مصاحبه ی با استاد عبدالغفور ربانی در مورد هزاره های کویته

استاد عبدالغفور ربانی متولد سال 1338ه ش، در قریه سرتله سنگشانده و دارای تحصیلات حوزه وی تا مقطع خارج می باشد. استاد ربانی فعالیت های فرهنگی – سیاسی اش را با تشکیل کانون مهاجر با یک عده ای از دوستان دیگرش همچون استاد علیزاده مالستان، سلمانعلی رنجبر، سید عسکر موسی و... از ایران آغاز نموده است. از وی مقالات زیادی در نشریه های مختلف به چاپ رسیده است. استاد از سال 1368ه ش، با لیسه هدایت و همانطور بعد از مهاجرت به کویته پاکستان، با لیسه های این دیار همکاری تدریسی و تدوین مواد آموزشی داشته اند. در کویته وی برای مدت تقریبا شش سال مدیر مسوولی ماهنامه نسل نو را وظیفه دار بودند و نیز از وی تا هم اینک سه اثر به نشر رسیده است، که اثر جدید وی چندی قبل به نام دفتر نخست وارد بازار مطبوعاتی شد.

دست اندرکاران وبلاک کویته در ضمن تبریک نشر اثر جدید استاد به خودش و جامعه فرهنگی مردم ما، مصاحبه ی را با وی در مورد هزاره های کویته انجام داده است، که تقدیم شما می گردد.

کویته بلاگفا: استاد گرامی هزاره ها از چه زمانی در این قلمرو جغرافیایی (پاکستان) حضور داشته و هم اکنون تعداد نفوس آنها به چند می رسد؟

استاد عبدالغفور ربانی: با تشکر از استاد عبدالله رفیعی که در راستای معرفی مردم ما در ساحه های مختلف قدمهای مهمی را برداشته است و وبلاگ کویته را که راه انداخته، یگانه دریچه ی از کویته است، که ضمن انعکاس دادن درد و رنج مردم ما، به معرفی فرهنگ و تاریخ مردم مظلوم ما نیز می پردازد، باید عرض کنم که مردم معمولا چنین می پندارند که هزاره ها از دوره عبدالرحمان در پاکستان آمده اند، گرچند در اثر نسل کشی های که عبدالرحمان راه انداخت، تعدادی زیادی هزاره ها در پاکستان مهاجر شدند و از طرف مردم پاکستان از آنان به گرمی پذیرایی شدند، حتی قانونی وضع شد که چند قوم از جمله هزاره ها هرگاه وارد خاک پاکستان شدند، پاکستانی هستند، اما مردم هزاره از زمان های دور در پاکستان زندگی می کردند. از حاکمیت کوشانی ها، عزنوی ها، غوری ها، تیموریها، و بابری ها (مغلیه هند) در شبهه قاره هند اگر بگذریم، باید بگویم که هزاره ها در سال های 1479-1556م، بر مناطق شال، مستونگ، سیوی، تهته و سند حکومت نمودند. این سلسله حکومتی در تاریخ به نام ارغونی ها یاد شده است.
تا زمان سلطه انگلیس بر هندوستان بر این کشور مغلها حکومت می کردند. در این دوره در هندوستان فرهنگ و تمدن خیلی عالی و پیشرفته به وجود آمد که از آن به نام فرهنگ و تمدن مغلیه هند یاد می شود. همانطور که در هندوستان علم، فرهنگ و ادب در این دوره رشد نمودند و چهره های فرهنگی-ادبی از قبیل: عبدالقادر بیدل و امیر خسرو دهلوی در این دوره درخشیدند واقتدار سیاسی در این کشور به وجود آمد، عمارت های زیبا نیز در این دوره ساخته شد که اکنون هم پاکستان و هم هندوستان به آن افتخار می ورزند. با تسلط انگلیس حاکمیت مغولها در هندوستان از بین رفت و این کشور جز امپراتوری انگلیس شد. با گسترش مبارزات آزادیخواهانه مردم دو حزب وارد عرصه های مبارزاتی شدند. 1. حزب کنگره. 2. حزب مسلم لیگ. در اثر جدوجهد حزب مسلم لیگ به رهبریت قاید اعظم کشوری مستقلی به نام پاکستان در جغرافیایی سیاسی جهان به وجود آمد. در حزب مسلم لیگ تعدادی از جوانان هزاره به عنوان عضو این حزب فعال بودند، که شخصیت برجسته این جمع قاضی عیسی بود.
پس از استقلال پاکستان هزاره ها در تمام اداره های ملکی و نظامی پاکستان فعال بودند و تا هنوز فعال هستند. هم اکنون هزاره ها یک صوبایی وزیر بنام جانعلی چنگیزی و یک نفر در پارلمان مرکزی به نام ناصر شاه در بخش اجرایی و تقنینی دارند. در مورد نفوس آنها باید عرض کنم که بنا به گفتار بعضی از رهبران هزاره دموکراتیک پارتی نفوس هزاره ها به ششصد هزار بقول اینجا شش لاک میرسد که اکثریت آنها در شهر کویته ساکن هستند و تعدادی نیز در لورالایی، دوکی، در کراچی حسین کوت و منگاپور و همینطور تعدادی در کرم (پاراچنار) زندگی می کنند.
البته اگر هزاره های چچی (چچ هزاره) را که در ضلع هزاره زندگی می کنند و در سال های گذشته خواهان حقوق سیاسی بیشتر بودند به اینها اضافه کنیم، تعداد نفوس هزاره ها در پاکستان خیلی بالا میرود.
خوب است در پایان این گفتار یا جواب به دو نکته ی دیگر نیز اشاره کنم: 1. پروفیسور شرافت عباس که یکی از استادان فعال در دانشگاه بلوچستان بود و تحقیقاتی نیز راجع به هزاره ها نموده بود، می گفت هزاره ها امروز وارث تمام آثار فرهنگی و تاریخی مغولانی اند که در کشور های هند، ایران، پاکستان و افغانستان حضور داشته و دارای حاکمیت و امپراتوری بودند و همان مغولانند که امروز به نام هزاره شهرت دارند .2- دو کشور هند و پاکستان بر مبنای دینی تقسیم گردید، مناطقی که اکثراً مسلمان بودند به پاکستان و مناطقی که اکثراً هندو بودند به هندوستان تعلق گرفت. چون بر هندوستان مغولان مسلمان حکومت می کردند، پاکستان خود را وارت حکومت مغلیه هند می دانند. با چنین حرکت پاکستان از یکطرف خود را وارث یک فرهنگ و تمدن غنی نشان می دهد و از جانب دیگر با نام گذاری موشکی را به نام موشک غوری یا غوری مزایل، روح حماسی را در میان ارتش خود ریشه تاریخی می دهد. و از نقطه دیگر در تنازعات بر سر خط دیورند، ادعای خود را پشتوانه ی تاریخی می دهد، زیرا در زمان مغلیه هند قسمتهای شرقی افغانستان جز قلمرو این حکومت بود.


