نوشته: "حسيني مدني"

در امتداد پر پيچ و خم رود هيرمند، دشت ها و تپه ها و كوهپايه هايي است كه غالباً خالي از سكنه مي باشد. اين ساحه كه از لشكرگاه ولايت هلمند آغاز مي گردد، مساحت نسبتاً وسيعي را در بر مي گيرد. درين بيابان ها و در حوزه‌ وكناره هاي درياي هلمند اگر افراد به مدت طولاني توقف نمايند حتماً فلج خواهند شد! مردم بومي محل در توجيه اين حالت عقيده دارند كه هركس شب، در اين نواحي توقف نمايد حتماً دچار بلا زدگي يا جن زدگي خواهد شد؛ چرا كه آنان به كرات افرادي را ديده اند كه به خاطر اسكان چندين ساعته دراين نواحي خود به خود فلج گرديده اند. مردم اين محل، چيزي بنام مواد راديواكتيو و عنصري بنام اورانيوم را نشنيده و نمي شناسند.
مي گويند در زمان حضور نيروهاي شوروي در افغانستان، عده‌يي از سربازان روس، شب را در بياباني در نزديكي هاي ولسوالي لشكرگاه و در حوزه‌ي درياي هلمند سپري مي كنند؛ صبحگاهان اين افراد فلج شده بودند، مقامات وقت روس گمان مي برند كه مجاهدين افغان، به سلاح هاي فوق مدرن دست يافته اند اما پس از تحقيقات،‌ متوجه آثار مواد راديواكتيو در بدن سربازان خود مي شوند. 
در زمان سلطه‌ي طالبان،‌ پاكستاني ها اورانيوم افغانستان را غارت مي كرده اند. حميدالله راننده‌ي كاميون است؛ او مي گويد كه طالبان موترهاي ما را به كرايه مي گرفتند و از ولايت هاي هلمند و لوگر، خاك را بر كاميون هاي ما بار مي كردند و ما آنرا به پاكستان انتقال مي داديم. براي ما بسيار جاي تعجب بود كه مگر در داخل خود پاكستان، خاك پيدا نمي شود كه خاك افغانستان را با پرداخت كرايه موتر به پاكستان انتقال مي دهند؟!! اين خاك و نواحي وسيعي از ولايت هلمند، اكنون در انحصار نيروهاي امريكايي و انگليسي است؛ اين مناطق كه گمان مي رود داراي ذخاير عظيم اورانيوم با درصد خلوص بسيار بالا باشد، تقريباً از تلاقي درياي ارغنداب و درياي هلمند و يا از ولسوالي ناوي باركزايي به طرف غرب پل لشكرگاه آغاز مي شود و در امتداد درياي هلمند ادامه مي يابد. اين نواحي، همان مناطقي است كه به قول وزير محترم معادن، توسط نيروهاي خارجي حصاركشي شده اند. چندي قبل وزير معادن به پارلمان فرا خوانده شد تا در رابطه با استخراج غير قانوني اورانيوم از ولايت هلمند، توضيحاتي بدهد.
وي مي گويد كه استخراج اورانيوم توسط نيروهاي خارجي فقط يك شايعه است! و آنها توان استخراج اورانيوم را ندارند!! ايشان براي شانه خالي كردن از مسؤوليت مي گويد كه استخراج اورانيوم از صلاحيت هاي وزارت معادن نمي باشد!
نيروهايي كه به قول جناب وزير، ذخاير اورانيوم را حصاركشي كرده اند امريكايي ها و انگليسي ها مي باشند.
ايالات متحده امريكا و انگلستان بعنوان دو خواهر خوانده هميشه از يكديگر جدايي ناپذير بوده اند اما دريكي دوسال اخير، مشكلات فراواني با يكديگر داشته اند. ريشه‌ي اين مشكلات را بايد در جنوب افغانستان جستجو كرد. اختلافات دو كشور پس از توافقات نيروهاي انگليس با طالبان در ولسوالي موسي قلعه‌ي ولايت هلمند سر، باز نمود.
از همان زمان، اين دو كشور در مواردي، علناً باهم در افتادند؛ نحوه‌ي برخورد با طالبان ومسأ‌له موادمخدر از موارد اختلافي دو كشور برشمرده مي شوند اما برخي آگاهان، عامل مهم تري را نيز ذكر مي كنند: اورانيوم؛
عنصري كه قدر و قيمتي بي حساب دارد؛ وقتي كه نامش را مي بري، نفت و طلا و ترياك به گوشه‌اي مي خزند! اين عنصر در افغانستان، چون به نگين انگشتر و به گوشواره و زيور آلات تبديل نمي شود، افغان ها آن را نمي شناسند. اما قدر زر زرگر شناسد؛ قدر گوهر گوهري!
اورانيوم چيزي نيست كه با بي تفاوتي از كنار آن گذشت. به گواهي كارشناسان خارجي بهترين نوع اورانيوم در ولايت لغمان افغانستان موقعيت دارد. اورانيوم، در سرزمين بدوي و پر از هرج و مرج يا بايد مراقبت شود و يا بايد خارج گردد. ساحات داراي اورانيوم به شدت مراقبت مي شوند، چرا كه هيچ كس حق نزديك شدن به ساحات حفاظت شده را ندارد اما آيا اين ذخاير، دست نخورده باقي مي مانند؟!
ايالات متحده امريكا براي مديريت جنگ، يك پايگاه هوايي درجنوب ساخته است. اين پايگاه هوايي كه توسط چندين لايه‌ي حفاظتي مراقبت مي شود،‌ در بياباني در منطقه‌ي شورآب، بين ولسوالي هاي گرشك و دلارام ولايت هلمند ساخته است. هواپيماهاي غول پيكر نظامي در اين فرودگاه،‌ نشست و برخاست دارند، برخي از آگاهان بدين باور اند كه احتمالاً اين پايگاه، علاوه بر نقل و انتقال سربازان وتسليحات نظامي، در انتقال برخي مواد ديگر نيز سهم مي گيرند!
از طرف ديگر برخي شاهدان عيني مي گويند كه موترهاي لاري را ديده اند كه خاك را از ولايت هلمند و... بار كرده و به سوي بگرام درحركت بوده اند؛ جايي كه پايگاه هوايي امريكا موقعيت دارد.
آيا به عنوان يك شهروند افغانستان نبايد اين احتمال را مطرح كنيم كه سنگ وخاك و... براي تصفيه به مناطقي خارج از افغانستان منتقل مي شوند؟!