نگارنده: محمد عارف خراسانی 

            خداوند متعال انسان را اشرف مخلوقات خود قرار داده است. و نیز وی دارای اختیار است، که برای سیر تکامل خویش در تمام عرصه های زندگی خود از قبیل فرهنگی، سیاسی و اقتصادی مختار باشد. تا بتواند در عرصه های مختلف زندگی، رشد و نموی بهتر نماید. آدم چون اشرف مخلوقات آفریده شده است، باید همیشه سعی و تلاش خود را برای زندگی کردن بشکل ایده آل، نه فقط زنده ماندن بیشتر کند. برای انسان لازم است که از قوانین الهی پیروی کنند و برای خداوند شریک قرار ندهند و عبادت را مخصوص او بدانند. در ضمن باید یک بخش از درآمد خود را برای کمک اقتصادی (مالیات) بپردازند.

           این مالیات که به عنوان خمس، زکات و صدقات جمع آوری میشود، برای افراد ناتوان، مراکز علوم، مساجد و ... به مصرف رسانیده می شود.

           جمع آوری این مالیات باید توسط افراد عالم، مطمئن و باتقوا صورت گیرد، تا در صورت نیاز در جامعه به مصرف برسد. اگر چند امروز مراکز علوم دینی در ایران و عراق قرار دارد و مجتهدین و علمای دین در آنجا هستند، اما مردم غیور ما توانسته اند در این بخش مجتهدین و عالمان روحانی بی نظیری همچون آخوند کفایه، مدرس افغانی، محقق کابلی، فیاض وغیره را تحویل جامعه اسلامی بدهند. مردم ما می توانند در امور مذهبی شان از آیت الله فیاض و آیت الله محقق کابلی تقلید بکنند. مردم ما بخاطر یک تعداد غلامان حلقه به گوش و ضعیف النفس، که مقلدین مجتهدین بیگانه هستند. تاهنوز نتوانسته اند که مالیات جمع آوری شده از مردم ما را بصورت درست در جامعه خود ما به مصرف برسانند. در حالیکه مردم ما در نهایت فقر علمی و اقتصادی بسر می برند و یک تعداد مردم ما تا حتی غذا برای خوردن ندارند، چرا این مالیات جمع آوری شده به ایران و عراق فرستاده می شود.

           درست است که طبق آیات قرآنی که فرموده: (اِنّ اَکرم کم عندالله اتقی کم) گرامی ترین شما کسی است که در نزد خداوند پرهیزگاری داشته باشد و فرقی میان عرب و عجم و افغانی و ایرانی نیست. باید یادآور شد که مجتهدین بیگانه هیچ نوع آگاهی از مردم ما ندارند. نه فرهنگ آنها با فرهنگ ما سازگاری دارد و نه موقعیت زمانی و مکانی آنها با موقعیت زمانی و مکانی ما سازگار است. آنها ساکن حوزه خلیج فارس اند و کشور ما ساکن کوه های سر به فلک کشیدۀ هندوکش، آنها دارای صنعت اند، کشور ما دارای زراعت، آنها دارای نفت اند، کشور ما دارای دشت های خشک و بی آب و علف است.

           پس چگونه و به کدام دلیل این مالیات به ایران و عراق فرستاده شود. مجتهدین ایران با کدام استدلال و برهان دینی و مذهبی این مالیات را حق خود می دانند؟ آیا از نگاه اقتصادی در حال رکود اند؟ آیا در کشورشان فیصدی مسلمانان کم است؟ ازینجا معلوم میشود که آنها می خواهند افغانی ها و پاکستانی ها همیشه باید دست بوس ایرانی ها باشند، و زحمت را آنها بکشند و راحتی از ما باشد.

           قسمت ناچیزی از این مالیات که توسط همان غلامان حلقه به گوش و ضعیف النفس برای ما فرستاده می شود. چگونه به مصرف می رسد؟ آیا این قسمت ناچیز برای تعمیر و ترمیم سرکها، مراکز علمی و افراد های بی بضاعت به مصرف می رسد؟ والله که چنین نیست. این رقم ناچیز فقط برای مصارف هنگفت نوکران و مساجدی که در هر کوچه و گلی است به مصرف می رسد و در آن مساجد غیر از چند کهن سال کسی وجود ندارد و همه آنها خالی اند. آیا جامعه ما نیاز به این همه مساجد دارد؟ آیا مردم ما فقر علمی را نمی کشند؟ آیا مردم از نگاه اقتصادی در سطح بالا قرار دارند؟ پس چرا این مالیات بیجا مصرف شده و به کشورهای غنی فرستاده می شود. به قول ضرب المثل هزارگی که می گوید: گوشنه ده خانه خیر ده سارا !

          یک فیصدی خیلی بالای مردم ما مهاجر در کشورهای اروپا، استرالیا و کشورهای آسیایی اند. بعضی هایشان با خانواده و اکثر شان بدون خانواده دور از فامیل و اقارب زندگی می کنند. بعضی از جوانان این مردم در راه سفر، جان شان را از دست می دهند، بعضی در بحیرۀ مدیترانه، بعضی در بحیرۀ الکاهل، بعضی در کان کوله پاکستان و بعضی در کوه های ایران و زیر ساختمانهای ایرانی می شوند.

         آیا حکم خدا و قرآن همین است؟ آیا پیغمبر می گوید که مردم خودت در رنج باشد و رنج علمی و اقتصادی را بکشد، اما مالیات شما باید در ایران و عراق که مرکز علوم دینی اند فرستاده شود؟  نه چنین نیست، قرآن می گوید: (وأمر اهلکم بااصلوة). اول فامیل تان را به عبادت خدا سفارش کنید اول مکفَی خود بعد برای دیگران باشید. و همچنان حضرت علی می گوید: خودسازی بعد جامعه سازی، اول خود را بساز، اول خودت دانا شو، بعد دیگران را بفهمان.

          اول باید فقر اقتصادی و علمی در افغانستان و پاکستان حل شود بعد مالیات به  مسلمانان دیگر فرستاده شود.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

دوستان نهایت گرامی و بازدیدکنندگان محترم این وبلاک سلام و احتراماتم را پذیرا باشید.
دوستان گرامی بعد از آنکه این پست را نشر کردم. یکی از دوستان محترم ام از کابل لینک وبلاگش را برایم ارسال نمودند. بعد از بازنمودن وبلاگ شان متوجه مطلبی رنج آوری شدم که در مورد زوجه بابه مزاری نگاشته شده بود. و از وضعیت تاسف بار و رنج آور وی حکایت می کرد… بر خود لازم و وظیفه ام می دانم، که از هزاره هایکه وضعیت مالی شان خوبست، انجمن های مردم ما، بنیاد بابه مزاری در سویدن و همه شخصیت های خیر، خصوصا برادران و خواهرانیکه در اروپا اند، تقاضا نمایم، که دست همکاری و مساعدت شانرا بطرف خانم محترم شهید بابه مزاری و تمام بازماندگان شهدا دراز نموده و وظیفه ملی شانرا در قبال آنها بجا آورند. 
آدرس وبلاگی که میتوایند مطلب را در آنجا مطالعه نمایید: www.taban02.blogfa.com