مايه هاي فكري و تمدني، تحرك سياسي يوسفي
ياد آوري:
بيانيه زير در سيميناري كه به مناسبت بررسي افكار و شخصيت شهيد يوسفي در يزدان خان اسكول در تاريخ 31/1/2010 م، از طرف اتحاديه محصلين هزاره بر گزار شده بود ايراد گرديد.
مايه هاي فكري و تمدني، تحرك سياسي يوسفي
بيانية : عبدالغفور رباني
خواهران و برادران عزيز، همانطوري كه مي دانيد سال 2009 براي مردم هزاره (در كويته) سال خونبار، خونزا، و خون آْلود بود. در اين سال تعدادي از شخصيتهاي اين مردم و از جمله حسين علي يوسفي شخصيت سياسي و فرهنگي اين مردم به شهادت رسيدند.
شهادت حسين علي يوسفي رابطه نزديك با مسايل چون مدارا، تساهل و برقراري روابط احترام متقابل فرهنگي، سياسي و اقتصادي ميان مردمان ساكن در صوبه بلوچستان و ساير جاها دارد. اين مسايل را اگر به دقت بنگريم، مي بينيم كه آنها از مسايل بزرگ و ضروري ساكنان اين صوبه و كل كشور و حتي تمام انسانها است. قانون اساسي پاكستان به خاطر نهادينه كردن امور مذكور است كه سيستم اداري پارلماني _ فدرال را براي ادارة كشور پيش نهاد مي كند. در چوكات اين سيستم فرهنگ، زبان، تاريخ و شخصيت هاي تاريخي تمام مليت هاي ساكن در اين كشور محترم شمرده مي شود. به عقيده و باور تمام شهروندان احترام گذاشته می شود و با قانوني ساختن احترام متقابل فرهنگي، عقيدتي و زباني زمينه هاي همگرايي و وفاق ملي را به وجود مي آورد.
هزاره ها نيز مردمان با مدارا و تساهل طلب هستند. به عقيده و فكر ديگران احترام دارند، اما چرا اين مردم و شخصيتهاي اين مردم با وجود تفكر تساهل طلبي آنها باز مورد حمله ي جريان هاي تروريستي قرار مي گيرند؟ يعني هزاره ها با آنكه خواهان احترام متقابل فرهنگي، زباني، سياسي و اقتصادي با همه است و معتقدند، اگر در كشوري احترام متقابل ميان تمام گروههاي قومي و مذهبي وجود نداشته باشد، به جاي رفتار محبت آميز و بر قراري روابط منطقي، ترور و خشونت به وجود مي آيد. ترور و خشونت امنيت ملي را نابود مي كند. بي امنيتي گذشته از تاثيرات ناگواري كه روي آزادي، برابري و حقوق بشر مي گذارد، اثرات منفي را روي توليد، تجارت، بر نامه هاي دولت و روابط ملت و دولت نيز مي گذارد. با بسط بي امنيتي توليد و داد و ستد تجارتي را كد مي شود. دولت بر نامه ريزي صحيح را براي رشد و توسعه كشور از دست مي دهد و مردم نيز نسبت به دولت بي اعتماد مي گردد. دقيقاً چنين چيزها ست كه امكان زندگي سالم را از شهروندان و امكان حركت به طرف پيشرفت را از كشور سلب مي كند، به همين خاطر است كه هزاره ها خواهان احترام متقابل ميان تمام گروه هاي قومي و مذهبي است. اما با آنهم اين مردم و شخصيتهاي سياسي و فرهنگي اين مردم مورد حمله ي جريان هاي تروريستي قرار مي گيرد.
* * *
تبين و تفسير هزاره ها از حادثه هاي چند سال اخير و شهادت حسين علي يوسفي اين است كه حلقات خاص كه ماهيت قومي و فرقوي دارند. نمي خواهند كه هزاره ها در اينجا حضور سياسي ، فرهنگي و اقتصادي داشته باشند. گر چند حضور هزاره ها در امور مذكور خيلي ضعيف و كمرنگ است، اما روحيه ي كمال خواهي كه در زمينه هاي اقتصادي و علمي براي هزاره ها به وجود آمده است. براي خيليها قابل تحمل نيست. به همين خاطر است كه آنها براي حذف اين مردم از متن فعاليت هاي سياسي، اقتصادي و فرهنگي و راندن آنها را به حاشيه شيوه قتل و ترور را بر گزيده اند.
