برگزاری "نمایشگاه نقاشی لاله" توسطه هنرجویان لیسه عالی فردوسی

     امروز یک شنبه 18/4/2010 میلادی،  به مناسبت میمنت و خجستگی بهار، هنرجویان نقاش لیسه عالی فردوسی، اولین نمایشگاه شانرا تحت عنوان "نمایشگاه لاله" در مکتب خودشان "لیسه عالی فردوسی" واقع هزاره تاون برگزار نمودند. اگرچه قرار بود، که نمایشگاه دیروز افتتاح گردد، ولی بخاطر حادثه تاسف انگیز شهادت یازده تن از شهریان کویته، که پریروز در مقابل شفاخانه عمومی به وقوع پیوست، افتتاح این نمایشگاه یک روز به تعویق افتاد.

     نمایشگاه با حضور استادان، مدیران، شاگردان و هنردوستان امروز ساعت نه صبح توسط دو تن از هنرمندان برجسته ملی ما محترم استاد عصمت الله سعیدی و استاد حسن هاتف افتتاح شد. سپس علاقه مندان به بازدید از آثار هنرمندان پرداختند. در این نمایشگاه پانزده اثر از روح الله حسنی، پانزده اثر از نصیر فدایی، نه اثر از نور ضیا و نه اثر از حمیده رفیعی برای نمایش قرار داده شده بود. اثر ها با پنسل، پنسل کلر، پاستیل، واتر کلر و ایل کلر کار شده بودند و مورد پسند علاقه مندان قرار گرفت. استاد هاتف و استاد سعیدی مکاتب را بهترین مکان برای رشد هنر و حامی و پشتبان هنر در جامعه توصیف نموده و گفتند، که این اقدام لیسه عالی فردوسی قابل قدر است. در ضمن آنها اظهار امیدواری کردند، که اگر تمام مکاتب در ضمن کارهای درسی شان در قسمت تشویق و انگیزه دهی شاگردان شان نیز تلاش نمایند، نتیجه اش بسیار سودمند و پر بار خواهد بود...

حمله انتحاری، جان یازده نفر را گرفت

    

     امروز جمعه ۱۶/۴/۲۰۱۰ میلادی، حوالی صبح تقریبا ساعت ۸:۳۰ دقیقه، آقای ارشد زیدی منیجر یکی از بانک های بلوچستان، پسر آقای اشرف زیدی، ریس شیعه کانفرانس بلوچستان، در حالیکه به طرف دفتر کارش می رفت، در راه مورد حمله تروریستان قرار گرفته و زخمی گردید. آقای زیدی به شفاخانه عمومی شهر کویته انتقال داده شده و در حالیکه در شعبه حادثات زیر معالجه بود، انفجار دیگری در شفاخانه به وقوع پیوست، که در نتیجه آن یازده نفر به شهادت رسیده و چهل و هفت نفر به شدت زخمی شدند. در میان شهدا دو نفر از دی ایس پی های پولیس، فیلمبردار شبکه تلویزیونی سما و... قرار دارند، در حالیکه در بین زخمی ها سید عباس شاه معروف به سید عباس هزاره، عضو پاکستان پیپلز پارتی "حزب بر سر قدرت فعلی در پاکستان" و نماینده منتخب ساکنین کویته در قومی اسمبلی پاکستان، عده از پولیس ها، مردم عام و کارمندان شفاخانه قرار دارند. قابل یاد آوریست، که قربانیان این حادثه از اقوام مختلف می باشند، ولی بیشتر آنها از هزاره های کویته اند.

     پولیس پاکستان عامل این حادثه را انگیزه ضدیت مذهبی بیان نموده و می گوید، که این حادثه یک حمله انتحاری بوده و درین حمله تقریبا پانزده کیلوگرام ماده منفجره توسط انتحار گر استفاده شده است و همچنان لشکر جهنگوی مسوولیت این حادثه را پذیرفته و تهدید نموده است، که در آینده ها نیز اینگونه حملات صورت خواهد گرفت. بعد از این حادثه بازار شهر کویته تعطیل گردیده و مواردی کوچکی از خشونت ها به نظر رسید، که با دخالت پولیس و بزرگان این حوادث جلوش گرفته شده و آرامش دوباره در شهر برقرار گردید. حکومت بلوچستان برای جلوگیری از کدام خشونت احتمالی فردا مکاتب را رخصت اعلام نموده است.

