تبليغاتX
کویته - پاکستان

پيام استاد محمد کريم خليلي معاون رييس جمهور و رهبر حزب وحدت اسلامي افغانستان به مناسبت تجليل از سومين سالگرد شهادت شهيد حسين علي يوسفي رهبر حزب دموکراتيک هزاره در ايالت بلوچستان پاکستان

هيأت محترم رهبري حزب دموکراتيک هزاره و اعضا و هواداران آن، مردم آگاه و سربلند کويته بلوچستان!
سه سال پيش از اين روز، دست خون¬آلود تروريزم، يکي از چهره¬هاي فعال سياسي و شخصيت سرشناس جامعه هزاره در ايالت بلوچستان پاکستان، مرحوم حسين علي يوسفي را به شهادت رساند.
فقدان وي براي مردم سربلنده و آگاه کويته بلوچستان و جامعه روشنفکري و سياسيون آن خطه يک ضايعه بزرگ به حساب مي آيد.
فرا رسيدن سومين سالگرد شهادت ايشان را تسليت مي¬گويم و براي خانواده محترم آن شهيد و اعضا و هواداران حزب دموکراتيک هزاره آروزي موفقيت ميکنم.
شهيد يوسفي در زمان حياتش تلاشهاي زياد و خستگي¬ناپذيري را در جهت احياي هويت مردم ستمديده و رنج کشيده هزاره انجام داد. او تنها يک روشنفکري که صرفاً به کارهاي تيوريک مشغول باشد نبود؛ بلکه در صحنه¬هاي عمل نيز سهم فعال و ماندگاري را به خود اختصاص داد.
تلاشها و فعاليتهاي وي براي ايجاد وحدت و همبستگي ميان نيروهاي فکري و سياسي جامعه هزاره قابل قدر است. اميدوارم که شهادت وي نيز بارقه آگاهي و بيداري را در ميان نسل جوان اين مردم ايجاد نمايد.
شهادت استاد شهيد عبد العلي مزاري رهبر فقيد حزب وحدت اسلامي افغانستان و شهيد حسين علي يوسفي و دهها تن از فعالان سياسي و چهره هاي شناخته شدة ديگر در افغانستان و پاکستان، اين موضوع را به اثبات مي¬رساند که تروريزم يک پديده بين المللي است و در پيشبرد آجندايش مرز نمي¬شناسد.
اميدوارم که کشورهاي منطقه و جهان، بيش از پيش به اين بعد از ابعاد ماهيت تروريزم توجه و دقت نموده و هماهنگي هاي به وجود آمده در جهت مبارزه با اين پديده را بيشتر از گذشته تحکيم بخشند.
بار ديگر فرارسيدن سومين سالگرد شهادت شهيد حسين علي يوسفي رهبر فقيد حزب دموکراتيک هزاره را تسليت گفته و براي خانواده و رهروان آن شهيد، آرزوي موفقيت مي¬نمايم.


محمد کريم خليلي
معاون رييس جمهور و رهبر حزب وحدت اسلامي افغانستان
کابل - 5 دلو 1390 هجري خورشيدي

 -----------------------------

----------------------------

پیام حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان به مناسبت سومین سالگرد شهادت حسین علی یوسفی رهبر فقید حزب دموکراتیک هزاره در پاکستان

درست سه سال از شهادت المناک شهید حسین علی یوسفی رهبر دلسوز وخردمند حزب دموکراتیک هزاره در پاکستان می گذرد اما فقدان حضور او مصیبت و اندوه بزرگی است که هنوز بر شانه های احساس جامعه ی هزاره سنگینی می کند. شهید حسین علی یوسفی مبارز هدفمند و روشنفکر خردمند بود که با ترویج مبارزه مدنی و تکثیر اندیشه های انسانی در جامعه، در خدمت ارزش های انسانی و آرزوهای برحق مردم خود قرار داشت که برای تحقق این آرزوها با تمام توان تلاش و مبارزه کرد. شهید یوسفی با توجه به ضرورت جامعه و نیازمندیهای مردم، مبارزه مدنی را به عنوان بازتاب صدا و آرزوهای مردم انتخاب کرد و خود با درک عمیق از درد مردم و فهم دقیق از آرمانهای مردم، در راس این مبارزه قرار گرفت. شهید یوسفی در جریان زندگی پربار خود علاوه بر ترویج مبارزه مدنی، کارهای ارزشمندی را در عرصه های فرهنگ و اندیشه نیز به انجام رسانید که این خدمات ارزنده، او را علاوه بر سیاست مدار متعهد، در جایگاه روشنفکر، هنر مند و نوسینده متعهد نیز قرار میدهد. از همین رو فقدان حضور او نه تنها در عرصه سیاست و مبارزه مدنی، بلکه در عرصه های فرهنگ و هنر نیز مصیبت سنگین و ضایعه جبران ناپذیر برای جامعه پیرامون او می باشد. اما بدون تردید با شهادت حسین علی یوسفی، پرچم افکار و اندیشه او بر زمین نخواهد ماند و آرزوهای انسانی او توسط دوستان و همسنگران او تحقق پذیر خواهد گردید.

اکنون که سه سال از شهادت خونین او می گذرد، حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان با ابراز تاثر و اندوه عمیق، سومین سالگشت شهادت این شهید شاهد را به خانواده، دوستان، همسنگران و تمامی جامعه هزاره تسلیت عرض نموده و امیدوار است که دوستان و همسنگران آن شهید، با الهام از افکار و آموزه های او، آرزوهای او را تحقق پذیر نموده و چراغ اندیشه ی او را روشن نگهدارند. همانگونه که آموزه های رهبر شهید استاد عبدالعلی مزاری الهام بخش مبارزه ی عدالت خواهی قرار دارد، امیدوارم که تلاشها و مبارزه ی شهید حسین علی یوسفی نیز الهام بخش یاران و دوستان او قرار گرفته و تحقق ارزشهای مدنی را امکان پذیر نماید. متاسفانه حوادث و رخدادهای خونین سالهای اخیر بیانگر این واقعیت است که جامعه هزاره در معرض دسایس و توطئه های پیدا و پنهان بسیار قرار دارد و به همین دلیل در مقاطع مختلف آماج حملات خونین تروریستی قرار داشته اند. شبکه های تروریستی و حلقات دهشت افگن همچنان هر ازگاهی از میان جامعه هزاره قربانی می گیرند و مصیبت جدیدی را بر دوش این مردم تحمیل می کنند. لذا شرایط موجود و نیازمندیهای جامعه هزاره اقتضاء می کند که مردم با حفظ انسجام و درک مصالح عالیه خود، نسبت به سرنوشت جمعی این جامعه توجه جدی مبذول داشته و در برابر دسایس و توطئه های دشمنان این مردم و شبکه های دهشت افگن هوشیار و حساس باشند. حساسیت و همبستگی جامعه هزاره بهترین گزینه در برابر دسایس و توطئه های دشمنان این مردم می باشد که با توسل به آن، آرمان شهدای این مردم تحقق پذیر گردیده و سعادت و خوشبختی این جامعه تامین خواهد گردید.

والسلام

حاجی محمد محقق رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان،

نماینده و ریس کمیسون فرهنگی و دینی پارلمان افغانستان

کابل 3 دلو 1390 مطابق با 23 جنوری 2012

+ نوشته شده در 2012/1/29ساعت 1:49 PM توسط رفیعی |

     آیا رسم همین است که سالروز شهادت یک شهید باید با شهادت سه تن از فرزندان دیگر این قوم همراه شود؟ سه سال پیش شخصیت برجستۀ فرهنگی و سیاسی مردم ما رهبر اسبق حزب هزاره دموکراتیک، شهید  حسین علی یوسفی در چنین روزهای به شهادت رسید. اکنون در آستانۀ گرامی داشت سومین سالروز شهادت وی هستیم، که ناچار باید در سوگ شهادت سه تن از فرزندان دیگر این قوم باشیم. با ابراز نهایت تاسف باید اظهار داشت که بعد از آرامش نسبی 3 ماهه در کویته پاکستان برای هزاره ها، امشب بار دیگر دشمنان مردم ما سه تن از فرزندان این قوم را به شهادت رساندند. به گزارش سایت های خبری پاکستان امشب  25/01/2012 تقریباً حوالی ساعت 9:00  در محلی بنام میکانیکی رود سه تن از فرزندان این قوم  بنامهای  ولایت حسین بازرس (FIA)، عابد حسین نازش مشهور به(عابد چهته) هنر مند محبوب و برجسته هزاره ها در تلویزبون پاکستان و محمد انور (حسابدار ای جی آفس) بر اثر حملۀ تروریستانه افراد ناشناس، زمانی که آنها با موتر شان به طرف مهرآباد می رفتند، به شهادت رسیدند. 

     قابل یادآوریست که مثل حوادث قبلی تروریستان بعد از به انجام رساندن عمل ناجوانمردانه شان از محل با موترسایکل شان متواری شدند و پولیس مثل همیشه بعد از حادثه محل واقعه را محاصره کرده اند. جنازه های شهدا بعد از انتقال به شفاخانه، به امام بارگاه نچاری انتقال داده شد است، تا بعد از آمادگی لازم به خاک سپرده شوند. روح شهدا شاد و یادشان گرامی باد!

+ نوشته شده در 2012/1/26ساعت 0:33 AM توسط تلاش |

     در آستانه فرارسیدن سومین سالروز شهادت، شهید حسین علی یوسفی رهبر اسبق حزب هزاره دموکراتیک قرار داریم. دست اندرکاران وبلاگ کویته سومین سالروز شهادت این رهبر فرزانه، دلیر و اندیشمند مردم ما را به تمام آزاده گان و ملیت های مظلوم و تحت ستم و آنانی که در راه اعتلای فرهنگ، کلتور، حیثیت، شعور سیاسی و ادب ملی شان بدون کدام چشم داشت به صورت شبانه روزی تلاش می کنند، تسلیت می گوید و از بارگاه متعال استدعای بهشت برین و شادی روح را برای شهید یوسفی و جمیع شهدای مردم ما دارد.

     قرار است به مناسبت گرامی داشت از سومین سالروز شهادت وی از طرف حزب هزاره دموکراتیک، در مهر آباد به تاریخ 26/1/2012م، یک مراسم پر شکوه در کریم شادی هال واقع علمدار رود از ساعت 3 بعد از ظهر برگزار گردد و در آن رهبران مرکزی حزب سخنرانی نمایند، همچنان اتحادیه محصلان هزاره (ایچ ایس ایف) نیز سمیناری را به این مناسبت ترتیب نموده اند، که قرار است به تاریخ 29/1/2012م، در هزاره تاون - ماشاالله هال واقع علی آباد برگزار گردد. دوستان مطلع باشند.

