مکاتب کویته، طی مراسم با شکوه از سالروز تولد بابه مزاری و روز معلم تجلیل به عمل آوردند

گزارش از: عبدالله رفیعی

     اگرچه در این روزهای اخیر دو حمله تروریستانه توسط افراطیون به شکل بزدلانه بر هزاره های کویته صورت گرفته است، تا ترس و وحشت را در وجود مردم ما تزریق نموده و روحیه هزاره ها را خورد کند، ولی با آنهم امروز، اتحادیه مکاتب فارسی هزاره تاون - کویته، طی مراسم عظیم و با شکوه از پنجم جوزا سالروز تولد رهبر شهید عبدالعلی مزاری و سوم جوزا روز معلم بزرگداشت و تجلیل به عمل آوردند، تا در ضمن نیکوداشت این دو روز خجسته به دشمنان مردم ما بفهمانند، که ما کسانی نیستم، که راه ترقی و پیشرفت را در عرصه های مختلف رها نموده و به خاطر حفظ جان خود خانه نشین شویم...  

     مراسم امروز شنبه ۲۱/۵/۲۰۱۱ میلادی، ساعت سه و نیم بعد از ظهر در شادمان هال، که یکی از بزرگترین سالن های کویته است، واقع نیو هزاره تاون، با شرکت عده کثیری از سیاسیون، فرهنگیان، هنرمندان، مدیران، استادان، ریش سفیدان، جوانان، دانش آموزان و کافه مردم با تلاوت کلام الله مجید توسط خواهر زهرا سلیمی متعلمه مکتب انصار الزهرا شروع شد. سپس مجری های مراسم برادر فضل الله مرادی متعلم لیسه عالی فردوسی و خواهر نجیبه متعلمه لیسه مولانا هر کدام به نوبت دیگر شرکت کننده گان را برای اجرای پروگرام های شان دعوت نموده و مراسم را به شکل احس و زنده پیش بردند. بعد از تلاوت کلام الله مجید، شاگردان مکتب قیام، با اجرای زیبای ترانه شان، حاضرین در محفل را خوش آمدید گفتند. بعد برادر عبدالواحد متعلم مکتب طلوع مقاله اش را به خوانش گرفت. و سپس خواهر عادله متعلمه مکتب سنایی با به خوانش گرفتن شعر، تحسین حاضرین در محفل را بر انگیخت.

     آقای عبدالهادی حماد ریس موقت شورای عمومی اتحادیه مکاتب کویته، اولین سخنران محفل بود، که طی سخنانش یاد آور شدند، که بهترین انسانها معلم می شوند و معلمین نیز باید روحیه اسلامی و افغانی داشته باشند و باید با همین روحیه شاگردان را تدریس و راهنمایی کنند. در ضمن وی گفتند، که متاسفانه نظام های حاکم قدر و منزلت معلمان را به شکل احس درک نمی کنند و آنطوری که باید با استادان کمک کنند، نمی کنند. از استادان محترم نباید فقط با زبان و سخنان خوب تقدیر کرد، بلکه باید عملا نیز در ارایه خدمات به آنها تلاش شود...

     بعد از سخنرانی آقای حماد، گروپ سرود شاگردان لیسه سید جمال الدین به نام پرندگان معارف، سرود زیبای شانرا برای حاضرین در محفل تقدیم نمودند. بعد از آنها خواهر کامله و ستاره، دانش آموزان مکتب المصطفی با خوانش شعر شان محفل را رونق بیشتر بخشیدند. در ادامه خواهر زهرا متعلمه لیسه المهدی مقاله اش را به خوانش گرفتند. بعد گروپ سرود بابه مزاری از دانش آموزان لیسه رابعه بلخی سرود زیبای شانرا که در رابطه به رهبر شهید بود، تقدیم کردند. بعد از آنها برادر علی رضا متعلم لیسه عالی فردوسی مقاله شانرا به خوانش گرفتند و در سلسله آنها گروپ سرود بلبلان معارف از دانش آموزان لیسه عالی نور، سرود شانرا اجرا نمودند.