سخی جهانگیر در فستیوال موسیقی بلوچستان

     دولت پاکستان به خاطر احیا، حفظ و ارتقای فرهنگ های مختلف اقوام ساکن در پاکستان، بر علاوه تلاش های دیگر، سالانه فستیوال های مختلف فرهنگی را نیز بصورت جداگانه برای هر ایالت برگزار می نماید. یکی از این فستیوالها، عبارت از فستیوال فرهنگی بلوچستان است، که از چندین سال بدینسو برگزار می شود، البته هزاره های پاکستان، امسال دومین سال است، که در آن شرکت می نمایند. فستیوال امسال، که "بولان نایت" نامگذاری شده بود، به تاریخ 9/4/2010 میلادی، در شهر لاهور برگزار شد. در فستیوال امسال صنایع دستی و لباس های محلی اقوام مختلف به نمایش گذاشته شده و در ضمن یک بخش آن برای موسیقی اختصاص داده شده بود. به نمایندگی از بلوچها اختر چنال، به نمایندگی از پشتونها معین شیروانی و به نمایندگی از هزاره ها سخی جهانگیر به هنرنمایی پرداختند.

      فستیوال ساعت نه شب به وقت محلی شروع شده و هنرمندان به ترتیب یکی بعد از دیگری به آواز خوانی پرداختند. سخی جهانگیر در نوبت اش دو آهنگ و بعد از وی علی هزاره، هنرمند دیگری از هزاره ها نیز دو آهنگ اش را با نوای دلکش دمبوره به سمع حاضرین رساندند. آهنگ های سخی جهانگیر مورد پسند، حاضرین واقع شده و بعضی از حاضرین با آهنگهای وی به رقص نیز پرداختند. اینک یک کلیپ کوتاهی از آهنگ وی، که توسط موبایل فیلم گیری شده است، تقدیم شما می گردد.

 

اورانيوم افغانستان چه مي شود؟

نوشته: "حسيني مدني"

