کویته آرام است

در کویته بعد از حادثه سوم سپتامبر، که در آن بالای مظاهرین روز قدس حمله انتحاری و بعد حملات مسلحانه صورت گرفت و در نتیجه آن نظر به گفته مسوولین شفاخانه دولتی "سی ایم ایچ" تا هم اینک بیشتر از صد نفر جان شانرا از دست داده اند، کدام حادثه بزرگ دیگری به وقوع نپیوسته است. البته ناگفته نباید گذاشت، که در حدود دو هفته قبل دو تن از میوه فروشان مردم ما نیز توسط افراد نامعلوم در مسیر راه سبزی مارکیت شهید شدند و همچنان محمد علی یکتن از تجاران بنام مردم ما نیز توسط گروگان گیران اش چند روز قبل شهید شد. در جمله ی تمام حوادثی که مردم ما در کویته با آن تا هم اینک درگیر بوده است، حادثه سوم سپتامبر بدون شک بزرگترین و هولناک ترین حادثه ای بود، که در طول تاریخ زندگی شان هزاره های کویته با آن روبرو شدند.
بعد از حادثه سوم سپتامبر، همچون گذشته احساسات هزاره ها یکبار دیگر دفعتا به فوران نمودن رسید و هر کدام به نوبه خود در تجزیه و تحلیل نمودن حادثه و نیز در مسوول قرار دادن یکدیگر آب های گلونهای شانرا خشک نمودند... یکی متهم شد، دیگری مسوول قرار گرفت، سومی عهد شکن معرفی شد، چهارمی منافق لقب داده شد، پنجمی به دشمنی با دین و مذهب برچسپ زده شد، ششمی نوکر اجانب قرار گرفت و...، تا حتی کاری بجایی رسید، که بر روی دیوارها مرگ بر بعضی از کیبل های تلویزیونی نیز نوشتند. بعضی ها زمانی این همه احساسات را مشاهده می کردند، آینده را خیلی تاریک و وحشتناک پیش بینی می کردند و تا حتی هشدار به وقوع پیوستن جنگ داخلی را دربین خود هزاره ها می دادند.
اینک که تقریبا چهل روز از آن حادثه می گذرد، اینگار حادثه ای به وقوع نپیوسته است. شهر کویته آرام است و همه مشغول به کارهای خودشان، تا حتی جریانهای موثر در فعالیت های سیاسی و مذهبی نیز در مورد سخن بر زبان نمی رانند. انسان از آن همه احساسات و این همه سکوت بعضی وقتها به حیرت می ماند. دیگر سخنی در مورد به پنجه عدالت سپردن و بازخواست نمودن از عوامل و مسوولین حادثه سوم سپتامبر نیست. زمانی شهید یوسفی به طور گلایه از مردم خودش در یکی از سخنرانی هایش می گفت: "اگر ده آزره فقط ده روز کس غرض نگره، آزره فکر مونه که دنیا گل و گلزاره و دشمنا تمام شی مرده..."، براستی که هم اینک آنانی که خونشان در مواقع مختلف بر زمین ریخت و در زیر توده های خاک مظلومانه قرار گرفتند، به باد فراموشی سپرده شده اند و شاید فقط در بعضی از اذهان تصاویر سیاه و سفید شان باقی مانده باشد. امروز کسی نیست، که فامیل های داغدار را حد اقل تسلی دهد، چه رسد به آنکه با آنها کدام نوع کمک مالی نماید. حال یادی از شهدا نیست، ولی در این مورد نمیدانم، که کدام شهید، توسط چی کسی برای منفعت شخصی و یا سازمانی اش در چه زمانی باز هم برای چندی روز بر سر زبانها قرار بگیرد...
مردمی که از گذشته شان درس نمی گیرند و آنرا به فراموشی می سپارند، هرگز سر افرازی نصیب شان نمی شود. قدم زدن در گذشته و درس گرفتن از آن بهترین وسیله ایست برای حال و آینده ایده آل یک ملت. امروز که به اصطلاح دو روز آرامی برای هزاره های کویته میسر است، شایسته نیست، که از وضعیت حال و آینده خود را غافل نگهداشت و تلاش ها را فقط و فقط متمرکز در رقابت های بین فامیلی و در هرچه بزرگتر برگزار کردن محافل عروسی و غیره کرد. هزاره های کویته باید با درک دقیق از موقعیت شکننده و حساس شان در این روزها تدبیر آینده را نمایند. و در این راستا بدون شک هر فرد از مردم ما مسوولیت دارد، ولی بهترین فرصت برای شخصیت های فعال فرهنگی، سیاسی و خصوصا احزاب سیاسی است، که در بلند بردن بینش سیاسی، انسجام و یکپارچگی و هدایت دهی مردم تلاش خستگی ناپذیر نمایند. باید با همه توان کوشید، تا جلو حوادث را قبل از وقوع آن گرفت. حد اقل با گذراندن سال 2009 میلادی، که خونین ترین سال و حادثه سوم سپتامبر که بزرگترین و هولناک ترین حادثه در تاریخ زندگی هزاره های کویته بود، مردم ما باید اینقدر تجربه حاصل نموده باشند، که دوست شان کیست و دشمن شان کیست و با آنها چگونه باید معامله نمایند تا خود و مردم مظلوم شانرا از قربانی شدن های بیشتر نجات دهند.
در این وبلاک سعی خواهد شد، که به علاوه نوشته های مسوولین وبلاگ کویته و مقالات نویسندگان گرامی، فعالیت های علمی، سیاسی، ورزشی، هنری و فرهنگی دوستان شهر کویته - پاکستان نیز انعکاس داده شود. در ضمن یک بخش مختص به آموزش موضوعات جدید علوم و فناوری گردیده است، که امید مورد استفاده دانش آموزانی که به این وبلاک سر میزنند گردد.