     آقای احمد علی کهزاد، جنرل سکرتری حزب دموکراتیک پارتی، دومین سخنران محفل بودند. آقای کهزاد در شروع سخنانش شهادت شهدای حوادث اخیر شهر کویته را تسلیت گفته و بعد از آن پنجم جوزا سالروز تولد رهبر شهید و سوم جوزا روز معلم را تبریک گفتند. ایشان گفتند، که با دیدن این مراسم با شکوه و عظیم، باور انسان به یقین تبدیل میشود، که هیچ کسی نمی تواند راه پیشرفت و ترقی مردم ما را بگیرد، زیرا ایمان و باور به خود و آرزوی فراگیری تعلیم و تربیت سالم در چهره همه موج می زند. ما خوشحالیم از اینکه می بینیم، فرهنگ ارج گذاری و اهمیت بخشیدن به معلم، شخصیت های ملی و ارزشهای ملی ما، نهادینه میشود. ایشان با ذکر نمونه ای از احترام استاد، توسط ملکه انگلیس در سلسله سخنانشان یاد آور شدند، که  هر آن ملتی که به معلمان و آموزگاران شان احترام گذاشته اند، بجایی رسیده اند و ما نیز با احترام به نخبگان و استادان خویش میتوانیم جامعه ایده آلی بسازیم. در ادامه وی یاد آور شدند، که خوشحالم از اینکه می بینم، توسط کسانی، که اهل علم و دانش اند نه تنها استادان علمی، که استادان و رهبرانی سیاسی ما نیز تقدیر می شوند. یکی از رهبران و آموزگاران بزرگ تاریخ ما رهبر شهید استاد عبدالعلی مزاری بود. رهبر شهید مزاری نه تنهای راهنمای زندگی احسن برای هزاره بود، که ایشان راهنمای تشکیل یک جامعه ایده آل برای تمام ملیت های محروم و خصوصا اقوام محکوم افغانستان بودند. سخنان بابه نه تنها منطبق به آرمانهای سازمانهای مدنی امروز جهان، که محور اصلی قانون اساسی افغانستان را نیز می سازد. آقای کهزاد با تاکید بر جوانان، گفتند که جوانان باید با فراگیری افکار و اندیشه های رهبر شهید، ادامه دهنده راه او باشند، تا بتوانند راه خدمت به مردم را بیاموزند... بعد از آقای کهزاد خواهر لطیفه وفا به نمایندگی از مکتب امید، شعر زیبای شانرا که در رسای رهبر شهید سروده بودند، تقدیم حاضرین در محفل نموده و تحسین آنها را بر انگیختند.

