زندان بزرگ

     در یازدهم اگست با شاگردان صنف دهم لیسه پامیر، حوالی ساعت یک و نیم بعد از ظهر برای سیر علمی، از لیسه ی شان واقع نیو هزاره تاون – کویته، به طرف ریگ ریشن "محلی که سنگهای کوه را توسط ماشین ها به ریگ ها به اندازه های مختلف تبدیل می کنند." که دقیقا عقب قبرستان هزاره تاون در دامنه کوه محل واقع است، حرکت کردیم. بعد از پیاده روی بیست دقیقه ای خود را به آنجا رساندیم، تا طرز کار ماشین ها و سنگهای اطراف آنرا مشاهده نمایم. مدت تقریبا نیم ساعت را به مطالعه سنگها، ماشین ها و روش کار آنها سپری کردیم. سپس دوباره از محل ریگ ریشن، بر روی سرک قرار گرفتیم تا کمی پیشتر رفته و از احجار دره ایکه کمی جلوتر یعنی در سرحد محل زندگی هزاره ها و بلوچها قرار دارد، دیدن نماییم.

     بر روی سرک چند قدمی را جلوتر نرفته بودیم، که یک موتر پولیس با عجله خودش را به ما رساند و بعد از ایستادن، افیسر پولیس با اشاره دستش مرا به طرفش خواست. زمانیکه نزدیکش رسیدم، با وارخطایی و خشمگینانه پرسید، که با این تعداد کثیری از شاگردان مکتب کجا می روم. گفتم، ما برای سیر علمی به طرف دره می رویم، تا سنگهای آنرا مشاهده کنیم. افیسر پولیس خشمگینانه تر از دفعه قبل با لحن اخطاری سخنانش را ادامه داد، مگر شما خبر ندارید، همگان تشنه خون شمایند، آن دره از هزاره تاون خارج است و هر آن ممکن است در آنجا بر شما حمله صورت بگیرد. از طرف دیگر امروز را بلوچها روز آزادی شان اعلان نموده اند، ممکن آنها نیز به شما ضرر برسانند. لطفا شما هرچه زودتر به هزاره تاون برگردید و هرکاری که دلتان می خواهد، در همانجا انجام دهید.

     از این برخورد افیسر پولیس ناراحت شدم و گلایه مندانه گفتم، روز آزادی بلوچها برای شان مبارک باشد، ولی ما که زندانی نیستم، تا فقط و فقط باید محصور به هزاره تاون باشیم و از آنجا خارج نشویم. افیسر پولیس بسویم زهر خندی زده و گفت: "ببخشید شما اگر خود بفهمید، شمایان در حقیقت زندانی هستید، ولی فقط زندان شما اندکی بزرگتر است، که متاسفانه ساکنان آن از حالشان تا حتی خبر ندارند."

عید مبارک

حمله انتحاری بر راهپیمایان روز قدس در کویته

       امروز جمعه ۳.۹.۲۰۱۰میلادی، در اثر یک حمله انتحاری بر راهپیمایان روز قدس در کویته به گفته شبکه های تلویزیون خصوصی پاکستان و ملک اقبال آی جی پولیس بلوچستان، بیشتر از 54 نفر تا هنوز شهید و زیادتر از ۱۰۰ تن دیگر زخمی شده اند... راهپیمایی روز قدس در کویته امسال توسط "ای ایس او" و دیگر نهای های اهل تشییع همچون سالهای گذشته راه اندازی شده بود. زمانیکه این راهپیمایی در مرکز شهر کویته "میزان چوک" رسید، انتحار کننده، که معلوم نیست، چگونه داخل راهپیمایی شده بود، خودش را انفجار داده و در نتیجه سبب کشته شدن تعدادی شد و بعد از آن فیر های شدید آغاز گشت، که تا هنوز جان بیشتر از پنجاه و چهار تن را گرفته است. قابل یاد آوریست، که به علاوه شرکت کنندگان در راهپیمایی روز قدس، عده از نمایندگان و فیملبرداران شبکه های تلویزیونی مختلف نیز شامل زخمی شده گان می باشند.