کویته بلاگفا: استاد گرامی هزاره ها چه خدماتی را نبست به پاکستان انجام داده و شخصیت های سر شناس آن چه کارنامه های را از خود به جا گذاشته اند؟

استادعبدالغفور ربانی: هزاره ها هم در حیات فرهنگی، هم حیات سیاسی و هم حیات نظامی پاکستان نقش برجسته ی را داشته و خدمات بزرگی را نموده اند. چنین چیزی در اثر وجود قانون اساسی خوب و فرهنگ سالمی است که در اینجا وجود دارد. همانطور که میدانیم قانون اساسی پاکستان نظام اداری فدرال را برای این کشور پایه ریزی کرده است و بر مبنای این نظام کشور به چهار واحد فدرالی تقسیم گردیده که هر واحد فدرال نظام اداری، قضایی و نصاب تعلیمی خود را دارد. با چنین نظام اداری است که مردم به حقوق شهروندی خود میرسد و به فرهنگ، تاریخ، و سنت های اجتماعی هر مردم احترام صورت می گیرد. مردم هزاره چون در پاکستان تا هنوز دارای حقوق شهروندی بودند از دل و جان برای حفاظت و ترقی این کشور می کوشیدند. در اردوی پاکستان شخصیت های ذیل خدمت نموده و می کنند: 1. جنرال محمد موسی خان هزاره که کارنامه این شخصیت بر کسی پوشیده نیست. 2. مارشال نیروی هوایی شربت علی چنگیزی 3. کرنیل برکت علی 4. برگیدیر خادم حسین 5. میجر نیاز علی 6. سایره بتول که اولین دختر هزاره است که جنگنده بمب افگن را به پرواز در می آورد. این چند نفر را من به طور نمونه ذکر کردم. تعداد سپاهی و افسرانی که در ارتش پاکستان خدمت کرده و یا هم اکنون خدمت می کنند خیلی زیاد هستند و نامبردن همه و هینطور ذکر کارنامه های آنان فعلا امکان ندارد. هزاره های که در ارتش پاکستان خدمت نموده برای حفظ و استقلال پاکستان جان نثاری کرده اند از قبیل 1. شهید صمد علی چنگیزی خلبان نیروی هوایی 2. کفتان صمد علی که هر دو در سال 1971م، به شهادت رسیدند. 3 میجر محمد علی 4. کفتان دوالفقار که در کارگیل به شهادت رسیدند. اینها را نیز به صورت نمونه ذکر کردم.
به علاوه نیروی نظامی و خدمات ملکی هزاره ها به تعدادی زیادی در نیروی انتظامی (پولیس) نیز مشغول خدمت هستند که در شرایط کنونی چند نفر از جمله افسران بلند رتبه پولیس هستند. 1. محمد موسی جعفری 2. فقیر حسین 3. دی ایس پی منظور 4. دی ایس پی جعفر. فعلا از تعداد زیادی هزاره های که در نظام اداری و پولیس پاکستان مشغول هستند، آماری در دست ندارم.
در پاکستان از میان هزاره ها شخصیت های فرهنگی نیز درخشیده اند از قبیل: 1. حسن پولادی، نویسنده کتاب هزاره ها. 2. کوثر علی کوثر، نویسنده کتاب تاریخ و ثقافت هزاره ها. 3. پروفیسور ناظر حسین، شخصیت فعال در امور فرهنگی و تدریسی و برنده مدال حسن کارکردگی. باید عرض کنم که این مدال ار طرف ریس جمهوری به نامبرده اعطا گردید. 4. حسین علی یوسفی (شخصیت سیاسی و فرهنگی) 4. محمد عالم مصباح، شاعر، داستان نویس، فیلسوف و استاد دانشگاه بلوچستان و صدها چهره فرهنگی دیگر که فعلا نامبردن از همه مقدور نیست.


کویته بلاگفا: در شرایط فعلی تعداد دانش آموزان و دانشجویان هزاره در مراکز آموزشی و تربیتی موجود به چه تعدادی حضور دارند؟

استاد عبدالغفور ربانی: ببینید هم اکنون در کویته مراکز آموزشی و تربیتی گوناگون فعال است. بعلاوه مراکز پاکستانی، ایرانی ها و افغانستانی های مهاجر نیز مراکز آموزشی و تربیتی دایر کرده اند. چند سال پیش اتحادیه محصلین هزاره (ایچ-ایس- ایف) در این زمینه آمارگیری نموده بودند. طبق آمارگیری آنها مجموع دانش آموزان و دانشجویان هزاره ها در مکاتب های ایرانی و افغانستانی و در مکتب ها، کالج ها و دانشگاهای پاکستان به  35000 (سی و پنجهزار) میرسیدند، با توجه با رو آوردن مردم طرف علم ودانش شاید این تعداد به 45000 یا 50000 (پنجاه هزار) افزایش یافته باشد. گرچند تعدادی زیادی از هزاره ها که در مکتب های ایرانی می خوانند، کار خوب است، اما هزاره های افغانستانی بعد از فراغت از صنف 12 بی سرنوشت می مانند، زیرا این مکتب ها از نظر دولت افغانستان رسمیت ندارند و فارغان این مکاتب را در دانشگاه های افغانستان قبول نمی کند.