در امتداد پر پيچ و خم رود هيرمند، دشت ها و تپه ها و كوهپايه هايي است كه غالباً خالي از سكنه مي باشد. اين ساحه كه از لشكرگاه ولايت هلمند آغاز مي گردد، مساحت نسبتاً وسيعي را در بر مي گيرد. درين بيابان ها و در حوزه‌ وكناره هاي درياي هلمند اگر افراد به مدت طولاني توقف نمايند حتماً فلج خواهند شد! مردم بومي محل در توجيه اين حالت عقيده دارند كه هركس شب، در اين نواحي توقف نمايد حتماً دچار بلا زدگي يا جن زدگي خواهد شد؛ چرا كه آنان به كرات افرادي را ديده اند كه به خاطر اسكان چندين ساعته دراين نواحي خود به خود فلج گرديده اند. مردم اين محل، چيزي بنام مواد راديواكتيو و عنصري بنام اورانيوم را نشنيده و نمي شناسند.
مي گويند در زمان حضور نيروهاي شوروي در افغانستان، عده‌يي از سربازان روس، شب را در بياباني در نزديكي هاي ولسوالي لشكرگاه و در حوزه‌ي درياي هلمند سپري مي كنند؛ صبحگاهان اين افراد فلج شده بودند، مقامات وقت روس گمان مي برند كه مجاهدين افغان، به سلاح هاي فوق مدرن دست يافته اند اما پس از تحقيقات،‌ متوجه آثار مواد راديواكتيو در بدن سربازان خود مي شوند. 
در زمان سلطه‌ي طالبان،‌ پاكستاني ها اورانيوم افغانستان را غارت مي كرده اند. حميدالله راننده‌ي كاميون است؛ او مي گويد كه طالبان موترهاي ما را به كرايه مي گرفتند و از ولايت هاي هلمند و لوگر، خاك را بر كاميون هاي ما بار مي كردند و ما آنرا به پاكستان انتقال مي داديم. براي ما بسيار جاي تعجب بود كه مگر در داخل خود پاكستان، خاك پيدا نمي شود كه خاك افغانستان را با پرداخت كرايه موتر به پاكستان انتقال مي دهند؟!! اين خاك و نواحي وسيعي از ولايت هلمند، اكنون در انحصار نيروهاي امريكايي و انگليسي است؛ اين مناطق كه گمان مي رود داراي ذخاير عظيم اورانيوم با درصد خلوص بسيار بالا باشد، تقريباً از تلاقي درياي ارغنداب و درياي هلمند و يا از ولسوالي ناوي باركزايي به طرف غرب پل لشكرگاه آغاز مي شود و در امتداد درياي هلمند ادامه مي يابد. اين نواحي، همان مناطقي است كه به قول وزير محترم معادن، توسط نيروهاي خارجي حصاركشي شده اند. چندي قبل وزير معادن به پارلمان فرا خوانده شد تا در رابطه با استخراج غير قانوني اورانيوم از ولايت هلمند، توضيحاتي بدهد.
وي مي گويد كه استخراج اورانيوم توسط نيروهاي خارجي فقط يك شايعه است! و آنها توان استخراج اورانيوم را ندارند!! ايشان براي شانه خالي كردن از مسؤوليت مي گويد كه استخراج اورانيوم از صلاحيت هاي وزارت معادن نمي باشد!
نيروهايي كه به قول جناب وزير، ذخاير اورانيوم را حصاركشي كرده اند امريكايي ها و انگليسي ها مي باشند.
ايالات متحده امريكا و انگلستان بعنوان دو خواهر خوانده هميشه از يكديگر جدايي ناپذير بوده اند اما دريكي دوسال اخير، مشكلات فراواني با يكديگر داشته اند. ريشه‌ي اين مشكلات را بايد در جنوب افغانستان جستجو كرد. اختلافات دو كشور پس از توافقات نيروهاي انگليس با طالبان در ولسوالي موسي قلعه‌ي ولايت هلمند سر، باز نمود.
از همان زمان، اين دو كشور در مواردي، علناً باهم در افتادند؛ نحوه‌ي برخورد با طالبان ومسأ‌له موادمخدر از موارد اختلافي دو كشور برشمرده مي شوند اما برخي آگاهان، عامل مهم تري را نيز ذكر مي كنند: اورانيوم؛
عنصري كه قدر و قيمتي بي حساب دارد؛ وقتي كه نامش را مي بري، نفت و طلا و ترياك به گوشه‌اي مي خزند! اين عنصر در افغانستان، چون به نگين انگشتر و به گوشواره و زيور آلات تبديل نمي شود، افغان ها آن را نمي شناسند. اما قدر زر زرگر شناسد؛ قدر گوهر گوهري!
اورانيوم چيزي نيست كه با بي تفاوتي از كنار آن گذشت. به گواهي كارشناسان خارجي بهترين نوع اورانيوم در ولايت لغمان افغانستان موقعيت دارد. اورانيوم، در سرزمين بدوي و پر از هرج و مرج يا بايد مراقبت شود و يا بايد خارج گردد. ساحات داراي اورانيوم به شدت مراقبت مي شوند، چرا كه هيچ كس حق نزديك شدن به ساحات حفاظت شده را ندارد اما آيا اين ذخاير، دست نخورده باقي مي مانند؟!
ايالات متحده امريكا براي مديريت جنگ، يك پايگاه هوايي درجنوب ساخته است. اين پايگاه هوايي كه توسط چندين لايه‌ي حفاظتي مراقبت مي شود،‌ در بياباني در منطقه‌ي شورآب، بين ولسوالي هاي گرشك و دلارام ولايت هلمند ساخته است. هواپيماهاي غول پيكر نظامي در اين فرودگاه،‌ نشست و برخاست دارند، برخي از آگاهان بدين باور اند كه احتمالاً اين پايگاه، علاوه بر نقل و انتقال سربازان وتسليحات نظامي، در انتقال برخي مواد ديگر نيز سهم مي گيرند!
از طرف ديگر برخي شاهدان عيني مي گويند كه موترهاي لاري را ديده اند كه خاك را از ولايت هلمند و... بار كرده و به سوي بگرام درحركت بوده اند؛ جايي كه پايگاه هوايي امريكا موقعيت دارد.
آيا به عنوان يك شهروند افغانستان نبايد اين احتمال را مطرح كنيم كه سنگ وخاك و... براي تصفيه به مناطقي خارج از افغانستان منتقل مي شوند؟!

