کامران میرهزار را بیشتر بشناسیم

نوشته: علی تلاش

        این نوشته در ضمن که مختصر شامل بیوگرافی کامران میرهزار می شود، سپاس و قدردانی از زحمات او نیز میباشد.

        کامران میرهزار چهره شناخته شده میان روزنامه نگاران، نویسندگان، شاعران و فعالان حقوق بشر میباشد. او متولد سال 1976 و از مردم هزاره است که از سالهای قبل در کشور ناروی پناهنده شده و در شهر ( Oslo) ناروی زندگی می کند. او بنیانگذار و سردبیر سایت وزین و انتقادی کابل پرس است. او در زمینه روزنامه نگاری و ادبی به حیث یک نویسنده پرکار فعالیت گسترده دارد، علاوتاً او یک شخص نهایت با احساس و قوم دوست است، هر وقتی ظلم و ناروایی را در قبال مردم خود می بیند به دفاع از آنان می پردازد. با این فعالیت گسترده و احساساتی که نسبت به مردم خویش دارد، در قلوب مردم جای گرفته است. وجود و توانایی های او ثروت عظیمی برای مردم ما به حساب می آیند. کامران میرهزار به دلیل نوشته ها و گزارش های انتقادی اش جوایز متعددی را به شمول جایزه هلمن همت در سال 2008 از طرف دیده بان حقوق بشر و جایزه آزادی را در سال 2007 از طرف مجتمع جامعه مدنی افغانستان بدست آورده است.                                                                               

        کامران میر هزار که بیش از ده سال تجربه روزنامه نگاری دارد. فعالیت و خدماتی زیادی در این زمینه نموده است. او سایت کابل پرس را در سال 2004 راه اندازی کرد که یک سایت بسیار فعال در فضای مجازیست. چهره پناهنده سایت دیگریست که از سوی او در سال 2011 آغاز به فعالیت کرد. و فعالیت با  " رادیو سلام وطندار که متعلق به سازمان مطبوعاتی اینتر نیوز" و " را دیو کلید " را در کارنامه خود دارد. و هفته نامه "چای داغ" در سال 2005 هم از سوی او منتشر می شد. به عنوان روز نامه نگار همکاری او با روز نامه گاردین می باشد.

        کامران میرهزار که یک شخص پر کار است در ضمینه کار های ادبی تپ و تلاشهای فروان نموده است. دو مجموعه شعر که بنام های کتاب "مهر" و " لحن تند اسبی در اضلای پروانه شدن " میباشند از آثار های اوست که به چاپ رسیده اند. و یک کتاب نقد ادبی که بنام "خواندن و نوشتن" است هم توسط او به نشر رسیده است. و کتاب "سانسور در افغانستان" که توسط انتشارات آی پی پلنز به نشر رسیده هم از نوشته های کامران میرهزار میباشد. او در برنامه های زیادی بین الملی شرکت داشته است، ازجمله اشتراک وی در برنامه های مانند فستیوال بین الملی شعر روتردام در کشور هلند و فستیوال بین المللی شعر در مدجین در کشور کلمبیا میباشد.

        در آخرین حمله تروریستی که به تاریخ 10 جنوری سال جاری بالای مردم هزاره در علمدار رود طرح ریزی شده بود بیش از یکصد تن کشته و تعداد زیادی زخمی شدند. که مردم در یک تصمیم تاریخی به سرپرستی کویته یکجهتی کونسل، حزب هزاره دموکراتیک، نهاد های اهل تشیع و نهاد های دیگر فعال جامعه هزاره در شهر کویته به تظاهرات مسالمت آمیز و اعتصاب غذا دست زدند تا مطالبات شان برآورده نشد دست از تحصن و اعتصاب بر نداشتند. استقامت و تظاهرات مسالمت آمیز و منظم تاریخی هزاره ها باعث دگرگونی حکومت ناشایسته وقت شد و حکومت بدست والی ایالت بلوچستان سپرده شد و اوضاع امنیتی از آنروز به بعد نسبتاً رو به بهبود بوده است. من که یکی از خوانندگان کابل پرس هستم همیشه کامران میرهزار را در کابل پرس و از طریق فیس بوک دنبال می کنم و شاهد فعالیت اش می باشم. از تاریخ 10 جنوری به این طرف شاهد زحمات و فعالیت شبانه روزی شان هستم که با حوصله مندی تمام در صدد رساندن صدای مظلومیت مردم خویش به جهانیان بوده است. او با ابتکار دانشمندانه وتاریخی خود اخیراً مصدر خدمت شایانی برای مردم خویش  گردید. او با جلب حمایت 273 شاعران از 88 کشور جهان نامه ای سرگشاده ای به سرمنشی سازمان ملل و ریس جمهوری ایالات متحده آمریکا برای توقف نسل کشی هزاره ها در پاکستان و افغانستان نوشت. او با همفکرانش از بان کی مون و بارک اوباما خواستار اقداماتی شدند که باید امنیت و سلامت مردم هزاره تضمین شود. او در حقیقت با این کارش یکبار دیگر بنای ظالمان و مستکبران را لرزاند. این اقدام مدبرانه کامران میرهزار از دو جهت مورد ستایش است. اولاً در یک وقت بسیار کم و با جلب حمایت شاعران و جمع آوری امضا های آنان از سراسر جهان کاری دشواریست که فقط او با تلاش های خستگی ناپذیرش این کار را ممکن ساخت و در یک هماهنگی بی نظیر خواهان توقف نسل کشی هزاره ها شدند. دوماً این نوع اعتراضات و حرکات مدنی فقط منحصر به اقوام پیشرفته است. کامران با هم قطارانش از یکطرف صدای مظلومیت مردم خود را به جهانیان رساند و از طرف دیگر زمینه ارتباط معنوی مردم خود را با جهانیان هموار ساخت که این زحمات و فداکاری هایش از هر جهتی قابل قدر و ستایش است.