     استاد توکلی، آخرین سخنران محفل بود، که به نمایندگی از اتحادیه مکاتب فارسی هزاره تاون – کویته، به سخنرانی پرداختند. استاد قبل از همه با ذکر این نکته که ما حقیقتا این روز ها جگرخون و آزرده خاطر هستیم، به خاطر شادی روح شهدای شهر کویته و خصوصا شهدای ششم می و هجدهم می صلوات گفتند. سپس وی در ضمن تبریک گفتن سالروز تولد رهبر شهید و روز معلم، تشریف آوری مهمان را خیر مقدم عرض نموده و با به خوانش گرفتن، چند آیه ای از کلام الله مجید و تفسیر آن سخنان ارزشمندی را در رابطه به اهمیت ارج گذاری به آموزگاران و تعلیم و تربیت بیان کردند. ایشان در رابطه به استادان گفتند، که اگر از یک طرف استادان گرامی بلند ترین مقام را دارند، ولی نباید از یاد برد، که از طرف دیگر استاد عزیز سنگینترین و مهم ترین وظیفه را نیز بر عهده دارند. استاد توکلی در سلسله سخنانش یاد آور شدند، که تروریستانی، که امروز انسانهای بی گناه را بزدلانه به شهادت می رسانند، نیز استادانی دارند. آیا ما نیز باید مثل آنها استاد باشیم؟ متاسفانه امروزه تروریستان با ندای الله اکبر دست به کشتار ملت مظلوم ما می زنند، که این کار شان نمایانگر اوج جهالت شان است. استادان وظیفه دارند، که مردم را روشن کنند و نباید نسل آینده را مثل تروریستان جاهل بار آورند. نباید فراموش کرد، که عده ای جاهل و نا آگاه در بین ما نیز است، که باید جلو شان گرفته شود و آگاه شوند. اگر اهل تسنن و اهل تشییع فتوا های کفر بر یکدیگر دهند و دست به قتل یکدیگر بزنند، بدون شک بزرگترین خدمت را به دشمنان اسلام می کنند. استادان گرامی باید هوشیار باشند و نسل آینده را به دور از تعصب های کور مذهبی و نژادی تربیه کنند. ما استادان معتقد به قرآنکریم هستیم و تعصبات کور مذهبی و نژادی را نمی خواهیم، زیرا نابود کننده است. رهبر شهید استاد عبدالعلی مزاری (ره)، عمرش را در سنگرها سپری کرد و بعد از پیروزی انقلاب، عمرش را در راه احقاق حقوق ملیت های مظلوم صرف کرد. رهبر شهید می گفت: "من هیچ وقت نه شـیعه گفته ام و نـه ســنی، بعد از این نیز نخـواهم گفت. مطرح کردن شیـعه و سـنی یک بازی است." رهبر شهید با دید وسیعی که داشت، همه را می خواست. وی خواهان حقوق مساوی همه و عدالت اجتماعی بود. رهبر شهید مزاری را، ما به خاطر اندیشه عظیم شان به عنوان رهبر تمام ملیت های مظلوم جهان می شناسیم. در ادامه استاد توکلی به شکل هشدار گونه یاد آور شدند، که امروزه متاسفانه کسانی وجود دارند، که می خواهند افکار شهید مزاری را ترور کنند. و دو خطر افکار بابه مزاری را شدیدا تهدید می کند. اول:  عده ای وجود دارند، که از طریق بابه مزاری می خواهند به آب و نانی برسند. آنها از بابه بخاطر شهرت طلبی خودشان استفاده می کنند، لهذا افکار بابه را هر آنطوری که مطابق به منفعت شخصی خودشان است، تفسیر و از آن سو استفاده می کنند. دوم: عده ای به نام تجلیل از افکار رهبر شهید، وی را شخص متعصب و نژاد پرست جلوه می دهند... ما باید بدانیم، که رهبر شهید از این چیز ها مقامش بسیار بالاتر بود. نباید افکار رهبر شهید را به خاطر منفعت شخصی خود استفاده کنیم و یا وی را یک چهره متعصب و خود خواه بسازیم. و نیز نباید اجازه دهیم، که کسانی از نام و اندیشه های بابه سو استفاده کنند. خصوصا در این رابطه استادان محترم وظیفه دارند، که رهبر شهید را هر آنطوری که خودش و افکارش بود، برای نسل های آینده معرفی کنند... استاد توکلی در قسمت آخر سخنانشان، از حزب هزاره دموکراتیک به خاطر تامین امنیت محفل سپاسگزاری نموده و یکبار دیگر تشریف آوری مهمانان را خیر مقدم گفتند.

     بعد از سخنرانی استاد توکلی، دو تن از هنرمندان جوان و خوش صدای مردم ما محترم سخی جهانگیر و ثریا تلاش با زمزمه نمودن آهنگهای زیبای شان به حاضرین در محفل شادی و طراوت بخشیدند. هر دو هنرمند بیش از حد مورد استقبال و تحسین قرار گرفته و تشویق شدند. قابل یاد آوریست، مراسم بیش از حد مورد استقبال مردم قرار گرفت، ولی به خاطر کوچکی سالن و شرکت بیش از حد دوست داران رهبر شهید و ارج گذاران به مقام شامخ معلم، متاسفانه عده از مردم نتوانستند، داخل سالن شوند.