     قابل یادآوریست که دوستان می توانند جریان مراسم مهرآباد را به صورت آنلاین (از طریق انترنیت به صورت مستقیم) توسط سایت حزب هزاره دموکراتیک پارتی نیز مشاهده نمایند. جهت مشاهده جریان مراسم بر روی لینک زیر کلیک کنید:

مشاهده آنلاین مراسم سومین سالروز شهادت شهید حسین علی

 

+ نوشته شده در 2012/1/24ساعت 8:29 PM توسط رفیعی |

گزارش از: رمضانعلی محمودی

موسسه تحصیلات عالی کاتب بروز سه شنبه، تاریخ 20/10/1390 ه ش، اولین دور ازفارغ التحصیلان مقطع لیسانس خویش را طی یک محفلی شکوهمند، با حضور صدها تن از شخصیت‌های علمی، دولتی، فرهنگی، دانشجویان و خانواده‌های آنان، موسسات خارجی، نمایندگان مردم درپارلمان، فعالان مدنی، رسانه های تصویری وروزنامه ها، استادان دانشگاه های دولتی و خصوصی درهوتل بین المللی (انترکانتینینتال) کابل، تجلیل به عمل آورد.

دراین مراسم مسؤولان فرهنگی سفارتخانه های ( آمریکا، روسیه، آلمان، فرانسه، دانمارک، ترکیه، چین، جاپان، پاکستان، ایران) نیز دعوت شده بود.

این مراسم باگردانندگی واجرای آقای رمضانعلی محمودی مدیرعمومی استادان و محصلان این موسسه برگزار گردید. در ابتدا قاری برهان الدین حافظ، محفل فراغت دانشجویی محصلان را با قرائت آیاتی از کلام الله مجید معنویت بخشید و سپس حضار به احترام پخش سرود ملی قیام نموده و ادای احترام کردند. سپس محمد عزیز بختیاری، رییس موسسه تحصیلات عالی کاتب برای ایراد سخنرانی به جایگاه دعوت شد و به صحبت پرداخت. ایشان ضمن تبریک فراغت دانشجویان، یاد آورشد که (موسسه تحصیلات عالی کاتب تلاش دارد تا در سال تحصیلی جدید، حدود هشت رشته جدید را مجوز بگیرد تا بتواند بیشتر در خدمت جوانان عزیز و در خدمت هموطنان خود باشیم و همچنین ما برای برگزاری دوره ماستری در دو رشته درخواست دادیم که در اینجا از وزارت محترم تحصیلات عالی و رییس موسسات تحصیلات خصوصی در وزارت میخواهیم که در امر صدور این مجوز با ما کمک بکنند و سرعت ببخشند که انشاالله برای سال جدید این دو رشته را راه ‌اندازی کنیم.) آقای بختیاری درادامه سخنانش گفت: «این دانشجویان عزیزی که امروز از فراغت شان تجلیل می گردد، از اولین دانشجویانی هستند که در این دانشگاه ثبت نام کرده اند. ما سال اول با حدودی 350 دانشجو کار خود را آغاز کردیم ولی امروز که در سال 1390 هستیم، اولین نتیجه‌ی عملکرد این موسسه، را که همانا فراغت این عزیزان است جشن می گیریم.

درموسسه تحصیلات عالی کاتب در حال حاضر سی و پنج تن کادر علمی ثابت و یکصد تن دیگر از استادان این موسسه به صورت قراردادی در دانشگاه کاتب تدریس می‌کنند.

آقای بختیاری افزود، این موسسه توانایی راه‌اندازی برنامه دکترا را نیز تا دو سال آینده دارد و امیدوار است که بتواند دو سال بعد زمینه‌های تحصیل را به درجه دکترا نیز برای جوانان فراهم سازد.همچنان یاد آورشد که ایجاد شعبه جدید در شهر مزار شریف، از دیگر برنامه‌های توسعه‌ای موسسه تحصیلات عالی کاتب در سال جدید است.

رییس موسسه تحصیلات عالی کاتب از وزارت های (خارجه، عدلیه، لوی‌سارنوالی) و دیگر نهادهای قضایی کشور خواست تا برای تکمیل کادرهای علمی خود از دانشجویانی که از این موسسه فارغ می‌شوند، استفاده کنند.

از دیگر سخنرانان این محفل، مسعود ترشت وال رییس موسسات تحصیلات عالی خصوصی بود که از فراغت دانشجویان موسسه تحصیلات عالی کاتب ابراز خرسندی کرد و گفت که اسناد تحصیلی موسسات تحصیلات عالی خصوصی با اسناد موسسات تحصیلات عالی دولتی هیچ تفاوتی ندارد و این اسناد از خود وزارت داده می‌شود. آقای ترشتوال همچنین در مورد بورسیه‌هایی که از سوی وزارت تحصیلات عالی در اختیار علاقمندان قرار می ‌گیرد، گفت که برای به ‌دست ‌آوردن بورسیه‌های تحصیلی، فرصت مساویانه در اختیار فارغان موسسات تحصیلات عالی خصوصی و دولتی داده میشود و هیچ تفاوتی در این مساله وجود ندارد. وی در پایان به افزایش کیفیت و ارتقای سطح علمی موسسات تاکید نمود.

فاطمه گیلانی، رییس جمعیت هلال احمر افغانی که یکی دیگر از سخنرانان این مراسم بود گفت (موسسات تحصیلات عالی خصوصی در کشور فرصت‌های خوبی را برای جوانان به منظور ادامه تحصیل مهیا ساخته‌ اند. خانم گیلانی افزود که در حال حاضر 267 تن از کارمندان این اداره در موسسات تحصیلات عالی خصوصی که بیشترین آن در موسسه تحصیلات عالی کاتب می‌باشند؛ درس می‌خوانند.)

در همین حال، شماری از دانشجویانی که از موسسه تحصیلات عالی خصوصی فارغ شده‌ اند، ابراز خرسندی می ‌کنند که موسسات تحصیلات عالی خصوصی زمینه‌های خوبی را برای جوانان مساعد ساخته ‌اند. هاشم قیام یکتن از فارغان رشته‌ی حقوق موسسه تحصیلات عالی کاتب به نمایندگی از فارغین گفت: «گسترش عرصه خدمات تعلیمی و تحصیلات عالی سبب شده تا فرصت دستیابی به این امکانات برای علاقمندان در هر مرحله سنی فراهم گردد. همچنین آقای زکریا یعقوبی یک تن از فارغ التحصیلان رشته علوم سیاسی، مقاله‌ای را به زبان پشتو ارائه داد که در آن به ارزش دانش و تخصص و نقش آن در رشد جوامع اشاره کرده و از مقام استاد و علم تجلیل به عمل آورد.

ازبرنامه های دیگر دراین محفل، پخش کلیپ ویدئویی بود که در آن تصویر همه دانشجویان به شکل بسیار زیبا به نمایش درآمد و به استقبال گرم حضار قرار گرفت. قابل یاد آوری است که این کلیپ به همت مدیریت محترم آی تی تهیه، تولید و پخش گردید.

جالب تر و جذاب تر از آن، سوگندنامه دانشجویان فارغ التحصیل بودند که توسط استاد خانم کاظمیه محقق اجرا و قرائت گردید. در این قسمت همه‌ی دانشجویان فارغ ایستاده و متن سوگند نامه را به تعقیب قرائت خانم محقق تکرار می‌کردند.

در پایان این مراسم لوح تقدیر از سوی موسسه تحصیلات عالی کاتب به دانشجویان فارغ توسط استادان این موسسه، شخصیت‌های علمی و سیاسی و فرهنگی و نمایندگان دیگر موسسات تقدیم گردید. ضمنا از سوی موسسه تحصیلات عالی کاتب، لوح تقدیر و سپاس به ریاست هوتل بین المللی انترکانتیننتال جناب آقای محمد اکبر سروری به دلیل همکاری بسیار خوب و شایسته شان با موسسه تحصیلات عالی کاتب،  اهدا گردید.

انجمن تحقیقاتی فرهنگی – اجتماعی اندیشه شهروند، لوح تقدیری را که در آن سیمای میرزا فیض محمد کاتب، محمد ابراهیم قاسمی و عقیل شاه الیاسی (موسسین موسسه تحصیلات عالی کاتب) در آن حک شده بود به  موسسین این موسسه اهدا کرد.

موسسه تحصیلات عالی کاتب، برای اولین بار نزدیک به سیصد تن از دانشجویان را به درجه لیسانس از رشته‌های (حقوق، علوم سیاسی و جامعه‌ شناسی) فارغ التحصیل نمود.

 

قاری برهان الدین حافظ درحال قرائت

احترام به سرود ملی

رمضانعلی محمودی، مجری برنامه

محمد عزیز بختیاری، رئیس موسسه تحصیلات عالی کاتب درحال سخنرانی

مسعود ترشت وال، رئیس موسسات تحصیلات عالی خصوصی درحال سخنرانی

فاطمه گیلانی، رئیسه جمعیت حلال احمر افغانی درحال سخنرانی

قرائت سوگند نامه فارغان توسطه استاد کاظمیه محقق

فارغ التحصیلان درحال قرائت سوگند نامه

اهدای لوایح به فارغان ازسوی ریاست ومعاونت علمی – تدریسی

نمایی ازفارغان

آقای یعقوبی، درحال خواندن مقاله به زبان پشتو

هاشم قیام درحال خوانش مقاله

اهدای لوح ازسوی انجمن اندیشه شهروند به موسسین تحصیلات عالی کاتب

+ نوشته شده در 2012/1/17ساعت 7:12 PM توسط رفیعی |

زدست آسمان گل ريخت چسان بردامن كابل

خدا چون " نوعروسي" داد، بتن پيراهن كابل

نيسم صبح مي بوسد لبان ماه رويان را

غباروتيرگي برداشت ز روي سوسن كابل

زمين وآسمانش يكدمي دست تولا داد

سفيدي مي درخشد چون صدف در برزن كابل

نگاه آفتابش مهربان، اما چه خون گرم است

تلأ لو مي زند هردم به گنج ومخزن كابل

ازينكه دست حق هردم گلي اميد مي بخشد

به زير لب تبسم مي زند مرد و زن كابل

چه خوش گفتي تو " صايب " ازگل ودامان كهسارش

ولي اي كاش مي ديدي تو دلو وبهمن كابل

بشارت باد "محمودي " تو و هم ميهنانت را

بهارسبز در راه است براي گلشن كابل

 

                     شعر از: رمضانعلی محمودی، دانشجوی رشته جامعه شناسی

                                کابل –  دانشگاه کاتب

+ نوشته شده در 2012/1/12ساعت 0:16 AM توسط رفیعی |

دور شو زین همه من
روبگردان!
آنقدر ساکت و سردم شده است
که دیگر چله و یخ های قطور
زهوای منِ من می لرزند

دیگر بگریز زمن!
این همه عمر که بگذشت زمن
چه جفای که ندیدیم از آن
زندگی مان همه یلدایی بود
یاد تان نیست مگر؟
که: چه گلهای که دادیم به آب
و چه خاری که نشاندیم به خاک

گرگ ها در من و تو محو شدند
وحش ها از من و تو گشت پدید
پشت هم صید شدیم

ما، اگر ما نگردیم و نسازیم به هم
یاد باشد "نه تومانی و نه من"

                    صفر محمد"محمودی"

+ نوشته شده در 2011/12/31ساعت 2:14 AM توسط رفیعی |

موضوع سمینار: نگاهی به وضعیت هزاره ها

مکان برگزاری: اوبرن، سیدنی، ایالت نیوساوت ولز استرالیا

مورخ: 2011/10/30 و 29 میلادی

 مدت : دو روز

 شعری که توسط آقای عبدالله یاوری دراولین لحظه های گشایش سمینار دکلمه شد.