منابع:

مصاحبه ای با زوج هنرمند "خانم شبانه منجی و موسی خان منجی"

مصاحبه از: علی تلاش

کویته بلاگفا صمیمانه ترین تبریکات خود را به نسبت نشر آلبوم جدید موسی خان منجی و شبانه منجی بنام (نقل و بادام) که چندی پیش در عید قربان به نشر رسید، خدمت خودشان و تمام مردم هنردوست ما تقدیم میدارد. کویته بلاگفا خرسند است که مصاحبه ای با زوج هنرمند، موسی خان منجی و شبانه منجی در مورد فعالیت های هنری، دستاورد های هنری و پلان های آینده شان در عرصه هنر موسیقی انجام داده است و اینک به خوانندگان کویته بلاگفا تقدیم می دارد.

کویته بلاگفا : لطفا قبل از همه خودتان را به طور مختصر برای خوانندگان کویته بلاگفا معرفی نمایید.

موسی منجی: از همه اولتر سلام و احترام دارم به تمام قومای کویته و تمام قومای که در هر کنج و کنار این دنیا زندگی می کنند، امیدوارم که همه شما خوش، سلامت و در زندگی تان موفق باشید و در ضمن باید از کویته بلاگفا تشکر کنم زمینه ای را فراهم ساخت تا با شما قومای عزیز ارتباطی برقرار شود. من موسی خان سلطانی هستم و در نوامبر سال 1980 میلادی، در ولسوالی جاغوری، ولایت غزنی متولد شده ام. از کودکی شوق به تحصیل داشتم و دوره مکتب را در همانجا تمام کرده ام و در کنار درسهای مکتب به هنر موسیقی نیز شوق داشتم و هنر موسیقی را از گذشته تا حال ادامه داده ام. متاسفانه در سال 2003 بخاطر مشکلاتی که برایم پیش آمد مجبور به ترک وطن شدم و در اروپا در کشور ناروی پناهنده شدم و حال در همین جا زندگی می کنم. در رابطه با لقب "منجی" باید یاد آور شوم، زمانیکه ما فعالیت های هنری خود را شروع کردیم "منجی" را بحیث لقب هنری مشترک خود انتخاب کردیم. فعلاً در یک رستورانت برای تامین مخارج زندگی مشغول کار هستم. ولی در آینده در نظر دارم که دربخش(Security) ایفای وظیفه کنم.                                                          

شبانه منجی: من هم به نوبت خود صمیمانه ترین سلام های خود را خدمت قومای عزیزم تقدیم میدارم و آرزو دارم که همه تان در تمام عرصه های زندگی تان موفق و کامیاب باشید. تشکر فراوان از کویته بلاگفا که یک پول ارتباطی بین ما و قومای گل ما شده و ما می توانیم از این طریق گفتنی های خود را به قومای عزیزمان برسانیم. من شبانه سلطانی هستم و در ماه می سال 1986 م، در شهر کویته-پاکستان متولد شده ام. اما در اصل از ولسوالی جاغوری، ولایت غزنی می باشم که پدر کلانم پیش از سال 1965 به پاکستان هجرت کرده و زندگی جدیدی را آغاز کرده بودند. مدت چهار سال است که در ناروی در کنار شوهر خود زندگی می کنم. دوره ابتداییه مکتب و تحصیلاتم را در کویته سپری کرده ام و در رشته ( BSC) که یک رشته از علم اقتصاد است درجه لسانس خود را بدست آورده ام. از کودکی به هنر موسیقی شوق داشتم، حال که کم کم به طرف هدفم قدم بر می دارم خوشحالم که روزی بتوانیم موفقیتی چشمگیری را در هنری موسیقی کسب کنم. البته در کنار هنر موسیقی دوست دارم تحصیلاتم را نیز ادامه دهم و فعلاً در یک کودکستان در اوسلوی ناروی ایفای وظیفه می کنم.

کویته بلاگفا:  چه وقت به موسیقی رو آوردید؟ و علت انگیزه تان در رو آوردن به موسیقی چی بود؟

موسی منجی: از دوره مکتب که خیلی کوچک بودم به هنر موسیقی علاقه مند بودم و در پروگرامهای کوچک که از طرف مکتب ترتیب داده می شد شرکت می کردم  نعت و سرود می خواندم و بعضی وقتها در جمع دوستان که یگان آهنگ را زمزمه می کردم از طرف آنها خیلی تشویق می شدم و آنها پیشنهاد می کردند که من هنر موسیقی را ادامه دهم.  از همان کوچکی آهنگ های زیاد هزارگی و افغانی می شنیدم. آهنگ های احمد ظاهر و آهنگ های محلی هزارگی را برای دوستان زمزمه می کردم. در حقیقت تشویق دوستان یکی از عواملی بود که من به هنر موسیقی رو آوردم اما شوق و علاقه خودم عامل اصلی است که به هنر موسیقی می پردازم. 

شبانه منجی: من هم مانند شوهرم در دوره مکتب علاقه مند به موسیقی شدم. دقیق یادم است زمان که صنف هفت مکتب بودم در پروگرامهای مکتب شرکت می کردم و سرود، نعت و حمد می خواندم و بارها از طرف استادان مکاتب مورد تشویق قرار می گرفتم. چون در محیط کویته-پاکستان بزرگ شده ام زیاد تر به خواندن های اردو توجه داشتم و خواندهای هزارگی و افغانی را نیز کم کم می شنیدم. اما زمانیکه با موسی خان نامزد شدم به خواندن های هزارگی و افغانی زیادتر علاقه مند شدم. در دوران کالج در دو پروگرام مختلف سرود ملی را خواندم که از آنها جایزه دریافت کردم. و از آن به بعد ما با هم موسیقی را تمرین می کنیم. زمانیکه من از سرودن سرود ملی جایزه دریافت کرده بودم ترس از آن داشتم که اگر شوهرم باخبر شود که من به خوانندگی(موسیقی) علاقه دارم شاید مورد پسندش نباشد، زمانیکه با مادر موسی خان قصه کردم که من در پروگرام دانشگاه از سرودن سرود ملی جایزه دریافت کردم، خیلی خوشحال شد و قضیه را به موسی گفته بود. و من منتظر آن بودم که شوهرم با من تماس گرفته و مرا سرزنش کند، اما نخست که با من تماس گرفت عصبانی بود که چطور این کارت را از من پنهان نگه داشته ای، ولی از آن روز به بعد نه تنها این که مرا سرزنش نکرد بلکه مرا خیلی تشویق کرد که بالاخره امروز ثمره اش این است که ما باهم هنرنمایی می کنیم و در آینده هم ادامه خواهیم داد. و از موسی خان نهایت سپاسگزارم که استعداد مرا درک کرد و مانع پیشرفتم نشد. نهایت خرسندم و افتخار دارم که درکنار همچون شوهری مثل موسی خان زندگی می کنم.