يوسفي چون در دامن نخستين تشكل ملي هزاره گي يعني تنطيم نسل نو هزاره مغول پرورده شده و به مرحلة بلوغ فكري و سياسي رسيده بود. خواهان روابط متقابل و مبتني بر احترام ميان تمام گروههاي قومي و مذهبي بود، حركت او در اين راستا ناشي از امور ذيل بود:
1- يوسفي نسبت به تاريخ نگاه تمدني داشت.
2- او هم حوزة فرهنگي و تمدني خود را مي شناخت و هم تمدن هاي ديگر را.
3- حوزة فرهنگي و تمدني كه يوسفي به آن تعلق دارد، داراي توانمندي و ظرفيت بزرگ است . در اين حوزه تكثر گرايي و احترام به باور ، عقيده و تفكر ديگران و جود داشت.
4- يوسفي مي ديد كه در جهان چندين حوزة بزرگ تمدني و جود دارد. اما در تمدن هاي ديگر چون گسيختگي و انفعال به وجود نيامده است و اگر آمده ذريعه ي انديشمندان آنها دو باره انفصال تمدني از طريق كار گستردة فرهنگي از ميان رفته و به جاي آن اتصال تمدني خلق شده است، زمينه هاي پيشرفت و تسلسل هويتي را در آن قلمرو به وجود آورده است. اما هزاره ها در اثر انقطاع فرهنگي و تمدني ، هم دچار بحران هويت شده است و هم امكان پيشرفت از آنها سلب گرديده است.
5- يوسفي چون حوزة فرهنگي و تمدني خود را و ديگران را مي شناخت، تحرك سياسي او از چنين فرهنگ و تمدن مايه مي گرفت.
6- در اين راستا يوسفي مردم را تشويق به خواندن تاريخ و حوزة فرهنگي و تمدني خود و جهان مي كرد.
مي بنيد كه حركت سياسي يوسفي كه مبتني بر مدارا و ترويج احترام متقابل ميان تمام گروههاي قومي و مذهبي بود داراي ريشه هاي فرهنگي و تمدني بود. تمدني را كه هزاره ها به آن تعلق داشتند، چه تمدني كه در قلمرو خراسان بزرگ وجود داشت و چه تمدني كه در شبيه قارة هند به وجود آمده بود، داراي ظرفيت بزرگ علمي و انساني بود. چون وقت اقتضا نمي كند از تمدن هاي كوشاني ها، غزنويها و تيموريها كه داراي چه ظرفيت و توانايي بود ميگذريم و ميرويم سراغ تمدن مغليه هند.
تمدن مغولها در هند
حاكميت سلسلة ترك – مغول در هندوستان با كوشانيها و هپتاليها و بعد با غزنويان آغاز مي گردد. كوشانيان و هپتاليان در آوايل و غزنويان در حدود سال هزار ميلادي تقريباً سراسر هندوستان را گرفتند. پس از غزنويان، غوريان كه طبق تحقيقات آقاي اوحدي از هزاره هاي خلج امروزي ولايت داهي كندي و به قول داكتر گوستاو لبون فرانسوي از نژاد تركمانها بودند. جاي آنان را گرفتند. بعد از غوريان بابر ، بر هند مسلط شد و يك سلسله با دوام را به وجود آورد كه سلطنت آنان بر هند سه صد سال ( 300) طول كشيد. سلطنت اين سلسله كه به نام مغليه هند خوانده مي شود بدست انگليسها منقرض گرديد.
در شرايط فعلي و در اوضاع و احوال كنوني گر چند اينها به صورت حاكمان هندوستان و جود ندارند، اما حضور فرهنگي و تمدني عميقي در هندوستان و همينطور پاكستان دارند. آثار فرهنگي و تمدني آنها در اين دو كشور زبان غني تمدني دارد. و با اين زبان با فرهنگ و تمدن جهاني سخن مي گويد.