کویته بلاگفا: در شرایط فعلی چه نهادهای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی از هزاره ها در شهر کویته فعالند
.


استاد عبدالغفور ربانی: نهاد های مختلف در شهر کویته فعالند و هر کدام به نوبه خود کار می کنند، اما از میان آنها از چند نهاد میتوان نام برد:
1.  تنظیم نسل نو هزاره مغل.
2. هزاره دموکراتیک پارتی.
3. مجمع تعلیمی و فرهنگی امت.
1. نخستین تشکلی که ذریعه تعدادی از جوانان با درد وارد عرصه های خدماتی شد، تنظیم نسل نو هزاره مغل بود. با آن که این تشکل در یک دوره خیلی خوب درخشید و در ساحه های مختلف خدماتی را انجام داد، اما اکنون از لحاظ سیاسی و محبوبیت مردمی خیلی ضعیف است. این تشکل برای رهایی از این وضعیت باید ضعف های درون خود را ارزیابی کند و برای رسیدن به توانایی گذشته خود پلان های را طرح و عملی نماید.
2. هزاره دموکراتیک پارتی، این جریان که اکثراً از تنظیم نسل نو هزاره مغل انشعاب کرده اند و در شرایط فعلی در عرصه های سیاسی فعال هستند. افراد آن اکثراً، جوان، فعال و پر انرژی هستند. اگر این جریان مدام ضعف های داخلی و نقشه های بیرونی را در نظر بگیرند ، با آگاهی نقشه های بیرونی راخنثی نمایند و در رابطه با مشکلات تشکیلاتی به این نکته توجه فرمایند که یک تشکیلات در صورتی تضعیف میشود که دارای ضعف های داخلی باشد، یک جریان هرقدر از خارج با فشار مواجه شوند، اما اگر از درون قدرتمند باشد، از حرکت تکاملی باز نمی ماند. باتوجه به این مساله ضعف های درونی خود را از بین ببرند و در عضو گیری اصلی دقت به خرچ دهند در آینده به صورت یک جریان قدرتمند وارد عرصه می گردند. جریانی که توان انسجام هزاره ها و رهبری هزاره ها را درسطح جهان داشته باشند.
3. مجمع تعلیمی و تربیوی امت، امت یک جریان فرهنگی است. اعضای آنرا بیشتر دانش آموزان، دانشجویان و استادان دانشگاه تشکیل می دهند. چیزی که در این جریان وجود دارد و قابل توجه است، ایثار، فداکاری و خلوص اعضای آن است. با آنکه امت از لحاظ مالی دچار مشکل است، ساختمانی را برای کار های فرهنگی و آموزشی در اختیار ندارند و در چندین مکان دور از هم چند ساختمان را برای کار های آموزشی کرایه کرده اند، اما خلوص و فداکاری اعضای آن باعث شده که اینها در امور فرهنگی و آموزشی از دیگران پیشتاز باشند. و در امتحان کانکور ( بورد اگزام) شاگردان امت درخشش خاص دارند. باید افزود که امت به علاوه کارهای آموزش معمولی تدریس زبان دری و تاریخ هزاره ها را نیز جز مضامین درسی خود قرار داده است و استادان امت نیز در روزهای یکشنبه در درسهای تاریخ هزاره ها حاضر می شوند. خلوص و فداکاری اعضای امت و برخورد انسانی که نسبت به همدیگر، شاگردان و مردم دارند باعث نیک نامی و محبوبیت روز افزون امت درمیان مردم می گردد. امیدوارم که امت این شیوه را ادامه دهند و خود را و کارهای خود را مغرورانه و متکبرانه همانطور که تا هنوز به رخ مردم نکشیده اند، در آینده نیز نکشند و روح خادم بودن مردم را همیشه در خود حفظ و نگهدارند تا به صورت نمونه در آینده نیز برای مردم باقی بمانند.


کویته بلاگفا: هم اکنون هزاره ها در مجموع خصوصا هزاره های کویته در یک وضعیت بحرانی قرار دارند، برای رهایی از این وضعیت چه پیشنهاد هایی را برای هزاره ها دارید؟


استاد عبدالغفور ربانی: ببینید برای خروج ار بحران ضرورت به کار های جمعی و یا یک تشکل فراگیر داریم، شعار تشکل فراگیر را ما داده ایم، که (هزاره های جهان متحد شوید) اما روی ایجاد یک محور برای اتحاد ما فکر نکرده ایم. برای اتحاد یا تشکل فراگیر ما ضرورت به یک منشور جامع داریم. منشوری که این توان و ظرفیت را داشته باشد تا هزاره های حنفی مذهب، جعفری و اسماعیلی را در یک تشکیلات منظم و اصولی گرد هم آورد. راجع به منشور جامع لااقل ما سه تجربه را از دیگران در اختیار داریم: 1- تجربه جریان های مارکسیستی. 2- القاعده. 3- صهیونیسم. جریان های مارکسیستی شعار کارگران جهان متحد شوید را سر دادند و برای تحقق این کار منشور و یا مانفست حزب کمونیست را به وجود آوردند و این منشور محوری است برای اتحاد آنان گرچند طراحان این منشور زنده نیستند، اما این منشور به عنوان یک محور اتحاد در میان آنان باقی است، ضعف این منشور در این است که این منشور صرف بر مبنای منافع اقتصادی کارگران جهان ریخته گردیده و تفاوت فرهنگی، تاریخی و زبانی و غیره کارگران جهان را در نظر نگرفته بودند، علی الرغم چندین کنگره جهانی که اینان ترتیب دادند موفق نشدند که تا یک اتحاد جهانی را میان کارگران ویا لااقل میان احزاب کمونیست های جهان به وجود آورند.
القاعده منشور خود را روی تفسیر خاص که از دین دارند پایه ریزی کرده اند. این منشور آنانرا دارای تشکیلاتی نموده اند که توان برخورد غیر منظم را در کل جهان با قدرتهای غربی را دارد، اما این منشور نیز تفاوت های فرهنگی، تاریخی و... مسلمانان جهانرا در نظر نگرفته است، اگر فشار های خارجی از روی اینان برداشته شود. اینان نیز دچار تفرقه و انشعاب می گردند.
صهیونیسم گرچند یک تشکل نژاد پرستانه است، اما دارای جامع ترین و کاملترین منشور است. منشور صهیونیستی چون تمام ابعاد و مسایل صهیونیست های جهان را در نظر گرفته و بر آن مبنا پایه گذاری گردیده است، این توان و ظرفیت را پیدا نموده که صهیونیست های جهان را در قالب یک تشکیلات منظم گرد آورند. در شرایط کنونی یک صهیونیست در هر قلمرو جغرافیایی اگر قرار داشته باشد در جهت منافع صهیونیستی حرکت می نماید.
خیلی از هزاره ها فکر می کنند که محور اتحاد شخصیت است و مردم هزاره باید بر محور یک شخصیت متحد گردند. بر محور یک شخصیت اولاً اتحاد به وجود نمی آید. اگر اتحادی هم صورت بگیرد با رفتن آن شخصیت اتحاد از میان میرود. با توجه به تجربه های تشکیلاتی که هزاره ها از خود دارند و با توجه به تجارب تشکیلاتی که در جهان به وجود آمده است هزاره ها باید منشور اتحاد خود را بریزند و بر آن مبنا یک تشکل فراگیر را به وجود بیاورند، در این صورت است که هزاره ها خود را از بحران فراگیر نجات میدهند و همپا با کاروان پیشرو به طرف کمال علمی، توان اقتصادی و مهارت های سیاسی حرکت می نمایند.


