تا هنوز در پاکستان و کشور های همسایه آن، انفجاری که در آن هزار کیلو گرام مواد منفجره استفاده شده باشد، صورت نگرفته است. یک هزار کیلوگرام در داخل یک تانکر آب (تراکتوری که تانکر آب داشت) عامل انفجار هزاره تاون به تاریخ ۱۶/۲/۲۰۱۳م شد. سوال اینجاست که این تانکر در کجا آماده شد؟ چگونه قطعات آهن و مواد منفجره در داخل تانکر آن جابجا شد؟ این تانکر چطور در این وضعیت حساس توانست داخل هزاره تاون شود؟ این تانکر در جریان عبورش چند ناحیه بازرسی ایف سی را گذراند؟ چرا به این تانکری که یک غیر هزاره آنرا رانندگی می کند، اجازه داده شد که داخل هزاره تاون شود؟ چرا عامل حادثه، یعنی لشکر جهنگوی در حالی که مسوولیت حادثه را می گیرد، دستگیر نمیشود؟ چگونه لشکر جهنگوی با رسانه ها تماس می گیرد؟ بیانیه های لشکر جهنگوی توسط کی در رسانه ها به نشر می رسد؟ کسی  که بیانیه ها را به رسانه های تحویل می دهد، چرا دستگیر نمیشود؟ رهبران لشکر جهنگوی بعد از پذیرش مسوولیت چطور آزادانه در سراسر پاکستان سفر و گردش می کنند؟ چرا بر ضد لشکر جهنگوی و دیگر تنظیم های افراط گرا و مسوول کشتار هزاره ها اقدامی صورت نمی گیرد؟ فایده نافذ شدن گورنر راح برای هزاره ها چه شد؟ بیست موتر انفجاری که لشکر جهنگوی توسط آن هزاره ها را تهدید می کند، در کجا قرار دارد؟ همچون این سوال، هزاران سوال بی پاسخ وجود دارد.

     سوال های بی پاسخ بالا پا برجاست، اما سوال جدی تر اینکه چرا نهادی های که به هر شکلی نمایندگی از ساکنان هزاره تاون، مهرآباد و شیعیان می کنند، یک پارچه در پاسخ یابی آن یخن نهاد های مسوول را نمی گیرند. در حالیکه نمیتوان بر نیروهای انتظامی و اطلاعاتی به اندازه ای یک نخود اعتماد کرد، چرا نهاد های که ادعای در راس بودن را دارند، در راستای پیش گیری از همچون حوادث اقدام هماهنگ و مناسب نمی کنند؟ چرا تا حتی دوستان خارج چه حقیقی و چه حقوقی بر نهادهای خود مردم هزاره  تاکید نمی کنند و تا حتی فشار نمی آورند، تا با در نظر داشت توانایی ها و تقسیم کار در کنار هم باشند و منافع علیای هزاره های کویته را بسنجند؟؟؟

     امروز کیست، که پاسخگوی خانواده های شهدا باشد؟ خلای مدیریت جامع به شدت محسوس است. تا هنوز نمی دانند، که چه باید بکنند؟ آیا کسی است که پاسخ دهد، جرم طفلی که در بطن مادرش بود، مادرش و طفلی خوردسالش که از دست مادرش گرفته بود، چه بود، که مادر با طفلٍ در بطنش در اثر انفجار با سوختن جسم شان جان داده اند و از طفل خوردسالش اثری باقی نمانده است؟ کیست، که جوابگوی جوانان خشمگین باشند، که با دیدن اجساد عزیزانشان خونشان جوشان می شود و فقط خواهان انتقام اند؟ کیست که با جوابگوی اجساد سوخته طفلان خوردسال باشد؟ کیست که جوابگوی مادران داغدیده که فقط شوهران و جوانان شانرا می خواهند باشد، کیست که...؟

     امروز باز تظاهرات شد، شعارهای تند داده شد، در بازار هرتال بود، پرچم بلوچستان در سوگ سر نگون بود. مردم سرگردان و پریشان این کوچه و آن کوچه را زیر پا کردند؟ روسای سازمانهای انتظامی آمدند و از صحنه و شفاخانه ها دیدن کردند. گورنر و روسای انتظامی از سازمانهای اطلاعاتی انتقاد کردند و آنها را متهم به ناکامی کردند. روسای اکثر از احزاب تسلیت گفتند، نهاد های اهل تشیع در سراسر پاکستان تظاهرات کردند. در بامیان جوانان دست به اعتصاب غذا زدند، در بعضی کشور ها تظاهرات صورت گرفت، بیانیه ها و تسلیت نامه ها رسید. فردا باز هم قرار است که در کراچی و کویته هرتال باشد. تا حتی در آزاد کشمیر نیز تظاهرات خواهند کرد. تحصن در سراسر پاکستان صورت خواهد گرفت. باز هم مردم جنازه های شهدای شانرا دفن نمی کنند. باز هم تقاضاهای دستگیری و به پنجه قانون سپردن عاملان حادثه وجود دارد. باز هم وارثان گفته اند که تا بر آورده نشدن تقاضاهای شان که همانا عملیات هدفمند بر ضد تروریستان است، جنازه ها را دفن نخواهند کرد.

     اما باز هم سوال باقیست، که بعد از این همه تلاش ها، آیا نسل کشی هزاره های کویته متوقف خواهد شد؟ آیا بر شدت حملات افزوده نخواهد شد؟ آیا این اقدام های پراکنده می تواند جلو وحشیان را در آینده بگیرد؟ آیا تا زمانی که نهاد های در راس بخاطر جلوگیری از نسل کشی مردم شان با هم صادقانه ننشسته و در کنار هم با پذیرش یکدیگر دست به دست هم نداده و با تقسیم کار نظر به صلاحیت های شان، عوامل را به صورت اساسی ریشه یابی ننموده و یک پلان جامع و همه جانبه را جهت بیرون رفت از این بحران نسنجند، این نسل کشی اختتام خواهد یافت؟