
پاكستان مهمترين كشور اسلامي است، اهميت اين كشور به علاوه داشتن جمعيت زياد و مردمان فداكار، ناشي از وضعيت ژئو پلتيكي ويژه اين كشور است. موقعيت ژئوپلتيكي پاكستان از همسايه بودن مستقيم و غير مستقيم آن با سه قدرت بزرگ منطقوي و جهاني چين، هند و روسيه منشاء ميگيرد. همسايه بودن با اين سه قدرت است كه به اين كشور اهميت خاص منطقوي و جهاني بخشيده است. مردم پاكستان با درك اين موقعيت جغرافيايي ويژه تا هنوز از آن بهره برداري شايسته اي را نموده اند و با برقراري روابط علمي و اقتصادي با كشورهاي ديگر، كشور پاكستان را به طرف ارتقاي علمي و تا حدي توان اقتصادي پيش برده اند.
موقعيت جغرافيايي پاكستان
پاكستان در جنوب غربي آسيا در محدودة 23 الي 36 درجه عرض جغرافيايي و 61 الي 75 درجه طول شرقي واقع شده است. مساحت آن 803943 كيلومتر مربع مي باشد. طولاني ترين فاصله شمال شرقي تا جنوب غربي اين كشور 1875 كيلو متر و جنوب شرقي تا شمال غربي آن 1006 كيلو متر است. 814 كيلو متر مرز ساحلي دارد. مرز مشترك اين كشور با ايران 891 كيلو متر، با افغانستان 2466 كيلو متر، با چين 523 كيلو متر و با هندوستان 2028 كيلو متر مي باشد. (1)
همانطور يكه تذكر داده شد اين موقعيت جغرافيايي اهميت خاصي را به اين كشور بخشيده است و تا هنوز مردم پاكستان از موقعيت جغرافيايي كشور خود بهرة برداري خوبي را نموده اند. اميدوارم كه در اثر كسب دانش و فن جديد و درك بهتر از وضعيت ژئو پلتيكي كشور و شناختن استعدادها و قابليت هاي طبيعي و انساني كشور اين بهره برداري به صورت شايسته تر و اصولي تر ادامه يابد.
نظام سياسي و اداري پاكستان
پاكستان از جمله كشورهاي است داراي جمعيت تركيبي. در اين گونه كشورها در صورتيكه روحية انصاف و عدالت و بينش علمي شكل گرفته باشد، با تناسب وضع جغرافيايي و تركيب جمعيتي نظام حكومتي پايه ريزي مي گردد، يعني با تكيه بر علم، انصاف و عدالت وضع ژئوپلتيكي كشور تجزيه و تحليل مي گردد و بنا بر ملحوظات تركيب انساني و طبيعي قانون اساسي تدوين مي گردد و نظام حكومتي پايه ريزي مي شود.
در كشورهاي تركيبي معمولاً سيستم فدرال حاكم مي گردد. در اثر استقرار حكومت فد رالي هم همزيستي مسالمت آميز به وجود مي آيد، هم وحدت سر زمين و هويت ملي حفظ مي گردد. و مردم هر منطقه به لحاظ وزن ژئوپلتيكي كه دارد راجع به سرنوشت خود تصميم مي گيرند.
پاكستان داراي تنوع جغرافيايي و قومي است. يعني هم فضاي جغرافيايي شان به واحدهاي جغرافيايي كوچكتر و هم مردم شان به واحد هاي اجتماعي مختلف تقسيم مي شوند. همانطور يكه تذكر داده شد پاكستان در حقيقت از جمله كشورهاي تركيبي به شمار مي رود يعني در تركيب ملي، اجزاي تركيب دهنده واحدهاي جغرافيايي ويژه را در اختيار دارند. چنين حالت در كشور همسايه پاكستان يعني افغانستان نيز وجود دارد. در افغانستان همانند پاكستان مردم به واحدهاي اجتماعي مختلف تقسيم مي شوند، كه هر كدام شان واحدهاي جغرافيايي ويژه را در اختيار دارندو در تركيب ملي از توازن نسبي بر خور دارند. اما چون در افغانستان روحية انصاف و عدالت و بينش علمي شكل نگرفته است، در پايه ريزي حكومت و تدوين قانون اساسي وضع ژئوپلتيكي كشور ، تركيب انساني و طبيعي در نظر گرفته نمي شود. در افغانستان با تكيه بر نيروي خارجي و لشكر قومي يك گروه قومي حكومت را در دست گرفتند. و براي