هنر موسیقی
"متن مقاله خواهر نظیره کریمی، که در محفل بزرگداشت از شهید حسین علی یوسفی، توسط وی به خوانش گرفته شد. قابل یاد آوریست، که مقاله از شکل گفتاری اش به شکل نوشتاری تبدیل شده است."
هنر موسیقی
نوشته: نظیره کریمی
تاریخ: 3.5.2009م
به نام هنرمند لایق و بی همتا٬ هنرمندی، که تمام کائنات را با این نظم خاصش آفرید. قسمی، که شما آگاهید محفل امروز بخاطر یاد بود از شهید یوسفی برگزار شده است. بدون شک شهید یوسفی یکی از هنرمندان لایق، پیش کسوت و با تجربه مردم ما بود. و هنر در رگ رگ وجود و خون او جاری بود. او هنر را از اجداد خود به ارث گرفته بود. در تمام حرکات، سخنان و پندهای او هنر موج می زد. او گاهی احساسات خود را در قالب نثر و طنز بیان می کرد و گاهی هم رنج و درد مردم ما را در قالب شعر می سرود. و گاهی هم گوشه ی از فرهنگ ما را با درامه های پر معنایش به نمایش می گذاشت. شهید یوسفی یکی از هنرمندان برجسته٬ بلند اندیش و آگاه مردم ما بود، که جای خالی اش به مشکل پر خواهد شد.
من امروز مقاله ام را به پاس احترام به شخصیت بزرگ هنری شهید یوسفی درباره هنر و هنر موسیقی ترتیب داده ام، که خدمت شما تقدیم می کنم.
هنر یک امانت با ارزش می باشد، که خداوند به انسان داده است. بخاطریکه که انسان درک می تواند، حس می تواند، انتخاب می تواند و با استعداد هنری که دارد خلق می تواند و همین است که می گویند هنر تجلی قدرت خداوند است. هنر تحفه الهی است، برای انسان تا که بتواند هر قدم اش را با انگیزه تر از قدم قبلی بسوی ترقی و تکامل بردارد. انسان ذاتا هنرمند است. زیرا هنر در وجود وی، توسط خالق اش نهادینه شده است. هنر زبان گویا است برای هزاران راز نهفته در دل. هنر بازتاب دهندهء زیبایی های طبیعت است. هنر احساس، آرزو، آرمان و آگاهی را به تصویر می کشاند. هنر بیان کننده حقیقت ها و واقعیت های زندگی بشر است. هنر وسیله ای است که توسط آن هنرمند پدیده های زیبا را خلق می کند. هنر باز تاب دهنده درد ها، شادی ها، پیروزی ها، شکستها، اندوه ها و حماسه هاست. هنر وسیله ای است، که انسان ها را با یکدیگرش، خدایش، طبیعت و گذشته اش وصل می نماید.
قومای هنردوست! هنر همچون یک درخت تنومند٬ شاخه های زیادی دارد، که یکی از پربارترین شاخه هایش "موسیقی" است. انسانها از زمانه های قدیم آوازهای برخورد امواج با صخرها، باد با شاخسارها، آب با سنگها، خواندن کبکها و نغمه خوانی پرندگان را دوست می داشتند. این صداها باعث ایجاد شور و نشاط در وجود انسانها می شد. و از طرف دیگر نوازنده اش کسی دیگری نیست، بجز طبیعت و ما می توانیم که آن صدا ها را موسیقی طبیعی بگوییم. ولی از طرف دیگر هر آواز طبیعی و آوازهای دلخراش ماشینی را نمی توانیم موسیقی بگوییم. پس موسیقی به صداهایی گفته می شود، که در وجود انسان سرور، شادی و نشاط ایجاد کند. هرکس از موسیقی نظربه برداشت شخصی خودش تعریف می کند و اگر مشخص تر بگویم٬ ما نمی توانیم که یک تعریف مشخص و مکمل برای موسیقی ارایه نمایم. چون درک هر انسان نسبت به پدیده های مختلف متفاوت است. لهذا برداشت ها از موسیقی نیز یکسان نیست. ولی در کل موسیقی چیزی خوبتر از اصوات و سروصدا هاست، موسیقی وسیلهء بیان احساسات درونی به شکل آگاهانه توسط صدا هاست. موسیقی به صدا های گفته می شود، که خوش آیند، شنیدنی و دلنشین باشد و شنونده را مجذوب خود کند، موسیقی روی دل، روح، اعمال و احساسات ما تاثیر بسیار عمیق می گذارد. موسیقی نه تنها فکر و روح ما را زیر تاثیر قرار می دهد بلکه جسم ما را برای مبارزه با سخت ترین موانع نیز آماده می سازد. مثلا در زمانهای قدیم وقتیکه کدام لشکری برای جنگ آماده می شد. اول پیش از جنگ برای آنها سرودهای حماسی و انقلابی می خواندند تا روح و جسم آنها آماده دفاع و شکست دشمن شود.
موسیقی به ما قوت قلب٬ آرامش و رضایت خاطر می دهد. موسیقی غذایی روح است که از روح انسان سرچشمه می گیرد و به ما قدرت تکاپو و احساسی سرزندگی می دهد.
حضار محترم! همانطوریکه شوق و ذوق و سلیقه انسانها متفاوت میباشد. پس نظربه آن انواع موسیقی میتواند خوب، لذت بخش، بد، درک ناشدنی، دلنشین، دلخراش، شادی آفرین و تحمل ناپذیر باشد. درک موسیقی به عوامل مختلف ارتباط دارد مثل فرهنگ، محیط، جامعه، شنونده، اعتقادات، طرز فکر وغیره.