در اين دوره شهرهاي هندوستان بويژه شهر دهلي مركز دانشمندان و هنرمندان قرار گرفت. اين دانشمندان و هنرمندان در اثر تشويق هاي زمامداران مغول آثار بديع علمي و هنري از خود ارائه كردند. اما پيشرفت هاي گسترده و چشمگير در اين دوره در زمينه معماري به و جود آمد . در اين زمينه در دورة غوريان و مغولان ما ميتوانيم از عمارت هاي زيبا و بي نظير ذيل نام ببريم:
1- منار و مسجد قطب.
2- دروازة علاء الدين.
3- مقبرة التمش.
4- مقبره اكبر شاه.
5- مسجد جامع دهلي.
6- مسجد مروارد در آگره.
7- قصر مغل يا قلعة شاه جهان در دهلي.
8- قلعة شاهي در لاهور. و غيره.
همانطوري كه تذكر يافت گرچند اكنون از حاكميت مغولان در هندوستان خبري نيست. اما تا هنوز آنان در آنجا حضور تاريخي، فرهنگي و تمدني دارند. نگارش تاريخ تمدن هند و پاكستان بدون تذكر از تمدن مغولان ناقص بوده، و آثار به جا مانده از آنها از مهمترين اجزاء عناصر تمدن بشر است. هم هندوستان و هم پاكستان به آن افتخار مي كنند. پاكستان خود را وارث حكومت مغلية هند مي خواند. با اين كار هم خود را وارث يكي از تمدنهاي بزرگ قلمداد مي كند و هم در تنازعات سياسي با ديگران از جمله در تنازع بر سر خط ديورند از آن به عنوان يك مدرك تاريخي بهره گيري مي نمايد. گذشته از آن به خاطر نشان دادن صلابت نظامي به رقيب از آن بهره ميبرند. و در يك تقابل نظامي موشكي را به نام موشك غوري يا غوري مزايل وارد عرصه هاي دفاعي مي كند.
مدارا و تساهل مذهبي و بهره گيري از تفكر و هنر ديگران از ويژه گيهاي ديگر تمدن تركها و مغولها بوده است همانطوري كه اين مدارا را در تمدن كوشاني ها و هپتاليها مي بينم در تمدن بعدي سلسله مغليه هند نيز مشاهده مي نماييم. مغل ها وقتي وارد هندوستان شدند، خود را در مقابل يك تمدن غني و با سابقه يافتند. مغولها به خلاف بربرها كه بر روم مسلط شده بودند، اما با عدم بهره گيري از تمدن روم ، تمدن جديد را پايه ريزي نتوانستند، از تمدن سابق هند بهره گرفتند و با اين بهره گيري تمدن جديد را پايه ريزي كردند. اين بهره گيري در تمام ساحه ها بخصوص در زمينة معماري و شهر سازي مشهور است. اكبر شاه كه يكي امپراتور بزرگ و بافرهنگ مغولها بود هم عصارت ، آباداني و شهر سازي را تشويق مي كرد وهم تساهل و مداراي مذهبي و عدالت اجتماعي را او همانطور كه شهر فتح پور را ساخت ، عنايت خاص به مسايل علمي، فلسفي و مداراي مذهبي كرد ، حتي انجمني را براي نزديك ساختن مذاهب به وجود آورد. و بعد آئين اكبري را مبتني بر عدالت اجتماعي و تساوي همة بني نوع بشر به وجود آورد.
همانطور كه در خراسان در اثر تسلط و تحكيم نظام قبيلوي در طول اين دو صد و اند سال اخير يك بريدگي فرهنگي و تاريخي براي هزاره ها به وجود آمد ، با تسلط انگليس بر هند و تخريبات فرهنگي و تمدني كه ذريعه ي اين قدرت غارتگر در اين قلمرو به وجود آمد، يك بريدگي فرهنگي و تمدني براي اين مردم به وجود آمد. اين بريدگي بود كه آنان را بي هويت ساخت اكنون اكثر مردم جهان از تمدن هاي كه در اين خطه به وجود آمده اند با خبرند. اما خود هزاره ها نه از تمدني كه خود خلق كرده با خبرند و نه از تمدن هاي جهان ، به همين خاطر است كه شخصيت حقوقي ندارند و حقوق سياسي، فرهنگي ، اقتصادي و تمدني خود را در كشور، منطقه و جهان برجسته نمي سازند.
