر می نمایم.
موفق و کامراباشید
محمداسحاق فیاض
قهرمان ماراش- جنوب ترکیه
۱۲/۱۰/۲۰۱۲

گزارش از: تلاش 

















قرار گزارش های اولیه امروز یک شنبه ۱۴.۱۰.۲۰۱۲میلادی، ساعتی قبل در اثر حمله تروریستان بر یک موتری که سرنشینان آن هزاره های شهر کویته بودند، در عبدالستار رود نزدیکی های امامیه هایی اسکول دو تن شهید و سه تن زخمی شده اند. به گفته نیرو های انتظامی ایف سی، افراد نامعلوم بعد از حمله بر سرنشینان موتر، از ساحه متواری شده اند و ایف سی محل حادثه را محاصره کرده و در تعقیب تروریستان می باشد... وضعیت صحی زخمی ها نیز وخیم گزارش میشود و آنها به شفاخانه نظامی شهر انتقال داده شده اند...






به گفته پولیس امروز پنجشنبه ۴/۱۰/۲۰۱۲م، حوالی صبح زمانی که دو تن از هزاره ها با یکتن از همکاران پنجابی شان (کارمندان وزارت مالیه) از کویته به طرف پشین می رفتند، در ساحه قشلاق مورد حمله تروریستان قرار گرفته و در نتیجه هر سه شان به شدت زخمی شدند. در زمان انتقال زخمی ها به طرف شفاخانه عمومی شهر، یکتن شان (هزاره) به شهادت رسید و دو تن دیگر شان تحت تداوی قرار گرفته اند. گزارش ها حاکیست که وضعیت صحی دو تن از زخمی ها نیز وخیم است.
.