         زخمی های این حادثه و شهدا به شفاخانه عمومی شهر و شفاخانه نظامی سی ایم ایچ انتقال داده شده است و گفته می شود، که وضعیت صحی بعضی از زخمی ها نیز بسیار زیاد وخیم می باشد. در شفاخانه ها وضعیت اضطراری اعلام شده است و از داکتران و مسوولین شفاخانه ها تقاضا شده است، که رخصتی شانرا نیز به کمک زخمی شده ها برسند.

          به گفته شاهدان عینی و راه پیمایان این عمل به خاطر کوتاهی و سهل انگاری پولیس صورت گرفته است. پولیس در موقع حادثه و بعد از حادثه و تا حتی تا هنوز در صحنه حضور خاطر خواه ندارد. از طرف دیگر پولیس مدعی است، که قبلا از طرف وزیر داخله کشور آقای رحمان ملک اعلام شده بود، که به خاطر نابسامانی وضعیت امنیتی، برای مدتی علما همکاری نموده و جلسات شانرا در مراکز شهر راه نیدازند، که شاهد کدام حادثه ناگوار نباشیم، ولی این هشدار و هشدار های دیگر روسای پولیس نادیده گرفته شد، تا اینکه امروز شاهد این حادثه تلخ و شهادت عده زیادی از راهپیمان هستیم.

          در حالیکه آقای گیلانی نخست وزیر پاکستان این عمل را شدیدا محکوم نموده و حکم تشکیل کمسیون مخصوصی را برای بررسی این حادثه داده است، ولی برای فعلا وضعیت شهر کویته بیش از حد متشنج است. و مظاهرین خشمگین در داخل شهر اند و بر ضد این عمل زشت و ناجوانمردانه تروریستان و کوتاهی حکومت شعارهای تند سر می دهند. از طرف دیگر علامه کمیلی، یکی از علمای اهل تشییع این جنگ را جنگ شیعه و سنی نه می داند. وی بروز این حوادث را ناکامی سازمانهای مخفی و حکومت وقت می داند. همچنان مفتی نعیم، یکی از علمای برجسته اهل تسنن، این عمل را در ضمن تقبیح نمودن، آنرا دسیسه ای برای راه اندازی جنگ میان اهل تشییع و اهل تسنن پاکستان دانسته است و همچنان خواهان راه اندازی یک تظاهرات مشترک از طرف تمام مکاتب فکری بر ضد این عمل زشت و کشتار هدفمند مردم شده است.

نفـــوذ تركيـــه در افغـــانســـتان

نوشته: عمر زاهدی   
دوشنبه ، 1 شهریور  1389

سرزمين افغانستان يكي از مناطقي است كه در يكصدسال اخير شاهد رواج انواع بينش هاي سياسي بوده است و جالب تر آن كه طرفداران هر يك از اين عقايد درصدد تحميل آمال و آرزوهاي خود بر تمام مردم افغانستان بوده اند. افغانستان در يك قرن اخير صحنه هاي متضادي چون تجدد طلبي امان الله خان، سنت گرايي محمد نادرشاه، مشروطه خواهي محمد ظاهر شاه، قوم گرايي داوود خان، كمونيستی دوره احزاب خلق و پرچم، اسلام گرايي مجاهدين و بالاخره فرقه گرايي متعصبانه طالبان را به خود ديده است.

 

يكي از انديشه هاي سياسي كه به ويژه پس از سقوط اتحاد جماهير شوروي سعي كرده است در سرتاسر آسياي میانه و از جمله در افغانستان جاي پايي براي خود باز نمايد، پان تركيسم است. طرفداران عقيده پان تركيسم به دنبال فروپاشي اتحاد جماهير شوروي سعي كرده اند با استفاده از ويژگي هاي نژادي و زباني مشترك بين مردمان منطقه آسياي میانه نوعي وحدت سياسي را در اين منطقه به وجود بياورند كه البته در راستاي منافع تركيه و براي قدرت بخشيدن هرچه بيشتر به تركيه بوده است. آنها همچنين در تلاش بوده اند تا با تكيه بر اشتراكات نژادي و زباني هر يك از اين كشورها را به دوست و متحد وابسته به تركيه تبديل نمايند، اين سياست در افغانستان هم با جديت تمام تعقيب شده است. افغانستان سرزمين اقوامي همچون تاجيك ها، پشتون ها، هزاره ها، ازبك ها، قزلباش ها، نورستاني ها و تركمن ها است.

