گرگ ها ومیش ها

شبان خوابست وگرگان میش خوارند

در آن غفلت گه ی بی نام وبی ننگ!

زمین سیراب شد از، بارش سرخ!

اثر جا ماند برآن از نیش و از چنگ!

چراغ شب بهر سو گشته خاموش!

زطوفان باد های سرد و بی رحم

و خیلی مردمان شد، خانه بردوش

بدنها گشته چون صد پاره از زخم

شبان خوابست و گرگان میش خوارند!

و کوچک بره ها هم، طعمه گشتند!

در آن صحرای دور افتاده ی سرد

تمام هست و بودش، لقمه گشتند

به پیش چشم اربابان نامرد!!

فلک شرم است و چشمش خیره مانده!

برنگ جامه ی سرخ زمینش.

و طوفانها چه وحشت ناک وپنهان!

نشسته صف به صف اندر کمینش

شبان خواب است و گرگان میش خوارند!

به لطفی آنکه شاید  بود آرام!

وجمعی خفته اندر بیشه گرم.

به امید که  فارغ آید از رنج

و قوتش چرب باشد بسترش نرم.

ولی امّا! چو گرگان گشنه گردند

بدنبال شکار دیگری هست!

چو افتد لقمه ی دیگر به چنگش

یقین دانید که آنسان محشری هست!!!

                                              رمضانعلی محمودی

نیم نگاهی بر غصب و" تصرف عدوانی" املاک هزاره ها در زمان عبدالرحمن جابر

نوشته: عباس دلجو

مسئله غصب و تصرف عدوانی زمین ها و املاک شخصی هزاره ها را در زمان عبدالرحمن جابر، هم از منظر حقوق مدنی و هم از نگاه احکام اسلامی، میتوان به بحث کشید. بررسی ابعاد حقوقی و کیفری تصرف عدوانی زمین های هزاره ها در عصر حاکمیت سیاه عبدالرحمن بر عهده فرزانگان، دانشمندان و کارشناسان مسائل حقوقی، جامعه ما است که با طرح دعاوی حقوقی و کیفری بر علیه غاصبین و مجرمین، درین زمینه وارثین هزاره هائی را که در حاکمیت سیاه استبداد در گذشته، املاک شان بغارت رفته بودند، یاری رسانند و از طرف دیگر وظیفه علمای اسلامی است که در قبال غصب و تصرف عدوانی املاک هزاره ها توسط پشتون ها، به کمک و یاری وارثین جان باختگان و مظلومان و محرومان و مال باختگان دوره استبداد سیاه عبدالرحمن خان برخاسته و با بیان احکام صریح قرآن کریم و احادیث نبوی که کشتار و تصرف و غصب و تعدی و تجاوز را بر جان و مال مسلمان حرام دانسته، برای احقاق حقوق از دست رفته آنان اقدام عملی نمایند. اما این قلم با توجه به محدودیت بضاعت علمی و حوصله این مقال، صرف به طرح بحث غصب زمین های هزاره ها پرداخته، امیدوارم تا این بحث، مدخلی شود بر ادامه بحث های ازین قبیل تا در فرجام به اعاده حقوق از دست رفته مردم مظلوم جامعه هزاره، منجر گردد .

معنای اصطلاحی تصرف: "تصرف كه از آن به ید تعبیر می‌شود عبارت است از سلطه و اقتداری كه شخص به طور مستقیم یا به واسطه غیر، بر مالی دارد"{1}.

معنای اصطلاحی عدوان :"عدوان در لغت یعنی ظلم و ستم آشكار"{2}.

معنای اصطلاحی تصرف عدوانی: "تصرف عدوانی بمعنی اعم، عبارت است از خارج شدن مال از ید مالك یا قائم مقام قانونی او بدون رضای وی و یا بدون مجوز قانونی. عدم رضای مالك یا عدم اذن قانونی او موجب تحقق عدوان است"{3}.

با توجه به ماهیت تصرف عدوانی است که باید قضیه غصب زمین های هزاره ها را با رویكرد كیفری بررسی کرد تا علاوه بر رفع تصرف عدوانی، به مجازات مجرم نیز از نگاه قانون جزاء پرداخته شود . زیرا در ارتباط تصرف عدوانی زمین ها و املاک هزاره ها، عناصر معنوی و مادی جرم را کاملا مشاهده میکنیم :

الف : عنصر مادی جرم تصرف عدوانی

1- اقدام به تصرف املاك متعلق به دیگری بازور و عدوان

2- تصرف اموال غیر منقول

ب : عنصر معنوی جرم تصرف عدوانی:

 1- غاصبین املاک هزاره ها آگاه بر ماهیت عمل خلاف شان بودند

2- غاصبین املاک هزاره ها بقصد تفریح و تفنن اقدام به تصرف زمین های هزاره نکرده بلکه با قصد تصرف دایمی و مسکن گزین شدن به املاک هزاره ها این عمل را انجام دادند و به همین لحاظ از قندهار و خوست و دیره اسمعیل خان و سوات و باجور و... آنهم بصورت دسته جمعی به مناطق هزاره نشین حمله برده بعد از کشتار و فراری دادن هزاره ها با زور و جبر زمین ها و املاک آنان را متصرف شدند .

که درین زمینه تاریخ گذشته افغانستان به این واقعیت غیر قابل انکار، گواهی میدهد که زمین ها و املاک شخصی هزاره ها در گذشته با زور و جبر، غصب گردیده است  و تعریف غصب از نظر حقوقی، استیلای بر ملکیت غیر معنی میدهد و اگر این استیلا و غصب ملک غیر، با زور و جبر، صورت گرفته باشد مصداق عینی تصرف عدوانی محسوب میگردد و تصرف عدوانی از نگاه حقوقی، تصرف در اموال غیر منقول بدون رضایت مالک آنهم به نحو عدوان (با زور و جبر) تعریف گردیده است . درینجا تصرف عدوانی دارای دو ركن میباشد ؛ ركن مادی، تصرف است كه همان استیلای بر ملك غیر میباشد و ركن حقوقی، عدوانی بودن(با زور و جبر و اکراه) تصرف است . که با این دلیل در نفس تصرف عدوانی، دو جرم کاملا مشهود است اول تصرف ملکیت غیر بدون رضایت مالک دوم اعمال زور و جبر برای تصرف آن که هم از نگاه حقوق مدنی و هم حقوق کیفری این اعمال جرم تلقی شده و برای مرتکبین آن در چوکات قانون، کیفر و جزا در نظر گرفته شده است .