سلطه بر بقيه گروه هاي قومي ، خشن ترين سياست را در پيش گرفتند. اين سياست عوض اينكه يك پارچگي ملي را به بار بياورد، نفاق و پراكندگي ملي را به پيمانه وسيع به وجود آورد. تا وقتي در اين كشور زور حاكم بود، نزاعها در زير خاكستر پنهان بود. اما همينكه در اثر اوضاع و شرايط اخير زور از كشور بر داشته شد. ديديم كه چنين چيزي خود را به صورت اختلاف و جنگهاي خونين نشان داد. جنگهاي كه تصفيه ي نژادي و تراژدي انساني را بدنبال داشت. اما پاكستان:
در پايه ريزي نظام حكومتي در پاكستان ويژه گيهاي جغرافيايي و تركيب ملي در نظر گرفته شده است. چون پاكستان داراي جغرافيايي متوازن ، اقوام نسبتاً متوازن و صوبه هاي نسبتاً متوازن است. از مدل حكومت فدرال پيروي ميكند. در چوكات اين كشور قانوناً (عدم اجراي قانون بصورت درست مسئلة ديگر است) مردم اين كشور هم راجع به سر نوشت شان به عنوان گروه هاي خود گردان محلي تصميم مي گيرند وهم با اعزام نمايندگاني در مركز در ادارة كل كشور سهم مي گيرند و با دلبستگي به محل و كل كشور هم براي ارتقا و حفاظت محل وهم براي ارتقا و حفاظت كل كشور حركت مي كنند.
در چوكات نظام پاكستان تكثر گرايي به صورت درست تحمل مي گردد و گروه هاي متنوع قومي، زباني و مذهبي در كنار هم به صورت مسالمت آميز زندگي مي نمايند. گر چند در اثر دست اندازي هاي كشور هاي منطقوي و قدرت هاي فرامنطقوي و ظهور گروهك هاي افراطي در چند دهه اخير ، تضاد هاي خشن مذهبي گاه گاهي شعله ورمي شود. اما به صورت كل اين كشور ظرفيت پذيرش تنوع فكري ، فرهنگي و مذهبي را از دست نداده است و گروه هاي مختلف زباني، فرهنگي و اعتقادي تا هنوز در اين كشور به صورت آزاد در كنار هم به زندگي مسالمت آميز خود ادامه مي دهند.
ظهور پاكستان مستقل
ظهور پاكستان به صورت يك كشور مستقل در اثر تحرك مردمي و رهبريت اصولي به وجود آمد، علامه اقبال متفكر، اديب و نظريه پرداز اين كشور پايه هاي تئوريك استقلال را ريخت و قائداعظم محمد علي جناح سياستمدار و حقوقدان با توان عملي كه داشت، تحرك مردمي را در جهت خاص هدايت نمود. (جهت استقلال و آزادي )، سرانجام حركت مردمي با پشتوانه ي تئوريك و رهبريت اصولي كه داشت، به استقلال منتهي شد و كشوري به نام پاكستان در جغرافياي سياسي جهان شكل گرفت. از همان ابتداي تشكيل پاكستان مردم اين كشور آرزو داشت كه در كشور نظام مبتني بر عدالت و انصاف به وجود بيايد. سر انجام پس از تقلاي زياد، مردم پاكستان مدل حكومتي خويش را انتخاب نمودند و با تدوين قانون اساسي حكومت فدرال را پايه ريزي كردند و از اين طريق تا حدي در كشور عدالت سياسي را به وجود آوردند.
اميدواريم كه در اثر كسب دانش عصر و معيار هاي انساني عدالت اقتصادي و علمي نيز به زودي در اين كشور به وجود بيايد. تا ما شاهد توزيع عادلانه قدرت سياسي، اقتصاد
ي و علمي در تمام واحد هاي فدرالي پاكستان باشيم.
ارتش پاكستان
تشكيل ارتش در پاكستان فلسفة خاص دارد. از همان ابتدايي تشكيل پاكستان به خاطر حفاظت از سيستم جديد و حفاظت از مرز هاي كشور روي مكانيسم هاي فكر شد، تا در قبال تجاوز بايستد و از مردم پاكستان در قبال تجاوز ديگران دفاع نمايد. بيشترين دغدغه پاكستان از همسايه پر جمعيت آن هندوستان بود، كه نسبت به پاكستان نيت خوب نداشت. به خاطر همين مسايل بود كه يك ارتش مدرن در پاكستان سازماندهي شد.