کویته بلاگفا: هنر موسیقی را تحت نظر کدام استاد ادامه داده اید؟

موسی منجی: از زمانیکه در ناروی زندگی می کنیم هنر موسیقی را تحت نظر یک استاد هندی، محترم شیری لال پیش می بریم که در هفته یک بار با او ملاقات می کردیم. چون در اینجا فرصت زیاد نیست همه مصروف زندگی اند پس نمی شود وقتی زیادی را صرف موسیقی کنیم. البته دستورات و راهنمایی های استاد شیری لال نه تنها در هنر موسیقی بوده بلکه ما را در جهات مختلف راهنمایی کرده است. که جا دارد از او صمیمانه تشکری کنم. و در آینده هم ما نیاز به راهنمایی های او داریم و حتماً هدف مان را ادامه خواهیم داد. من هم خاطره ای از شبانه به یادم آمد. زماینکه شبانه کویته بود و من خبر شدم که او جایزه ای از سرودن سرودی ملی در دانشگاه اخذ کرده است، برایم تعجب آور بود که چرا این استعدادش را از من پوشانده است و چرا مرا در جریان نگذاشته است. از این بابت خیلی عصبانی بودم و برایش تلفون کردم و گفتم چرا این کارت را از من پنهان کرده ای و حال تو آواز خوانی هم می کنی؟ متوجه شدم که شبانه خیلی ناراحت شد و بعد از اینکه تماس تلفون قطع شد. با خود اندیشیدم که من نباید او را این قسم روحیه اش را خورد می کردم و واقعاً از گفته ام پیشیمان شدم. تصمیم گرفتم که نباید این استعداد عالی را در او از بین ببرم بلکه باید کمک اش کنم که این استعداد اش رشد کند. از آن وقت به بعد تشویق اش کردم و او خیلی استعداد عالی دارد در این زمینه و حس می کنم که او بهتر از من است.

کویته بلاگفا: دستاورد ها و فعالیت تان در این مدت، در این عرصه چه است؟

موسی منجی: البته به غیر آلبوم جدید ما که به نام (نقل و بادام) در همین نزدیکی ها به نشر رسید آلبوم دیگری نداریم. اما آهنگ های تکی تکی زیاد داریم که در برنامه ها دعوت شده ایم و آهنگ اجرا کرده ایم. برای اولین بار که به صورت رسمی آهنگی را برای مردم در تالار اجرا کردیم سال 2009 میلادی، روز جشن نوروز بود که من و خانمم شبانه یک آهنگ افغانی به کمپوز هندی را خواندیم و زیاد مورد تشویق دوستان قرار گرفتیم و با جرات تر شدیم و تصمیم گرفتیم که در آینده آهنگ های خوبتر از این تقدیم دوستان خود نماییم و از آن روز به بعد در برنامه های زیادی اشتراک کرده و آهنگ اجرا کرده ایم. از جمله چندین بار در دانمارک دعوت شده ایم، دوستان بی نهایت ما را تشویق کرده اند و همین جا از تمام دوستان خوب دانمارکی ام صمیمانه تشکری می کنم که همیشه ما را تشویق کرده اند. سفری که به کویته پاکستان داشتیم در همین اواخر از طرف انجمن هنری ترنم نیز به یک برنامه هنری دعوت شدیم که با اجرای چند آهنگ از طرف قومای عزیزمان زیاد مورد تشویق قرار گرفتیم. مردم آنجا خیلی مهربانند و خوبی ها و نیکی های دوستان خوبم در کویته همیشه در خاطره های مان باقی خواهند ماند. و البته در سویدن هم دوستان از ما دعوت کرده اند ما نتوانسته ایم که شرکت کنیم به نسبت مشکلات های که داشتیم و در آینده انشاالله در آن جا هم خواهیم رفت و برای دوستان کنسرتی را برپا خواهیم کرد.

کویته بلاگفا: آلبوم جدید شما (نقل و بادام)  در کجا ثبت شده و چقدر وقت را تکمیل شدن آن در بر گرفته است؟

موسی منجی: در رابطه به این سوال باید بگویم که از ثبت تا نشر این آلبوم تقریباً مدت 6 ماه را در بر گرفت.  آهنگ هایش تمام شان در کویته-پاکستان در استدیو به ثبت رسیده است که در این قسمت دوست بسیار خوب و مهربان ما آغای حسن رضا چنگیزی ما را بسیار زیاد همکاری کردند. و از طریق همین مصاحبه از دوست خوب ما آقای حسن رضا چنگیزی تشکری می کنم در ثبت آلبوم ما را همه جانبه کمک نمود و این همکاری ایشان هیچ وقت از یاد هر دوی ما نخواهد رفت. و درباره شعرهای آهنگ ها باید بگویم که مجموعاً 10 آهنگ در این آلبوم خوانده شده است که شعر۹  آهنگ  آن از جناب محترم و دوست خوبم رضا واثق می باشد و یک شعر اش از یاسین جان ضمیر که واقعاً این دو نفر از جمله شخصیت های ادبی بسیار خوب مردم ما هستند و از هردوی آنها یک جهان سپاس گذاریم که در قسمت شعر ها ما را همکاری کردند. و در رابطه با کمپوز این آهنگ خدمت تان عرض کنم که کمپوز این آهنگ ها تماماً توسط خود ما شده است، ما با هم در این قسمت مشترکاً کار کردیم و کمپوز های آهنگ های این آلبوم را ساختیم. در نهایت این آلبوم در روز عید قربان با یک کنسرت خیلی خوب در ناروی به نشر رسید.   البته یک آهنگ این آلبوم مختص به پدر خوانده شده است. در جریان سفر مان که در کویته – پاکستان داشتیم، خاطراتی بدی هم برای ما ایجاد شد چون چندین بار جوانان مردم را به شهادت رساندند و یک تعداد مردم شهید شدند و کشته شدن پدر شان را افتخار میدانستند که از نظر من این مفکره پسندیده نیست چون سرنوشت نهایی انسان مردن است پس وجود پدر در کنار خانواده ارزشمند تر از این است که بی گناه و بدون کدام مقصد کشته شوند. توسط این آهنگ کوشش شده است تا بفهمانیم که بودن پدر در خانواده ارزش بسیار دارد و نباید که افتخار کرد که پدرهایمان را بکشند.