به یاد خورشیدی شبهای ظلمت بار، رهبر شهید عبدالعلی مزاری

نبشته: محمدعارف خراسانی

     پانزده همین سالروز شهادت رهبر  کبیر"شهید عبدالعلی مزاری (ره)" و  شش تن از یاران فداکارش را به تمام  آزادیخواهان جهان و بخصوص به مردم آزاده و  شهید پرور افغانستان تسلیت عرض میدارم  و همچنان  این روزهای عزت آفرینی را در مسیر عدالت اجتماعی و دفاع از حقوق انسان های زجر دیده، به تمام آزادیخوان مبارک باد میگویم. 

       با گذشت پانزده سال از شهادت پیشوای مقاومت "شهید مزاری" افکارش نه تنها به کم رنگی نگراییده، بلکه هر روز که از شهادتش می گذرد روشنی و تجلی بیشتری برای پیشرفت و مدنی شدن افغانستان پیدا میکند. آرمان ها و افکار پیشوای مقاومت و عدالت برای یک نظام سالم و مقتدر در افغانستان لازمی به نظر می رسد، زیرا افغانستان دیروز و امروز، که به انبوهی از مشکلات دچار بوده و است، نیاز به تحقق بخشیدن آرمان های پیر مقاومت، در ساختار نظام سیاسی افغانستان می باشد. مردم افغانستان، با سپری کردن چهارده سال جهاد، مقاومت و پیروزی در مقابل ارتش سرخ شوروی سابق خواهان یک نظام سیاسی مردمی و به دور از استبداد و انحصار طلبی بودند، اما متاسفانه، بعد از چهارده سال جهاد و مقاومت گروه های سیاسی، خلاف انتظار مردم افغانستان عمل کردند، که این عملکرد گروه های سیاسی منجر به بروز جنگ های داخلی و خانمانسوز در کشور شد. با بروز جنگ های داخلی، این چهارده سال جهاد و مقاومت نام نیک خود را از دست داد. انقلاباتی، که در کشور های دیگر بوقوع پیوسته، همچون انقلاب کبیر فرانسه، روسیه و سایر انقلاباتی، که در کشورهای آسیایی و اروپایی به وقوع پیوستند، باعث پیشرفت، صنعتی شدن و برابری میان ملیت ها شد، ولی متاسفانه انقلاب در افغانستان باعث برادرکشی، تولید ترورسیم و مواد مخدر گردید.

      آنانیکه آغازگر جنگ های داخلی در کشور بودند، نه تنها نامشان روز به روز از زبان ها می افتد، بلکه بعنوان محارب و اغتشاشگر در کشور به حساب می روند، ولی کسیکه در روزهای سیاه افغانستان فریاد عدالت خواهی و برابری ملیت ها را سر می داد، امروز دیده می شود، که ده ها متفکر و دانشمند جلسات و سمینارها را بنام مزاری شناسی اختصاص می دهند. اگر دیروز مزاری اعلام می کرد، که "اگر گروهی در صدد نفی و حذف کدام حزب و یا گروهی باشد سخت در اشتباه است." امروزه این پیام مزاری برای انحصارطلبان داخلی و خارجی ثابت شده است، که هیچ کشوری گامی بسوی مدنیت و ترقی گذاشته نمیتواند، مگر اینکه احزاب سیاسی و ملیت ها باهم زندگی  برادر گونه داشته باشند.  اگر مزاری در جای دیگری می گوید: "ما معتقدیم، که مسئله افغانستان وقتی حل می شود، که مردم و احزاب هم دیگر را تحمل بکنند و در صدد حذف یکدیگر نباشند".  مردم افغانستان شاهد این بودند، وقتیکه گروه های سیاسی بعد از پیروزی در مقابل ابرقدرت جهان همدیگر را  تحمل نتوانستند، این باعث انحطاط و عقب گرایی افغانستان شد.