برای اثبات این مدعا، تاریخ گذشته افغانستان گواهی میدهد که عبدالرحمن جابر و لشکریان خونریز و سفاکش، هزاره ها را قتل عام کرده و بقیه که از دم شمشیر عساکر خونریز امیر عبدالرحمن، جان سالم بدر برده بودند از ترس کشته شدن و اسیری و زندان و به غلامی و کنیزی رفتن، مجبور به ترک خانه و کاشانه شان شده و راهی پاکستان و ایران و سایر بلاد در آن زمان گردیده و در آنجا ها مسکن گزین شدند . امیر عبدالرحمن و دار و دسته جنایتکارش که منتظر چنین فرصتی بودند تمام بقیه اموال و احشام و زمین های مزروعی فراریان هزاره را غصب و تصرف نموده و همه را در تملیک پشتون هائی که امیر را در قتل عام هزاره ها یاری رسانیده بودند، قرار دادند . در حالیکه همه میدانند که زمین و املاک غصب شده توسط شاهان و امیران و حاکمان مستبد و ظالم و واگذاری آن با زور و جبر به کسانی دیگر، شرعا حرام بوده و تملیک و غصب زمین مردم با حکم امیران و پادشاهان جابر و ظالم، هیچگاه وجه شرعی نداشته و ندارد . زیرا "غصب آن است كه انسان از روى ظلم، بر مال يا حق كسى مسلط شود و اين يكى از گناهان بزرگ است كه اگر كسى انجام دهد، در قيامت به عذاب سخت گرفتار مى شود.از حضرت پيغمبر اكرم (ص ) روايـت شده است كه هر كس يك وجب زمين از ديگرى غصب كند، در قيامت آن زمين را از هفت طبقه آن مثل طوق به گردن او مى اندازند ".

ادامه نوشته

میراث یک جلاد

گزارش مظاهره علیه کوچی ها در شهر ادیلید آسترالیای جنوبی

گزارش از: بسم الله رضایی

حوادث خونين و ضد انساني اخير كه توسط كوچيهاي طالب نما در بهسود، دايمرداد، كجاب و ناهور باعث كشته شدن دهها هموطن صلح دوست، بي دفاع، مظلوم و بيگناه، آواره شدن صدها تن، ويراني دهها قريه، سوختن مكاتب، مساجد و كلينيكهاي صحي در مناطق مذكور شد دل و احساس ميليونها انسان را نه تنها در افغانستان بلكه در سراسر جهان جريحه دار نمود و بار ديگر ادعاهاي حاميان دموكراسي و قانون را كه در حال حاضر در افغانستان با استفاده از وجوه و منابع عمومي مدعي برقراري صلح و امنيت هستند زير سؤال برده و نشان داد كه هنوز بسياري از هموطنان ما در نقاط مختلف كشور به خصوص مناطق هزاره جات از بديهي ترين و ابتدايي ترين حقوق خود به عنوان يك انسان محروم هستند و بعد از 8 سال ادعاي مجامع داخلي و بين المللي در اجراي پروسه مدنيت در كشور از سوي گروههاي مختلف و با حمايت جناحهايي در داخل و خارج دولت به بدترين شكل از حقوق اوليه حيات خود محروم شده و علاوه بر صدمات جبران ناپذير حتي جان خود را هم از دست مي دهند.

با توجه به موارد فوق هموطنان  افغاانستاني ما در سراسر استراليا همراه با ساير هموطنان و مدافعان صلح و حقوق بشر در گوشه وكنار دنيا انزجار خود را از اينگونه حوادث كه هر ساله به بهانه هاي مختلف جان، مال، ناموس و منافع مادي و معنوي هموطنان ما را در خطر مي اندازد، نشان داده و بار ديگر بر اساس آرمانهاي صلح طلبانه خود توجه محافل دولتي و غير دولتي، گروهها، سازمانها، احزاب و تشكيلات سياسي و اجتماعي را در داخل و خارج از افغانستان و همچنين دول دوست و سازمانهاي مدافع حقوق بشر را در خارج از افغانستان به جنايات رخ داده اخير در مناطق هزاره جات جلب نموده و از مجامع داخلي و بين المللي مصرانه خواهان حل و فصل معضل موجود كه هر ساله جان دهها تن از هموطنان ما را مي گيرد مي باشند.

 مظاهره که حق مشروع و مدنی هر شهروند در این دیار میباشد، بهترین راه انزجار مدنی و انسانی در تقبیح عملکردهای وحشیانه و تجاوزهای غیر مشروع می باشد.

 شهر ادیلید شاهد شرکت بیشتر از 500 تن از هموطنان ما بخاطر اظهار همدردی با مصدومین و انزجار شان از ناکامی حکومت کرزی بخاطر تامین امنیت شهروندان صلح دوست و بیدفاع، بود.

مظاهره کننده گان با شعارهای "کوچی گری بیداد است  -  میراث استبداد است" ، کوچی جنایت میکند  - کرزی حمایت میکند" ، دولت بیکاره – ملت ما بیداره" ، "حق هزاره – حق بشر است" ، و غیره مظاهره شان را از چوک مرکزی شهر بنام ویکتوریا اسکویر آغاز نمودند. مظاهره کننده گان در حین حرکت به سوی پارلمان آسترالیای جنوبی شعار سر میدادند.

 در این مظاهره بعد از رسیدن به جلوی پارلمان، مردم برای لحظۀ به سردادن شعار پرداختند تا اینکه احمد امانی یکی از برگزار کننده گان در جایگاه قرار گرفته و از مردم خواست تا به صحبت های سخنرانان گوش فرا دهند. ایشان ضمن قدردانی از مردم بخاطر شرکت گستردۀ شان، حضور جامعه جهانی در کشور و سکوت ناباورانۀ شان را زیر سوال برد. سپس حسین رضایت ریّس انجمن متحد افغانهای آسترالیای جنوبی به ایراد سخن پرداخت. ایشان دولت و ملت را خطاب قرار داده فرمودند که دیگر آنروز که از کله های انسان کله منارها میساختند گذشته است، دیگر ملت بیدار و آگاه است. در ادمه همچنان افزودند که اتکا بر محوریت مردم توسط رهبران یکی از حیاتی ترین راه مبارزه با ظلم و استبداد است.