کویته بلاگفا: استاد گرامی ممنون از شما، در آخر اگر کدام گفتنی داشته باشید
.


استاد عبدالغفور ربانی: می دانید که ایجاد تشکیلات اصولی و فراگیر به دو چیز ضرورت دارد . 1. علم و دانش 2. توان اقتصادی. بنابر این از مردم خود بویژه از دانش آموزان و دانشجویان و فرهنگیان جداً می خواهم که اهمیت این دو را درک نمایند و در راستای علم آموزی و توان اقتصادی حرکت نمایند. و با کسب این دو یک تشکلی قدرتمند و فراگیر را برای رهایی مردم ما از بحران های که هم اکنون دامنگیر آنان است به وجود بیاورند.
                                                                                                                      والسلام.

آزادی

  تهدید می کنید که با یک گلوله ام

یا می زنید آتشی در آب و دانه ام

یا ذبح شرعی ام بنمایید یا به جبر

آواره می کنید مرا ز آشیانه ام

ای کرگسان پیر من از کوچ خسته ام

گر خون من به جای می و شیر سر کشید

گرجسم من به آتش و زنجیر درکشید

خاکسترم به باد برقصند درهوا

این روح سرکش ازفلک پیر برکشید

ای زاغهای پیر من از مرگ رسته ام

من سال هاست از قفس تان رهیده ام

چندیست بند ودام نیامان بریده ام

با بال خویشتن بپرم درفضای خویش

خود را زباتلاق جدایی کشیده ام

با اینکه شاخه شاخه، جدا، دسته دسته ام

آزادی هم غرورمن وهم توان من

دنیای من خیال من وآشیان من

با او همیشه سرخوش وسرمست وزنده ام

اوبال وقوت وهستی وروح روان من

بی وی ز باغ خلد برین دست شسته ام

 

                                                               صفرمحمد "محمودی"

روح شهدای حادثه عاشورای شهر کابل و مزار شریف شاد و یاد شان گرامی باد...!

     اگرچه با هزاران دلهره و نگرانی محرم امسال در شهر کویته با تدابیر شدید امنیتی هشت هزار نفری با آرامی به پایان رسید، ولی حادثه دلخراش کابل، که طی آن به گزارش تلویزیون طلوع در اثر یک حمله انتحاری در نزدیک زیارت ابوالفضل(ع)، 54 تن شهید و بیشتر از صد نفر زخمی شدند و حادثه مزار شریف، که طی آن در اثر انفجار یک بم که در یک بایسکل جاسازی شده بود و در نتیجه آن چهار تن شهید و عده ای زخمی شدند، قلب عزاداران شهر کویته را همچون عزادارن افغانستان شدیدا متاثر کرد. غم انگیز تر اینکه به گفته تلویزیون تمدن مسوولیت حادثه امروز کابل را لشکر جهنگوی به عهده گرفته است، لشکری که مسوولیت حملات ناجوانمردانه اش بر هزاره های کویته را قبل از این به عهده می گرفت.

      مسوولین وبلاگ کویته این حادثه دلخراش و ناجوانمردانه را شدید محکوم نموده و برای شهدای امروز شهر کابل و مزار شریف از خداوند متعال بهشت برین را استدعا می نماید و در ضمن برای زخمی های حادثه شفای عاجل و برای خانواده های شهدا و زخمی های حادثه صبر جمیل را خواهانیم.

دلیل سکوت بی بی سی درمقابل کشتاری هزاره ها چی میتواند باشد؟

نوشته :تجلیل

بشرامروزی تمام دست آوردهای شان را مدیون تکنالوژی میداند که درین دوقرن اخیر به سرعت تمام رشد کرده  وبازهم مسیر از رشد و  پیشرفت خودرا می پیماید . بشر با دست زدن به  اکتشافات واختراعات  در عرصه ی مختلف توانسته است که کره خاکی را به سمت اجتماع  واحدبه  پیش ببرند و  جهان را به عنوان دهکده ی کوچک بپندارد  که تمام انسانها درآن به شکل یک واحد کوچک اجتماعی در آن زندگی می کند و درتمام گوشه وکناری جهان مردم با استفاده از وسایل وتکنالوژی روز رخدادها حوادث و بسا مسایل دیگر را باهم شریک ساخته واز جریان و حالات که درکره خاکی می گذرد اطلاع و آگاهی حاصل نماید .دست یافتن به اطلاعات و شریک سازی اتفاقات ،اختراعات ، حوادث و خوشی ها همه وهمه  مدیون رسانه ها است که بشر به آن دست یافته اند  و این دست یافتن آنها به تکنالوژی امروزی سبب شده  است که از فاصله ها بکاهد و تمام حوادث را با تفاوت اندک زمانی در سرتاسر کره خاکی باهم شریک سازد.