 آمدی ده بزم آزرگی برار منده نشی          قدم آی شیم سر چشمای مو خوار منده نشی

  روز شنبه مورخ 29 اکتبر 2011، نمایندگان مردم هزاره از شهرهای مختلف استرالیا، پرت، آدلاید، سیدنی، ملبورن و بریزبن برای شرکت در یک سمینار دو روزه تحت نام " نگاهی به وضعیت هزاره ها " در شهر سیدنی دورهم جمع شدند، تا دربارهٔ شماری از مسائل و مشکلات جامعه ی هزاره، چه در داخل و چه در خارج از استرالیا به بحث و تبادل نظر بپردازند.

این سمینار به دعوت فدراسیون هزاره های مقیم استرالیا برگذار شد. هر چند این گردهمایی از مدت ها پیش در دستور کار فدراسیون قرارداشت، اما کشتار و جنایات خونبارعلیه هموطنان ما درکویته ی پاکستان در چند ماه اخیر، برگذاری این سمینار را شدت و سرعت بخشید. 

          سمینار به میزبانی انجمن کاتب هزاره، کاتب یوت گروپ یا بخش جوانان کاتب هزاره و هزاره وایس برگذار گردید. این سمینارکه توسط سه نفر، آقایان حسین رضایت مسئول فدراسیون سراسری هزاره های استرالیا، آقای عبدالله یاوری مسئول انجمن کاتب هزاره وآقای رضا وکیل عضو هزاره وایس مدیریت می شد، ساعت 09:45 قبل از ظهر با تلاوت آیاتی از قرآن شریف توسط  حسین روحانی آغاز شد. پس از آن آقای یاوری، مسئول انجمن کاتب هزاره، از حضور صمیمانه  و مسئولانه ی مهمانان اعم از مردم سیدنی و مهمانانی که از دیگر ایالات استرالیا درسمینارشرکت کرده بودند، تشکرنموده و یادآورشدند که...وضعیت نابسامان و ناهماهنگ فعلی هزاره ها درافغانستان و جهان و اینکه: هر بهارستمگرانی به نام کوچی درهزارستان لشکر میکشند، انسانها را میکشند خانه ها را آتش میزنند، مال واموال مردم را غارت میکنند. هر زمستان انسان هزاره را درگوشه های دورافتاده و گمنام افغانستان قحطی وگرسنه گی تهدید به مرگ میکند. هرروز انسانهای بی گناه هزاره درپاکستان وافغانستان مظلومانه به خون می تپند. هرنفس پناه جویان هرازه درکمپ ها رنج میکشند، این هاهمه مسولیت زنده بودن را برای هرانسان بااحساس این جامعه سنگین میکند، وجدان های زنده را دردرون این جامعه تلنگرمیزند و به همه یاد آوری میکند که هزاره بودن مسولیت دارد و آن مسولیت ، حفظ منافع جمعی و تلاش برای همبستگی اجتماعی است ... درادامه برنامه آقای جاوید ریس شورای سراسری هزاره های استرالیا با خیرمقدم گویی به حضور مهمانان از وابستگی و علاقه مندی مردم به سرنوشت خودشان تشکر کردند. ایشان با ابراز تأسف از اینکه شماری از محصلان ، دیگر ایالت ها به دلیل هم زمانی سمینار با امتحانات دانشگاهها نتوانستند در این سمینار حضور یابند از حضورگسترده وفعال جوانان شهرسیدنی نهایت سپاس را داشتند و نسل جوان هزاره را به علم اندوزی هرچه بیشتر تشویق کردند. سپس ایشان به تشریح هر یک از اجندا پرداخته و توضیحاتی را در بارهٔ چارچوب کاری این دو روز ارائه دادند . موضوعاتی که تحت بحث وبرسی قرار گرفتند :

 1. بررسی و ضعیت اجتماعی و مشکلات هزاره های استرالیا و پناهنده گان داخل کمپ ها.

 2. بحث و تبادل نظر روی پلان کاری شورای سراسری هزاره های استرالیا.

 3. بررسی وضعیت هزاره ها در سایر نقاط جهان.

 4. بحث و مشوره دهی حقوقی بخاطر ایجاد یک صندوق تعاونی .

 5.  حضورجوانان هزاره در سهم گیری مسایل اجتماعی مربوط به هزاره ها.

            محترم آقای جاوید " ریس شورای سراسری هزاره های استرالیا" که عضو هیائیت مدیره سمینار نیز بود  ضمن معرفی اجندا نحوه برگزاری سیمنار را نیز برای شرکت کننده گان تشریح نموده و گفتند: کار امروزی سمینار مختص به تبادل افکار و ارایه نظر در مورد موضوعات فوق است. فردا بخاطر بحث بیشتر و اخذ تصمیم گیری  در خصوص این موضوعات، درکمسیون های ویژه و دراطاقهای مشخص که از طرف برگزارکننده گان این سمینار تدارک دیده شده اند،به صورت جداگانه به بحث و نتیجه گیری خواهیم پرداخت. بعد از آن نماینده هرکمسیون در حضور جمع اشتراک کننده گان نتیجه اش را اعلان می کنند و شما در مورد آن رای می دهید که کدام نظر را شورا بپذیرد و کدام نظر را رد کند.

         آقای عبدالله یاوری که مدیریت سمینار را به عهده داشت، درآغاز بخش سخنرانیها  نخست از همه، از شخصیت فرهیخته جامعه ما استاد عزیز الله شفق دعوت نمودند که در جایگاه تشریف آورده و نظرهای شان را درموارد مطرح شده در اجندا بیان کنند. همین طور سایر سخنرانان بالترتیب سخنرانی نمودند.

 محترم عزیز الله شفق:

    شعر از مولانا،

                    دوست دارد یار این آشفتگی                کوشش بیهوده به از خفتگی

             محترم آقای شفق اولتر از همه موفقیت های شورای سراسری هزاره های استرالیا را برای همه تبریک عرض نموده و گفتند...ما عضو فدراسیون هزاره ها به شکل رسمی نیستیم و در این جلسه هم به عنوان مهمان شرکت کرده ام ... ایشان درصحبت های شان به واقعیت های تلخ و شکننده جامعه هزاره و وضعیت مدنی آنها اشاره نموده و گفتند ضربه ای امیرعبدالرحمن را باید در پراکندگی خود جستجو کنیم. بعد از رهبرشهید مزاری بزرگ یاد آورشد و در مورد کارکرد های رهبرشهید گفتند:...قبل ازمزاری ما سیاست نکرده بودیم؛ ما سیاست را با مزاری مشق کردیم ، قبل از آن هرچه بود حرکت های ما عاطفی و احساساتی بود و کمترین درون مایه سیاسی را داشت، نقط کارسیاسی ما آغازش با مزاری شروع شد...استاد شفق در صحبت های شان گفتند که موضوع شهدای هزاره ها در کویته پاکستان نباید با یک هماهنگی خاتمه یابد بلکه باید ادامه یابد، از طریق دایرنمودن سمینارها و کانفرانس ها تلاش شود تا مظلومیت مردم ما مخشوش نشود. ما به عنوان مظلوم از حق خود دفاع می کنیم نباید ظالمانه حرکت کرد. دشمن تراشی به خیر مردم ما نیست باید سیاست دوست یابی را پیشه کنیم... تنه اصلی مردم ما افغانستان است ولی در تاریخ معاصر پاکستان نیزسهم برازنده ی داشته ایم. می توانیم از فکر واندیشه خود برای مردم خود در کویته، افغاسنتان و سایر نقاط جهان کاری انجام دهیم. اگرمی خواهید همه افتخارات خود را حفظ کنیم باید ریشه (افغانستان) را حفظ کنیم.

         آقای محمد حسین هاشمی یکتن ازشاعران و نویسنده ای جامعه هزاره در استرالیا که از شهر برزبن درسیمینار شرکت کرده بودند ، بعد از استاد شفق به سخنرانی پرداخت. وی مختصرا روی چند نکته تاکید داشته و فرمود که بحران هزاره ها یک بحران همیشگی و دارای  یک تسلسل تاریخی است. هزاره ها از بدو تاسیس افغانستان تا کنون در بحران اند. بعد تاکید داشت که باید بحران را شناسایی کرد و ریشه بحران را در بیرون از مرزهای افغانستان جستجو کرد. به گونه مثال افزود که طبقه حاکم بخاطر حفظ قدرتش در داخل به تصمیم گیری خارجی ها تن داده اند. باید موقعیت هزاره ها را در جهان تثبیت کرد.

         سومین سخنران آقای عباس دلجو، یکی از قلم بدستان، پژوهشگر و نویسنده ی  جامعه ما بود که درصحبت های شان گفتند "...فدراسیون هزاره ها درآسترالیا براساس تلاش خستگی ناپذیرفرزندان قوم می باشد. بعد از آن افزودند که مشکلات ماهزاره ها بخاطر ضعف حافظه تاریخی ما می باشد. ما از تاریخ خود داریم فاصله می گیریم، باید کاری انجام داد که تا هزاره ها از یک سوراخ چندین بار گزیده نشوند..." ایشان درصحبت های شان از شکوه وغنامندی تاریخ و تمدن هزاره ها در منطقه و جهان گرفته تا ظلم و ستم که بر این مردم صورت گرفته است اشاره نموده و گفتند که واقعا قابل تاسف است که هزاره ها در زادگاه شان مورد غارت و قتل عام قرار می گیرند؛ باید از این عمل ها الگو برداری نمود و نگذاشت که تاریخ بار بار صفحاتش از خون ما رنگین گردد. تاسف انگیز تر از همه که عمل عبدالحمن سکوت همه را در پی دارد که خیلی درد آور است...هزاره ها نباید وارث نفاق و پراکندگی دربین هم باشند. اختلاف و سلیقه های گوناگون را باید به اساس یک مکانیسم درست ازبین ببریم باید با یک صدا و آرمان مشترک کار کنیم.