سپس بسم الله رضایی ریَس انجمن محصلین آسترالیایی افغانستانی الاصل و نماینده کادر اداری موسسۀ کاروان، به جایگاه قرار گرفته ضمن تقدیر و تشکر از مظاهره کننده گان، شرکت آنها را نشانۀ خودباوری، آگاهی و ادای دیَن دینی، مردمی و ملی شان دانست. ایشان قطعنامۀ مظاهره را خدمت حاضرین به خوانش گرفت. در قطعنامه آمده بود که:

" بعد از کنفرانس بن، برگزاری لویه جرگه، تسوید قانون اساسی  و شروع به کار شورای ملی و سنا دل خوش کردیم که فصل دیگری در این وطن آغاز خواهد شد. در یک جامعه ای دموکراتیک همه در برابر قانون یکسان خواهیم بود و عدالت اجتماعی براین وطن حاکم خواهد شد. به همین دلیل داوطلبانه تفنگ ها را زمین گذاشتیم و اعلام کردیم که فصل دیگری آغاز شده و روزگاری دیگری سررسیده است. باخود گفتیم این ما بودیم که فرهنگ های باستانی و کهن بامیان و بلخ و غزنه را ساختیم و به پای آنها صد ها سال عمر و تجربه گذاشتیم و دست در عمق این خاک فرو بردیم تا پاهای بودای ایستاده را در دل این خاک محکم کنیم تا از گزند ایام و سالوسیان در امان بماند. باخود گفتیم آن روز که ما در قامت کوشانیان و غوریان و غزنویان و ... در بنای رفیع فرهنگ انسانی می پرداختیم و اینک نیز ما می توانیم بیش از دیگران برای آبادی این وطن سهم بگیریم و در یک تلاش موءمنانه شریک شویم. تفنگ را زمین گذاشتیم و قلم بدست گرفتیم و به مکتب و ادراه رفتیم. اما ناباورانه دیری نگذشت  دریافتیم که نه، چیزی تغییر نکرده است، وارثان صدیق عبدالرحمن هنوز سر در رویای او دارند و دست در کار تجدید افکار و اندیشه ها و آرمان های او.

 متاسفانه علیرغم دلخوشی ها و تلاش های صلح طلبانه ای ما، دولت کرزی و حامیان بین المللی او نه تنها کاری برای ما نکرد بلکه امید ما را به یاس تبدیل کرد. دولتی بوجود آمد که سرتاپای آن را فساد، رشوه و تعصبات اتنیکی، لسانی و منطقه ای لبریز کرده است. تلفات غیر نظامیان بیدفاع در جریان مبارزه با تروریزم، گسترش نفاق و ناامنی اجتماعی، بیکاری و فقرفراگیر، گسترش کشت و تولید مواد افیونی مخدر و اعتیاد روز افزون نسل جوان کشور به این مواد افیونی، حمایت حلقات مشخصی در دولت از قاچاقچیان مواد مخدر و طالبان نام نهاد کوچی در قتل عام هزاره ها و اخراج آنها از زمین ها و خانه های آبای شان، همه موضوعات ملموس اجتماعی است که دل هر انسان آزاده را بدرد آورده و آنها را نسبت به آینده و مشخصاً تواناییهای این دولت مایوس می سازد.

 ما آرزو می کردیم که افغانستان خانه ای صلح برای تمام ساکنان آن سرزمین باشد.  کشوری خالی از تریاک و خالی از تروریسم. ما هرگز نمی پسندیم که کشور ما مرکز جنگ و آشوب های منطقه ای و بین المللی باشد.

ما انتظار داشتیم که دولت افغانستان و حامیان بین المللی آن نه تنها امنیت و آرامش را به این کشور جنگ زده بازگرداند بلکه آرزو می کردیم که کشور را بسوی صلح باثبات، بازسازی زیرساخت ها و پیشرفت و ترقی پایدار سوق دهند. مهمتر از همه ما آرزو می کردیم که دولت جدید برخاسته از تشریک مساعی کشورهای جهان در اجلاس بن، دولتی باشد که برای ایجاد یک جامعه ای مدنی که اعضای آن در برابر قانون مساوی باشد، پلان داشته و تلاش نماید.دولتی که به اتباعش حق دهد تا مساویانه و بدون هیچ گونه تبعیض حضور آزادنه و دموکراتیک درجامعه داشته و از حقوق اولیه انسانی آنها دفاع و طرفداری نماید. دولتی که فرصت های مساوی را برای آحاد اتباع کشور فراهم کرده و هرنوع تبعیض را رد نماید. دولتی که از قربانیان سال های تبعیض و حرمان دول خود سر و ظالم عذر خواسته و حقوق غصب شده آنها را استیفا نماید. اما دردمندانه نه چنین نشد بلکه دست تبهکاران و متجاوزان بیش از پیش بازگذاشته شده و کشور به سمت انارشیسم اجتماعی و اخلاقی به سرعت به پیش میتازد."

 موادهای قطعنامه شامل مواردی ذیل میباشد.

 1.      ما مظاهره كنندگان در حالیکه صلح پایدار و امنیت سراسری را برای افغانستان آرزو می کنیم، عمیقا با کسانیکه در حملات وحشیانه ای کوچی ها در مناطق مختلف هزارجات آسیب دیده اند، اظهار همدردی می کنیم. بخصوص حملات اخیر در بهسود و دایمرداد که در نتیجه آن صد ها تن کشته و مجروح شده و صد ها خانه و مکتب و مسجد تخریب شده و هزاران نفر از خانه های خود آواره شده اند.

2.      مظاهره كنندكان امروز براین نكته تأكيد دارند كه حلقاتی نا مشخص در داخل و خارج دولت از این حملات حمایت معنوی و لجستیکی می کنند.

3.      ما مظاهره كنندگان از سازمان ملل متحد، دولت استرالیا، کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان و ساير سازمانهاي بين المللي به جد خواهانيم تا دولت افغانستان را برای حل دایمی مشکل کوچی ها و حفظ امنیت افراد ملکی و بیدفاع تحت فشار قرار دهند.