رسانه ها به عنوان حنجره ی برای رسانیدن صدای  افراد دریک جامعه لازمی وحتمی بوده و می باشد ؛ اما اینکه چگونه عمل می کند ،بحث جداگانه است  . هرگاه به نظامهای موجوده ی دنیا یک نگاه کلی داشته باشیم میتوانیم بگویم که در هر نظام  رسانه ی وجود دارد ،ولی گونه ی فعالیت آنها متفاوت است .
کشورهای که از آزادی بیان و آزادی رسانه برخوردارست ، رسانه های آنها بدون کدام سانسور و یاهم فشاری به فعالیتهای  خود ادامه میدهد؛ اما کشورهای که تاهنوز به این اصل وارزشها دست نیافته است با مشکلات جدی  سانسور مواجه است و گفته می توانیم که سانسور مرگ رسانه پنداشته می شود.


رسانه ها در اصل خود باید پل ارتباط باشد میان حکومت وشهروندان؛ اما اینکه رسانه ها چگونه وظیفه  اصلی وواقعی خودرا ایفا می کند قابل تامل  است.
رسانه ها همانطوریکه از نامش پیداست در قدم نخست وظیفه خبر رسانی واطلاع دهی را به عهده دارد وباعبور ازین مرحله وظایف  و مسولیت های بزرگ  وسنگین دیگری را  نیز بر دوش می کشد که متاسفانه در کشورهای جهانی سوم کمتر توجه به این بخش از رسانه ها شده و می شود ، درحقیقت گفته میتوانیم که رسانه های امروزی دریچه  تبلیغات کالاهای سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی کشورهای بزرگ و قدرتمند شده است که  کشورهای جهانی سوم به شدت تمام از آن متضرر می شود .
 رسانه ها با درنظرداشت گونه های  آن درمیان مردم جایگاه خاص خودرا دارد و درمجموع گفته می توانیم که رسانه ها یک روزنه یست  برای دیدن آنسوی جهان که ما در آن  زندگی می کنیم . رسانه ها در نظام های دموکراتیک به عنوان یک رکن اساسی از دولت و حکومتداری محسوب می شود که بر مبنای اصلهای چون آزادی بیان، دموکراسی وحقوق مساوی افراد...بنا شده باشد. 

نقش رسانه هاهمانطورکه در اطلاع دهی و اطلاع رسانی مهم وبه عنوان وظیفه اصلی واولیه آن محسوب می شود در شکل دهی وتغیر ذهنیت عامه  نیز به همان اندازه مهم وموثر  پنداشته می شود. وقتی پیرامون مهاجرت هزاره به طرف کشوری استرالیا  دریک موسسه ی تحقیقات را به پیش می بردیم ُ ، آنزمان بیشتر به جایگاه رسانه ها درمیان مردم پی بردم و خصوصا درباب این که درساحات دوردست افغانستان کدام رسانه ها  شنونده  زیاد دارد. وقتی با افراد مصاحبه ی را انجام میدادیم واز رسانه ها می پرسیدیم ، اگثری آنها از رادیوها نام می بردند ؛زیرا در قرا وقصبات دور دست افغانستان به خاطر نبود برق و امکانات پیشرفته زندگی  آنها به رادیوها گوش می دادند و بیشتر افرادهم  رادیوی بی بی سی وبعدا هم آزادی را به زبان می آورد که متاسفانه بی بی سی با آن همه شورتبلیغاتی که دارد و ا ز بی طرفی اش داد  میزند  صادق از امتحان بیرون نیامد.
صداقت واصل بی طرفی بی بی سی وقتی زیرسوال قرار  گرفت  که در مقابل آن همه  فجایع وکشتاری هزاره ها  درکویته سکوت کرد و هیچگونه اخباری را درین مورد بازتاب نداد .
هزاره ها همانطور که برای مردم جهان ثابت شد که در یک وضعیت بدی از کشتارهای  سیستماتیک و هدفمند قرار داشت و هر روز از آنها قربانی می گرفت  ، ولی بی بی سی به گفته ی خود رییس بخش فارسی آن "  رسانهء قدرت مند و جهانی "  درمقابل اینگونه اتفاقات سکو ت اختیار کرد و حتی یک گزارش کوتاه را هم منعکس نساخت که بیانگر وضعیت هزاره ها بوده باشد .هرچند که اعتراضات هزاره ها علیه این گونه کشتارها  جهانی شد و رسانه های دیگر  تا جای سهم خودرا دربازتاب این گونه فجایع و کشتارها ادا نمود ، اما  بانهم بعضی رسانه های داخلی نیز از پوشش واقعی حادثه خود داری کردند.

این سکوت و بی تفاوتی رسانه ی بی بی سی در مقابل کشتارهای سیستماتیک در کویته پاکستان نه تنها که از موقف و  ادعای مسولیین این رسانه کاست ، بلکه واکنش تندی مردم هزاره را نیز در قبال داشت و این گونه برخورد ی این رسانه را ادامه برنامه های قبلی دانست که توسط این رسانه درقبال مرد هزاره دنبال می شود.
افراد که  رسانه های بی بی سی را دنبال کرده باشد میتواند به این واقعیت پی ببرد ،  بخاطر دارم که هارون نجفی زاده گزارش را راجع به میوه انبه (عم) کشوری پاکستان تهیه دیده بود و گزارش میداد ؛ اما  دربازتاب فجایع هزاره ها همچنان بی تفاوت وساکت واین خود می نمایاند که سیاست بی بی سی چگونه است .

وقت آقای صادق صبا ریس بخش فارسی بی بی سی دریک برنامه ی در دانشگاه گوهر شاد  در مورد فعالیت های بی بی سی، و تاثیر آن در کشورهای منطقه صحبت می کرد. بی بی سی را یک رسانهء قدرت مند و جهانی توصیف کرد و افزود که این رسانه تلاش می کند، در تمام موارد اصل بی طرفی  را حفظ کند. وی بی بی سی را تاثیرگذار ترین رسانه در جهان امروزی توصیف کرد.