          آقای علی مدد رضایی یک تن از روحانیون جامعه هزاره که از شهر ملبورن در سیمینار شرکت کرده بودند، درسخنرانی اش ازبرگزار کننده گان (انجمن کاتب هزاره) اظهار امتنان و تشکر نموده و با اشاره به مسله ویب سایت انترنیتی شورا گفتند: می شود ازطریق ویبسایت صدا را به گوشه گوشه ی جهان رساند. در ضمن تاکید نمودند  که درتشکیل شورا ها و سمینار ها باید منافع هزاره ها حفظ گردد. از جمله بر کار های چون ایجاد و تقویت مکتب دری ، آموزش احکام و قرآن تاکید نموده و برای تحقق بخشیدن آن خواهان کار های عملی شد. جلسه قبل از ظهربا ختم صحبت های آقای رضائی به پایان رسید .

            بعد از ظهر جلسه دو باره بصورت رسمی آغاز شد و آقای یاوری کمسیون های مربوطه را معرفی نموده و از اشخاص علاقه مند خواستند تا در کمسیون های مورد نظر شان نام نویسی کنند. ایشان کمسیون ها را هر یک نام برده و افراد مورد علاقه در آن نام نویسی کردند.

 1. کمسیون بررسی وضعیت اجتماعی هزاره ها.

 طرح نظرعملی که در کوتاه مدت چه باید کرد و در درازمدت چه کار باید کرد

 اعضای کمسیون:

   روح الله سلطانی ، حاجی روحانی ، علی مدد رضایی ، دانیال رضایی و عبدل رضایی .

 2. کمسیون بحث و تبادل نظر روی پلان کاری شورای سراسری هزاره های استرالیا.

 اعضای کمسیون:

 عبدالخالق علیزاده ، یاسر ، امین بهرامی ، بشیر حمیدی ، نرگس رجب ، زیبا گلزاری ،احمد رضایی و عبد الله یاوری.

 3. کمسیون بررسی وضعیت  هزاره ها در سایر نقاط جهان.

 اعضای کمسیون:

حسن غلام ، رضا اندیشه ، جان گلزاری ، فردین روشن ، سجاد حسنی و صدیقه روشن

 4. کمسیون بحث و مشوره دهی حقوقی بخاطر ایجاد یک صندوق تعاونی .

 اعضای کمسیون:

آقای جاوید ، رضا وکیل ، حاجی احمد ، حاجی ابراهیم ، حاجی دانش ، عمران ، فرهاد حمیدی و حاجی عزیز

 5.  کمسیون حضورجوانان هزاره در سهم گیری مسایل اجتماعی مربوط به هزاره ها.

 اعضای کمسیون:

  عباس هزاره ، فریده رجب ، فرزانه نظری، بشیر هدفمند ، حبیبه روشن ، جمعه خان جعفری و   زاهدی.

 6. کمسیون ویژه بخاطر مدیریت جامع و موثر ویبسایت.

 اعضایی کمسیون:

     حسن رضایی، احمد رضایی ، محمد داوود رضایی ، محمد حسین هاشمی ، ولی طاهری ، علی بابا اورنگ و خانم نرگس عمارزاده

 بعد از ایجاد کمسیون ها، اعضایی هر کمسیون به اطاق های از قبل تدارک دیده شده رفته و رویی موضوع مربوطه به بحث و تبادله نظر پرداختند. ساعت شش بعد از ظهر اولین روز سمینار رسما به پایان رسید.

   سمینار روز دوم مورخ 2011/10/30 ساعت 10:30 با تلاوت از کلام الله مجید توسط آقای روحانی آغاز شده و بعدا آقای یاوری از محترمه حبیبه روشن که بیانیه ای را در قبال این فدراسیون تهیه دیده بودند خواهش نمود تا پشت تریبیون تشریف بیاورند.

      محترمه حبیبه روشن مقاله اش را به زبان انگلیسی تدارک دیده بود که بخشی از آن چنین بود :

 A change for today and tomorrow! It is amazing how much time we spent and should spend in order to get solution. The outcome should be best. We should stop criticizing each other… We should respect each other and each others’ values. There is not always failure. If we are not tend to do this then who can do this? We as a group help each others. We should make close relationship to make Hazaras alive. We should make good strategy. Australian Hazara Federation must focus on teenage and parents in our community…

 بعد از سخنرانی حبیبه روشن نماینده هر کمسیون پشت تریبیون آمده و دیدگاه اعضایی کمسیون را در قبال موضوع مربوطه اعلام نمودند.

 1. محترم حسن غلام از کمسیون بررسی دورنمایی  هزاره ها در سایر نقاط جهان در مورد چنین گفت :  مسئله دید هزاره ها را از دید یک ملت مطرح کنیم نه یک اقلیت مذهبی. ما هزاره ها باید هم دیگر را بپذیریم چون بدون عام خاص وجود ندارد و بدون خاص عام وجود ندارد. و نیز در کمسیون مسئله پاکستان و افغانستان را موازی هم قرار دادیم چون در هر دو طرف هزاره ها آسیب پذیر اند.

   انجنیر رضا اندیشه به علاوه سخنان محترم حسن غلام چنین فرمودند : هزاره ها باید همدیگر پذیری را در اولویت قرار دهد و هم چنان از نقد منطقی استقبال کنند. بعد در مورد بررسی مشکلات و بحران های کنونی افغانستان و پاکستان اشاره نموده و از فدراسیون هزاره ها در استرالیا خواست تا پالیسی جامع برای هزاره های و استرالیا و سایر نقاط جهان طرح کند. وی نیز تاکید داشت تا شورای سراسری هزاره ها برای ایجاد روابط مستحکم با کابل و کویته و سایر انجمن ها گام های عملی را بردارد...

 بعد از ختم سخنان آقای حسن غلام و انجنیر رضا اندیشه اعضای سمینار هر یک به نوبه خویش در مورد تحقق بخشیدن این پالیسی ها و روش آن سوال کردند. هر یک از اعضا به نوبه خود پاسخ دادند.

2.  آقای عبدالخالق علیزاده و خانم نرگس رجب از کمسیون : بحث و تبادل نظر روی پلان کاری شورای سراسری هزاره های استرالیا نظر اعضایی کمسیون مربوطه را چنین باز گو کردند.

 آقای علیزاده نخست به شناسایی نقطه های ضعف، قوت ، فرصت ها و خطرات که متوجه یک شورا است به بحث پرداختند . بعد به دسته بندی این پدیده ها پرداخته و سه چیز را برای کار های شوری مهم پنداشت. نخست مشکلات ، بعد راه یابی مشکلات و سوم هم بودجه. هر یک از این سه پدیده را ریشه بابی کرده و نیز راه حل آنرا برای اعضا اعلان نمود.

 خانم نرگس بیشتر روی مدیریت و رهبریت سالم تاکید نموده وگفت هر کس که لیاقت داشته باشد باید انتخاب گردد. هم چنان در مورد ارتباط شورای سراسری هزاره ها با سایر هزاره ها باید با چهره های شناخته شده و مطرح آن ها باشند. شورا نیز تلاش کند تا ارتباط اش را با رهبر های سیاسی جامعه هزاره در پاکستان و افغانستان محکم گردد. بعد از آن با دولت استرالیا هماهنگ شده و بعد شورای به کار خود ادامه دهد.

 آقای عبدالخالق علیزاده و خانم نرگس رجب نیز بعد از تقدیم نظریه ها به سوالات اعضا پاسخ گفتند.

 3.محترم آقایی جاوید و عمران از کمسیون بحث و مشوره دهی حقوقی بخاطر ایجاد یک صندوق تعاونی نظریه ی اعضای این کمسیون را برای همه به خوانش گرفتند.

 آقای جاوی بحثش را با یک پرسش آغاز کرد و آن اینکه  آیا ضرورت است که شورا موضوع مالی یا صندوق اعانه را در پلان کاری خود داشته باشد؟ همه شرکت کننده گان مثبت پاسخ دادند. بعد محترم جاوید اضافه نمود که بلی بدون پشتوانه ی مالی کاری ساخته نسیت. وی افزود که باید دو نوع پلان مالی داشت. یکی برای کوتاه مدت و دیگری هم برای دراز مدت. در کوتاه مدت باید بودجه پاسخ گویی مشکلات روز باشد. برای پلان دراز مدت باید یک سیستم جامع داشته باشیم که در آن همه چیز ریکارد داشته باشد. و بودجه دراز مدت برای انکشاف جامعه هزاره به خرج رسد. با پلان دراز مدت شورا می تواند بعضی پروژه ها را دنبال کند همانند کمک به محصلین هزاره ها و یا انکشاف هزاره جات و... بعد در خصوص بعضی مسایل دینی که به نحوی مسایل مالی را در خود داشتند پرداخت. وی افزود همین نذورات ، خیرات ، صدقات ، سهم امام و امثالهم می تواند برای شورای یک پشتبانه ی مالی خوب باشد. در این راستا از روحانیون تقاضای کمک کرد. تا آگاهی مردم با بلند برده و از آنها بخواهند تا به شورا کمک شوند. بعد از آن به نحوه جمع آوری بودجه پرداخت.

    آقای عمران بیشتر روی تقویت بودجه بخاطر کمک به خانواده شهیدان واقعه کویته پرداخت. وی می گفت که باید شورا بخاطر کمک به هزاره های پاکستان اقدام نموده و به جمع آوری کمک مالی بپردازد. هم چنان به چگونه گی توضیع این کمک در بین هزاره های متاثر پرداخت. و نیز اشاره به نامه ی هزاره ها ی کویته برای هزاره های استرالیا پرداخت.

 بعد آقای جاوید به پرسش های اعضا پاسخ ارایه نمودند.

 4. عباس هزاره و حبیبه روشن از کمسیون حضورجوانان هزاره در سهم گیری مسایل اجتماعی مربوط به هزاره ها در مورد نظر اعضای آن کمسیون چنین گفتند:

 آقای عباس هزاره بخاطر رشد جوانان جامعه هزاره به دو نوع فعالیت یک کوتاه مدت و دیگری هم دراز مدت پرداخت. در کوتاه مدت باید شوری برای جوانان هزاره پروگرام های تقویتی برای دانش آموزان صنف هفت الی دوازه. سمینار های آموزشی برای مادران جامعه هزاره که چگونه می توانند در بخش تربیت اطفال شان رول مهم ادا کنند. ایجاد مکتب دری از شش سالگی تا شانزده سالگی.  ایجاد سرگرمی های سالم برای جوانان هزاره. حفظ شناخت و ایجاد شبکه بین محصلین دانشگاه و تبادل افکار بین جوانان. ایجاد یک کتاب خانه تحت سر پرستی شورای سراسری هزاه ها و تشویق جوانان در شرکت جستن در بازی های بین استرالیا.

 محترمه حبیبه روشن برای دراز مدت به نکات ذیل اشاره نمود. تقویت آموزش خانم ها و ایجاد مکتب مختص دری زبانان. کمک شورا برای آنعده از محصلین که مشکلات مالی دارند. کنفرانس جوانان هزاره در سطح بین الملل. ایجاد بورسیه برای محصلین شایسته هزاره ها از کویته پاکستان و افغانستان. و ایجاد یک مجله یا روزنامه برای جوانان جامعه هزاره.