آقای کهزاد در حال سخنرانی

استاد توکلی در حال سخنرانی

سخی جهانگیر در حال اجرای آهنگش

ثریا تلاش در حال اجرای اهنگش

گروپ سرود، در حال اجرای سرود شان

گروپ سرود، در حال اجرای سرود شان

 حاضرین در مراسم

  حاضرین در مراسم

 حاضرین در مراسم

منبع: سایت جمهوری سکوت

هفت تن از سبزی فروشان هزاره، در اثر حمله تروریستان به شهادت رسیدند

     هنوز اشک چشمان وارثان حادثه ششم می، خشک نشده بود، که دوازده روز بعد، یعنی امروز چهار شنبه ۱۸/۵/۲۰۱۱ میلادی، عده ای از سبزی فروشان مهر آباد هدف حمله تروریستان سفاک و بزدل قرار گرفتند. به گزارش شبکه تلویزیونی "وش" سبزی فروشان مهرآباد اوایل صبح زمانی، که از سبزی مارکیت به طرف مهرآباد بر می گشتند، در نزدیک سرک سریاب مورد حمله تروریستانی قرار گرفتند، که قبلا در کمین آنها نشسته بودند. تروریستان، که بر موتر سایکل سوار بودند، بعد از شهید ساختن هفت تن و زخمی نمودن پنج تن از  محل حادثه به طرف نامعلومی فرار کردند. بعد از آنکه زخمی ها به شفاخانه انتقال داده شدند، داکتران وضعیت دو تن از زخمی ها را وخیم و زخم های سه تن دیگر شانرا سطحی تشخیص دادند.

     بعد از مرگ بن لادن وضعیت کویته آشفته است. قرار بعضی اطلاعات نیروهای امنیتی دولت پاکستان به صورت مخفی بعضی عملیات نظامی را این روز ها انجام می دهند و قرار است عملیات بزرگتری نیز اجرا گردد. از طرف دیگر جریانهای مختلف مخالف دولت نیز آرام ننشسته اند و در پاسخ به عملیات دولت، دست به تلافی می زنند. دیروز پولیس و ایف سی ادعا نمودند، که پنج تن از انتحار گران چیچینی را که سه تن شان زن و دو تن شان مرد بود و می خواستند داخل شهر کویته شوند، را در جریان یک زدوخورد ده دقیقه ای در خروت آباد ازبین برده و شهریان کویته را از یک تباهی بزرگ نجات داده اند، ولی حادثه امروز نشان داد، که مهار تروریستان زیاد هم آسان نیست و دولت با آنکه ادعای زیاد می کند، اما در عمل چندان موفق نیست...

     اعضای حزب "هرازه دموکراتیک پارتی" در محکومیت به حادثه امروز، حوالی ساعت یک بجه در مقابل کویته پریس کلب تظاهراتی را راه انداختند، که در آن سکرتری اطلاعات هزاره دموکراتیک پارتی آقای رضا وکیل و غلام رضا طی سخنان در ضمن محکوم نمودن شدید این سانحه، خواهان دستگیری فوری عاملان آن و به پنجه قانون سپردن شان شدند.

سوسمار خوار پیر

بر عکس روزهای پیش بهاری
دیروز صبح تهی بود
از خنده و طراوت و مستی غنچه ها
با سرفه ی مسلسل و با خون و خستگی آغاز گشت صبح
دامان سبز کوه گردیدسرخ
از خون غنچه های شقایق و لاله ها

از چوچه های وحشی سوسمار خوار پیر، بن لادن عرب
دیگر چه انتظار؟
آری! آنانکه مرزهای پر از مکر ذهن شان
حتا برای لحظه ی، یک گام نیز منطق ندیده اند
دیگر چه انتظار؟
دیگر چه انتظار؟
                                                     عزیز فیاض 7/5/2011م