4.      ما همچنان از ارگانهای مدنی، احزاب سیاسی، حلقات و گروپهای فرهنگی و اجتماعی مدافع حقوق بشر در داخل و خارج از افغانستان جدا تقاضامنديم تا ضمن محکومیت این جنایات غیر انسانی از تمام امكانات مادي و معنوي خود براي توقف اينگونه جنايات اقدام عملي نمايند.

5.      ما از مقامهاي قضايي داخل كشور به خصوص استره محكمه خواهانيم تا ضمن پی گیری حقوقی و قانونی این جنایات، عاملان اين جنايات را شناسايي و به سزاي اعمال خود رسانده و به جبران خسارات وارده به ساكنان مناطق مذكور اقدام كنند.

6.      ما به عنوان طرح عملي و حل دايمي معضل موجود براجرای ماده 14 قانون اساسی مبنی براسکان دائمی کوچی ها در افغانستان اصرار نموده و از دولت افغانستان خواهان اجراي ماده فوق هستيم.

7.      ما مظاهره كنندگان از رهبران سیاسی هزاره خواهانيم  كه تنها به وعده های کرزی در قالب احکام ریاست جمهوری اکتفا نکنند و در تصميم گيريهاي خود ضمن در نظر داشتن منافع ملي و مردمي مردم خود با تكيه بر اصل مردمسالاري با درايت بيشتر عمل كنند.

8.      مظاهره كنندگان حاضر از سازمانها و ارگانهاي بين المللي در افغانستان از جمله یوناما و آیساف خواهان پاسخگويي در خصوص سكوت در مقابل حوادث اخير در مناطق هزاره جات شده و مسئوليت آنها را در پاسداشت و دفاع عملي و نظري از حقوق مردم مناطق يادشده  بار ديگر به آنها يادآوري مي كنند.

9.      ما بار ديگر يادآوري مي كنيم كه حق زندگی، حق اولیه هر انسان است و هر کس این حق را دارد که در صورت خطر از خود دفاع کند و چنانجه دولت افغانستان و مجامع انسانی بین المللی هموطنان ما را در برخورداری از حقوق انساني شان یاری نرسانند این حق برای آنها محفوظ خواهد بود تا از خود دفاع کرده و تمام راههای ممکن را برای سرجای نشاندن متجاوزین به کار ببرند. "

سپس خانم سکینه افضای متن قطعنامه را به زبان انگلیسی به خوانش گرفت. و در پایان احمد امانی از مردم قدردانی نمودند و حسین رضایت از حاضرین استمداد کمک برای مصدومین نمود و شرکت مردم برای کمک نیز قابل ملاحظه بود.

قابل یاد آوری است که هموطنان ما در شهرهای سیدنی، ملبورن، کانبرا، پرت و بریزبین نیز مظاهره داشتند و این مظاهرۀ سرتاسری توسط کنسول هزارهای آسترالیا و انجمن ها و موسسه های ذی صلاح در شهرهای بزرگ آسترالیا برگزار شده بود.

کوچی، کثیف ترین وسیله برای پشتونیزه کردن افغانستان

نوشته: عبدالله رفیعی

     چندیست، که در اثر حملات وحشیانه کوچی نماها، بهسود در آتش می سوزد. آتشی، که دود آن با گذشتن هر روز عمدا غلیظ تر شده و با تاکتیک های صلح و تهدید قبیله سالاران درون دولت آقای کرزی چشم های بیشتری را می آزارد و زمینه یک جنگ تمام عیار جبهه ای را مساعد می سازد.

     در این نوشتار سعی بر آن نیست، که پدیده کوچی گری در کل و گذشته آن مورد بررسی قرار بگیرد، بلکه تلاشی است که طور خلص اهداف شوم پشتونیست ها، که در قالب کوچی گری سعی به برآورده شدنش صورت می گیرد، مورد بررسی قرار بگیرد و نیز راه های مناسب مبارزه ملی هزاره ها برای رهایی از این پدیده شوم، به نظر نگارنده  مورد غور قرار داده شود.

     در قالب کوچی ها و ورود آنها به هزارستان، از آغاز این پدیده تا قبل از روی کار آمدن دولت آقای کرزی بیشتر از همه دو هدف مشخصا تعقیب می گردید، که در نهایت راه به سوی پشتونیزه کردن افغانستان  می برد. یکی از این اهداف، هدف اقتصادی بود، یعنی کوچی ها و کوچی نماها با به فروش رساندن اموالی که از بازارهای پاکستان به ارزان ترین قیمت می خریدند، بر ساکنین هزارستان، سود بزرگی را به جیب می زدند. هدف دومی، عبارت از هدف سیاسی بود، که با تعقیب آن تلاش برای غضب زمینهای هزاره ها و در نهایت حذف کلی هزاره ها به هر طریق ممکن به صورت کلی از افغانستان بود، ولی اینک بر علاوه اهداف ذکر شده بالا، که متاسفانه در برآورده شدن آن تا اندازه ای موفق نیز شدند، هدف خطرناک دیگری نیز گنجانیده شده است.

     هدفی که اینک برجسته تر از دیگر اهداف معلوم می گردد، کشانیدن جنگ از مناطق جنوبی افغانستان، که اکثریت ساکنین آنرا پشتونها تشکیل می دهد، به مناطق مرکزی و صفحات شمال کشور است، که اکثریت ساکنین آنرا هزاره ها، تاجک ها، ازبک ها و دیگر اقوام تشکیل می دهند. با انتقال جنگ از جنوب به شمال در ضمن بر آورده شدن هدف فعلی پشتونها، زمینه تسریع شدن اهداف قبلی آنها، که همانا حذف دیگران و پشتونیزه کردن افغانستان است، نیز هرچه بهتر میسر می گردد.

    پشتونها چندیست، که خود شکار بازی خطرناک خودشان شده است. وطن فروشی های پشتونها، اینک از خودشان قربانی می گیرد. پشتونها امروز تا اندازه ای به طبل خریداران شان می رقصند، که اختیار شان کاملا از دست خودشان رفته است. عده از آنها برای فعلا دموکرات های اند، که علمبردار ورود نیروهای آمریکایی و ناتو به نام مبارزه با تروریسم در افغانستان شده اند. در حالیکه عده دیگر شان تروریست های اند، که آرامش زندگانی جهانیان را به هم زده اند. این دو جریان پشتونی، که تا قبل از این همه آرمانهای دیگر شانرا قربانی پشتونیزم شان می کردند، اینک در مقابل یکدیگر حذف می شوند. از حادثه یازدهم سپتامبر تا به امروز، وحشی گری های پشتونها، آنها را در مناطق جنوبی به کام مرگ فرستاده است و این عمل سبب اندیشه عمیق تیوریسن های پشتون گردیده است، تا چگونه جلو وحشی های سر سپرده های شانرا گرفته و از پشتون کشی جلوگیری کنند.