ارتش پاكستان صنايع پيشرفته نظامي و بزرگترين نيروي انساني را در اختيار دارند. گر چند در آغاز پاكستان نياز هاي دفاعي خويش را از كشور هاي ديگر تأمين مي كرد، اما به مرور ايام به طرف خود كفايي حركت كرد. هم اكنون كارخانه هاي نظامي پاكستان انواع اسلحه هاي دفاعي را توليد مي كند و از اين طريق حركت به طرف خود كفايي را تمثيل مي نمايد.
ارتش پاكستان به علاوه تجهيزات متعارف به اسلحه اتمي و موشكهاي بالستيك كوتاه برد، ميان برد و دور برد نيز مجهز مي باشد. پاكستان با شش آزمايش هستوي در سال 1998 م. در مدت كمتر از 24 ساعت توانايي مزيد خود را از حريف خود هندوستان به نمايش گذاشت. زيرا هند چنين كاري را در مدت 76 ساعت انجام داده بود. كار هاي مذكور توان بازدارندگي پاكستان را افزايش داده است و بدليل همين مساله يعني افزايش بازدارندگي است كه اين كشور در طول سالهاي اخير كوشيده كه زراد خانه هاي خود را با موشكهاي كوتاه برد، ميان برد و دور برد كه توان حمل كلاهك هستوي را دارد پر نمايند. و با اين كار جزأت تجاوز بر خاك خود را از كشور هاي ديگر سلب نمايند .
جدول ذيل توان موشكي پاكستان را نشان مي دهد :
موشكهاي بالستيك پاكستان
|
نام |
نوع |
برد (كيلومتر) |
وزن كلاهك ( كيلوگرم ) و سوخت |
|
حتف اول |
كوتاه برد |
100 |
500_جامد |
|
حتف دوم |
كوتاه برد |
300 |
500_جامد |
|
حتف I |
ميان برد |
1500 |
700_مايع |
|
حتف II |
ميان برد |
2300 تا 2500 |
1000_مايع |
|
حتف3 |
كوتاه برد |
600 |
500_مايع |
|
شاهين I |
كوتاه برد |
350 |
1000_جامد |
يكي از شخصيت هاي كه در استحكام ارتش پاكستان و دفاع از سيستم و مرزهاي اين كشور نقش اساسي را داشت جنرال محمد موسي خان هزاره بود. او در نبرد دفاعي در قبال هند از خود مهارت و شايستگي ويژه اي را نشان داد و با مهارت رزمي و استفاده شايسته از نيروهاي نظامي جلو تجاوز را گرفت.
جنرال محمد موسي خان هزاره
جنرال محمد موسي خان هزاره فرزند سردار يزدان بخش در سال 1908 م. در شهر كويته ديده به جهان گشود. او تحصيلات ابتدايي خود را در ليسة عالي سينديمن كه در آن زمان بهترين مركز آموزشي بود و فارغان آن مهمترين مقامات حكومتي را احراز مي كردند، موفقانه به اتمام رساند. جنرال محمد موسي در سال 1926 كه به سن 18 سالگي رسيده بود شامل ارتش شد. او از بركت هوش و ذكاوتي كه داشت در سال 1932 در اكادمي نظام اندين، براي آموزش نظامي شامل شد و پس از پايان نمودن اين دوره آموزشي در سال 1932 بحيث افسر كميشنر انتخاب گرديد. جنرال موسي براي مدت تقريباً سه سال به وزيرستان براي اجراي وظيفه فرستاده شد.
او در سال 1940 كه يك كپتان در ارتش بود در كشور هاي سودان، اريتره و مصر اجراي وظيفه نمود. پس از برگشت از آنجا شامل استاف كالج گرديد و در اثر لياقت و شايستگي كه از خود نشان داد در پست هاي مهم نظامي گماشته شد.
پس از به وجود آمدن پاكستان در مقامات نظامي و ملكي ذيل به اجراي وظيفه پرداخت :
1_ بحيث افسر جنرال استاف در لاهور خدمت كرد.
2_ در دسمبر 1947 به رتبه برگيديري ترفيع نمود.
3_ در سال 1950 به مقام ميجر جنرال ترفيع نمود.
4_ در اكتوبر 1958 به جاي ايوب خان به عنوان رئيس ستاد مشترك ارتش انتخاب شد و تا هشت سال بطور شايسته ارتش پاكستان را اداره و رهبري نمود.
5_ در سپتامبر 1966 كه از فوج باز نشسته شده بود در پاكستان مغربي به حيث گورنر ايفاي وظيفه نمود.
6_ در 30 دسامبر 1985 به حيث گورنر بلوچستان مقرر گرديد و در سال 1988 در دوران خدمت ديده از جهان فرو بست.