     افغانستان قریب سه قرن بود، که تمام قدرت های سیاسی، اقتصادی و سایر امتیازات اش به قوم و ملت خاصی اختصاص یافته بود و سایر اقوام را به انزوا کشانده و دستش از قدرت های سیاسی، اقتصادی و غیره کوتاه ساخته شده بود.  بعد از شکست روسیه در افغانستان و سرنگونی حکومت دکتر نجیب الله، بعضی از گروه های سیاسی به استثنای گروه های، که از قبل تمام قدرت ها را به دست داشتند، آنها هم خواهان نظام استبدادی و انحصارطلبی در افغانستان شدند و برای اقلیت ها و زجردیده ها حقوقی قایل نشدند. با بروز چنین اشخاص و گروه ها افغانستان شکل دشمنی میان اقوام و گروه های سیاسی را بخود گرفت، که این دشمنی و تشنجات میان گروه های سیاسی پیامدهای ناگواری همچون قضیه ی اسفناک و دلخراش افشار را در پی داشت.  شهید مزاری اعلان می دارد که: "حق خواستن به معنای دشمنی با ملیت ها نیست، بلکه بعنوان برادری وبرابری میان ملیت ها است". امروز هر صاحب شعوری به حقانیت این گفته ها  پی برده، که بدون مشارکت تمام اقوام در ساختار دولت صلح و ثباتی را نمی توان در افغانستان انتظار داشت.

      بعد از شکست ارتش سرخ شوروی انحصار طلبان در جلسه پیشاور خواستند، که همان نظام دوران ماقبل انقلاب را احیا کنند، که در آن نظام، باز اقلیت ها برده باشند و اکثریت ها خواجه، اما شهید مزاری در مقابل این عقیده برتری جویانه همانند کوه استواری ایستادگی کرده، خواهان نظام انسانی و اسلامی شد، که در آن نظام، انحصار طلبی و برتری جویی نفی شده است.

      امروزه در افغانستان شعارها وحدت ملی و عدالت اجتماعی است، ولی عملکرد ها برخلاف عدالت و وحدت ملی است، زیرا ما شاهد این هستیم، که در افغانستان نه انکشاف متوازن صورت گرفته و نه ادارات قبلی تعدیل  و ادارات دولتی جدید بصورت مساویانه وجود دارد. اگر نظری به تعدیل ادارات دولتی بیندازیم درمی یابیم هزاره ها که بیش از% 25 کل نفوس افغانستان را تشکیل میدهند، از جمله وزارت های کلیدی حتی یکی از آن هم در اختیار هزاره ها نیست و همچنان در سایر ارگان های دولتی سهم اقلیت ها در نظر گرفته نشده است. اگر انکشافات نه چندان متوازن افغانستان را بررسی کنیم دیده میشود، که سرمایه ملی و کمک های بین المللی در مناطق ناامن بیشتر از مناطق امن و کاملا خلع سلاح شده به مصرف رسیده است. اگر اوضاع کشور به همین منوال جریان داشته باشد، افغانستان آینده روشن و درخشانی را نمی تواند آرزو کند.

      اکنون بر همه ماست، که یاد آن شهدای گلگون کفن و عدالت خواه را گرامی بداریم و اندیشه های زرین آنانرا مشعل راه خود ساخته و در راه تحقق بخشیدن به آرمانهای آن پیر بزرگوار گام برداشته و افغانستان را ازین بن بست رهایی دهیم.

تظاهرات بزرگ هزاره های کویته بر ضد "تارگت کیلینگ"

     سال 2009 میلادی، خونین ترین سال در تاریخ زندگی هزاره های کویته بود. در این سال مردم ما در شهر کویته به شدت مورد حملات تروریستانه و ناجوانمردانه قرار گرفتند. در سال گذشته هزاره های کویته از محبوب ترین سیاستمدار شان شهید حسین علی یوسفی گرفته تا تجاران، پولیس ها، دکانداران و... شانرا از دست دادند. بعد از گرفتاری قاتل شهید یوسفی، به ادعای پولیس کشور، در اواخر سال گذشته، اندکی مردم ما در آرامش بودند، ولی از چند روز بدینسو است، که یکبار دیگر اینگار دشمنان مردم ما به قاتلین کرایی دیگر دست یافته اند، زیرا حملات شان به شدت زیاد تر دوباره شروع شده است.  تروریستان نامرد، در طول هفته آخر مجموعا هفت نفر غریب کار مردم ما را به شکل ناجوانمردانه شهید نموده اند در حالیکه سه تن دیگر شان به شدت زخمی شده است.