درلحظات آغازین برنامه جناب احمدعلی کهزاد جنرل سکرتری حزب هزاره دموکراتیک نخست از تمام اشتراک کنندگان قدردانی کرد که در پروگرام شرکت کرده اند و سپس در جریان یک سخنرانی مختصر برای مردم واضح ساخت که چرا ضرورت ایجاد چنین اداره ی احساس شد؟ و اهداف و مرام موسسه خیریه چیست؟. وی اظهار داشت که هزاره های کویته در سالهای اخیر مشکلات زیادی داشته و شاهد فاجعه های زیادی بوده اند. بدون کدام شک یک تعداد اشخاص خییر این جامعه کوشش کرده اند به نحوی به فامیلین شهدا و آسیب دیده گان کمک کنند، اما این کمک ها به صورت منظم و سیستماتیک نبوده از همین جهت نه تنها راه حلی برای مشکلات مردم نبوده بلکه سبب بوجود آمدن ناهماهنگی ها شده است. از همین سبب (HDP) از مدت 9 ماه پیش در صدد تشکیل چنین اداره ی شد که به کمک های خیریه یک نظم ببخشد تا کمک های مالی که از سوی مردم جمع آوری می شود بصورت منظم و برنامه ریزی شده بین افراد مستحق جامعه تقسیم شود. نه تنها به مستمندان کمک مالی شود بلکه توسط همین کمک های مالی کوشش شود که این فراد مستمند روی پای خود ایستاد شوند و دیگر از فقر و بیچاره گی رهایی یابند. وی خاطر نشان کرد که این اداره یک اداره غیر سیاسی است و فقط یک موسسه خیریه است و در خدمت همگان بدون در نظر داشت کدام نوع از تعصبی قرار خواهد داشت. و نیز اهداف کوتاه مدت و بلند مدت این موسسه را تشریح کرد. چون تعلیم و تربیه از نیاز های ضروری و اولیه یک جامعه است از همین لحاظ درقدم نخست موسسه خیریه "نیمسو" تعلیم و تربیه فرزندان شهدای کویته را بر عهده می گیرد و البته مستمندان دیگر نیز تحت پوشش کمک های خیریه این اداره خواهد آمد. و ایجاد بانک خون مجهز و ایجاد خدمات امبولانس از برنامه های بعدی این اداره برای مردم است. وی نیز یاد آور شد چون تعداد معتادان در جامعه ما رو به افزایش است از این رو یک اداره برای ترک اعتیاد نیز در نظر گرفته شده است تا این جوانان که نیروی این جامعه هستند از این آفت رهایی یابند و یک فرد سالم این جامعه شوند. و برنامه های بلند مدت این اداره ایجاد مکاتب و هسپتال ها می باشد. جناب احمد علی کهزاد یاد آور شد که مردم می توانند هر 6 ماه بعد تمام درآمد و مبالغی که برای پروژه ها بکار می روند را ببینند و هر کسی اگر خواسته باشد، از مسوولین نیمسو ارگنایزیشن در رابطه به دخل و خرچ اداره شان برای اطمینان خاطر شان از ضایع نشدن پول های شان پرس و جو می تواند. وی از رییس این موسسه تشکری کرد که پیش از پیش برنامه های خود را با شفافیت کامل آغاز نموده است.
سخنران دوم این برنامه جناب پروفیسر عبدالله محمدی رییس موسسه "نیمسو" بود. وی با اظهار تشکر و قدر دانی از اشتراک کنندگان دربرنامه افتتاحییه و کنفرانس اهدا برای اداره "نیمسو" سخنان خود را آغاز نمود. در ابتدا در باره واژۀ "نیمسو" که برگرفته از لهجه هزاره گی می باشد وضاحت داد که "نیمسو" یعنی کمک کردن به مردم است. وی علاوتاً بر سخنان احمد علی کهزاد چند نکاتی را در بارۀ این موسسه افزود این که، وقتی که آرزو، جد و جهد در میان مردم زنده باشد این مردم به اهداف بلند انسانیت و کمال خواهد رسید و نیز اشاره کرد که این اداره به کمک مردم و برای مردم ساخته شده است او از مردم خواست تا برای کمک به مستمندان جامعه هزاره به یک قسمی دخیل باشند. و برای فامیلین شهدا اطمینان داد که اطفال های شان در اولین قدم تحت پوشش کمک مالی این اداره قرار خواهند گرفت تا از زیور علم برخوردار شوند و نیز افزود که آنها یتیم نمی باشند چرا که آنها تحت سرپرستی اداره"نیمسو" به کسب علم می پردازند بلکه یتیم به کسانی گفته می شوند که با وجود پدر و مادر از کسب تعلیم و تربیه محروم اند.
آخرین سخنران این برنامه جناب عبدالخالق هزاره رهبر حزب هزاره دموکراتیک بود. وی به نسبت اشتراک اقشار مختلف مردم احساس خوشی نمود و از شرکت مردم در برنامه اظهار تشکری و قدردانی نمود. ایشان ایجاد چنین اداره های را در یک جامعه ضروری دانست و گفت: چون این نوع موسسات هدف شان خدمت به مردم است لذا از اهمیت خاص برخوردار است. وی به فعالیت های آینده این اداره اشاره کرد و به مسوولین این اداره توصیه نمود که باید برنامه هایشان بصورت منظم و سیستماتیک باشد تا زمینه خدمت به مردم بصورت درست و صحیح انجام گیرد. وی ساحه کاری این اداره را تنها محصور به هزاره ها ندانست بلکه یاد آور شد که باید این اداره چنان فعال شود تا بتواند در هر نقطه پاکستان برای مستمندان و افراد واجد شرایط خدمت و کمک رسانی کند، تا ثابت کنیم که مردم هزاره مردم تمام اقوام ساکن ایالت بلوچستان و پاکستان را دوست دارد و برای آبادانی این کشور دست به هر کاری می زند و باید توسط این کمک های خیریه به تمام مردم بفهمانیم که ما مردم بدور از تعصب قومی، مذهبی ، رنگ و نژاد هستیم. و ما مردم صلح دوست و خواهان امن و ثبات در منطقه هستیم... در بخش دیگر سخنانش خاطر نشان ساخت که هدف اصلی این اداره باید کمک واقعی به افراد مستمند باشد یعنی نه این که فقط به آنها فقط ماهوار کمک مالی صورت گیرد و بس، بلکه باید به آنها هنر یاد داده شود تا در آینده بتواند مخارج خانواده هایشان را خودشان تامین کنند و دیگر محتاج کمک نباشند. وی به مسوولین این اداره توصیه کرد زمانیکه که مستمندان کمک می شوند، باید اجناس و یا مواد خوراکه از نوع بهترین باشد و اگر نه کار های شما پسندیده نخواهد بود. او نیز یاد آور شد که این اداره یک اداره غیر سیاسی است و برای خدمت به مردم بنا نهاده شده است. او از مسوولین خواست باید برنامه های کمک رسانی تان را طوری تنظیم کنید که دیگر کسی برای جمع آوری خیرات در کوچه ها دیده نه شوند. در اختتام سخنانش از مردم خواست به فکر مستمندان جامعه خود باشند و همیشه با موسسه خیریه" نیمسو" همکاری نمایند تا فقر از جامعه ریشه کن شود.
در این وبلاک سعی خواهد شد، که به علاوه نوشته های مسوولین وبلاگ کویته و مقالات نویسندگان گرامی، فعالیت های علمی، سیاسی، ورزشی، هنری و فرهنگی دوستان شهر کویته - پاکستان نیز انعکاس داده شود. در ضمن یک بخش مختص به آموزش موضوعات جدید علوم و فناوری گردیده است، که امید مورد استفاده دانش آموزانی که به این وبلاک سر میزنند گردد.