 اما وقتی که آقای صبا راجع به بی بی سی و اصل بی طرفی اش صبحت می کرد باسوال یک شهروند با احساس افغانستان مواجه شد که پرسید ، دلیل سکوت بی بی سی در مقابل کشتاری هزاره ها درکویته  پاکستان چی میتواند باشد؟  جواب نیافت مگر اینکه با یک گرفتگی کلمه معذرت را بر زبان آورد و از مردم هزاره  معذرت خواهی کرد و گفت که "این موضوع غیرعمدی بوده و یقینا که بی بی سی متوجه همچو موضوع نشده است". هرگاه واقعا بی بی سی یکی از تاثیرگذارترین ویک رسانه قدرت مند وبی طرف باشد چطور می تواند که یک رسانه ی به آن بزرگی و قدرتمندی از همچو حوادث جهانی بی خبر بماند ؟. معذرت خواهی که هم صورت گرفته می تواند که از طرف خود آقای صبا باشد نه از رسانه ی بی بی سی  ؛ زیرا اگر واقعا رسانه ی به این بزرگی و جهانی بودنش می خواهد که شنونده و هوادرانش را با خود داشته باشد و همان اصل بی طرفی را فراموش نکند واز بی توجه اش معذرت خواهی کند باید  در سایتش ویاهم ازشبکه های خبری اش این معذرت خواهی را به شکل رسمی آن پخش می کرد  درصورتیکه چینین چیزی نشد.

مردم هزاره این گونه سیاست بی بی سی را غرض آلود خوانده و می گوید که بی بی سی درچندین برنامه ی دیگر خود نیز اینگونه سیاست های را درقبال مردم هزاره دنبال کرده است که می توان به عنوان نمونه از حمله بر سربازان انگلسی در هلمند یاد آورشد که بدون کدام تحقیقات که بتواند هویت واقعی فرد حمله کننده را ثابت کند وی را به نام هزاره اعلام داشت و افزودند که وی ازطرف ایران ماموری این کار شده بود  این کار  بی بی سی نه تنها که واقعیت ندارد بلکه توهین بزرگ است که به هزاره ها روا داشته شده است. .

منبع:

۱ـ یادداشت هایی از کابل

۲ـشبکه سرتاسری مردم هزاره

۳ـ کابل پرس

۴ـ خبر گزاری بخدی

مژده به علاقه مندان کتاب

     مردمان پیشرفته، ارتقای علمی، فرهنگی و... خویش را در اثر هویت یابی بدست آورده اند. هویت یابی اعتماد به نفس می بخشد. با اعتماد به نفس است که آدم در عرصه های مختلف کامیاب می شود.

     نخستین اثری که زمینه ی هویت یابی و اعتماد به نفس را به وجود می آورد به نام "دفتر نخست" از استاد عبدالغفور ربانی، یکی از نویسندگان مطرح ملی مردم ما وارد عرصه مطبوعاتی گردیده است.

     دوستان گرامی که دوست دارند، در مورد موقعیت جغرافیایی، وضعیت تاریخی، فرهنگی، تمدنی و مذهبی هزاره ها معلومات بدست آورند، مطالعه این اثر ارزشمند برایشان توصیه می گردد.

مشخصات کتاب:

نام کتاب: دفتر نخست "موقعیت جغرافیایی، وضعیت تاریخی، فرهنگی و مذهبی هزاره ها"

نوشته: عبدالغفور ربانی

تایپ و دیزاین: عبدالله رفیعی

طرح روی جلد:  عبدالله رفیعی

نوبت چاپ: اول

سال انتشار: 2011 میلادی

تیراژ: 1000

قیمت: 100 روپیه پاکستانی

ناشر: بنیاد فرهنگی شمامه

محل توزیع: ۱. هنر استشنری، واقع  هزاره تاون علی آباد – کویته 03218012858 و 03058077955

                ۲. امامیه استشنری، واقع علمدار رود - مهر آباد

                    و دیگر استشنری های مهرآباد و هــزاره تاون

هزاره ها و بحران هویت

نوشته از : ع.تلاش


پیش از آن که به اصل موضوع " هزاره ها و بحران هویت " بپردازم، نخست میخواهم تعریفی مختصری از واژۀ " هویت " داشته باشم.هویت در لغت به معنی حقیقت شی یا شخص که مشتمل برصفات جوهری او باشد. و به معنی شخصیت،  هستی و وجود هم آمده است. اما در اصطلاح "اریکسون" هویت را بدین گونه توصیف می‌کند: "مفهوم درونی و ذهنی از خود به عنوان یک شخص". در این کاربرد معمولاًکیفیت مشخص می‌شود، مثلاً هویت جنسی، قومی یا گروهی. گرچند بحث هویت و بحران هویت هزاره ها کاری است بس مشکل و توضیح آن در یک مقاله کوتاه غیر ممکن بوده، اما من کوشش می نمایم تا حدی به این موضوع مختصراً  نگاهی داشته باشم.

 اما قوم هزاره که خسارات جانی و مالی زیادی را در دوران حکومت عبدالرحمن خونخوار متحمل شده اند. از آن پیش و بعد از آن کوشش شده تا هزاره ها به حاشیه رانده شوند، حتی در بعضی اوقات کوشش شده تا از افغانستان محو شوند. از بین بردن و نابود ساختن یک قوم تنها با کشتار امکان پذیر نیست ازین جهت دشمنان این قوم تدابیر و جهات مختلف را از قبیل کشتار ، نابود ساختن آثار تاریخی آنها و قبضه نمودن محل های مسکونی شان اندیشیده اند. فاکتور اول یعنی کشتار این قوم بصورت گسترده در دوران حکمران جبار و فرعون ثانی عبدالرحمن صورت گرفت .بر اساس بعضی اسناد های تاریخی %60 الی %62 نفوس این قوم قتل عام شده اند.این شیوۀ برخورد وحشیانه باعث شد این قوم به مناطق و کشور های مختلفی مهاجر شوند. فاکتور دوم  تصرف مکان های بود و باش شان بود که این پلان و نقشه شان استادانه عملی شد. عامل مهمی دیگر که وضعیت هزاره ها را دچار اختلال و متزلزل نموده است ازبین بردن هویت تاریخی شان است. در گوشه و کنار افغانستان کوشش شده است تا هر نشان تاریخی مربوط هزاره ها نابود شود، مثال های زنده اش ازبین بردن بودهای بامیان و تبدیل نام هزارستان به هزاره جات میباشند.