جنرال موسي در طول حيات خود از خويش هم توان و مهارت نظامي نشان داد و هم لياقت اداري. او در اثر مهارت و كارداني نظامي كه داشت به سرعت مراحل ارتقا و ترفيع را پيمود تا به بالا ترين مدارج نظامي يعني رئيس ستاد مشترك ارتش خود را رساند و در وقتي كه به كار هاي اداري در مناصب ملكي به حيث گورنر برگزيده شد، از خود لياقت اداري را نشان داد و قلمرو خود را به نحو شايسته اي اداره نمود.
اين بود فشرده اي از زندگي جنرال محمد موسي خان هزاره ، اما آنچه مهم است و مبناي شناخت اين شخصيت تاريخي مي گردد جمع آوري تجربه هاي او در امور نظامي است. ما بايد بدانيم كه او چگونه شخصيت نظامي خويش را پرورش داد؟ چه فراز و نشيبي را پيمود؟ چه مشكلات و موانعي را پشت سر گذاشت و در قبال مشكلات چگونه عكس العمل نشان داد؟ بالاخره ما بايد بدانيم كه او نسبت به ارتش چه ديد و نگاهي داشت، و كدام ارتش در نظر او مصداق ارتش ملي بود، دانستن امور فوق است كه ما با عمق شخصيت و نحوة تفكر او راجع به امور نظامي آشنا مي گرديم و از آن براي كارهاي خويش در اين زمينه مايه مي گيريم، اميدواريم كه در ساية تلاشهاي نسل جوان ما در آينده چنين كاري صورت بگيرد اكنون مي رويم سراغ ديد و نگاه او نسبت به ارتش.
نگاه جنرال موسي راجع به ارتش ملي
ما جنرال موسي را از نزديك نديده ايم و راجع به ارتش ملي با او مصاحبه نكرده ايم، اما چيزي را كه از آگاهان امور شنيده ايم، حاكي از ديد ويژه ي او نيست به ارتش است. به نظر جنرال موسي عمق استراتژي ارتش را ملت مي سازد. ارتش ملي چون داراي انگيزه ها و باور هاي ملي است، نه انگيزه ها و باور هاي قومي، حزبي و جناحي، به ملت تكيه مي كند، نه به حزب، جناح و قوم خاص. به نظر او در تركيب ارتش ملي با تناسب لياقت و شايستگي بايد عناصري از تمام شهروندان وجود داشته باشد، در غير اين صورت ارتش مصداق ملي بودن خود را از دست مي دهد.
جنرال موسي همانطور كه بر ملي بودن ارتش تكيه مي كرد و مي گفت ارتش بايد از گرايشهاي غليظ سياسي و قومي فارغ باشد، بر مهارت و تخصص نيز تكيه مي كرد. او معتقد بود ارتش بايد مهارت و تخصص لازم را داشته باشد. مهارت و تخصص در پر تو تحصيلات اكادميك به وجود مي آيد. تمام افراد بويژه افرادي كه به بدنة اصلي و محوري ارتش جذب مي شوند بايد تحصيلات اكادميك داشته باشند، تا هم نظم و نسق ارتش افزايش يابد و هم از لحاظ علمي و فني و توان رزمي و ارائه نقشة صحيح جنگي با ارتش هاي عصر برابري بكند. جنرال موسي مطابق اوضاع و شرايط آن دوره با آنكه بر نيروي انساني كار آمد در ارتش تكيه مي كرد به تخصص و ارتقاي دانش نظامي باور جدي داشت. به نظر او افزايش تخصص و مهارت هاي رزمي كمبود نيروي انساني را در قبال حريفي كه نيروي انساني وسيع را در اختيار دارد، جبران مي كند، او همانطور كه به ارتش ملي اعتقاد داشت و ارتش را بازوي پرتوان ملت مي دانست، معتقد بود كه ارتش مأموريت حراست از مرز ها را به عهده دارد و ارتش بايد به گونه ي سازماندهي گردد كه توان ايستاده گي در قبال تجاوزات خارجي را داشته باشد و از جان و مال و ابروي ملي در قبال تجاوزات خارجي دفاع نمايد.
در اثر چنين ديد و باور و تلاش بود كه در پاكستان ارتش نيرومند به وجود آمد و با گذشت روزگار توان دفاعي و مهارت رزمي او افزايش يافت. هم اكنون پاكستان داراي بهترين ارتش در منطقه است. ارتشي كه تماميت ارضي پاكستان را نگه داشته و جلو تجاوز ديگران بر اين خاك را گرفته اند. اگر مساعي افراد همانند جنرال موسي و ديگران نمي بود به يقين كه ارتش پاكستان چنين درجه رشد را نمي پيمود.