هر کشور ، هر منطقه و هر قبیله ی از خود موسیقی محلی خاصش را دارد. و افراد آن سرود های محلی جذاب و دلکش خود شانرا میخوانند. که شاید درک آن برای قبایل وساکنین مناطق دیگر مشکل باشد، ما مردم هزاره که هنر و هنرمندی در رگ رگ وجود ما با خون ما یکجا جاریست، هنر خاص خود را مطابق به فرهنگ، مردم، سلیقه و ارزشهای خود داریم که آن را از نیاکان خود به ارث گرفته ایم. مردم ما از گذشته تا حال در هر قسم کارهای هنری استعداد خارق العاده داشته و دارند.
کوشانیان که نیاکان مردم هزاره بودند، مجسمه های عظیم بودای بامیان را با یک ظرافت خاص تراشیده بودند. کاری را که آنها در آن زمان و شرایط انجام دادند، برای انسانهای متمدن امروزی با آنکه وسایل پیشرفته در اختیار دارند٬ انجام دادنش بسا مشکل و طاقت فرساست. بودای بامیان نمونه ی هنرمندی قوم ما را برای تمام مردمان دنیا ثابت می کند. مردم ما نه تنها در هنر نقاشی و مجسمه تراشی ماهر بودند بلکه از خود هنر موسیقی هم داشتند. هنرمندان ما از گذشته تا حال همیشه تلاش و کوشش نموده اند٬ که با هنر موسیقی شان فرهنگ، تاریخ و گذشته پرافتخار ما را زنده نگهدارند و نگذاشته اند که فرهنگ و تاریخ ما به فراموشی سپرده شود. وقتی هنرمندان ما مثل سرور سرخوش، صفدر توکلی و داود سرخوش با آوازی دلنشین دمبوره دو بیتی های ناب محلی هزارگی را می خوانند، دوباره شور، شادی، عشق و حماسه آفرینی را در دلها زنده می سازند و ما را به وجد آورده و افتخار هزاره بودن را به ما می دهند و نیز تمام هزاره ها را به اتحاد، اتفاق، همبستگی، هم دلی و هم فکری دعوت می کنند.
ولی افسوس که از گذشته تا هنوز نه تنها هنر موسیقی بلکه دیگر هنرها هم در جامعه ما مظلوم واقع شده و چندان پشتبان نداشته و همیشه از طرفی بعضی افرادی از یک قشر خاصی از جامعه سرکوب شده اند. مثلی که سابق می گفتند که نقاشی و مجسمه تراشی حرام است. زیرا اگر آنها ساخته شدند، بعد از ما دم "حیات" می خواهند. این طرز فکر خود نمایانگر اوج جهالت و تاریک اندیشی می باشد. و به مثل هنر، همانطور هنر موسیقی نیز در جامعه ما متاسفانه از طرف بعضی افرادی یک قشری خاص جامعه همیشه سرکوب شده است. و آنها موسیقی را مایهء فساد دانسته و همیشه کوشش نموده اند، که در دل مردم نسبت به موسیقی نفرت پیدا کنند. این به معنای آن است که آنها تا هنوز خودشان شناخت کامل از موسیقی ندارند، و این ندانستن، خودش باعث می شود که به یک پدیده ناشناخته و گنگ به دیدهء حقارت، توهین و تحقیر آمیز بنگرند. البته منظور من این نیست که دین مقدس اسلام با هنر و هنر موسیقی در تضاد است، چون همه می دانید که دین اسلام مخالف هنر نیست. و من در اینجا مویسقی را از نظر اسلام بحث نمی کنم. و من این را هم نمی گویم که تمام روحانیون هنر را سرکوب کرده است. طوریکه قبلا ذکر نمودم که بعضی افرادی از یک قشر خاصی از جامعه ما نا آگاهانه دست به ریشه کن کردن موسقی زده اند.
من فقط می خواستم واقعیت ها را در مورد موسیقی با شما درمیان بگذارم. تا ما بسنجیم و فکر کنیم، که آیا این کار ما درست است و آیا این عمل ما ضربه زدن توسط خود مردما به پای هنر خود ما نیست.
موسیقی چون ارتباط مستقیم با روح و روان انسانها دارد و همیشه صدای مظلومیت، محرومیت و ظلم بر مردم ما را به تصویر کشیده است، خوشبختانه امروز توانسته است که راه و جایگاه اش را در جامعه باز کند. و هنرمندان باعث تقدیر و افتخار اند، که با تلاش های پیگیر و شهادت دادن ها نگذاشتند که شمع موسیقی هزارگی خاموش شود. ما باید همیشه قدر و منزلت هنرمندان متعهد به ارزشهای ملی خود را دانسته و با دل و جان با آنها کمک و همکاری کنیم و هنرمندان ما نیز باید مدام تلاش کنند تا هنر موسیقی هزاره گی را مانند دیگر موسیقی های مشهور دنیا ترقی دهند تا جوابی دندان شکن باشد برای دشمنان هنر و هنر موسیقی در جامعه ما.
به امید آن روزیکه موسیقی هزارگی بتواند جایگاه خاص و ویژه برای خودش در دل تمام مردمان جهان بسازد و از طرف دیگر بهترین وسیله پیوند هزاره های سراسر جهان گردد.




در این وبلاک سعی خواهد شد، که به علاوه نوشته های مسوولین وبلاگ کویته و مقالات نویسندگان گرامی، فعالیت های علمی، سیاسی، ورزشی، هنری و فرهنگی دوستان شهر کویته - پاکستان نیز انعکاس داده شود. در ضمن یک بخش مختص به آموزش موضوعات جدید علوم و فناوری گردیده است، که امید مورد استفاده دانش آموزانی که به این وبلاک سر میزنند گردد.