حاجی محمد محقق حمله تروریستی بر مردم بیگناه در کویته پاکستان را محکوم کرد

حاجی محمد محقق رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان حمله تروریستی بر مردم هزاره در کویته پاکستان را که منجر به کشته ده تن و زخمی شدن بیش از پانزده تن شده را به شدت محکوم نموده است. حاجی محمد محقق در اعلامیه ای که از سوی حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان به نشر رسیده، گفته است: بار دیگر حادثه تاسف آور حمله دهشت افکنان معلوم الحال بالای مردم هزاره بیگناه کویته که در نتیجه آن ده نفر شهید و پانزده تن زخمی گردیدند به شمول بنده قلب هزاران تن از برادران شمارا غمگین ساخت. این بار اول نیست که هزاره های مظلوم کویته پاکستان این تجربه تلخ را لمس می نمایند بلکه حملات تروریستی مکرر که تا هنوز جان صدها نفر بیگناه را گرفته است به وضوح نشان می دهد که حکومت پاکستان در مبارزه با تروریستان چقدر ناتوان است .تروریستان داخلی و بین المللی که بخشی از خاک پاکستان را تصرف کرده و در ان جا لانه های مطمئن رابرای خود ساخته است می خواهند سایه وحشت را در سراسر منطقه گسترش دهند. در ادامه اعلامیه آمده است که: بن لادن سرکرده همه تروریستان بین المللی دستگیر و به جزای اعمال خود رسید و بخشی دیگر از همان تروریستان وحشی در برخی از مناطق قبایلی نیمه خود مختار هم مرز با افغانستان حضور فعال دارند و از آنجا کشتار بی رحمانه مردم بیگناه را در پاکستان و سراسر جهان سازماندهی می کنند . حاجی محمد محقق افزود: بنده در این لحظات غمگین خود را شریک اندوه شما می دانم. ودرک می کنم که این حمله وحشیانه غیر انسانی و غیر اسلامی و تلفات جبران ناپذیر انسانی قلب های داغدار شما بازهم داغ دار ساخته است. از شما خواهش می کنم تا دامن صبر و شکیبایی را از دست ندهید و با اتحاد و همبستگی صفوف تان را آهنین بسازید تا دشمنان انسانیت و دین بفهمند که با از بین بردن چند تن نمی توانند هزاره ها را نابود کنند و راه رشد آنان را در عرصه های معارف ،فرهنگ و اقتصاد بگیرند . وی در پایان از آصف علی زرداری رئیس جمهوری اسلامی پاکستان و نواب اسلم خان رائیسانی وزیر اعلای بلوچستان خواسته است تا در تامین امنیت هزاره های کویته اقدامات جدی را اتخاذ نمایند.

                                    منبع: روزنامه افغانستان، شنبه  17 ثور 1390● سال پنجم ● شماره 1388

جواد، از بین ما رفت

نوشته: عبدالله رفیعی

     پنج و یا شش سال قبل در روز اول عید ریزه "عید سعید فطر" حوالی ساعت هشت صبح زنگ دروازه نواخته شد. من به طرف دروازه رفته و بعد از آن که دروازه را باز کردم، دیدم جواد در حالی که یک پاکت چاکلیت در دستش است، عاجزانه بغل دروازه ایستاده است. جواد تا مرا دید، به طرفم لبخند زده و بعد از سلام، دستم را گرفته و با تقدیم نمودن پاکت چاکلیت عیدم را تبریگ گفت. من نیز بعد از آنکه به نوبه خودم عید اش را تبریگ گفتم، با یک دستم دروازه را باز گرفته و گفتم، که جواد جان بفرمایید خانه، ولی وی قبول نکرد. من هرچه بیشتر اصرار کردم، جواد در مقابلم مقاومت کرده و حاضر به زحمت دادنم نشد. او بعد از خدا حافظی از آنجا رفت.