کویته بلاگفا: از نقطه نظر شما اهمیت هنر موسیقی در چه است؟ و شما با چه هدف فعالیت های هنری تان را پیش می برید؟

شبانه منجی: به نظر من اهمیت موسیقی در آن است که در یک جامعه روابط بین مردم را مستحکم می سازد که این روابط از یک فامیل مثلاً روابط بین شوهر و خانمش، روابط اطفال با والدینش شروع و تمام افراد یک جامعه را دربر می گیرد. موسیقی محبت، عشق، انسان دوستی، صلح و صفا و عزت می آفریند. بعضی آهنگ ها باعث می شود که همبستگی مردم حفظ شود و بعضی هم باعث می شوند که انسان ها ارزش هم دیگر را دانسته و همدیگر را دوست داشته باشند. درباره هدف از فعالیت هنر موسیقی من که چه است؟ باید بگویم، همانطور که هر انسانی در صدد است که از طریقی شناختی در جامعه برای خود بیابد مثلاً یک نفر درس می خواند و داکتر می شود و دیگری یک انجنیر می شود، این شغل داکتری و انجینیری یک شناخت برای آنها ترسیم می کند. من هم می خواهم توسط هنر موسیقی جایگاه و شناختی در جامعه برای خود بسازم و دیگر اینکه من به عنوان یک دختر از جامعه هزاره پا به این عرصه گذاشته ام در جامعه ای که کمتر کسی مایل است دختر، خواهر و خانمش یک هنرمند موسیقی باشد. بسیاری از دخترها و دوستانم را می شناسم که استعداد های خارق العلاده و صدای بسیار خوب دارند، اما از طرف فامیل منع می شوند و باعث می شود که این استعداد ها در آنها از بین برود. من اگر نتوانستم هنر موسیقی را پیش ببرم اما شاید یک الگو برای یک دختران باشم، شاید دخترهای که این استعداد را دارند از من متاثر شوند و در عرصه هنر موسیقی و دیگر هنر ها  استوار تر قدم بردارند این هم یک هدف بزرگ من است.

موسی منجی: برای من ارزشهای زیادی دارد. من فکر می کنم در جامعه که موسیقی نباشد آن جامعه بی جان است. و در آن هماهنگی نیست. یک موسیقی خوب می تواند تغییرات مثبتی را در یک جامعه اینجاد کند و می تواند روحیه خسته مردم را طراوت بخشد. خیلی خوشحالم که امروز هنر موسیقی جایگاهی خوبی بین مردم دارد اما باید هنرمندان از طرف مردم پشتبانی و تشویق شوند تا رشد بیشتر شان فراهم آید. و هنرمندان هم باید بکوشند که آهنگ های مفید را تقدیم مردم کنند که باعث اتحاد، برادری و هم پذیری همه اقوام گردد نه این که آهنگهای را بخوانند که مردم و اقوام را از همدیگر دور کنند. هدفم از فعالیت موسیقی این است استعداد که در من نهفته شده باید ازبین نرود و به هر شکل ممکن ارایه داده شود و هر آهنگی را که ما می خوانیم بخاطر یک هدف است و هدف ما این است که توسط هر آهنگ بتوانیم قشر های مختلف مردم را شاد کنیم، این کار یک هدف بسیار بزرگ است و وقتی متوجه می شوم که کسی از شنیدن آهنگهای ما شاد می شود بدون شک احساس می کنم  که به هدفم رسیده ام. در همین کنسرت اخیری که در ناروی داشتیم در قسمتی از برنامه یک آهنگ را به زبان نارویجی خواندم و بعد از ختم آن متوجه شدم که چقدر شادمانی بین مردم ما و مردم نارویجی ایجاد شده است که خود یک دست آورد بزرگ به حساب می آید.

کویته بلاگفا: از زمانیکه در این عرصه فعالیت دارید، نظرات و خواسته های مردم را در جامعه  راجع به هنر موسیقی چه طور ارزیابی می کنید؟

موسی منجی: درباره این سوال باید بگویم از مدتی که ما فعالیت های خود را آغاز کرده ایم، از طرف دوستان بسیار تشویق شده ایم و مردم ما آهنگهای ما را پذیرفته اند همین نظریات نیک و تشویق های مردم است که ما بسیار با صبر و حوصله مندی هدف خود را دنبال می کنیم البته در این مدت دوستان انتقاد های هم داشته اند و ما بسیار با خوشی انتقاد ها را شنیده ایم و کوشش می کنیم کمی و کاستی های که در کارهای ما وجود دارد در آینده آنها را برطرف کنیم. یکی از انتقاد های دوستان این بود که چرا هر کدام ما جداگانه آهنگ اجرا نمی کنیم و شاید فکر می کنند که این کار اجباری است که هر دوی ما آهنگ های دوگانه می خوانیم. باید یاد آور شوم که به هیچ صورت این کار ما اجباری نیست و کار جبر هرگز پیش نمی رود و این کاملاً به رضایت هر دو جانبه است و به خاطر پیشنهادات دوستان بود که در آلبوم جدید مان هر کدام ما آهنگی را جدا جدا خوانده ایم و در آینده هم کوشش می کنیم که در کنسرت ها بطور زنده آهنگ های جداگانه اجرا کنیم.

کویته بلاگفا: به نظر شما هنر موسیقی آن طور جایگاه که باید بین مردم داشته باشد، دارد یا نه؟

موسی منجی: اگر از 15-20 سال پیش جایگاه موسیقی سنجیده شود پاسخ این است که امروز جایگاه موسیقی بهتر از گذشته است، چون مردم آگاه شده اند و ارزش موسیقی را درک کرده اند. سالهای پیش آواز خواندن یک عیب به حساب می آمد و کمتر کسی به آلات موسیقی اهمیت میداد و اکثریت استفاده از آنها را ننگ و اشتباه می دانستند. اما از آن زمان به بعد شخصیت های بزرگی وارد عرصه موسیقی شدند و موسیقی را به خوبترین شکل ادامه دادند و همین بود که جایگاه موسیقی دربین مردم دوباره بهتر شد و امیدوارم جایگاه موسیقی بین مردم بهتر تر از شرایط فعلی شود.