از جمله سه عامل ذکر شده ، از بین بردن شناخت یعنی هویت هزاره ها و راندن هزاره ها از مکان جغرافیایی شان از همه مهم تر است چرا که امروز به اثبات رسیده که یک قوم با تعداد نفوس بیشتر قدرت مند نیستد بلکه با داشتن موقعیت جغرافیایی مناسب و شناخت تاریخی قدرتمند هستند، متآسفانه ما از هر دو ناحیه آسیب های فراوان دیده ایم . انقطاع هویت ما را به وضع فعلی دچار نموده و باعث شده تا ما فرهنگ و عنعنات اقوام دیگری را بپذیریم، این عمل باعث بوجود آمدن فرقه های مختلف تحت نفوذ بیگانگان شده که از آنان در تمام محافل سیاسی و مذهبی استفاده نادرست می شود. البته حوادث و حالاتی هولناکی که بر سر ما آمده کمی ما را از این غفلت تکان داده و در سدد آن ساخته تا هویت خود را دوباره بازیابیم از همین خاطر نویسندگان و نخبگان کوشش می نمایند تا در این زمینه از همه پیشی بگیرند و بیشترین مقالات و کتاب های شان را به این موضوع به تحریر در آورند. ودر اذعان عامه هم یک تحول در حال ساخت است. به وضاحت قابل فهم است که جریان ها و جنبش های بوجود آمده در پی آن شده اند تا شناخت تاریخی شان را دوباره بدست آورند که این موضوع خود جنجال برانگیز و یک نوع نا هماهنگی را بوجود میاورد که به آن به اصطلاح " بحران هویت " می گویند. طبق نظر " جمیز مارسیا "، تعادل بین هویت و گم‌گشتگی، بر اثر «تعهد» سپاری نسبت به یک هویت به دست می‌آید. از همین لحاظ است که جامعۀ هزاره به موضوع انقطاع هویتی شان پی برده و اندکی تلاش نموده تا از این مشکل رهایی یابند. اما دست یافتن به شناخت قبلی و احیای هویت یک مبارزه طولانی ، دشوار و هوشمندانه می خواهد. حل این مشکل از توان مردم عادی خارج و فقط روشنفکران، نسل جوان، تاریخ نویسان، نویسندگان و کارشناسان می توانند بر این زخم ناسور مرحم بگذارند. به اعتقاد من تا قومی شناخت درست از هویت خود نداشته باشد نمی تواند در دنیای امروزی صاحب حقوق سیاسی و اجتماعی شود چرا که گمشدگی یعنی عدم شناخت تاریخی از خود باعث نفاق می گردد و هرگز مردم را برای یک اتحاد و همبستگی قومی سوق نمی دهد. تا زمانیکه دربارۀ این مشکل چاره ای مناسب اندیشیده نشود هر حرکت و فعالیتی که برای اتحاد و همبستگی صورت گیرد ناکام است و به جای نخواهد رسید. در محافل سیاسی و اجتماعی ما امروز شعار ها و پلان های زیادی ذکر می شود تا بتوانند از یک طریقی اتحاد و همدلی بین مردم ایجاد نمایند اما همه شکست خورده و بی نتیجه شده اند. این سخن به این معنی نیست که وجود گروه های سیاسی هزاره ها را کاری بد بپندارم ، اما این گروه ها هنوز نتوانسته اند تا یک سیاست متحد خارجی داشته باشند تا هزاره ها سرنوشت بهتر داشته باشند. تشکیل گروه های سیاسی برای یک قوم و مردم الزامی است . ما در سیاست داخلی خود اختلاف نظر های زیادی داریم و باید هم داشته باشیم این یک امر طبیعی است. اما سیاست خارجی واحد باید داشته باشیم که متأسفانه نداریم و این یکی از ضرر های عدم شناخت از خود است که ما را از رسیدن به یک شعور سیاسی متوقف ساخته است. به نظرم هویت برای یک قوم یک پایه و یا از دید دیگر یک اصل است. پس باید برای این پایه گذاری و کاری مهم تدابیر هوشمندانه سنجید و آن زمانی انجام خواهد شد که اولتر از همه دانش پژوهان ، نسل جوان، نخبگان و نویسنده های ما در این باره مطالعه عمیق نمایند تا بتوانیم دوباره احیای هویت کنیم و مانند مردم  سرافراز دیگر جهان بر حیات خود استوارانه ادامه دهیم.  والسلام


غزل

 طبیعت را بیالودند درهرگوشه ی خاکی

گیاهان جمله می نالند واز جور بشرشاکی

نه برخود رحم می دارند، نی بر مزرع وجنگل

همه از انفجار و مرمی و داس وتبر حاکی

نه عاقل انتحاری را پذیرد نی تجاوز را

نه فقر و درد را خواهد نه ظلم وسینه ی چاکی

کجا آرام وساکت مانده بهر نغمه ی بلبل ؟

گهی آتش زدی برشهر و گه هم شاخه وتاکی

اگر باران نه ای طوفان نبودن نیز انسانی است

نمی زیبد ترا اینگونه قتل عام وناپاکی

گل وبلبل بکوچیدند وقمری و قناری هم

شکایت ها کند بوستان، اگر سیب است یا ناکی

دلی داری تو "محمودی" شکن نوک قلم زان رو

که مرگ آرد گهی زندان سرودن های زبی باکی

صفرمحمد"محمودی"

کنار رفتن ها نه،  بلکه کنار آمدنهاست که مشکلات را حل می کند

نوشته: تجلیل

هرچندبحث در زمینه ریشه شناسی مشکلات جامعه هزاره  خیلی بزرگتر از این نوشته ی کوتاه است ،ولی فقط می خواهم که در زمینه مشکلات فعلی جامعه ما بپردازم. هرگاه خواسته باشیم که به این موضوع بپردازیم خوبست که با طرح  چند سوالی به بحث داخل شویم.