     بعد از عید، روزی که مکتب دوباره شروع شد، در ساعت تفریح با خنده و گفتن این جمله، که دیگران در روزهای عید کارت و یا گل می آورند، ولی جواد برای من چاکلیت آورده بود، حادثه چاکلیت آوردن جواد را با استادان قصه کردم. استادان عده شان خندیدند و عده شان جواد را تحسین کردند، ولی در جمله آنها استادی، که نگران صنف جواد بود، گفت، جواد یک شاگرد لایق، با تربیت و با اخلاق است، ولی متاسفانه غریب می باشد. جواد پول کتابچه خریدنش را ندارد، ولی آفرین به غیرت و همت اش، که شما را فراموش نکرده و قرار توانش برای شما هدیه تقدیم کرده است. این سخنان نگران صاحب، همه استادان را متاثر، ولی مرا از همه بیشتر متاثر و شرمنده ساخت. بعد از آن روز من در خلال درس دادنم، بعضی اوقات احوال جواد را از وی جویا می شدم و بعضی اوقات او را تشویق به درس خواندن،  ادامه تحصیل و استفاده درست از اوقات بیکاری اش  می کردم. جواد اگرچه شاگرد ممتاز و پر تلاشی بود، ولی غیر حاضری اش نسبت به دیگر شاگردان بیشتر بود. روزی از وی علت غیر حاضری اش را پرسیدم، در جوابم گفت، استاد محترم وضعیت اقتصادی ما خوب نیست. من روزهایی که مکتب نمی آیم، کار می کنم، تا در تامین مخارج خانه با پدرم همکار باشم.

     از آن روزهای نوجوانی جواد، ماه ها و سال ها گذشت، تا اینکه جواد پارسال از لیسه اش با کسب درجه عالی فارغ شد. بعد از فراغت اکثریت از صنفی های جواد، برای سپری نمودن کانکور و ادامه تحصیل افغانستان رفتند، ولی جواد با آنکه بیش از حد علاقه به تحصیلات عالی داشت، نتوانست در کانکور شرکت کند. وی مشکلات اقتصادی اش را عامل نرفتنش عنوان می کرد، ولی تذکر می داد، که امسال درسهای انگلیسی و کامپیوتر اش را تکمیل نموده و سال دیگر حتما برای ادامه تحصیل و سپری نمودن کانکور افغانستان خواهد رفت. جواد بر این باور بود، که به کمک دانش انگلیسی و کامپیوترش، در ضمن آنکه در کابل می تواند کار کند و مخارج تحصیلات اش را به دست آورد، به آسانی می تواند تحصیلات عالی اش را نیز فرا گیرد.

***

     امروز جمعه 6-5-2011 میلادی، صبح وقت، زمانی که بر روی صفحه فیس بوکم می خواستم گزارش حادثه حمله افراد ناشناس مسلح را بر اطفال و نوجوانان ورزشکار هزاره، در نزدیک هدیره هزاره تاون، که در نتیجه آن ده نفر شهید و عده ای زخمی شده بودند، نشر کنم، یک اس ایم ایس از اسد سرخوش دریافت کردم، که در آن وی نوشته بود، که استاد متاسفانه در حادثه صبح امروز همصنفی ما "جواد" نیز شهید شده است. این پیامک بعد از حادثه صبح، شوک دیگری بود، که بر من وارد شد. اصلا باورم نمی شد، که جواد را از دست داده باشیم. برای لحظه ای تمام خاطرات و آرزوهای جواد از پیش چشمانم گذشت و اشک در چشمانم حلقه زد...