شبانه منجی: به نظرم موسیقی امروز جایگاهی خوبی دارد. برنامه های فرهنگی که برگزار می شوند در اکثریت شان موسیقی هم وجود دارد. برنامه های که در مکاتب و دانشگاه ها برگزاز می شوند، سرود ها، نعت ها و سرود ملی که خوانده می شوند در تمام آنها از موسیقی استفاده می شود. امروز موسیقی کاربرد همه جانبه دارد یعنی از سرود های مذهبی، غزل های محلی و در دیگر ساحات اجمتاعی همه و همه با موسیقی سر و کار دارند. در رابطه باهمین سوال تان یک خاطره خوبی از کویته- پاکستان به یادم آمد. یک شب که از استدیو برمی گشتیم در محله مهر آباد از موتر پایین شدیم، دیدم که دختری سوی ما می آید و زمان که به ما نزدیک شد پرسید آیا شما همان زوج آواز خوان نیستید که آهنگ های دوگانه اجرا می کنید؟ در جوابش گفتم بله، ما هستیم. خیلی اظهار خوشی کرد که با ما ملاقات کرده است. فکر کردم که مسیرش با ما یکی است گفتم خوب تنها هستی یا کسی همرایت میباشد گفت نه شوهرم هم است. گفتم بسیار خوب پس بیایید با ما بروید، گفت: تشکر خانه ما بسیار پایین است من فقط به شوق دیدار شما آمدم  از اینکه شما را ملاقات کردم خیلی خوشحال شدم و چون شب نا وقت شده ما باید برگردیم خانه. اگر همین دوستان این مصاحبه ما را  می خواند از هیمن طریق صمیمانه ترین سلامهای خود را به آنها تقدیم می کنیم و آرزوی خوشی و سلامتی برایشان داریم. و ملاقات هایی که همرای دوستان درکویته داشتیم همه و همه ما را بی نهایت تشویق کردند و همین تشویق دوستان اراده ما را مستحکم می سازد تا که این راه را ادامه بدهیم.

کویته بلاگفا: از اینکه شما به صورت دوگانگی هنرنمایی می کنید، آیا عامل تشویق تان شده است و یا عامل مشکلات برای تان؟

موسی منجی: سوالی بسیار خوبی پرسیدید. به نظر من راز موفقیت ما در همین است که باید آهنگ ها را با هم بخوانیم. و ما نمایندگی یک زوج را می نمایم که می خواهند احساس شان را نسبت به یکدیگر بیان نمایند از همین جهت است که اجرایی دوگانه یی ما را مردم زیادتر می پسندند. البته در کنسرت های آینده کوشش می کنیم که آهنگ های جدا گانه و دوگانه اجرا کنیم، آن وقت جواب این سوال بهتر داده خواهد شد. اما به نظر من مردم ما را همین قسم می پسندند و تا حال هیچگونه مشکلاتی از این بابت برای ما پیش نیامده است و ما راضی هستیم.

کویته بلاگفا: در آخر اگر کدام گفتنی خاصی و پیامی برای علاقه مندان تان دارید، بگویید؟

موسی منجی: پیامم نه تنها برای قومای کویته است بلکه برای تمام قوامای عزیز که در هر گوشه و کنار این دنیا زندگی می کند میباشد. کوشش کنیم که با هم صمیمی باشیم و در ایجاد پیوند دوستی از دیگران پیش قدم باشیم. ما باید انسانیت را معیار قرار دهیم و مانند دیگر اقوام دنیا همدیگر را بپذیریم. بخاطر شیعه و سنی بودن و یا پیرو دیگر ادیان بودن نباید اتحاد و برادری خود را از دست دهیم. زمانی که ما همدیگر را پذیرفتیم و با هم دوست شدیم آن وقت است که به سعادت خواهیم رسید در غیر از آن مشکل است که همانند دیگر اقوام پیشرفت کنیم. همیشه دعای من است که مردم ما خوش و خندان باشند و از جمله ای کسانی نیستیم که غم و غصه را برای مردم خود آرزو کنیم. و در آخر از شما تشکر می کنم که ما را لایق دانسته و با ما مصاحبه کردید. و از تمامی دوستان که در جریان ثبت آلبوم جدید ما و برگزاری کنسرت موفقی که چندی پیش برگزار گردیده بود همکاری کرده اند تشکری ویژه می نمایم. از حسن رضا چنگیزی، رضا جان واثق، یاسین جان ضمیر یکبار دیگر صمیمانه تشکری می کنم که ما را در ثبت و تهیه شعر همکاری زیاد نموده اند. و از دوست خوبم غلام رضا منگول که پوش آلبوم جدید را دیزاین نموده یک جهان تشکر و از دوستان خوبم منجی دیجیتل، علی شاه جان و نعیم جان که در قسمت گرفتن عکس ها ما را کمک کردند جهان سپاس. و از دوستان که در ناروی اطفال نازنین شان را برای اجرای کنسرت با ما همکار ساختند نیز صمیمانه تشکری می کنم. همکاری این دوستان خوبم هیچ وقت فراموش نه خواهد شد و برایشان از صمیم قلب آرزوی خوشی و موفقیت دارم.

شبانه منجی: پیام من هم برای قومای عزیزم در تمام گوشه و کنار این دنیا همین است که طریقه ای را دنبال کنند که یک زندگی خوب، آسوده و پر از خوشی را داشته باشند. ساختن زندگی خوش و زندگی پر از غم بدست خود انسان است، پس باید همه بکوشیم از هر طریقی که امکان دارد با صمیمت و احترام زندگی کنیم. گفته هایم به این معنی نیست که ما شهدا یا ارزش های دینی را در نظر نگیریم. ما باید به شهدا و به عقیده خود احترام داشته باشیم و این حرف به این معنی نباشد که زنده ها را فراموش کنیم. در آخر من از شما تشکری می کنم که با ما مصاحبه کردید و زمینه ای را فراهم کردید که از این طریق توانستیم با مردم شریف خود پیام داشته باشیم. و در آخر از تمامی دوستانیکه در اجرای کنسرت با ما همکاری کردند و بخصوص فرزاد جان حبیب که درنواختن ما را یاری کرد صمیمانه تشکری می کنم و هم چنان دوستانیکه در ثبت آلبوم ما را کمک کردند از ایشان یک جهان سپاس گذارم.

