عید آمد و غم از دل و از خانه تکانید

گردی بزدایید و غباری بفشانید

با خرمن گل دامن تر آمده نوروز

هشدار که او را ز در خانه مرانید

هر کوی و کناری گذر عشق هویداست

خود را به تماشای گل و سبزه رسانید

در حلقه یاران سخن از خیر و صلاح است

نیک است همی خود را در آن حلقه کشانید

هر چند نرسید قافله عمر به مقصود

اما پس از این مرکب عمر نیک دوانید

دنیا که در ان غلغله ی شادی  و شور است

"پیکی بدوانید و پیامی برسانید"

پیران کهن را ز ره لطف نیکو دار

یاران جوان را عسل تازه چشانید

محمودی زدستان خدا شْکر و شکر نوش

با گوشه ی ابرو زبرش دل بستانید

                                محمودی 26/12/1390 کابل