خوبست که از اینجا آغاز کنم که راه حل برای بیرون رفتن از وضعیت فعلی جامعه هزاره کویته چیست؟ آیا واقعا دولت توانایی کنترول این افراطیون مذهبی را ندارد ، یانه خود مقامات حکومتی ملوس به این گونه جرایم  است؟
حزب سیاسی هزاره ها به عنوان یک آدرس برای مردمش چی کاری کرده میتواند تا جامعه را ازاین  مشکل برهاند و نظم نو به جامعه بدهد؟
درین اواخر همه ما شاهد یک نوع تنشهای سیاسی در درون نظام حکومتی پاکستان و هم درسطح منطقه ی می باشیم  ، که  این تنشها و گیرودارهای سیاسی توانسته است که مجال برای سوء استفاده گران را بدهد تا دست به اعمالهای تخریبی وتروریستی بزند وازین طریق به هدف شوم وپلید شان نایل آید. تنشهای سیاسی امریکا با پاکستان و همچنان بعضی از مشکلات ومعضلات که با افغانستان مطرح است ، این زمینه ها را بیشتر مساعد ساخته است که گروه های تخریب کار برای بدنام ساختن کشورو مقامات دسته به این گونه اعمال بزند و شهروندان را دریک فضای ترس و وحشت قرار بدهد.
به باور نگارنده ی سطور این کار از توان حزب سیاسی هزاره دموکراتیک پارتی  بیرون است که بتواند کاری را انجام بدهد و یک راه حل بیابد تا  مانع کشتاری هزاره و  تغیر حالت موجوده شود ؛زیرا وضعیت کویته و درمجموع  پاکستان به یک سلسله  مشکلات درسطح کشوری مواجه است و این مشکلات توانسته است که زمینه ساز اینگونه رخدادهابیشتر باشد .در حزب سیاسی مردم هزاره افرادی که کارکشته و دارای یک  تجربه سیاسی درازی را داشته باشد ، کمتر درآن دیده می شود واین کار خود ضعف و نارسایی حزب را که به عنوان یک آدرس برای مردم هزاره ی این شهر است نشان میدهد و حزب که بیتواند برنامه و پلانهای این جامعه را طرح و راه اندازی نمایدنمی باشد  .برنامه های که ازطرف این حزب مطرح می شود کمتر درجامعه محسوس است، زیرا از یک طرف پشتوانه ی ا قتصادی که بتواند برنامه های حزب را به مرحله اجرا درآورد موجود نیست و ازطرف دیگر فعالیت فرهنگی حزب نیز نهایت از روندی کندی خودرا  می پیماید.
حزب سیاسی که می خواهد به جامعه طرح ، برنامه و خدمات عرضه کند و راهکاری را پیشنهاد کند ، نیاز به یک پشتوانه ی منظم اقتصادی دارد تا بتواند با این گونه پشتوانه ها پلانها ، اهداف و برنامه های خودرا دردرون جامعه جامه عمل بپوشاند ، درصورتکه این حزب ازهمچو چیزی متاسفانه برخوردارنیست .
حزب سیاسی هزاره دموکراتیک تاهنوزنتوانسته است که شخصیت های بزرگ سیاسی را جذب خود نماید و بعضا برنامه های که از سوی حزب راه اندازی  می شود نه تنها که زمینه ساز جلب و جذب افراد نخبه وسیاسی را مهیا نمی کند ،بلکه تنش و پراگندگی را در میان سردمداران هزاره ایجاد می کند ، اینگونه سیاستهای نا کارآمد نه تنها که روندی تقویت این حزب را به شدت ناکام می کند، بلکه ضربه ی بزرگ به پیکری اجتماع می زند ، که همان جامعه حامی آنهاست . هرگاه  گونه عملکردی را که حزب در پیش گرفته اند به بررسی بیگریم ، نشان میدهد که دارای یک پلان وبرنامه ی  منظم که بتواند  درآن خط فکری حزب را در عرصه ی سیاست نشان بدهد ، کمتر میتوان به آن پی برد.
جامعه هزاره کویته از هرچیزی دیگر کرده  ، امروز نیاز به یک همبستگی کلی و عمومی دارد که خوشبختانه این مقدمات گذشته شده وآهسته آهسته روندی  خودرا می پیماید، ولی متاسفانه که ناهماهنگی درمیان بزرگان سیاسی ما سبب گردیده که  این روند نیزمتضرر گردد.
هرگاه واقعا تعهد وصداقت در عمل وگفتاری این سیاسیون و بزرگان  که در راس جامعه  قرار دارد باشد ، چرا این نیروها را که همه داد از خدمت و دلسوزی میزند ، همه را باهم و یکدست نمی سازد ،تاباشد که هم در عرصه عمل شاهد آن باشیم و هم برای مردم فهمانده شود که  همه درصدد یک اتحا د و یکدستگی وهمچنان کار وخدمت برای  مردم خود هستند.
هرمشکل که در اجتماعی پیش می آید ، راه حل آن گفتگو و مذاکره باهم است، که سرانجام مشکل پیش آمده را توسط بحثها و گفتگو می توان حل نمود، اما بزرگان ما ، نمیدانم که چی چیزی مانع شان شده است که از موقف شان کمی پایین بیاید و به حل مشکلات  موجوده از راه گفتگو به آن  بپردازد و  نزاغ خانه را به بازار نکشاند و علیه هم موضعگیری نکند ،این موضعگیری  نه تنها به نفع خودشان نیست ، بلکه یک نوع شکستگی و پراگندگی را درمیان اجتماع نیز به بارمی آورد.

دراخیر می خواهم نکته ی را یاد آورشوم که تنها راه حل که میتواند بقا و ثبات سیاسی مردمی هزاره را درهرنقطه ی که باشد تضمین کند خودآگاهی و کنارهم آمدنهاست . هرگاه این دودستگی وفاصله ها هر روز بیشتر شود  این خود سبب می گرددکه شگاف عمیق  دردورن جامعه ایجادشده و روندی تدریجی مسیری از رشد وبالندگی را که می پیمایم نیز به شدت  متضرر سازد.