گروه خوش آمدید در کنسرت

 حضور دیپتی ایسپیکر ناروی در کنسرت

حضور عارف جویا در کنسرت

موسی منجی و شبانه منجی در حال اجرای آهنگ درکنسرت

عکس دسته جمعی با دوستان در اختتام کنسرت

جنرال محمد موسی خان هزاره

پاكستان مهمترين كشور اسلامي است، اهميت اين كشور به علاوه داشتن جمعيت زياد و مردمان فداكار، ناشي از وضعيت  ژئو پلتيكي  ويژه اين كشور است. موقعيت ژئوپلتيكي پاكستان از همسايه بودن مستقيم و غير مستقيم آن با سه  قدرت بزرگ منطقوي و جهاني چين، هند و روسيه منشاء ميگيرد. همسايه بودن  با اين سه قدرت است كه به اين كشور اهميت خاص منطقوي و جهاني بخشيده است. مردم پاكستان با درك اين موقعيت  جغرافيايي ويژه تا هنوز از آن بهره برداري شايسته اي را نموده اند و با برقراري روابط علمي و اقتصادي با كشورهاي ديگر، كشور پاكستان را به طرف ارتقاي علمي و تا حدي توان اقتصادي پيش برده اند.

 موقعيت جغرافيايي پاكستان

      پاكستان در جنوب غربي آسيا در محدودة 23 الي 36 درجه عرض جغرافيايي و 61 الي 75 درجه طول شرقي واقع شده است. مساحت آن 803943 كيلومتر مربع مي باشد. طولاني ترين فاصله شمال شرقي تا جنوب غربي اين كشور 1875 كيلو متر و جنوب شرقي تا شمال غربي آن 1006 كيلو متر است. 814 كيلو متر مرز ساحلي دارد. مرز مشترك اين كشور با ايران 891 كيلو متر، با افغانستان 2466 كيلو متر، با چين 523 كيلو متر و با هندوستان 2028 كيلو متر مي باشد. (1)

     همانطور يكه تذكر داده شد  اين موقعيت  جغرافيايي اهميت خاصي را به اين كشور بخشيده است و تا هنوز مردم پاكستان از موقعيت جغرافيايي كشور خود بهرة برداري خوبي را نموده اند. اميدوارم كه در اثر كسب دانش و فن جديد و درك بهتر از وضعيت ژئو پلتيكي كشور و شناختن استعدادها و قابليت هاي طبيعي و انساني كشور اين بهره برداري به صورت شايسته تر و اصولي تر ادامه يابد.

 نظام سياسي و اداري پاكستان

     پاكستان از جمله كشورهاي است داراي جمعيت تركيبي. در اين گونه كشورها در صورتيكه روحية انصاف و عدالت و بينش علمي شكل گرفته باشد، با تناسب وضع جغرافيايي و تركيب جمعيتي نظام حكومتي  پايه ريزي مي گردد، يعني با تكيه بر علم، انصاف و عدالت وضع ژئوپلتيكي كشور تجزيه و تحليل مي گردد و بنا بر ملحوظات تركيب انساني و طبيعي قانون اساسي تدوين مي گردد و نظام حكومتي پايه ريزي مي شود.

     در كشورهاي تركيبي معمولاً سيستم فدرال حاكم مي گردد. در اثر استقرار حكومت فد رالي هم همزيستي مسالمت آميز به وجود مي آيد، هم وحدت سر زمين و هويت ملي حفظ مي گردد. و مردم هر منطقه به لحاظ وزن ژئوپلتيكي كه دارد راجع به سرنوشت خود تصميم مي گيرند.

     پاكستان داراي تنوع جغرافيايي و قومي است. يعني هم فضاي جغرافيايي شان به واحدهاي جغرافيايي كوچكتر و هم مردم شان به واحد هاي اجتماعي مختلف تقسيم مي شوند. همانطور يكه تذكر داده شد پاكستان در حقيقت از جمله كشورهاي تركيبي به شمار مي رود يعني در تركيب ملي، اجزاي تركيب دهنده واحدهاي جغرافيايي ويژه را در اختيار دارند. چنين حالت در كشور همسايه پاكستان يعني افغانستان نيز وجود دارد. در افغانستان همانند پاكستان مردم به واحدهاي اجتماعي مختلف تقسيم مي شوند، كه هر كدام شان واحدهاي جغرافيايي ويژه را در اختيار دارندو در تركيب ملي از توازن نسبي بر خور دارند. اما چون در افغانستان روحية انصاف و عدالت و بينش علمي شكل نگرفته است، در پايه ريزي حكومت و تدوين قانون اساسي وضع ژئوپلتيكي كشور ، تركيب انساني و طبيعي در نظر گرفته نمي شود. در افغانستان با تكيه بر نيروي خارجي و لشكر قومي يك گروه قومي حكومت را در دست گرفتند. و براي سلطه بر بقيه گروه هاي قومي ، خشن ترين سياست را در پيش گرفتند. اين سياست عوض اينكه يك پارچگي ملي را به بار بياورد، نفاق و پراكندگي ملي را به پيمانه وسيع به وجود آورد. تا وقتي در اين كشور زور حاكم بود، نزاعها در زير خاكستر پنهان بود. اما همينكه در اثر اوضاع و شرايط اخير زور از كشور بر داشته شد. ديديم كه چنين چيزي خود را به صورت اختلاف و جنگهاي خونين نشان داد. جنگهاي كه تصفيه ي نژادي و تراژدي انساني را بدنبال داشت. اما پاكستان:

     در پايه ريزي نظام حكومتي در پاكستان ويژه گيهاي جغرافيايي و تركيب ملي در نظر گرفته شده است. چون پاكستان داراي جغرافيايي متوازن ، اقوام نسبتاً متوازن و صوبه هاي نسبتاً متوازن است. از مدل حكومت فدرال پيروي ميكند. در چوكات اين كشور قانوناً (عدم اجراي قانون بصورت درست مسئلة ديگر است) مردم اين كشور هم راجع به سر نوشت شان به عنوان گروه هاي خود گردان محلي تصميم مي گيرند وهم با اعزام نمايندگاني در مركز در ادارة كل كشور سهم مي گيرند و با دلبستگي به محل و كل كشور هم براي ارتقا و حفاظت محل وهم براي ارتقا و حفاظت  كل كشور حركت مي كنند.