     پشتونها اگرچه نهایت سعی و تلاش های شانرا در راه برگرداندن آرامش به مناطق جنوبی به کار بسته اند، ولی از قرار معلوم تا اینک به جایی نرسیده اند و تیر شان به سنگ خورده است. پشتونها اینک می خواهند از حربه دیگری برای نایل شدن به هدف شان کار بگیرند. این هدف شان چیزی دیگری نیست، بجز قربانی کردن و بدنام ساختن هزاره ها، برای جلوگیری از کشتار پشتونها و آوردن آرامش در مناطق جنوب افغانستان.

     پشتونها با بازنمودن جبهه جدید جنگ با هزاره ها می خواهند انگیزه پشتونها را در کل، در رابطه با جنگ تغییر دهند. آنها به پشتونها می خواهند تلقی کنند، که بخاطر جنگ های درونی آنها، هزاره ها روز به روز قدرتمند تر و در عرصه های مختلف پیشقدم تر شده اند و به زودی ممکن عنان قدرت را نیز بگیرند و اینک نیز مانع ورود کوچی به مناطق مرکزی و صفحات شمال افغانستان شده اند، لهذا جنگ مقدس برای پشتونها قبل از همه جنگ با هزاره هاست نه با کدام جریان دیگر. تیوریسن های پشتون به این صورت انگیزه های جنگی جریان های با هم مقابل پشتونها را می خواهند، تغییر بدهند و آنها را با یک انگیزه جدید دوباره با هم متحد نموده و معیار ایده آل شانرا دوباره، قبل از همه ارزشها، به پشتونیزم برگردانند.

     از قرار معلوم راه اندازی این جنگ، که از طرف یک عده خاصی خصوصا افغان ملیت ها صورت گرفته است، هم اینک تاثیر اش را گذاشته است و اینک از طرف سور خلقی، طالبان و تا حتی میانه رو های پشتون همچون آقای مجددی حمایت جدی میشود. حمایت آقای مجددی از کوچی ها طی سخنانی از کرسی مشرانو جرگه، خود مهر تایید بر عملکرد های کوچی ها است و از طرف دیگر فرمان ریاست جمهوری، که در آن ذکر از پرداختن خسارت به کوچی ها شده است، خود بر حق دانستن کوچی ها می باشد. پشتونها آگاهانه کوچی نما ها را به منطقه فرستاده اند و تصمیم ندارند، که آتش جنگ را خاموش نمایند، بلکه به هر قیمتی تصمیم ادامه آن را دارند، تا با کشتار هزاره ها، زمینه آرایش دوباره خودشانرا مساعد سازند و یا حد اقل با ادامه این جنگ می خواهند تمرینی داشته باشند برای ارزیابی حملات آینده شان و از طرف دیگر اگر هزاره ها دست به مقاومت مسلحانه و جبهه این بزنند، آنها را تروریست، جنگ طلب و جنگ افروز معرفی نموده و با اردوی ملی و نیروهای بین المللی شدیدا سرکوب نمایند و به این صورت جنگ را به داخل هزارستان و صفحات شمال بکشانند.

     سوال اینجاست، که دشمنان قسم خورده ما راه اندازی و ادامه جنگ هدف شان است، ولی وظیفه ما چیست و ما با این پدیده شوم کوچی گری چگونه باید دست به مبارزه بزنیم، تا سرزمین، عزت، جان، مال و ناموس خویش را حفظ نمایم. به نظر صاحب قلم، در راه مبارزه با این پدیده شوم باید یک حرکت ملی از طرف هزاره سراسر جهان با همکاری دیگر اقوام و جریانهای مدنی به صورت یک پارچه، هوشیارانه و مدبرانه در سه جریان زیر همزمان تا نجات دایمی از پدیده شوم کوچی گری صورت بگیرد:

·         ایجاد هماهنگی، انسجام و اتحاد در بین خود هزاره ها و با اقوام غیر پشتون:

     ما باید نیک بدانیم، که این جنگ فقط و فقط جنگ هزاره های بهسود با کوچی نما ها نمی باشد، بلکه کوچی نماها می خواهند، برای ورود به هزارستان و صفحات شمال به حیث دروازده ورود از بهسود استفاده نمایند. و این هزاره های بهسود است، که اینک سپر بلا برای حفظ هزارستان و صفحات شمال شده است، لهذا اگر هزاره های سراسر جهان، تاجک ها، ازبک ها و دیگر اقوام کوچک و بزرگ می خواهند، در آینده مصون بمانند، باید پشتبانی فوری مادی و معنوی شانرا از هزاره های بهسود دریغ ننمایند. از طرف دیگر لازم است، که متوجه خاینین و معامله گران نیز از همه بیشتر اینک بود، زیرا سر سپردگان به دشمن، متاسفانه هیچگاه به خود نمی آیند و از هر جریانی برای بی اتفافی و به بیراهه کشاندن مبارزات استفاده می نمایند و اینک نیز تلاش های شانرا به شدت درین راستا ادامه می دهند.

·         اعتراضات مدنی:

     یکی از روش های دموکراتیک و کم هزینه برای برآورده شدن اهداف مشخص در تمام جهان امروزه همانا اعتراضات مدنی می باشد، لهذا اعتراضات مدنی جاری، هرچه شدید تر شده و دامنه  آن وسیع تر گردیده و در هماهنگی با جریانهای مدنی ملی و بین المللی و هزاره های سراسر افغانستان و جهان به سطح رسانه های بین المللی و تظاهرات جهانی ظاهر گردد. بدون شک این اعتراضات اگر نفوذ در گوش های کر دولت مداران نکند، کشور های دخیل در مسله افغانستان را مجبور به دخالت در این مسله خواهد کرد، تا فشار مطلوب را بر دولت آقای کرزی وارد آورند، که جلو وحشی گری های کوچی نماها را گرفته و به حل دایمی این مسله اقدام نمایند. البته این اعتراضات تا زمانی ادامه یابد، که مسله شوم کوچی گری این بار برای همیش خاموش گردد، در غیر آن اگر منظور فقط بیرون راندن کوچی موقتا از ساحه باشد، سودی قابل ملاحظه ای ندارد.