 5.  محترم حسن رضایی و محمد داود رضایی ازکمسیون ویژه بخاطر مدیریت جامع و موثر ویبسایت در مورد چنین گفتند:

 آقای حسن رضایی در مورد آرمان و پالیسی ویبسایت گفت که این ویبسایت بنا بر اهداف شورا می باشد. نیاز ویبسایت خیلی بیشتر از همه چیز است چون در واقع صدایی شورا در بیرون همین وبیسایت می باشد. بعد به نوع ویبسایت ها اشاره نمود و هزینه هر کدام را مورد بر رسی قرار داد. به نحوه ادبیات که یک ویبسایت نیاز دارد و بخصوص جامعه هزاره استرالیا اشاره کرد. وی نیز فرمود که می شود از این طریق یک شورای نویسنده گان ایجاد کرد که سایر قلم به دستان هزاره در آن سهم بگیرند...

 آقای محمد داود رضایی در مورد ایجاد یک ویبسایت که بتواند به نیاز مندی های جامعه هزاره پاسخگو باشد اشاره نمود. وی خواستار این شد که باید در ویبسایت تمام ارزشها ی جامعه ما گنجانیده شود. باید در ویبسایت یک بخش مختص به چهره های شناخته و مطرح جامعه ما باشد. نیز باید روزهای مهم در آن گنجانیده شود تا هزاره ها بدانند که کدام روزها برای شان مقدس و مهم هستند. ایجاد یک کتابخانه آنلاین که در آن کتاب و آثار نویسنده گان مشهور جامعه ما در دسترس خواننده گان قرار گیرند. هم چنان این ویبسات یک منبع برای کسب معلوما ت باشد...

 6.روح الله سلطانی و محترم حاجی روحانی از کمسیون بررسی وضعیت اجتماعی هزاره ها در مورد دیدگاه کمسیون شان چنین گفتند:

 آقای حاجی روحانی بشتر روی حفظ ارزش های دینی و اعتقادی جامعه هزاره تاکید کرد. باید هزاره ها در این مسایل مستقل باشند و خودشان حلال مشکل خود باشند. هم چنان تاکید داشت که هزاره ها نباید دنبال بیگانه گان را بگیرند. اشاره به بعضی از موارد نمود که در واقع برای هزاره ها زیان بار بود است. وی نیز اشاره نمود که اکثریت نظریه های این کمسیون توسط سایر کمسیون ها گفته شده است. وی بیشتر تاکید اش روی تفکیک دوست و دشمن جامعه هزاره بود که هزاره ها باید در این مورد خیلی حساس و هوشیارانه عمل کنند.

 سمینار ساعت 7:00 شام مورخ 2011/10/30 به پایان رسید و بنا بر رای اکثریت قرار شد که سمینار بعدی در شهر ایدیلاید استرالیا در ماه اپریل 2012 برگزار گردد.

 نکته : قابل یاد آوری است که کمسیون بحث روی ویبسایت بر اساس نیاز بوجود آمد و اشتراک کننده گان برای ایجاد آن رای دادند.

 با تشکر فراوان ازتمام شرکت کننده گان سمیناراز شهر سیدنی و سایر شهر های استرالیا که در این سمینار شرکت نموده بودند . من: محمد داوود رضایی و همکارم نرگس عمار زاده که سمت منشی سمینار به عهده داشتیم، خیلی مخلصانه معذرت می خواهیم چون بخاطر امتحانات دانشگاهی نتوانستیم این گزارش را دروقت معینش تهیه کنیم. امید که دوستان عذرما را بپذیرند. و نیز قابل یاد آوری است که این گزارش عاری از اشتباه و خطا نخواهد بود. لطف نموده با حوصله مندی و بزرگی خویش ما را از آن مشکل واقف سازید تا در آینده ها از آن جلوگیری گردد.

 خدا آن ملتی را سروری داد          که تقدیرش به دست خویش بنوش

بـا آن ملتی سرو کاری ندارد         که دهقــانش برای دیگری کـــشت

 با احترام : محمد داود رضائی و نرگس عمار زاده منشی سیمینار ازاعضای گروه جوانان انجمن کاتب هزاره ( مربوط انجمن کاتب هزاره سیدنی )

+ نوشته شده در 2011/12/22ساعت 5:42 PM توسط رفیعی |

استاد عبدالغفور ربانی متولد سال 1338ه ش، در قریه سرتله سنگشانده و دارای تحصیلات حوزه وی تا مقطع خارج می باشد. استاد ربانی فعالیت های فرهنگی – سیاسی اش را با تشکیل کانون مهاجر با یک عده ای از دوستان دیگرش همچون استاد علیزاده مالستان، سلمانعلی رنجبر، سید عسکر موسی و... از ایران آغاز نموده است. از وی مقالات زیادی در نشریه های مختلف به چاپ رسیده است. استاد از سال 1368ه ش، با لیسه هدایت و همانطور بعد از مهاجرت به کویته پاکستان، با لیسه های این دیار همکاری تدریسی و تدوین مواد آموزشی داشته اند. در کویته وی برای مدت تقریبا شش سال مدیر مسوولی ماهنامه نسل نو را وظیفه دار بودند و نیز از وی تا هم اینک سه اثر به نشر رسیده است، که اثر جدید وی چندی قبل به نام دفتر نخست وارد بازار مطبوعاتی شد.

دست اندرکاران وبلاک کویته در ضمن تبریک نشر اثر جدید استاد به خودش و جامعه فرهنگی مردم ما، مصاحبه ی را با وی در مورد هزاره های کویته انجام داده است، که تقدیم شما می گردد.

کویته بلاگفا: استاد گرامی هزاره ها از چه زمانی در این قلمرو جغرافیایی (پاکستان) حضور داشته و هم اکنون تعداد نفوس آنها به چند می رسد؟

استاد عبدالغفور ربانی: با تشکر از استاد عبدالله رفیعی که در راستای معرفی مردم ما در ساحه های مختلف قدمهای مهمی را برداشته است و وبلاگ کویته را که راه انداخته، یگانه دریچه ی از کویته است، که ضمن انعکاس دادن درد و رنج مردم ما، به معرفی فرهنگ و تاریخ مردم مظلوم ما نیز می پردازد، باید عرض کنم که مردم معمولا چنین می پندارند که هزاره ها از دوره عبدالرحمان در پاکستان آمده اند، گرچند در اثر نسل کشی های که عبدالرحمان راه انداخت، تعدادی زیادی هزاره ها در پاکستان مهاجر شدند و از طرف مردم پاکستان از آنان به گرمی پذیرایی شدند، حتی قانونی وضع شد که چند قوم از جمله هزاره ها هرگاه وارد خاک پاکستان شدند، پاکستانی هستند، اما مردم هزاره از زمان های دور در پاکستان زندگی می کردند. از حاکمیت کوشانی ها، عزنوی ها، غوری ها، تیموریها، و بابری ها (مغلیه هند) در شبهه قاره هند اگر بگذریم، باید بگویم که هزاره ها در سال های 1479-1556م، بر مناطق شال، مستونگ، سیوی، تهته و سند حکومت نمودند. این سلسله حکومتی در تاریخ به نام ارغونی ها یاد شده است.
تا زمان سلطه انگلیس بر هندوستان بر این کشور مغلها حکومت می کردند. در این دوره در هندوستان فرهنگ و تمدن خیلی عالی و پیشرفته به وجود آمد که از آن به نام فرهنگ و تمدن مغلیه هند یاد می شود. همانطور که در هندوستان علم، فرهنگ و ادب در این دوره رشد نمودند و چهره های فرهنگی-ادبی از قبیل: عبدالقادر بیدل و امیر خسرو دهلوی در این دوره درخشیدند واقتدار سیاسی در این کشور به وجود آمد، عمارت های زیبا نیز در این دوره ساخته شد که اکنون هم پاکستان و هم هندوستان به آن افتخار می ورزند. با تسلط انگلیس حاکمیت مغولها در هندوستان از بین رفت و این کشور جز امپراتوری انگلیس شد. با گسترش مبارزات آزادیخواهانه مردم دو حزب وارد عرصه های مبارزاتی شدند. 1. حزب کنگره. 2. حزب مسلم لیگ. در اثر جدوجهد حزب مسلم لیگ به رهبریت قاید اعظم کشوری مستقلی به نام پاکستان در جغرافیایی سیاسی جهان به وجود آمد. در حزب مسلم لیگ تعدادی از جوانان هزاره به عنوان عضو این حزب فعال بودند، که شخصیت برجسته این جمع قاضی عیسی بود.
پس از استقلال پاکستان هزاره ها در تمام اداره های ملکی و نظامی پاکستان فعال بودند و تا هنوز فعال هستند. هم اکنون هزاره ها یک صوبایی وزیر بنام جانعلی چنگیزی و یک نفر در پارلمان مرکزی به نام ناصر شاه در بخش اجرایی و تقنینی دارند. در مورد نفوس آنها باید عرض کنم که بنا به گفتار بعضی از رهبران هزاره دموکراتیک پارتی نفوس هزاره ها به ششصد هزار بقول اینجا شش لاک میرسد که اکثریت آنها در شهر کویته ساکن هستند و تعدادی نیز در لورالایی، دوکی، در کراچی حسین کوت و منگاپور و همینطور تعدادی در کرم (پاراچنار) زندگی می کنند.
البته اگر هزاره های چچی (چچ هزاره) را که در ضلع هزاره زندگی می کنند و در سال های گذشته خواهان حقوق سیاسی بیشتر بودند به اینها اضافه کنیم، تعداد نفوس هزاره ها در پاکستان خیلی بالا میرود.
خوب است در پایان این گفتار یا جواب به دو نکته ی دیگر نیز اشاره کنم: 1. پروفیسور شرافت عباس که یکی از استادان فعال در دانشگاه بلوچستان بود و تحقیقاتی نیز راجع به هزاره ها نموده بود، می گفت هزاره ها امروز وارث تمام آثار فرهنگی و تاریخی مغولانی اند که در کشور های هند، ایران، پاکستان و افغانستان حضور داشته و دارای حاکمیت و امپراتوری بودند و همان مغولانند که امروز به نام هزاره شهرت دارند .2- دو کشور هند و پاکستان بر مبنای دینی تقسیم گردید، مناطقی که اکثراً مسلمان بودند به پاکستان و مناطقی که اکثراً هندو بودند به هندوستان تعلق گرفت. چون بر هندوستان مغولان مسلمان حکومت می کردند، پاکستان خود را وارت حکومت مغلیه هند می دانند. با چنین حرکت پاکستان از یکطرف خود را وارث یک فرهنگ و تمدن غنی نشان می دهد و از جانب دیگر با نام گذاری موشکی را به نام موشک غوری یا غوری مزایل، روح حماسی را در میان ارتش خود ریشه تاریخی می دهد. و از نقطه دیگر در تنازعات بر سر خط دیورند، ادعای خود را پشتوانه ی تاریخی می دهد، زیرا در زمان مغلیه هند قسمتهای شرقی افغانستان جز قلمرو این حکومت بود.