دقيقاً چنين چيزهاي بود كه شخصيتهاي آگاه هزاره ها و از جمله شهيد حسين علي يوسفي را رنج ميداد. يوسفي ميخواست هزاره ها با اين تمدن وصل گردند و با اين اتصال شخصيت حقوقي يابند و با تكيه بر استعداد و تفكر خود در فرهنگ ، دانش و اقتصاد كشور، منطقه و جهان حضور فعال يا بند. پيداست كه نايل شدن به چنين چيزي ضرورت به تعقل و خرد ورزي دارد. تعقل و خرد ورزي با تعصب و بينش فرقوي كه حتي با علم و دست آورد هاي علمي از موضع حق و باطل بر خورد مي كند نا ساز گار است. به همين خاطر بود كه يوسفي تعصب فرقوي را نفي مي كرد و سياست مداراي فرهنگي و مذهبي را تشويق مي نمود. يوسفي تمام فرهنگها ، عقيده ها و تمدنها را احترام ميكرد و خواهان روابط مبتني بر احترام متقابل ميان تمام فرهنگها، تمدنها و گروها ي مذهبي بود.
خواهران و برادران مي بينيد كه يوسفي چه بينشي داشت و اين بينش در كدام فرهنگ و تمدن ريشه داشت؟ تحرك سياسي را كه يوسفي آغاز كرده بود، چگونه بود و چه پشتوانه ي فرهنگي و تمدني داشت؟ ما اگر بخواهيم در اين راه قدم بگذاريم بايد اين فرهنگ و تمدن را بشناسيم ، مدارا و تحمل و بردباري را اول بايد در ميان خود به وجود بياوريم و بعد آنرا در محيط پيرامون ، منطقه و جهان ترويج كنيم. اين برد باري و تحمل را در همه وقت و در تمام قلمرو زندگي بويژه در وقت انتخابات كه عقده هاي فردي و طايفوي زبانه مي كشد از خود نشان دهيم.
خواهران و برادران عزيز انتخابات يكي از عناصر مهم دموكراسي و از ويژه گيهاي انسانها است. انتخابات بر مبناي فرهنگ و انسان شناسي جديد به وجود آمد، طبق انسان شناسي جديد انسان به عنوان يك موجود انتخاب گر تلقي شد و چنين چيزي خود را در دو بعد انتخاب انديشه و انتخاب رژيم سياسي نشان داد.
ملتهاي با فرهنگ در وقت انتخابات پارلماني و حكومتي با منطق، ارائه برنامه و اعطاي آگاهي سياسي و حقوقي براي مردم وارد عرصه مبارزات انتخاباتي مي گردند، اما مردمان بي فرهنگ با دشنام و بستن اتهام و كار شكني و كوبيدن شخصيت همديگر وارد عرصه هاي انتخاباتي ميشوند، حال اگر ما در يك تقابل هيجاني با حربة دشنام و اتهام وارد عرصه هاي سياسي و انتخاباتي گرديم ، چه فرقي ميان ما و عناصر پس مانده و دور از فرهنگ و تمدن است؟ آيا با چنين كاري ما ميتوانيم اين ادعا را داشته باشيم كه ما وارث يك فرهنگ و تمدن پر بار هستيم و يوسفي براي احياي اين فرهنگ و تمدن حركت مي كرد و ما ادامه دهندگان حركت فرهنگي و سياسي يوسفي هستيم؟ آيا اگر ما مثل ديگران بلغزيم و همديگر را تحقير و تختطه كنيم، ميتوانيم ادعاي برد باري فرهنگي، تمدني و مذهبي را داشته باشيم؟
والسلام
در این وبلاک سعی خواهد شد، که به علاوه نوشته های مسوولین وبلاگ کویته و مقالات نویسندگان گرامی، فعالیت های علمی، سیاسی، ورزشی، هنری و فرهنگی دوستان شهر کویته - پاکستان نیز انعکاس داده شود. در ضمن یک بخش مختص به آموزش موضوعات جدید علوم و فناوری گردیده است، که امید مورد استفاده دانش آموزانی که به این وبلاک سر میزنند گردد.