·         پتشبانی از جبهه فعلی مقاومت و تشکیل جبهه های جدید مقاومت:

     در قانون جنگ هر قدر دشمن دست آورد داشته باشد، به همان اندازه طلب اش بیشتر می شود، لهذا با کمک مالی هر یک از هزاره های در کل و اشخاص متمول و با احساس به صورت خاص جبهه مقاومت پشتبانی، انگیزه دهی و قدرتمند تر گردد، تا در ضمن جلوگیری از پیش روی کوچی نماها در موقع ضرورت ضربات دندان شکن را به دشمن وارد نمایند، تا دشمن کاملا میدان را بدون حریف و خالی تصور نکند و حاضر به قبول حقوق حقه مردم ما گردد.

                                                                                                             و من الله توفیق

خورشید طلوع کرد

 

گزارش از: عبدالطیف حیدری

بعد از انتظار بسیار زیاد بلاخره آن روز دوباره فرا رسید که انجمن پیک، طلوع خورشید عدالت را دوباره با جشن با شکوه خود به مناسبت پنجم جوزا سالروز ولادت حضرت عبدالعلی مزاری "رح" تحت نام "طلوع خورشید" تجلیل نماید.

انجمن پیک در سال گذشته یعنی 1388 ه ش با جمع از انجمن های دیگر، برای نخستین بار از پنج جوزای سال 1388 ه ش تجلیل به عمل آورده و برنامه ی را تحت عنوان "میلاد نور" تدارک داده بودند. امسال نیز با تلاش و زحمات بسیار زیاد موفق به این گردید که با وجود جشن باشکوهی که در پنج جوزا 1389 ه خ مطابق با 2010/5/26 به روز چهار شنبه در ماشاالله شادی هال راه اندازی کرده بود، جهت معرفی هر چه بیشتر این روز(پنجم جوزا) در نهاد های مختلف از آن جمله ورزش مسابقات فوتبال را تحت نام "جام مزاری" میان مکاتب هزاره تاون راه اندازی نموده بود، و هم چنان جزوه ی را تحت نام "سوغات پیک" ترتیب داده بود که در این جزوه چند شخصیت تاریخی ما از قبیل شهید استاد عبدالعلی مزاری، مورخ و پدر تاریخ افغانستان کاتب هزاره، جوان شجاع و دلیر ما عبدالخالق هزاره، حماسه ی چهل دختران، شهید حسین علی یوسفی به شمول استاد بزرگوار استاد عبدالغفور ربانی مختصراً به معرفی گرفته شده بودند، هم چنان از این جزوه مسابقه ی به نام مسابقه "خود یابی" میان شاگردان ممتاز مکاتب هزاره تاون برگزار گردیده بود که امتحان آن به تاریخ 2010/5/22 به روز شنبه در لیسه ی تعلیمی و تربیوی پامیر به تعداد 200 اشتراکننده از همه ی مکاتب هزاره تاون در حضور مدیران مکاتب برگزار گردید و نتایج این دو مسابقه نیز در همین برنامه (جشن پنجم جوزا) اعلام گردید.

برنامه ی "طلوع خورشید" به روز چهار شنبه به تاریخ پنج جوزا 1389 ه خ مطابق با 2010/5/26 م رأس ساعت 3 بعد از ظهر در ما شاالله شادی هال با قرار گرفتن مجریان برنامه هر یک محمد کبیر همدرد و مرضیه احمدی در جایگاه و قرأت قرآن کریم توسط رمضان وطن دوست آغاز گردید. بعد از آن گروه خوش آمدید مهمانان را خوش آمدید گفتند، طبق معمول چیزی که بعد از آن اجرا گردید خوانش متنی به نام "نامه ی بابه" بود که توسط بهاره نظری، مقاله ی که به همین مناسبت (پنجم جوزا) نگاشته شده بود توسط برادر مهدی نظری و نیز شعر که به مناسبت تولد بابه نوشته شده بود توسط عقیل انصاری اجرا گردیدند. درین هنگام در حالکه محفل با همان زیبایی که به خود گرفته بود با اجرای سرود "ولادت مزاری" زیباتر گردید اما آنچه که جای تأسف بود کم بودی جای بود، به تعداد مهمانانی که در نظر گرفته شده بود یعنی به تعداد 700 چوکی گذاشته شده بود اما باز هم مهمانان زیاد از این جشن با شکوه بی بهره برگشتند،  چیزی که باید درین جا ذکر گردد این است که این آمار شرکت کننده گان خود نشان دهنده ی این بود که مردم دوست دارند یگان مناسبت خوشی هم داشته باشند تا گرد هم آمده آن را جشن گیرنند، خوش بختانه این زمینه را تاجای انجمن پیک برای علاقه مندان آن در این دو سال آخر برای هزاره های مقیم کویته پاکستان  فراهم ساخته است و امید وارم که بعد از این پنج جوزا در سرتاسر دنیا به عنوان یک روز ملی شناخته شده و آنرا جشن گیرد.

بعد ازآن، تقربأ بعد از گذشتن یک ساعت از برنامه عبدالطیف حیدری به نمائیده گی از انجمن پیک سخنان خود را در محور اهداف از تجلیل پنجم جوزا و بعضی نکات دیگر از قبیل اینکه چرا ما تاهنوز از این روز بزرگ و تاریخی غافل هستیم؟، تأثیر پنجم جوزا در زندگی ما چیست؟، اهمیت تشکیل حزب وحدت را در زنگی هزاره ها و تاکید به بودن پیروان واقعی مکتب مزاری بیان داشت.