کویته بلاگفا: استاد گرامی هزاره ها چه خدماتی را نبست به پاکستان انجام داده و شخصیت های سر شناس آن چه کارنامه های را از خود به جا گذاشته اند؟

استادعبدالغفور ربانی: هزاره ها هم در حیات فرهنگی، هم حیات سیاسی و هم حیات نظامی پاکستان نقش برجسته ی را داشته و خدمات بزرگی را نموده اند. چنین چیزی در اثر وجود قانون اساسی خوب و فرهنگ سالمی است که در اینجا وجود دارد. همانطور که میدانیم قانون اساسی پاکستان نظام اداری فدرال را برای این کشور پایه ریزی کرده است و بر مبنای این نظام کشور به چهار واحد فدرالی تقسیم گردیده که هر واحد فدرال نظام اداری، قضایی و نصاب تعلیمی خود را دارد. با چنین نظام اداری است که مردم به حقوق شهروندی خود میرسد و به فرهنگ، تاریخ، و سنت های اجتماعی هر مردم احترام صورت می گیرد. مردم هزاره چون در پاکستان تا هنوز دارای حقوق شهروندی بودند از دل و جان برای حفاظت و ترقی این کشور می کوشیدند. در اردوی پاکستان شخصیت های ذیل خدمت نموده و می کنند: 1. جنرال محمد موسی خان هزاره که کارنامه این شخصیت بر کسی پوشیده نیست. 2. مارشال نیروی هوایی شربت علی چنگیزی 3. کرنیل برکت علی 4. برگیدیر خادم حسین 5. میجر نیاز علی 6. سایره بتول که اولین دختر هزاره است که جنگنده بمب افگن را به پرواز در می آورد. این چند نفر را من به طور نمونه ذکر کردم. تعداد سپاهی و افسرانی که در ارتش پاکستان خدمت کرده و یا هم اکنون خدمت می کنند خیلی زیاد هستند و نامبردن همه و هینطور ذکر کارنامه های آنان فعلا امکان ندارد. هزاره های که در ارتش پاکستان خدمت نموده برای حفظ و استقلال پاکستان جان نثاری کرده اند از قبیل 1. شهید صمد علی چنگیزی خلبان نیروی هوایی 2. کفتان صمد علی که هر دو در سال 1971م، به شهادت رسیدند. 3 میجر محمد علی 4. کفتان دوالفقار که در کارگیل به شهادت رسیدند. اینها را نیز به صورت نمونه ذکر کردم.
به علاوه نیروی نظامی و خدمات ملکی هزاره ها به تعدادی زیادی در نیروی انتظامی (پولیس) نیز مشغول خدمت هستند که در شرایط کنونی چند نفر از جمله افسران بلند رتبه پولیس هستند. 1. محمد موسی جعفری 2. فقیر حسین 3. دی ایس پی منظور 4. دی ایس پی جعفر. فعلا از تعداد زیادی هزاره های که در نظام اداری و پولیس پاکستان مشغول هستند، آماری در دست ندارم.
در پاکستان از میان هزاره ها شخصیت های فرهنگی نیز درخشیده اند از قبیل: 1. حسن پولادی، نویسنده کتاب هزاره ها. 2. کوثر علی کوثر، نویسنده کتاب تاریخ و ثقافت هزاره ها. 3. پروفیسور ناظر حسین، شخصیت فعال در امور فرهنگی و تدریسی و برنده مدال حسن کارکردگی. باید عرض کنم که این مدال ار طرف ریس جمهوری به نامبرده اعطا گردید. 4. حسین علی یوسفی (شخصیت سیاسی و فرهنگی) 4. محمد عالم مصباح، شاعر، داستان نویس، فیلسوف و استاد دانشگاه بلوچستان و صدها چهره فرهنگی دیگر که فعلا نامبردن از همه مقدور نیست.


کویته بلاگفا: در شرایط فعلی تعداد دانش آموزان و دانشجویان هزاره در مراکز آموزشی و تربیتی موجود به چه تعدادی حضور دارند؟

استاد عبدالغفور ربانی: ببینید هم اکنون در کویته مراکز آموزشی و تربیتی گوناگون فعال است. بعلاوه مراکز پاکستانی، ایرانی ها و افغانستانی های مهاجر نیز مراکز آموزشی و تربیتی دایر کرده اند. چند سال پیش اتحادیه محصلین هزاره (ایچ-ایس- ایف) در این زمینه آمارگیری نموده بودند. طبق آمارگیری آنها مجموع دانش آموزان و دانشجویان هزاره ها در مکاتب های ایرانی و افغانستانی و در مکتب ها، کالج ها و دانشگاهای پاکستان به  35000 (سی و پنجهزار) میرسیدند، با توجه با رو آوردن مردم طرف علم ودانش شاید این تعداد به 45000 یا 50000 (پنجاه هزار) افزایش یافته باشد. گرچند تعدادی زیادی از هزاره ها که در مکتب های ایرانی می خوانند، کار خوب است، اما هزاره های افغانستانی بعد از فراغت از صنف 12 بی سرنوشت می مانند، زیرا این مکتب ها از نظر دولت افغانستان رسمیت ندارند و فارغان این مکاتب را در دانشگاه های افغانستان قبول نمی کند.


کویته بلاگفا: در شرایط فعلی چه نهادهای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی از هزاره ها در شهر کویته فعالند
.


استاد عبدالغفور ربانی: نهاد های مختلف در شهر کویته فعالند و هر کدام به نوبه خود کار می کنند، اما از میان آنها از چند نهاد میتوان نام برد:
1.  تنظیم نسل نو هزاره مغل.
2. هزاره دموکراتیک پارتی.
3. مجمع تعلیمی و فرهنگی امت.
1. نخستین تشکلی که ذریعه تعدادی از جوانان با درد وارد عرصه های خدماتی شد، تنظیم نسل نو هزاره مغل بود. با آن که این تشکل در یک دوره خیلی خوب درخشید و در ساحه های مختلف خدماتی را انجام داد، اما اکنون از لحاظ سیاسی و محبوبیت مردمی خیلی ضعیف است. این تشکل برای رهایی از این وضعیت باید ضعف های درون خود را ارزیابی کند و برای رسیدن به توانایی گذشته خود پلان های را طرح و عملی نماید.
2. هزاره دموکراتیک پارتی، این جریان که اکثراً از تنظیم نسل نو هزاره مغل انشعاب کرده اند و در شرایط فعلی در عرصه های سیاسی فعال هستند. افراد آن اکثراً، جوان، فعال و پر انرژی هستند. اگر این جریان مدام ضعف های داخلی و نقشه های بیرونی را در نظر بگیرند ، با آگاهی نقشه های بیرونی راخنثی نمایند و در رابطه با مشکلات تشکیلاتی به این نکته توجه فرمایند که یک تشکیلات در صورتی تضعیف میشود که دارای ضعف های داخلی باشد، یک جریان هرقدر از خارج با فشار مواجه شوند، اما اگر از درون قدرتمند باشد، از حرکت تکاملی باز نمی ماند. باتوجه به این مساله ضعف های درونی خود را از بین ببرند و در عضو گیری اصلی دقت به خرچ دهند در آینده به صورت یک جریان قدرتمند وارد عرصه می گردند. جریانی که توان انسجام هزاره ها و رهبری هزاره ها را درسطح جهان داشته باشند.
3. مجمع تعلیمی و تربیوی امت، امت یک جریان فرهنگی است. اعضای آنرا بیشتر دانش آموزان، دانشجویان و استادان دانشگاه تشکیل می دهند. چیزی که در این جریان وجود دارد و قابل توجه است، ایثار، فداکاری و خلوص اعضای آن است. با آنکه امت از لحاظ مالی دچار مشکل است، ساختمانی را برای کار های فرهنگی و آموزشی در اختیار ندارند و در چندین مکان دور از هم چند ساختمان را برای کار های آموزشی کرایه کرده اند، اما خلوص و فداکاری اعضای آن باعث شده که اینها در امور فرهنگی و آموزشی از دیگران پیشتاز باشند. و در امتحان کانکور ( بورد اگزام) شاگردان امت درخشش خاص دارند. باید افزود که امت به علاوه کارهای آموزش معمولی تدریس زبان دری و تاریخ هزاره ها را نیز جز مضامین درسی خود قرار داده است و استادان امت نیز در روزهای یکشنبه در درسهای تاریخ هزاره ها حاضر می شوند. خلوص و فداکاری اعضای امت و برخورد انسانی که نسبت به همدیگر، شاگردان و مردم دارند باعث نیک نامی و محبوبیت روز افزون امت درمیان مردم می گردد. امیدوارم که امت این شیوه را ادامه دهند و خود را و کارهای خود را مغرورانه و متکبرانه همانطور که تا هنوز به رخ مردم نکشیده اند، در آینده نیز نکشند و روح خادم بودن مردم را همیشه در خود حفظ و نگهدارند تا به صورت نمونه در آینده نیز برای مردم باقی بمانند.


کویته بلاگفا: هم اکنون هزاره ها در مجموع خصوصا هزاره های کویته در یک وضعیت بحرانی قرار دارند، برای رهایی از این وضعیت چه پیشنهاد هایی را برای هزاره ها دارید؟