 در بين اين اقوام مختلف، اوزبیک ها، هزاره ها، قزل باش ها و تركمن ها ريشه نژادي ترك دارند كه در اين ميان هزاره ها و قزلباش ها از نظر فرهنگي كاملا به ايران نزديك هستند و در واقع از لحاظ تمام عناصر فرهنگي همچون زبان و مذهب به مليت ايراني مرتبط هستند. ولی در این اواخر با به میان آمدن شرایط جدید در منطقه و افزایش نفوذ ترکیه، پان ترکیست های منطقه در صدد جذب این دو گروپ قومی و شامل کردن شان در برنامه های خود برآمده اند. سران این مفکوره با مطالعه ژرف در جامعه افغانستان به این نتیجه رسیده اند که برای نیل به اهدافشان باید اینها را با خود داشته باشند و با بوجود آوردن وحدت بین اوزبیک ها و ترکمن ها از یک طرف و هزاره ها و قزلباش ها از طرف دیگر وزنه اجتماعی را به نفع خویش در کشور تغییر دهند.با توجه به نفوذ زیاد ترکان علوی در ارتش و استخبارات ترکیه و لابی های حمایت کننده شان، نظریه پردازان و سیاست مداران ترکیه به این نتیجه رسیده اند که حمایت از اوزبیک ها و ترکمن ها باید موازی با حمایت از هزاره ها و قزلباش ها باشد.البته پافشاری ترکیه در آینده احتمالاً واکنش ایران و حلقات حامی شان در داخل شدن به حوزه نفوذ ایران را به میان خواهد آورد.افزایش فعالیت مکاتب افغان ترک و نشر سریالهای ترکی در رسانه های حامی پان ترکیسم (مانند تلویزیون طلوع،تلویزیون آینه و......) تهاجم فرهنگی مخفی محسوب می گردد.

 اما اوزبیك ها از ديرباز با تركيه مناسبات حسنه داشته و بعد از نابودي شوروي هم به متحد استراتژيك تركيه در آسياي مركزي تبديل شده اند. آنها وزنه سياسي با اهميتي در افغانستان به ويژه در شمال اين كشور هستند و از عوامل مهم ترغيب تركيه براي حضور در افغانستان و ترويج پان تركيسم در اين كشور بوده اند. تركيه به خاطر اشتراكاتي كه با اوزبیك ها داشته است در ده سال گذشته از آنها در معادلات سياسي افغانستان حمايت كرده و سعي نموده تا با پشتيباني از اوزبیك ها در شمال افغانستان صاحب قدرت و نفوذ گردد و پان تركيسم را در اين منطقه ترويج نمايد. به خاطر همين هدف تركيه حمايت صريحي از ژنرال دوستم به عنوان نماينده اوزبیک ها ابراز داشت. اوزبیک ها با وجودی که از نظر نژادی به هزاره ها و قزلباش ها ترک تبار محسوب می شوند ولی از لحاظ تاریخی در دو جبهه کاملاً متضاد قرار داشته اند. از یک طرف اتحاد اوزبیک ها و عثمانی ها و از طرف دیگر اتحاد هزاره ها و قزلباش ها و جنگهای متعدد شان در خراسان به منظور کسب نفوذ وقوع پیوسته است که مثال برجسته آن جنگ خراز می باشد. بدین لحاظ اتحاد این دو قطب متضاد به دلیل تفاوت ها ی ایدیالوژیک حد اقل در آینده نزدیک دور از ذهن به نظر می رسد. سياست تركيه در ترويج پان تركيسم حتي به دنبال قدرت گرفتن طالبان در افغانستان هم تعقيب گرديد و آنها پس از شكست دوستم از طالبان هم علاوه بر پناه دادن به وي با رويه جديدي سعي در نفوذ به فضاي سياسي افغانستان تحت كنترل طالبان نمودند و عده اي را در لباس اسلام گرايان طرفدار طالبان به افغانستان گسيل داشتند تا در زير پوشش همكاري عقيدتي با طالبان مدارسي را در افغانستان تأسيس نموده و در اين مدارس پان تركيسم را ترويج نمايند كه البته اين مسئله براي رهبران طالبان آشكار گشت و آنها دستور اخراج اين مروجان پان تركيسم و تعطيلي مدارس شان را صادر نمودند. در برهه بعد از سقوط طالبان، تركيه درصدد بوده با پي گيري سياست هاي ذيل در افغانستان بعد از طالبان، قدرت را به دست گرفته و به گسترش پان تركيسم در اين منطقه كمك نمايد:

 الف: تركيه از بدو سقوط طالبان تلاش كرده است تا با روند به وجود آمده پس از كنفرانس بن همكاري كند و در اين راستا بوده است كه تركيه مناسبات صميمانه و نزديكي با دولت موقت و پس از آن دولت انتقالي افغانستان برقرار كرده و در بازسازي افغانستان وهمچنين برقراري امنيت در اين كشور فعالانه مشاركت كرده است. تركيه سهم عمده اي در نيروهاي ائتلاف بين المللي مستقر در افغانستان (ايساف) داشته و حتي مدتي فرماندهي اين نيروها را عهده دار بوده است. همين موضوع كمك زيادي به نفوذ تركيه در افغانستان مي نمايد، اين امر با توجه به پيشينه تاريخي هم كه تركيه در افغانستان دارد و برعكس كشورهايي همچون انگليس، روسيه، عربستان و پاكستان سابقه منفي در ذهنيت تاريخي مردم افغانستان ندارد، مي تواند منجر به قدرت گرفتن تدريجي تركيه در صحنه سياسي افغانستان گردد.

ب: تركيه همچنان از ژنرال دوستم و حزب وي يعني جنبش ملي اسلامي شمال كه نمايندگي اوزبیک ها را به عهده دارد، حمايت كرده و سعي مي كند تا محدوده قلمرو قدرت اوزبیک ها را در شمال افغانستان گسترش دهد.

 البته مانع جدي كه بر سر ترويج پان تركيسم بين هزاره ها و قزلباش هاوجود دارد فرهنگ كاملا ايراني آنها ست، آنها فارسي زبان و شيعه مذهب هستند و در گذشته هم نزديكترين روابط را با ايران داشته اند به سهولت تحت تأثير پان تركيسم قرار نمي گيرند، گرچه مناسبات نزديكي با تركيه داشته و حتي از تركيه كمك هايي هم دريافت كرده اند.

 به هر حال ترويج پان تركيسم در افغانستان امري پيچيده است كه كمتر مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته است و به نظر مي رسد در آينده نزديك موجب بروز معضلاتي در صحنه سياسي افغانستان شود. در حال حاضر مي توان پيش بيني كرد، در صورتي كه پان تركيسم در بين هزاره و قزلباش هابتواند نفوذ كند بازهم شاهد تحميل يك عقيده خارجي به مردم افغانستان خواهيم بود، كه اين مسئله مسلما باعث افزايش تضادهاي قومي و عقيدتي در جامعه متكثر افغانستان مي شود. موردي كه به خصوص براي تاجيك ها زيان بار خواهد شد و آنها را به سرنوشتي شبيه تاجيك هاي تحت سلطه ازبكستان (سمرقند و بخارا) دچار خواهد كرد، امري كه فرآيند ملت و دولت سازي در افغانستان را از مسير طبيعي آن كه بايد بر اساس هويت اصيل و برخاسته از فرهنگ خراسان بزرگ (مشاركت همه اقوام آريايي و ترك) باشد، دور خواهد ساخت.

منبع: سایت الکترونیکی خاوران