نواز شریف به صراحت برای چندمین بار، بعد از سوگند اش بحیث نخست وزیر پاکستان گفته است، که معیشت پاکستان تا زمانی نمی تواند رشد کند، که امنیت برقرار نگردد و تروریسم از بین نرود. او تروریسم را نمی پذیرد و می گوید: "تا زمانی که تروریسم را به صورت کامل ازبین نبرم، آرام نمی گیرم." قرار بود به تاریخ دوازدهم جولای 2013م، جلسه ای مشتمل بر سران احزاب پارلمانی ترتیب یابد و طی آن بعد از مشوره، پالیسی جدید ملی در رابطه به امنیت و مبارزه جدی با تروریسم ترتیب یابد، اما این جلسه به تعویق افتاد. به تعویق افتادن این جلسه را من شخصا به فال نیک می گیرم، بخاطری که اگر قرار باشد از جلسه ای نتیجه گرفته شود، پس باید کارهای مقدماتی به صورت مکمل، قبلاً کامل گردد. قرار شده است قبل از برگزاری این جلسه آقای نواز شریف با سران احزاب به صورت خاص و همچنان با ارتش و سران سازمانهای استخباراتی مشوره کند و سپس یک مسوده ای را برای پالیسی جدید ملی ترتیب نموده و بعد جلسه سران احزاب پارلمانی را در آخر این ماه (جولایی) طلب کند. در همین راستا آقای نواز شریف بعد از چهارده سال، از دفتر مرکزی سازمان ستخباراتی پاکستان (آی ایس آی) دیروز 11/7/2013م، دیدن کرد. میجیر جنرال ضهیر الاسلام رییس قوی ترین سازمان استخباراتی پاکستان "آی ایس آی" در ضمن استقبال از آقای نواز شریف، به مدت پنج ساعت اوضاع داخلی و خارجی را برای وی تشریح کرد.

قابل ذکر است، که ارتش پاکستان چندی قبل بزرگترین تهدید را برای پاکستان از طریق دشمنان داخلی اش دانسته بود. دولت پاکستان از یک طرف با طالبان پاکستانی روبروست، طالبانی که قانون اساسی پاکستان را نمی پذیرد و خواهان نافذ شدن شریعت محمدی در سراسر پاکستان است. از طرف دیگر در بلوچستان نیز دولت با حریت طلبان بلوچ روبروست، بلوچهای که از بی عدالتی و تقسیم نابرابر قدرت و ثروت و به تاراج رفتن سرمایه ها زیر زمینی بلوچستان می نالند و خواهان آزادی کامل بلوچستان اند. این دو جبهه جدی در مقابل دولت از یک طرف و از طرف دیگر امنیت داخلی پاکستان را افراطیون مذهبی همچون لشکر جهنگوی، که ممکن با دولت به صورت جدی و مستقیم روبرو نباشند، نیز بهم زده اند. ماهیت نا امنی کراچی و شهر کویته رنگ دیگری دارد و آن افراط گرایی مذهبی است. افراط گرایی خودش یک حقیقت است، با آنکه بدون شک بحیث روپوش جهت دستیابی به دیگر اهداف نیز از آن استفاده می گردد.

آقای نواز شریف اینک که برای بار سوم سکان قدرت را در دست گرفته است و از تجربه کافی در زمینه حکومت داری برخوردار شده است، از قرار معلوم خواهان برقرار نمودن امنیت کامل و از بین بردن تمام انواع تروریسم، جهت کسب سرمایه گذاری های خارجی، حکومت داری خوب، ازبین بردن بحران معیشتی و دیگر مشکلات داخلی کشور است. وی نا آگاه نیست. اگر از یک طرف خواهان حل کردن معضله طالبان و حریت طلبان بلوچ است، از طرف دیگر بدون شک می داند، که ماهیت جنگ های فرقه گرایانه کراچی و کویته چیست؟ و از کجا آب می خورد. عده ای از صاحب نظران نیز طی مقالات و گفتگوهای شان به نهاد ها اخطار داده اند، که آنها وضعیت کشور را به لبه سقوط رسانده اند، اینک بگذارند تا پالیسی سازی مسوولیت اش به عهده حکومت منتخب ملکی باشد. اگر واضیح تر بنویسیم؛ قریب به اکثریت خواهان این است، که ارتش و سازمانهای استخباراتی نباید برای خودشان ترجیحات و پالیسی های جداگانه و مغایر با خواست حکومت منتخب ملکی داشته باشند و به صورت خودسرانه و بدون پاسخگویی وارد عمل شوند. چندی قبل کمیسیون تحقیق در مورد حادثه ایبت آباد (محل کشته شدن اسامه) گزارش اش به نشر رسید و طی آن گزارش نیز به صراحت یادآوری شده بود، که یکی از علت های بحران پاکستان، بالادستی ارتش، عدم پاسخگویی سازمانی های استخباراتی و عمل کرد های خودسرانه شان است. در گزارش درخواست شده است، که باید اجازه داده شود که پالیسی ها فقط توسط حکومت منتخب مردمی با در نظر داشت منافع ملی ساخته شود و عملی کردنش اش به عهده نهاد های دیگر باشد.

بعد از باز دید از مقر سازمانی استخباراتی (آی اس آی)، آقای نواز شریف به درستی نشان داد، که پاکستان از دو حکومت متوازی، یعنی یکی مرکز اش در اسلام آباد و منتخب مردم و دیگری مقر ارتش، راولپندی رنج می برد. اگر قرار است، در پاکستان مبارزه جدی بر ضد تروریسم به طور کامل صورت بگیرد و زمینه امنیت کامل و بقای پاکستان تضمین گردد، پس باید یک پالیسی جامع و قابل قبول توسط حکومت مردمی به کمک ارتش، سازمانهای هشت گانه استخبارتی و احزاب سیاسی و جامعه مدنی ترتیب گردد. هر آنگاه که پالیسی عادلانه ترتیب گردید و تمام نهاد ها دوگانه عمل نکردند و برای بیرون رفت از بحران تروریسم دست به دست همه داده و به کمک مردم دست رد به سینه تروریستان زدند، شاید مردم پاکستان روی آرامش را ببینند. در غیر آنصورت جلسه و جلسه بازی ها و بیانیه های سیاسی سودی ندارد.