استاد عبدالغفور ربانی: ببینید برای خروج ار بحران ضرورت به کار های جمعی و یا یک تشکل فراگیر داریم، شعار تشکل فراگیر را ما داده ایم، که (هزاره های جهان متحد شوید) اما روی ایجاد یک محور برای اتحاد ما فکر نکرده ایم. برای اتحاد یا تشکل فراگیر ما ضرورت به یک منشور جامع داریم. منشوری که این توان و ظرفیت را داشته باشد تا هزاره های حنفی مذهب، جعفری و اسماعیلی را در یک تشکیلات منظم و اصولی گرد هم آورد. راجع به منشور جامع لااقل ما سه تجربه را از دیگران در اختیار داریم: 1- تجربه جریان های مارکسیستی. 2- القاعده. 3- صهیونیسم. جریان های مارکسیستی شعار کارگران جهان متحد شوید را سر دادند و برای تحقق این کار منشور و یا مانفست حزب کمونیست را به وجود آوردند و این منشور محوری است برای اتحاد آنان گرچند طراحان این منشور زنده نیستند، اما این منشور به عنوان یک محور اتحاد در میان آنان باقی است، ضعف این منشور در این است که این منشور صرف بر مبنای منافع اقتصادی کارگران جهان ریخته گردیده و تفاوت فرهنگی، تاریخی و زبانی و غیره کارگران جهان را در نظر نگرفته بودند، علی الرغم چندین کنگره جهانی که اینان ترتیب دادند موفق نشدند که تا یک اتحاد جهانی را میان کارگران ویا لااقل میان احزاب کمونیست های جهان به وجود آورند.
القاعده منشور خود را روی تفسیر خاص که از دین دارند پایه ریزی کرده اند. این منشور آنانرا دارای تشکیلاتی نموده اند که توان برخورد غیر منظم را در کل جهان با قدرتهای غربی را دارد، اما این منشور نیز تفاوت های فرهنگی، تاریخی و... مسلمانان جهانرا در نظر نگرفته است، اگر فشار های خارجی از روی اینان برداشته شود. اینان نیز دچار تفرقه و انشعاب می گردند.
صهیونیسم گرچند یک تشکل نژاد پرستانه است، اما دارای جامع ترین و کاملترین منشور است. منشور صهیونیستی چون تمام ابعاد و مسایل صهیونیست های جهان را در نظر گرفته و بر آن مبنا پایه گذاری گردیده است، این توان و ظرفیت را پیدا نموده که صهیونیست های جهان را در قالب یک تشکیلات منظم گرد آورند. در شرایط کنونی یک صهیونیست در هر قلمرو جغرافیایی اگر قرار داشته باشد در جهت منافع صهیونیستی حرکت می نماید.
خیلی از هزاره ها فکر می کنند که محور اتحاد شخصیت است و مردم هزاره باید بر محور یک شخصیت متحد گردند. بر محور یک شخصیت اولاً اتحاد به وجود نمی آید. اگر اتحادی هم صورت بگیرد با رفتن آن شخصیت اتحاد از میان میرود. با توجه به تجربه های تشکیلاتی که هزاره ها از خود دارند و با توجه به تجارب تشکیلاتی که در جهان به وجود آمده است هزاره ها باید منشور اتحاد خود را بریزند و بر آن مبنا یک تشکل فراگیر را به وجود بیاورند، در این صورت است که هزاره ها خود را از بحران فراگیر نجات میدهند و همپا با کاروان پیشرو به طرف کمال علمی، توان اقتصادی و مهارت های سیاسی حرکت می نمایند.


کویته بلاگفا: استاد گرامی ممنون از شما، در آخر اگر کدام گفتنی داشته باشید
.


استاد عبدالغفور ربانی: می دانید که ایجاد تشکیلات اصولی و فراگیر به دو چیز ضرورت دارد . 1. علم و دانش 2. توان اقتصادی. بنابر این از مردم خود بویژه از دانش آموزان و دانشجویان و فرهنگیان جداً می خواهم که اهمیت این دو را درک نمایند و در راستای علم آموزی و توان اقتصادی حرکت نمایند. و با کسب این دو یک تشکلی قدرتمند و فراگیر را برای رهایی مردم ما از بحران های که هم اکنون دامنگیر آنان است به وجود بیاورند.
                                                                                                                      والسلام.

+ نوشته شده در 2011/12/16ساعت 5:38 PM توسط رفیعی |

  تهدید می کنید که با یک گلوله ام

یا می زنید آتشی در آب و دانه ام

یا ذبح شرعی ام بنمایید یا به جبر

آواره می کنید مرا ز آشیانه ام

ای کرگسان پیر من از کوچ خسته ام

گر خون من به جای می و شیر سر کشید

گرجسم من به آتش و زنجیر درکشید

خاکسترم به باد برقصند درهوا

این روح سرکش ازفلک پیر برکشید

ای زاغهای پیر من از مرگ رسته ام

من سال هاست از قفس تان رهیده ام

چندیست بند ودام نیامان بریده ام

با بال خویشتن بپرم درفضای خویش

خود را زباتلاق جدایی کشیده ام

با اینکه شاخه شاخه، جدا، دسته دسته ام

آزادی هم غرورمن وهم توان من

دنیای من خیال من وآشیان من

با او همیشه سرخوش وسرمست وزنده ام

اوبال وقوت وهستی وروح روان من

بی وی ز باغ خلد برین دست شسته ام

 

                                                               صفرمحمد "محمودی"

+ نوشته شده در 2011/12/9ساعت 10:50 AM توسط تجلیل |

     اگرچه با هزاران دلهره و نگرانی محرم امسال در شهر کویته با تدابیر شدید امنیتی هشت هزار نفری با آرامی به پایان رسید، ولی حادثه دلخراش کابل، که طی آن به گزارش تلویزیون طلوع در اثر یک حمله انتحاری در نزدیک زیارت ابوالفضل(ع)، 54 تن شهید و بیشتر از صد نفر زخمی شدند و حادثه مزار شریف، که طی آن در اثر انفجار یک بم که در یک بایسکل جاسازی شده بود و در نتیجه آن چهار تن شهید و عده ای زخمی شدند، قلب عزاداران شهر کویته را همچون عزادارن افغانستان شدیدا متاثر کرد. غم انگیز تر اینکه به گفته تلویزیون تمدن مسوولیت حادثه امروز کابل را لشکر جهنگوی به عهده گرفته است، لشکری که مسوولیت حملات ناجوانمردانه اش بر هزاره های کویته را قبل از این به عهده می گرفت.

      مسوولین وبلاگ کویته این حادثه دلخراش و ناجوانمردانه را شدید محکوم نموده و برای شهدای امروز شهر کابل و مزار شریف از خداوند متعال بهشت برین را استدعا می نماید و در ضمن برای زخمی های حادثه شفای عاجل و برای خانواده های شهدا و زخمی های حادثه صبر جمیل را خواهانیم.

+ نوشته شده در 2011/12/6ساعت 11:4 PM توسط رفیعی |

نوشته :تجلیل

بشرامروزی تمام دست آوردهای شان را مدیون تکنالوژی میداند که درین دوقرن اخیر به سرعت تمام رشد کرده  وبازهم مسیر از رشد و  پیشرفت خودرا می پیماید . بشر با دست زدن به  اکتشافات واختراعات  در عرصه ی مختلف توانسته است که کره خاکی را به سمت اجتماع  واحدبه  پیش ببرند و  جهان را به عنوان دهکده ی کوچک بپندارد  که تمام انسانها درآن به شکل یک واحد کوچک اجتماعی در آن زندگی می کند و درتمام گوشه وکناری جهان مردم با استفاده از وسایل وتکنالوژی روز رخدادها حوادث و بسا مسایل دیگر را باهم شریک ساخته واز جریان و حالات که درکره خاکی می گذرد اطلاع و آگاهی حاصل نماید .دست یافتن به اطلاعات و شریک سازی اتفاقات ،اختراعات ، حوادث و خوشی ها همه وهمه  مدیون رسانه ها است که بشر به آن دست یافته اند  و این دست یافتن آنها به تکنالوژی امروزی سبب شده  است که از فاصله ها بکاهد و تمام حوادث را با تفاوت اندک زمانی در سرتاسر کره خاکی باهم شریک سازد.

رسانه ها به عنوان حنجره ی برای رسانیدن صدای  افراد دریک جامعه لازمی وحتمی بوده و می باشد ؛ اما اینکه چگونه عمل می کند ،بحث جداگانه است  . هرگاه به نظامهای موجوده ی دنیا یک نگاه کلی داشته باشیم میتوانیم بگویم که در هر نظام  رسانه ی وجود دارد ،ولی گونه ی فعالیت آنها متفاوت است .
کشورهای که از آزادی بیان و آزادی رسانه برخوردارست ، رسانه های آنها بدون کدام سانسور و یاهم فشاری به فعالیتهای  خود ادامه میدهد؛ اما کشورهای که تاهنوز به این اصل وارزشها دست نیافته است با مشکلات جدی  سانسور مواجه است و گفته می توانیم که سانسور مرگ رسانه پنداشته می شود.


رسانه ها در اصل خود باید پل ارتباط باشد میان حکومت وشهروندان؛ اما اینکه رسانه ها چگونه وظیفه  اصلی وواقعی خودرا ایفا می کند قابل تامل  است.
رسانه ها همانطوریکه از نامش پیداست در قدم نخست وظیفه خبر رسانی واطلاع دهی را به عهده دارد وباعبور ازین مرحله وظایف  و مسولیت های بزرگ  وسنگین دیگری را  نیز بر دوش می کشد که متاسفانه در کشورهای جهانی سوم کمتر توجه به این بخش از رسانه ها شده و می شود ، درحقیقت گفته میتوانیم که رسانه های امروزی دریچه  تبلیغات کالاهای سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی کشورهای بزرگ و قدرتمند شده است که  کشورهای جهانی سوم به شدت تمام از آن متضرر می شود .
 رسانه ها با درنظرداشت گونه های  آن درمیان مردم جایگاه خاص خودرا دارد و درمجموع گفته می توانیم که رسانه ها یک روزنه یست  برای دیدن آنسوی جهان که ما در آن  زندگی می کنیم . رسانه ها در نظام های دموکراتیک به عنوان یک رکن اساسی از دولت و حکومتداری محسوب می شود که بر مبنای اصلهای چون آزادی بیان، دموکراسی وحقوق مساوی افراد...بنا شده باشد. 

نقش رسانه هاهمانطورکه در اطلاع دهی و اطلاع رسانی مهم وبه عنوان وظیفه اصلی واولیه آن محسوب می شود در شکل دهی وتغیر ذهنیت عامه  نیز به همان اندازه مهم وموثر  پنداشته می شود. وقتی پیرامون مهاجرت هزاره به طرف کشوری استرالیا  دریک موسسه ی تحقیقات را به پیش می بردیم ُ ، آنزمان بیشتر به جایگاه رسانه ها درمیان مردم پی بردم و خصوصا درباب این که درساحات دوردست افغانستان کدام رسانه ها  شنونده  زیاد دارد. وقتی با افراد مصاحبه ی را انجام میدادیم واز رسانه ها می پرسیدیم ، اگثری آنها از رادیوها نام می بردند ؛زیرا در قرا وقصبات دور دست افغانستان به خاطر نبود برق و امکانات پیشرفته زندگی  آنها به رادیوها گوش می دادند و بیشتر افرادهم  رادیوی بی بی سی وبعدا هم آزادی را به زبان می آورد که متاسفانه بی بی سی با آن همه شورتبلیغاتی که دارد و ا ز بی طرفی اش داد  میزند  صادق از امتحان بیرون نیامد.
صداقت واصل بی طرفی بی بی سی وقتی زیرسوال قرار  گرفت  که در مقابل آن همه  فجایع وکشتاری هزاره ها  درکویته سکوت کرد و هیچگونه اخباری را درین مورد بازتاب نداد .
هزاره ها همانطور که برای مردم جهان ثابت شد که در یک وضعیت بدی از کشتارهای  سیستماتیک و هدفمند قرار داشت و هر روز از آنها قربانی می گرفت  ، ولی بی بی سی به گفته ی خود رییس بخش فارسی آن "  رسانهء قدرت مند و جهانی "  درمقابل اینگونه اتفاقات سکو ت اختیار کرد و حتی یک گزارش کوتاه را هم منعکس نساخت که بیانگر وضعیت هزاره ها بوده باشد .هرچند که اعتراضات هزاره ها علیه این گونه کشتارها  جهانی شد و رسانه های دیگر  تا جای سهم خودرا دربازتاب این گونه فجایع و کشتارها ادا نمود ، اما  بانهم بعضی رسانه های داخلی نیز از پوشش واقعی حادثه خود داری کردند.