     در صفحه فیس بوک، بالا و پایین می رفتم، که متوجه پیام آقای جوادی شدم. وی نوشته بود، که: "پیامد های مرگ بن لادن چون پتکی بر مردم بی دفاع هزاره کویته فرود آمد..." خاطرات و آرزوهای جواد و این پیام آقای جوادی هردو از پیش چشمانم می رفتند و می آمدند. در دلم گفتم، مرگ ذلت بار اسامه بن لادن آنهم در عقب سپر دفاعی اش، که از یک انسان بود، به یکی از مهمترین خبر قرن بیست و یک تبدیل شد، ولی شهادت مظلومانه جواد چه؟ آیا برای شهادت جواد حد اقل کسی افسوس خواهد کرد. آیا صدای مظلومیت جواد را کسی خواهد شنید؟ و یا بر عکس خودش را به خاطر ورزش نمودنش و در مقابل گلوله دشمن قرار گرفتنش، متهم خواهند کرد...؟

     از خانه بیرون شدم، تا در جای حادثه رفته و از نزدیک جویای احوال شوم. زمانی، که به قبرستان هزاره تاون رسیدم، دیدم عده ای پریشان و پراکنده با سر و صورت پر خاک بر روی سرک بای پاس نشسته اند، عده ای هم در حال حفر کردن یک قبر دسته جمعی هستند  و عده ای هم گاهی اینطرف و گاهی آنطرف می روند. تقریبا یک ساعت بعد تر دیدم، عده ای با موتر های جدید شان ظاهر شدند و به دوکانداری و بازار گرمی شان توسط وعظ و نصیحت کردن شروع کردند و رسانه ها را برای ثبت کردن صداهای دلنشین شان فراخواندند.

          بعد از شنیدن سخنان تهیکداران، به طرف ساحه ایکه قبر دسته جمعی، توسط چند نفر کنده می شد، رفتم. زمانی، که آنجا رسیدم، دیدم، که کاکای جواد پیش چند نفری که قبر را حفر می کنند، عذر و زاری می کند، که پسر برادر من نیز امروز شهید شده است، ولی ما از چنده شما نمی باشیم، آیا شما لطف نموده اجازه می دهید، که پسر برادرم نیز در همین جا با دیگران یکجا دفن شود...؟

حمله راکتی بر ورزشکاران هزاره در نزدیک قبرستان هزاره تاون

     امروز جمعه 6/5/2011 م، تقریبا حوالی ساعت 6:30 صبح، افراد نامعلوم، که سر و صورت های شانرا پوشانده بودند و سوار بر موتر های شان بودند بر ورزشکارانی که شامل اطفال، نوجوانان و جوانان می شود و در نزدیک قبرستان هزاره تاون مصروف بازی فوتبال بودند با راکت، پیکا و کلاشینکف با حوصله مندی کامل و بدون کدام ترس حمله نموده و عده ای را شهید و زخمی نمودند. قابل یاد آوری است، که دهشت افگنان و تروریستان بعد از حمله دوباره سوال موتر های شان شده و از محل حادثه متواری شده اند. نظر به گزارش شبکه های تلویزیونی پاکستان و شاهدان عینی تا هنوز تقریبا ده نفر شهید و بیشتر از پانزده نفر زخمی شده است.

     زخمی ها توسط جوانان و امبولانس های ایدهی به طرف سول هسپتان و نیز شفاخانه نظامی سی ایم ایچ انتقال داده شده است، که وضعیت صحی عده از آنها به خاطر اصابت گلوله به سر های شان بسیار وخیم است. از طرف دیگر ایف سی و پولیس محل وقوع را محاصره نموده اند و به گفته پولیس هدف اصلی حمله تروریستان و دهشت افگنان ورزشکان و کسانی که امروز جمعه به خاطر زیارت نمودن گذشتگان شان به قبرستان آمده بودند، بوده است.

     اطلاعات احتمال تنش های بیشتر در بین تظاهرات کنندگان خشمگین و پولیس های، که به خاطر سهل انگاری شان این عمل صورت گرفته است، نیز گزارش شده است، ولی در کل هم اینک ساعت هشت صبح صدای گلوله ای به گوش نمی رسید، که حکایت از آرامی ممکن داشته باشد.

     رهبر حزب هزاره دموکراتیک پارتی، آقای عبدالخالق هزاره این عمل ناجوانمردانه و بزدلانه تروریستان و دهشت افگنان را به شدت محکوم نموده و هرچه زودتر خواهان دست گیری عاملان آن شده است.