     در چوكات نظام پاكستان تكثر گرايي به صورت درست تحمل مي گردد و گروه هاي متنوع قومي، زباني و مذهبي در كنار هم به صورت مسالمت آميز زندگي مي نمايند. گر چند در اثر دست اندازي هاي كشور هاي منطقوي و قدرت هاي فرامنطقوي و ظهور گروهك هاي افراطي در چند دهه اخير ، تضاد هاي خشن مذهبي گاه گاهي شعله ورمي شود. اما به صورت كل اين كشور ظرفيت پذيرش تنوع فكري ، فرهنگي و مذهبي را از دست نداده است و گروه هاي مختلف زباني، فرهنگي و اعتقادي تا هنوز در اين كشور به صورت آزاد در كنار هم به زندگي مسالمت آميز خود ادامه مي دهند.

ظهور پاكستان مستقل 

      ظهور پاكستان به صورت يك كشور مستقل در اثر تحرك مردمي و رهبريت  اصولي به وجود آمد، علامه اقبال متفكر، اديب و نظريه پرداز اين كشور پايه هاي تئوريك استقلال را ريخت و قائداعظم محمد علي جناح سياستمدار و حقوقدان با توان عملي كه داشت، تحرك مردمي را در جهت خاص هدايت نمود. (جهت استقلال و آزادي )، سرانجام حركت مردمي با پشتوانه ي تئوريك و رهبريت اصولي كه داشت، به استقلال منتهي شد و كشوري به نام پاكستان در جغرافياي سياسي جهان شكل گرفت. از همان ابتداي تشكيل پاكستان مردم اين كشور آرزو داشت كه در كشور نظام مبتني بر عدالت و انصاف به وجود بيايد. سر انجام پس از تقلاي زياد، مردم پاكستان مدل حكومتي خويش را انتخاب نمودند و با تدوين قانون اساسي حكومت فدرال را پايه ريزي كردند و از اين طريق تا حدي در كشور عدالت سياسي را به وجود آوردند.

        اميدواريم كه در اثر كسب دانش عصر و معيار هاي انساني عدالت اقتصادي و علمي نيز به زودي در اين كشور به وجود بيايد. تا ما شاهد توزيع عادلانه قدرت سياسي، اقتصادي و علمي در تمام واحد هاي فدرالي پاكستان باشيم.

 ارتش پاكستان

      تشكيل ارتش در پاكستان فلسفة خاص دارد. از همان ابتدايي تشكيل پاكستان به خاطر حفاظت از سيستم جديد و حفاظت از مرز هاي كشور روي مكانيسم هاي فكر شد، تا در قبال تجاوز بايستد و از مردم پاكستان در قبال تجاوز ديگران دفاع نمايد. بيشترين دغدغه پاكستان از همسايه پر جمعيت آن هندوستان بود، كه نسبت به پاكستان نيت خوب نداشت. به خاطر همين مسايل بود كه يك ارتش مدرن در پاكستان سازماندهي شد.

     ارتش پاكستان صنايع پيشرفته نظامي و بزرگترين نيروي انساني را در اختيار دارند. گر چند در آغاز پاكستان نياز هاي دفاعي خويش را از كشور هاي ديگر تأمين مي كرد، اما به مرور ايام به طرف خود كفايي حركت كرد. هم اكنون كارخانه هاي نظامي پاكستان انواع اسلحه هاي دفاعي را توليد مي كند و از اين طريق حركت به طرف خود كفايي را تمثيل مي نمايد.

     ارتش پاكستان به علاوه تجهيزات متعارف به اسلحه اتمي و موشكهاي بالستيك كوتاه برد،‌ ميان برد و دور برد نيز مجهز مي باشد. پاكستان با شش آزمايش هستوي در سال 1998 م. در مدت كمتر از 24 ساعت توانايي مزيد خود را از حريف خود هندوستان به نمايش گذاشت. زيرا هند چنين كاري را در مدت 76 ساعت انجام داده بود. كار هاي مذكور توان بازدارندگي پاكستان را افزايش داده است و بدليل همين مساله يعني افزايش بازدارندگي است كه اين كشور در طول سالهاي اخير كوشيده كه زراد خانه هاي خود را با موشكهاي كوتاه برد، ميان برد و دور برد كه توان حمل كلاهك هستوي را دارد پر نمايند. و با اين كار جزأت تجاوز بر خاك خود را از كشور هاي ديگر سلب نمايند .

جدول ذيل توان موشكي پاكستان را نشان مي دهد :

 موشكهاي بالستيك پاكستان

نام

نوع

برد (كيلومتر)

وزن كلاهك ( كيلوگرم ) و سوخت

حتف اول

كوتاه برد

100

500_جامد

حتف دوم

كوتاه برد

300

500_جامد

حتف I

ميان برد

1500

700_مايع

حتف II

ميان برد

2300 تا 2500

1000_مايع

حتف3  

كوتاه برد

600

500_مايع

شاهين I

كوتاه برد

350

1000_جامد

 
     يكي از شخصيت هاي كه در استحكام ارتش پاكستان و دفاع از سيستم و مرزهاي اين كشور نقش اساسي را داشت جنرال محمد موسي خان هزاره بود. او در نبرد دفاعي در قبال هند از خود مهارت و شايستگي ويژه اي را نشان داد و با مهارت رزمي و استفاده شايسته از نيروهاي نظامي جلو تجاوز را گرفت.

 جنرال محمد موسي خان هزاره

      جنرال محمد موسي خان هزاره فرزند سردار يزدان بخش در سال 1908 م. در شهر كويته ديده به جهان گشود. او تحصيلات ابتدايي خود را در ليسة عالي سينديمن كه در آن زمان بهترين مركز آموزشي بود و فارغان آن مهمترين مقامات حكومتي را احراز مي كردند، موفقانه به اتمام رساند. جنرال محمد موسي در سال 1926 كه به سن 18 سالگي رسيده بود شامل ارتش شد. او از بركت هوش و ذكاوتي كه داشت در سال 1932 در اكادمي نظام اندين، براي آموزش نظامي شامل شد و پس از پايان نمودن اين دوره آموزشي در سال 1932 بحيث افسر كميشنر انتخاب گرديد. جنرال موسي براي مدت تقريباً سه سال به وزيرستان براي اجراي وظيفه فرستاده شد.