گذشته از آن شعری زیبای توسط برادر متین صمدی به خانش گرفته شد، حال زمانی فرا رسیده بود که سخنران برنامه جناب آقای زمان دهقان زاده یکی از فعالین هزاره های کویته باسخنان گهر بار خویش حاضرین مجلس را مستفید گرداند، آنچه که از سخنان آقای دهقان زاده حاضرین را تحت تاثیر خود قرار داده بود، ملاقات چندین روزه ی وی با شخصی شهید مزاری در زمان حیات وی در ایران و تشبه زندگی مزاری به زندگی مولای متقیان حضرت علی (ع) بود. گذشته از آن سرود دسته جمعی (همه ی اعضای انجمن پیک) به سرکرده گی محمد ظاهر حیدری رنگی تازه ی به محفل بخشید، آنچه که از همه مهمتر و چیزی که حاضرین را به شوق آورده بود درامه ی که توسط محمد ظاهر، میثم، فاطمه و شازیه اجرا گردیده بود. بعد از درامه به خاطر رفع خستگی هنرمند جوان و تازه کار فردین تنها در جایگاه قرار گرفته و آهنگ های ناب خود را تقدیم حاضرین نمود. گذشته از آن نوبت رسید به استاد محترم، سخنور عالی و پژوهشگر استاد رضای که همین چند روز قبل با فامیل رهبر شهید دیدن نموده بود و پیغامی داشت از طرف خانواده ی رهبر شهید که تقدیم حاضرین کرد، گذشته از آن چون سوم جوزا مصادف بود با روز معلم بنأ خواهر فاطمه با شعر خویش مقام معلم را گرامی داشت.

حال قسمت آخر برنامه رسیده بود، همه چشم به انتظار اعلام برنده گان مسابقه ی "خود یابی" بودند، انتظار با آمدن عزت الله آزاد در جای گاه به خاطر اعلام برنده گان، تقسیمات جوایز و تقدیر نامه ها به پایان رسید. اول برنده گان مسابقه ی خود یابی اعلام گردید که مقام اول آنرا رحمت الله از لیسه ی تعلمی و تربیوی پامیر، مقام دوم را برادر محمود از مکتب علامه اقبال و مقام سوم را خواهر شفیقه از لیسه ی رابعه بلخی از آن خود کردند و سپس جوایز دو تیم برنده ی مسابقات فوتبال "جام مزاری" که مقام اول را تیم فوتبال لیسه ی عالی نور و مقام دوم را تیم فوتبال لیسه ی تجربوی گوهرشاد از آن خود کرده بودند تقسیم گردید و در آخر از کسانی که در تدارک برنامه ی "طلوع خورشید" که بناسبت پنجم جوزا سالروز تولت رهبر شهید استاد عبدالعلی مزاری با انجمن پیک همکاری نموده بودند تقدیر به عمل آمد.

این بود گزارش مختصری از جشن پنجم جوزا که از طرف انجمن پیک گرفته شده بود، امید وارم که در سالهای آینده نه تنها انجمن پیک بلکه همه ی نهاد فرهنگی در تمام نقاط جهان باید این روز بزرگ را تجلیل کرده و جشن گیرند؛ به امید آن روز.

آقای دهقانزاده در حال سخنرانی

آقای رضایی در حال سخنرانی

اعضای انجمن در حال اجرای سرود

حاضرین در سالن

حاضرین در سالن

حاضرین در سالن

آقای ربانی در حال تقسیم جوایز

 

عکس یادگاری اعضای انجمن با مدیران بعضی مکاتب

پنجم جوزا، سالروز ولادت رهبر شهید عبدالعلی مزاری "رح" مبارک باد!

پنجم جوزا مطابق به ۲۶/۵/۲۰۱۰ میلادی، سالـروز ولادت رهبر شهید عبدالعلی مزاری "رح"، چهارم جوزا سالروز تولد شهید حسین علی یوسفی و سوم جوزا روز معلم بر همه آزاده گان، دوستداران عدالت و حامیان آگاهی مردم مبارک باد!

پنجم جوزا، نقطه ی عطفی درتاریخ ملت ما

نوشته: رمضانعلی محمودی

     زندگی بشر، همواره با مجموعه ی ازتحولات ها، دیگر گونی ها و فراز ونشیب ها پیوند و رابطه داشته و در فرایند این تحولات و دیگر گونی ها، صفحات گوناگون و متعددی از زندگی بشر را درتاریخ به ثبت رسانده است.

     هردوره از تاریخ، رنگ بخصوص خود را داشته و با تناسب شرایط  و زمان و نحوه ی ساختار نظام  اجتماعی، فرهنگی  و سیاسی در منظر نگاه ها و دیدگاهها قرار گرفته است. دریک نگاه کلی، میتوان دو تصویر ازگذشته تاریخی بشر ارایه کرد. دریک تصویر آزادی، برابری، عدالت و رعایت حقوق مدنی، در پرتو یک حاکمیت وسیاست سالم وبخردانه، در تصویر دیگر، ظلم ، خفقان، تزویر، بهره کشی، در پرتو یک نظام مستبد وظالم، که در هردو صورت بازتاب آن در زندگی توده ها منعکس گردیده است و این گونه تحولات، بدنبال خویش تبلور و تبارز شخصیت ها واستعدادهای نهفته  درجامعه را نیز درپی داشته است. اگر کمی به گذشته ها بر گردیم، در می یابیم که، درجوامع پیشینه، افرادهای همچون فرعون ، معاویه، نمرود، ابوسفیان،  یزید وامثالهم قلم بر صفحه ی تقدیرات وسرنوشت مردم می کشیدند و بر معیار خواستها، مطامع وهوسهای شخصی شان ارزشها را در زباله دانهای حاکمیت شان دفن می نمودند، دست به رذالت ها، خباثت ها، آدم کشی ها وستمگری ها می زدند و بعضا هم  خود را خدای مردم می پنداشتند.

     دربرابر چنین اشخاص، انسانهای وارسته ی همچون: موسی، ابراهیم، محمد، علی، حسن وحسین، پا به عرصه ی گیتی نهادند وپرچم ارزشها را بر افراشتند وسیاست های نابخردانه و جاهلانه آنانرا به باد بطالت کشانیده  وپرده های تزویر را پاره کردند و افق تازه ی در زندگی تیره مردم باز نموده  و با هر گونه ظلم وخفقان تا پای جان ایستادگی کردند.