     امروز 21/3/2010 میلادی، مطابق به روز نوروز در پاسخ به این کشتار ناجوانمردانه هزاره های کویته، هزاره های شهر کویته، به درخواست هزاره دموکراتیک پارتی، یگانه حزب سیاسی هزاره ها در کویته و انجمن تاجران دوکانهای شانرا بسته نموده و یک تظاهرات بزرگی را راه انداخته بودند. این تظاهرات، که در آن هزاران تن شرکت نموده بودند، ساعت ده بجه قبل از ظهر در منان چوک "مرکز شهر کویته" رسید. در طول راه جوانان خشمگین شعار های: "نا اهل انتظامیه مرده باد، تا که مو زنده استه، پگ مو یک هزاره استه، هزاره از کشته شدو کم نموشه، سر هزاره پیش هیچ کس خم نموشه..." را سر می دادند. اشتراک کننده گان در جلوس بعد از رسیدن به منان چوک برای یک ساعت دست به تحصن زدند و بعد از آن محترم عبدالخالق هزاره، سکرتری جنرال هزاره دموکراتیک پارتی، حاجی نظری، یکی از اعضای انجمن تاجران و رضا وکیل عضو هیات مرکزی هزاره دموکراتیک پارتی به سخنرانی پرداختند. سخنرانان در سلسله سخنانشان سکوت مرموز حکومت ایالتی را به شدت محکوم نموده و یاد آور شدند، که جای تاسف است، که هر روز بر مردم ما حملات تروریستانه صورت می گیرد، ولی حکومت حتی زحمت یک تسلیت گفتن و محکوم نمودن را به خود نمی دهد، چه رسد به دستگیری و به جزای اعمال رساندن قاتلین مردم ما. این حکومت باید بشرمند، که با داشتن 62 نفر وزیر تا حتی بعد از صد ها بار وعده نمودن دستگیری قاتلین مردم ما و جلوگیری از خشونت پلان شده بر مردم، تا هنوز نتوانسته است  یک قاتل را محاکمه نموده و یا از حملات تروریستانه بر مردم بی دفاع ما جلوگیری کند. در بخش دیگری از سخنان شان، سخنرانان به اقوام دیگر نیز یاد آور شدند، که جای تاسف است، که در نزدیکی های خانه های شما مردم ما به شهادت رسانده می شوند، ولی شما فقط تماشاچی می مانید. اقوام برادر باید از یکدیگر در شهر کویته حمایت کنند و نگذارند تروریستان از بی حسی آنها سود ببرد. اقوام برادر به یاد داشته باشند، که اگر هدف تروریستان امروز فقط و فقط مردم بی دفاع ما قرار می گیرد، فردا همین ترویستان همچون پشاور بر شمایان نیز حمله ور خواهند شد... آقای خالق هزاره در آخر یاد آور شدند، که ما نیز می توانیم، چند نفر را مسلح نموده و سرو صورت آنها را با دستمال به پوشانیم و دست به خشونت و انتقام گیری بزنیم و وضعیت شهر را بهم بزنیم، ولی ما اینکار را نه می کنیم، زیرا ما یک قوم متمدن و صلح دوست می باشیم. امید آنروز نیاید، که مردم ما حوصله شان تمام شود... بعد از ختم سخنرانیها مردم دوباره به شکل جلوس به طرف مری آباد رفتند و بعد از آن ساکنین هزاره تاون سوار بر موتر هایشان شده و به شکل قافله به سوی هزاره تاون برگشتند.

     جای تاسف بیشتر از همه اینست، که رسانه های پاکستان نیز سر مخاصمت با مردم ما را گرفته اند. در حالیکه در پاکستان به تعداد خیلی زیاد رسانه های خبری وجود دارد و آنها در صحنه نیز حضور می یابند و گزارش گیری می کنند، ولی هیچ یک از گزارش ها را از شبکه های شان نشر نه می کنند.

آقای خالق هزاره در حال سخنرانی

مردم در حال تحصن

مردم در حال شعار دادن

جوانان شریک در تظاهرات

تظاهرات کنندگان

تظاهرات کنندگان