     او در سال 1940 كه يك كپتان در ارتش بود در كشور هاي سودان، اريتره و مصر اجراي وظيفه نمود. پس از برگشت از آنجا شامل استاف كالج گرديد و در اثر لياقت و شايستگي كه از خود نشان داد در پست هاي مهم نظامي گماشته شد.

پس از به وجود آمدن پاكستان در مقامات نظامي و ملكي ذيل به اجراي وظيفه پرداخت :

1_ بحيث افسر جنرال استاف در لاهور خدمت كرد.

2_ در دسمبر 1947 به رتبه برگيديري ترفيع نمود.

3_ در سال 1950 به مقام ميجر جنرال ترفيع نمود.

4_ در اكتوبر 1958 به جاي ايوب خان به عنوان رئيس ستاد مشترك ارتش انتخاب شد و تا هشت سال بطور شايسته ارتش پاكستان را اداره و رهبري نمود.

5_ در سپتامبر 1966 كه از فوج باز نشسته شده بود در پاكستان مغربي به حيث گورنر ايفاي وظيفه نمود.

6_ در 30 دسامبر 1985 به حيث گورنر بلوچستان مقرر گرديد و در سال 1988 در دوران خدمت ديده از جهان فرو بست.

      جنرال موسي در طول حيات خود از خويش هم توان و مهارت نظامي نشان داد و هم لياقت اداري. او در اثر مهارت و كارداني نظامي كه داشت به سرعت مراحل ارتقا و ترفيع را پيمود تا به بالا ترين مدارج نظامي يعني رئيس ستاد مشترك ارتش خود را رساند و در وقتي كه به كار هاي اداري در مناصب ملكي به حيث گورنر برگزيده شد، از خود لياقت اداري را نشان داد و قلمرو خود را به نحو شايسته اي اداره نمود.

      اين بود فشرده اي  از زندگي جنرال محمد موسي خان هزاره ، اما آنچه مهم است و مبناي شناخت اين شخصيت تاريخي مي گردد جمع آوري تجربه هاي او در امور نظامي است. ما بايد بدانيم كه او چگونه شخصيت نظامي خويش را پرورش داد؟ چه فراز و نشيبي را پيمود؟ چه مشكلات و موانعي را پشت سر گذاشت و در قبال مشكلات چگونه عكس العمل نشان داد؟ بالاخره ما بايد بدانيم كه او نسبت به ارتش چه ديد و نگاهي داشت، و كدام ارتش در نظر او مصداق ارتش ملي بود، دانستن امور فوق است كه ما  با عمق شخصيت و نحوة تفكر او راجع به امور نظامي آشنا مي گرديم و از آن براي كارهاي خويش در اين زمينه مايه مي گيريم، اميدواريم كه در ساية تلاشهاي نسل جوان ما در آينده چنين كاري صورت بگيرد اكنون مي رويم سراغ ديد و نگاه او نسبت به ارتش.

 نگاه جنرال موسي راجع به ارتش ملي

      ما جنرال موسي را از نزديك نديده ايم و راجع به ارتش ملي با او مصاحبه نكرده ايم، اما چيزي را كه از آگاهان امور شنيده ايم، حاكي از ديد ويژه ي او نيست به ارتش است. به نظر جنرال موسي عمق استراتژي ارتش را ملت مي سازد. ارتش ملي چون داراي انگيزه ها و باور هاي ملي است، نه انگيزه ها و باور هاي قومي، حزبي و جناحي، به ملت تكيه مي كند، نه به حزب، جناح و قوم خاص. به نظر او در تركيب ارتش ملي با تناسب لياقت و شايستگي بايد عناصري از تمام شهروندان وجود داشته باشد، در غير اين صورت ارتش مصداق ملي بودن خود را از دست مي دهد.

     جنرال موسي همانطور كه بر ملي بودن ارتش تكيه مي كرد و مي گفت ارتش بايد از گرايشهاي غليظ سياسي و قومي فارغ باشد، بر مهارت و تخصص نيز تكيه مي كرد. او معتقد بود ارتش بايد مهارت و تخصص لازم را داشته باشد. مهارت و تخصص در پر تو تحصيلات اكادميك به وجود مي آيد. تمام افراد بويژه افرادي كه به بدنة اصلي و محوري ارتش جذب مي شوند بايد تحصيلات اكادميك داشته باشند، تا هم نظم و نسق ارتش افزايش يابد و هم از لحاظ علمي و فني و توان رزمي و ارائه نقشة صحيح جنگي با ارتش هاي عصر برابري بكند. جنرال موسي مطابق اوضاع و شرايط آن دوره  با آنكه بر نيروي انساني كار آمد در ارتش تكيه مي كرد به تخصص و ارتقاي دانش نظامي باور جدي داشت. به نظر او افزايش تخصص و مهارت هاي رزمي كمبود نيروي انساني را در قبال حريفي كه نيروي انساني وسيع را در اختيار دارد، جبران مي كند، او همانطور كه به ارتش ملي اعتقاد داشت و ارتش را بازوي پرتوان ملت مي دانست، معتقد بود كه ارتش مأموريت حراست از مرز ها را به عهده دارد و ارتش بايد به گونه ي سازماندهي گردد كه توان ايستاده گي در قبال تجاوزات خارجي را داشته باشد و از جان و مال و ابروي ملي در قبال تجاوزات خارجي دفاع نمايد.

     در اثر چنين ديد و باور و تلاش بود كه در پاكستان ارتش نيرومند به وجود آمد و با گذشت روزگار توان دفاعي و مهارت رزمي او افزايش يافت. هم اكنون پاكستان داراي بهترين ارتش در منطقه است. ارتشي كه تماميت ارضي پاكستان را نگه داشته و جلو تجاوز ديگران بر اين خاك را گرفته اند. اگر مساعي افراد همانند جنرال موسي و ديگران نمي بود به يقين كه ارتش پاكستان چنين درجه رشد را نمي پيمود.