     وهم اینان بودند که الگوی مقاومت وپایمردی را برای نسلی بعد ازخویش  بجا گذاشتند. درتاریخ معاصرما، ( افغانستان) بویژه هزاره، نیز تحولات های بسیار شکننده و عجیبی رخ داده است، این رویکرد پیامدهای ناگواری  انسانی را درپی داشته ، از قبیل: قتل عام ها، آوارگی ها، فرمان بردگی، غضب سر زمینها، طرح تکمیلیه نابودی هزاره ها، توزیع زمین هزاره ها به افغانهای هند و افغانستان، جعل اسناد(درزمان عبد الرحمن جابر وباداران وی) واز این قبیل ظلم ها در تاریخ مردم ما قابل ملاحظه است. درمقابل، ازمیان قشر رنجدیده و درد کشیده مردم هزاره، مردان بزرگی همچون: کاتب، بلخی، ابراهیم خان، عبدالخالق پا به عرصه گذاشته اند، دردها ورنجهای مردم شان بخوبی حس کردند وتبدیل به الگوهای شخصیتی واجتماعی شدند. در تداوم این حرکت ها، روزنه دیگری برروی مردم باز شد  وآن اینکه، در پنجم جوزای سال 1326 هجری شمسی، دربوستان حاج خداداد واقع درقریه نانوایی چهارکنت ازتوابع بلخ، سرو سر افرازی قد بر افراشت، خزان ما را به گلستان مبدل کرد، اوکسی نبود جز مرد ایثار ومقاومت عبدالعلی مزاری (رح) که با تولدش، مردم رنج کشیده ی هزاره  را جان تازه بخشید و روزنه جدیدی را درتاریکنای این مردم گشود و دردلهای خسته مردم نور امید را مشتعل ساخت و مکتب عزت وسربلندی، مقاومت ومبارزه را اساس گزاری نمود.

     روحیه بلند مبارزاتی ومعنوی او صفحه ی تازه در تاریخ مردم ما گشود و وزنه های سنگین ظلم را که بر گرده های مردم سنگینی کرده بود برداشت. دوران کودکی او توأم با حاکمیت استبداد محمد زایی ها در افغانستان است. او تداوم حرکت ها، انقلاب های فرهنگی کاتب، بلخی،قیام  ابراهیم خان، وعبدالخالق را بخوبی درک کرد و برای ریشه کن نمودن شجره خبیثه جبهه ی مقاومت را اساس گزاری نمود. ویژه گیهای منحصر به فرد او را می توان درچند بخش بطور گذرا بیان کرد.

1-  داشتن روحیه انقلابی ومبارزاتی: او این روحیه را از شهید بلخی کسب می کند. چنانچه خود در اظهاراتش بیان می کند. " درآن وقت که شهید بلخی  درقریه ما ودر مهانخانه ما بود، ازصحبت های او خیلی چیزها یاد گرفتم، که ازجمله تأکیدات شهید بلخی  تشویق بنده برای رفتن درعسکری بود، بلخی می گفت: "اگر ملا می شوی باید مجتهد شوی واگر روضه خوان می شوی باید واعظ وخطیب شوی، اگر دزد و راهزن می شوی باید بانگ را بزنی، نه خانه ی مردم بیچاره وفقیر را، اگر سیاستمدار می شوی، باید رییس یا وزیر شوی"این تلقینات روحی، از او یک شخصیت مقاوم ومبارز ساخت.

2- تدین وروحیه بلند معنوی وی: این روحیه بلند معنوی، شجاعت وشهامت را دراو به اوج رسانده بود که هیچگاه چشم ترس  وهراس نداشت، اعتقادات محکم درونی وی بر اراده وی می افزود.

3- روحیه حق طلبی وحقخواهی وی: درزمانیکه او مشغول تحصیل بود، امکاناتی که دراختیار مسؤلین مدرسه بود وطلاب ازآن محروم بودند، ایشان با تحریک نمودن طلاب فقیر قفل انبار را شکسته وآذوقه را بین طلاب تقسیم می کند. همچنان درزمان مقاومت وقبل ازآن می گفت"که دیگر کسی نمیتواند بما بگوید دو فیصد یاسه فیصد بلکه میزان نفوس، معیار حق ما است".

4- روحیه فرهنگی وی: وی درسالهای تحصیل، باهمکاری جمع ازطلاب کتابخانه جوادیه را در" بلخ" تأسیس کرد وهمچنان کتابها، وآثار اسلامی وانقلابی متفکران اسلامی را درمیان طلاب توزیع کرده وآنها را به مطالعه کردن ورفتن در میان مردم به منظور سخنرانی وبیان افکارهای اسلامی وانقلابی تشویق می نمود، دستاورد فرهنگی دیگر وی تأسیس مجله حزب الله بود.

5- روحیه سیاسی وی: اوهمواره برای نجات مردمش وارد عرصه های سیاسی شده واز این رو به کشورهای عراق، ایران سفرکرده وبا شخصیت های همچون امام خمینی(رح)  درباره اوضاع سیاسی به گفتگو می پردازد وحتی دراین زمینه دستگیر می شود و درزندان ایران با شهید رجایی ازنزدیک آشنا می شود. درزندان به دست "ساواک" شکنجه می شود، به اندازه ی که داغهای سوختگی آن تا مدتها در بدنش آشکار وهویدا بوده است. چنانچه اززبان خودش نقل می کند.

"روزی سیگار روشنی را روی زخم صورتم خاموش کردند، به امید اینکه یک آخ بگویم ولی تا آخر چشم درچشم آنها دوخته وساکت وصبور ماندم تا شخصیت یک طلبه افغانی را خرد نتواند" همچنان در مبارزه با رژیم شوروی جبهه گیری ها وسازماندهی های بزرگ را ازخود به نمایش گذاشت که دراینجا به همین مقدار بسنده می شود.

6- روحیه عدالتخواهی ومبارزه با محرومیت: او همواره عدالت اجتماعی را شعار خویش ساخته بود واز حقوق همه ملیتها حرف می زد، ومی گفت" ماحقوق ملیتها را خواسته ایم، حقوق ملیتها بمعنی برادری وبرابری است" که سرانجام بخاطر حس عدالتخواهی خویش جام شهادت را می نوشد ویادش را دردلها جاودانه می سازد.

پس بنابر این، پنجم جوزا نقطه عطفی درتاریخ ملت ما است. این روز فرخنده ومبارک را به همه عدالتخواهان بخصوص ملت ستم کشیده هزاره تبریک وتهنیت عرض می دارم. امید است  که همه ساله ازاین روز فرخنده تجلیل وگرامیداشت مناسب آن بعمل آ ید. انشاالله.