نویسنده: علی همدم

تعریف حق:حق عبارت از یک سری آزادی های معنوی و چیزهای مادی است که خداوند برای بنده گانش داده و حق پدیدۀ است از طرف خداوند و یا قدرت مافوق الطبیعت است، پس حق عبارت از یک نعمت خداوندی است که برای بنده گانش از طرف خداوند داده شده است.

در 10 سال اخیر مسألۀ حقوق زن یکی از مباحث بسیار داغ در رسانه ها، نهادهای حقوقی و اجتماعی بوده است که حقوق زن در کل دارای دو جنبه است:

1: آنکه جامعه حقوق آنها را در اختیار آنها قرار دهد.

2: آنکه زنان بتوانند حقوق خود را مالک شوند و از آن محافظت کنند.

اما مباحث امروزه روی نکتۀ اول در افغانستان متمرکز اند. اول اینکه زنان در کل در افغانستان فاقد خودباوری اند که خود باوری از کلمات "خود" و "باور" ترکیب شده اند که معانی معادل آن عبارت اند از اعتماد به نفس، عزت نفس، حرمت خود، احساس ارزش به خود و تصویر از خویشتن را گویند.

ریشه های ضعف خودباوری در زنان افغانستان:

1: برخورد مردها با زنان:بر خورد مردها با زنان در جامعۀ افغانستان یک برخورد مسالمت آمیز نمیباشد چون افغانستان یک جامعه یا یک مملکت مرد سالارمیباشد، که تا همین لحظه مرد سالاری در افغانستان رواج دارد.

در جامعۀ که مرد سالاری حاکم باشد عمومأ به زنها یک چهرۀ خدمه داده میشود و اکثر از مردها، جنس مذکر ویا اهل ذکور این طبقۀ از جامعه را خدمه فکر میکنند و میگویند که زنها خادم مردان است، قسمکه قبل از 10سال در افغانستان هر مردیکه هفتۀ یکبار زن خودرا چوبکاری نمی کرد آن مرد، مرد گفته نمیشد و در صورتیکه زنان از مردان پیروی و متابعت نمیکردند در این صورت زنان باید جزایی میشدند چون فکر میشد که زنان خادم مردان اند.

2: عدم حضور در اجتماع: زنان در افغانستان اکثرأ خانه نشین اند و در اجتماع حضور چشم گیر ندارند. زمانیکه زنان خانه نشین شدند درین صورت به آن خودباوری که نیاز دارند هیچ وقت نمیرسند و از احوالات روز و دنیا بی خبر میمانند به این خاطر دلیل دوم ضعف خودباوری در زنان افغانستان عدم حضور در اجتماع اند.

3: خشونت علیه زنان: در جامعۀ افغانستان و بعضی ممالک اسلامی وغیر اسلامی دیگر همرای زنان با خشونت رفتار میکنند و میگویند که زنان در ذات خود از مردان پایین تر و ضعیف تر آفریده شده اند، که این امر در اکثر اوقات به نفع سیاستمداران جوامع مرد سالار، خود مردها و جامعۀ مرد سالاری میباشد. این جوامع برای تحفظ منافع خود و حفظ احترام خود از طرف زنان و حفظ قدرت خود در برابر زنان کوشش میکنند تا این نظام غیر عادلانه را در جامعه حفظ و نگهداری کنند. در صورتیکه هیچ زن در نفس خود پایین تر و ضعیف تر خلق نشده اندقسمیکه گفته اند:"پس پشت هر مرد مؤفق دست یک شیر زن درتاریخ بشری بوده است" که این ادعا را تاریخ ثبوت میکند و گواهی میدهد که زنها ضعیف خلق نشده بلکه زنان در نفس خود خیلی قوی و با قدرت خلق شده اندو بازهم تاریخ شاهد است که انقلاب که در اروپا واقع شد از طرف زنان پایه گذاری شده بود و بعد از آن مردها آمدند و با زنان انقلاب را به مؤفقیت رساندند پس در این جا ما نتیجه میگیریم که زن بدون مردنامکمل است و مرد بدون زن، و در صورتیکه مرد و زن شانه به شانه حرکت کنند میتوانند جامعۀ بشری را به اوج شگوفایی برسانند، قسمیکه ما در اروپا شاهد این واقعه بودیم و این ادعا در اروپا ثابت شده است.

4: تجاوز جنسی بالای زنان: یکی از عوامل دیگر که زنان را به ضعف خودباوری دچارکرده عبارت از مسألۀتجاوز جنسی است که ما شاهد تجاوزات جنسی بیشمار در افغانستان بودیم که تا حتی برای حفظ قدرت خود در برابر زنان به دختران شش ساله نیز رحم نکردند و تجاوز نمودند که عاملین شان بعد از قید یک ماه یا دو ماه در زندانها رها شدند و آزادانه زنده گی خودرا ادامه میدهند که پس پشت این مسأله دستهای گوناگون کار میکنند. این امرخطرناکترین مسأله برای زنان در افغانستان میباشد.  

هر زنی که بالایش تجاوزجنسی صورت گرفته باشد دیگر به هیچ صورت در اجتماع حضور پیدا نمیکنند مگر استثنأ که بازهم عدم حضور زنان در جامعه عدم اعتمادبه  نفس را افزایش میدهد.

در اینجا برای ما یک سؤال خلق میشود که آیا زنان فقط در افغانستان به خودباوری نیاز دارند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

به نظر بنده و نظر بعضی از تحلیل گران حقوقی "نه خیر" زنان فقط در افغانستان به خود باوری نیاز ندارند بلکه در اکثر از ممالک دنیا طبقۀ زن به خود باوری لازم برای کسب و حفظ حقوق شان نیاز دارند.

در تاریخ بشر هیچ حقی بدون قربانی دادن حاصل نشده است پس زنان در تمام دنیای مرد سالاری وعلل الخصوص در افغانستان باید قربانی های بیشماری را بدهند تا به حق که میخواهند برسند.

راه حل:بنده برای حل این معضله راههای ذیل را پیشنهاد میکنم که نسبتأ معقول تر به نظر میرسد:

1: افزایش خویشتن داری مردان:یکی از عوامل که خودباوری زنان را نابود میکنند تعرض به زنان است. حالا بسا زنان شایسته در افغانستان وجود دارند اما از ترس عزت خود به میدان قدم گذاشته نمیتوانند که مبادا بالایش تجاوز شود، مبادا بالای عزت اش سایۀ سیاه افگنده شود و مبادا نام و عزتش لکه دار شود.

2: افزایش خودآگاهی فردی و اجتماعی: زمانیکه این طبقه درک کردند و آگاه شدند میتوانند فعالیتهای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و علمی کنند. این خود آگاهی به مطالعه، تحقیق، کوشش، تلاش، تحمل کردن مشکلات و دادن قربانیهای بیشمار نیازدارند.هرچه اطلاعات این طبقۀ ما زیاد شد به همان اندازه خودباوری واعتماد به نفس اش افزایش می یابد و هر قدر خود آگاهی افزایش یافت به همان اندازه به اصل هدف نزدیکتر میشوند در نتیجه به هدف خود رسیده میتوانند.

                                                                                                          والسلام

منابع:

مجلۀ پیام یاسین شمارۀ22

www.porsjoo.com

www.arghir.blogfa.com