این سکوت و بی تفاوتی رسانه ی بی بی سی در مقابل کشتارهای سیستماتیک در کویته پاکستان نه تنها که از موقف و  ادعای مسولیین این رسانه کاست ، بلکه واکنش تندی مردم هزاره را نیز در قبال داشت و این گونه برخورد ی این رسانه را ادامه برنامه های قبلی دانست که توسط این رسانه درقبال مرد هزاره دنبال می شود.
افراد که  رسانه های بی بی سی را دنبال کرده باشد میتواند به این واقعیت پی ببرد ،  بخاطر دارم که هارون نجفی زاده گزارش را راجع به میوه انبه (عم) کشوری پاکستان تهیه دیده بود و گزارش میداد ؛ اما  دربازتاب فجایع هزاره ها همچنان بی تفاوت وساکت واین خود می نمایاند که سیاست بی بی سی چگونه است .

وقت آقای صادق صبا ریس بخش فارسی بی بی سی دریک برنامه ی در دانشگاه گوهر شاد  در مورد فعالیت های بی بی سی، و تاثیر آن در کشورهای منطقه صحبت می کرد. بی بی سی را یک رسانهء قدرت مند و جهانی توصیف کرد و افزود که این رسانه تلاش می کند، در تمام موارد اصل بی طرفی  را حفظ کند. وی بی بی سی را تاثیرگذار ترین رسانه در جهان امروزی توصیف کرد.

 اما وقتی که آقای صبا راجع به بی بی سی و اصل بی طرفی اش صبحت می کرد باسوال یک شهروند با احساس افغانستان مواجه شد که پرسید ، دلیل سکوت بی بی سی در مقابل کشتاری هزاره ها درکویته  پاکستان چی میتواند باشد؟  جواب نیافت مگر اینکه با یک گرفتگی کلمه معذرت را بر زبان آورد و از مردم هزاره  معذرت خواهی کرد و گفت که "این موضوع غیرعمدی بوده و یقینا که بی بی سی متوجه همچو موضوع نشده است". هرگاه واقعا بی بی سی یکی از تاثیرگذارترین ویک رسانه قدرت مند وبی طرف باشد چطور می تواند که یک رسانه ی به آن بزرگی و قدرتمندی از همچو حوادث جهانی بی خبر بماند ؟. معذرت خواهی که هم صورت گرفته می تواند که از طرف خود آقای صبا باشد نه از رسانه ی بی بی سی  ؛ زیرا اگر واقعا رسانه ی به این بزرگی و جهانی بودنش می خواهد که شنونده و هوادرانش را با خود داشته باشد و همان اصل بی طرفی را فراموش نکند واز بی توجه اش معذرت خواهی کند باید  در سایتش ویاهم ازشبکه های خبری اش این معذرت خواهی را به شکل رسمی آن پخش می کرد  درصورتیکه چینین چیزی نشد.

مردم هزاره این گونه سیاست بی بی سی را غرض آلود خوانده و می گوید که بی بی سی درچندین برنامه ی دیگر خود نیز اینگونه سیاست های را درقبال مردم هزاره دنبال کرده است که می توان به عنوان نمونه از حمله بر سربازان انگلسی در هلمند یاد آورشد که بدون کدام تحقیقات که بتواند هویت واقعی فرد حمله کننده را ثابت کند وی را به نام هزاره اعلام داشت و افزودند که وی ازطرف ایران ماموری این کار شده بود  این کار  بی بی سی نه تنها که واقعیت ندارد بلکه توهین بزرگ است که به هزاره ها روا داشته شده است. .

منبع:

۱ـ یادداشت هایی از کابل

۲ـشبکه سرتاسری مردم هزاره

۳ـ کابل پرس

۴ـ خبر گزاری بخدی

+ نوشته شده در 2011/12/2ساعت 10:46 AM توسط تجلیل |

     مردمان پیشرفته، ارتقای علمی، فرهنگی و... خویش را در اثر هویت یابی بدست آورده اند. هویت یابی اعتماد به نفس می بخشد. با اعتماد به نفس است که آدم در عرصه های مختلف کامیاب می شود.

     نخستین اثری که زمینه ی هویت یابی و اعتماد به نفس را به وجود می آورد به نام "دفتر نخست" از استاد عبدالغفور ربانی، یکی از نویسندگان مطرح ملی مردم ما وارد عرصه مطبوعاتی گردیده است.

     دوستان گرامی که دوست دارند، در مورد موقعیت جغرافیایی، وضعیت تاریخی، فرهنگی، تمدنی و مذهبی هزاره ها معلومات بدست آورند، مطالعه این اثر ارزشمند برایشان توصیه می گردد.

مشخصات کتاب:

نام کتاب: دفتر نخست "موقعیت جغرافیایی، وضعیت تاریخی، فرهنگی و مذهبی هزاره ها"

نوشته: عبدالغفور ربانی

تایپ و دیزاین: عبدالله رفیعی

طرح روی جلد:  عبدالله رفیعی

نوبت چاپ: اول

سال انتشار: 2011 میلادی

تیراژ: 1000

قیمت: 100 روپیه پاکستانی

ناشر: بنیاد فرهنگی شمامه

محل توزیع: ۱. هنر استشنری، واقع  هزاره تاون علی آباد – کویته 03218012858 و 03058077955

                ۲. امامیه استشنری، واقع علمدار رود - مهر آباد

                    و دیگر استشنری های مهرآباد و هــزاره تاون

+ نوشته شده در 2011/11/29ساعت 7:13 PM توسط رفیعی |

نوشته از : ع.تلاش


پیش از آن که به اصل موضوع " هزاره ها و بحران هویت " بپردازم، نخست میخواهم تعریفی مختصری از واژۀ " هویت " داشته باشم.هویت در لغت به معنی حقیقت شی یا شخص که مشتمل برصفات جوهری او باشد. و به معنی شخصیت،  هستی و وجود هم آمده است. اما در اصطلاح "اریکسون" هویت را بدین گونه توصیف می‌کند: "مفهوم درونی و ذهنی از خود به عنوان یک شخص". در این کاربرد معمولاًکیفیت مشخص می‌شود، مثلاً هویت جنسی، قومی یا گروهی. گرچند بحث هویت و بحران هویت هزاره ها کاری است بس مشکل و توضیح آن در یک مقاله کوتاه غیر ممکن بوده، اما من کوشش می نمایم تا حدی به این موضوع مختصراً  نگاهی داشته باشم.

 اما قوم هزاره که خسارات جانی و مالی زیادی را در دوران حکومت عبدالرحمن خونخوار متحمل شده اند. از آن پیش و بعد از آن کوشش شده تا هزاره ها به حاشیه رانده شوند، حتی در بعضی اوقات کوشش شده تا از افغانستان محو شوند. از بین بردن و نابود ساختن یک قوم تنها با کشتار امکان پذیر نیست ازین جهت دشمنان این قوم تدابیر و جهات مختلف را از قبیل کشتار ، نابود ساختن آثار تاریخی آنها و قبضه نمودن محل های مسکونی شان اندیشیده اند. فاکتور اول یعنی کشتار این قوم بصورت گسترده در دوران حکمران جبار و فرعون ثانی عبدالرحمن صورت گرفت .بر اساس بعضی اسناد های تاریخی %60 الی %62 نفوس این قوم قتل عام شده اند.این شیوۀ برخورد وحشیانه باعث شد این قوم به مناطق و کشور های مختلفی مهاجر شوند. فاکتور دوم  تصرف مکان های بود و باش شان بود که این پلان و نقشه شان استادانه عملی شد. عامل مهمی دیگر که وضعیت هزاره ها را دچار اختلال و متزلزل نموده است ازبین بردن هویت تاریخی شان است. در گوشه و کنار افغانستان کوشش شده است تا هر نشان تاریخی مربوط هزاره ها نابود شود، مثال های زنده اش ازبین بردن بودهای بامیان و تبدیل نام هزارستان به هزاره جات میباشند.

از جمله سه عامل ذکر شده ، از بین بردن شناخت یعنی هویت هزاره ها و راندن هزاره ها از مکان جغرافیایی شان از همه مهم تر است چرا که امروز به اثبات رسیده که یک قوم با تعداد نفوس بیشتر قدرت مند نیستد بلکه با داشتن موقعیت جغرافیایی مناسب و شناخت تاریخی قدرتمند هستند، متآسفانه ما از هر دو ناحیه آسیب های فراوان دیده ایم . انقطاع هویت ما را به وضع فعلی دچار نموده و باعث شده تا ما فرهنگ و عنعنات اقوام دیگری را بپذیریم، این عمل باعث بوجود آمدن فرقه های مختلف تحت نفوذ بیگانگان شده که از آنان در تمام محافل سیاسی و مذهبی استفاده نادرست می شود. البته حوادث و حالاتی هولناکی که بر سر ما آمده کمی ما را از این غفلت تکان داده و در سدد آن ساخته تا هویت خود را دوباره بازیابیم از همین خاطر نویسندگان و نخبگان کوشش می نمایند تا در این زمینه از همه پیشی بگیرند و بیشترین مقالات و کتاب های شان را به این موضوع به تحریر در آورند. ودر اذعان عامه هم یک تحول در حال ساخت است. به وضاحت قابل فهم است که جریان ها و جنبش های بوجود آمده در پی آن شده اند تا شناخت تاریخی شان را دوباره بدست آورند که این موضوع خود جنجال برانگیز و یک نوع نا هماهنگی را بوجود میاورد که به آن به اصطلاح " بحران هویت " می گویند. طبق نظر " جمیز مارسیا "، تعادل بین هویت و گم‌گشتگی، بر اثر «تعهد» سپاری نسبت به یک هویت به دست می‌آید. از همین لحاظ است که جامعۀ هزاره به موضوع انقطاع هویتی شان پی برده و اندکی تلاش نموده تا از این مشکل رهایی یابند. اما دست یافتن به شناخت قبلی و احیای هویت یک مبارزه طولانی ، دشوار و هوشمندانه می خواهد. حل این مشکل از توان مردم عادی خارج و فقط روشنفکران، نسل جوان، تاریخ نویسان، نویسندگان و کارشناسان می توانند بر این زخم ناسور مرحم بگذارند. به اعتقاد من تا قومی شناخت درست از هویت خود نداشته باشد نمی تواند در دنیای امروزی صاحب حقوق سیاسی و اجتماعی شود چرا که گمشدگی یعنی عدم شناخت تاریخی از خود باعث نفاق می گردد و هرگز مردم را برای یک اتحاد و همبستگی قومی سوق نمی دهد. تا زمانیکه دربارۀ این مشکل چاره ای مناسب اندیشیده نشود هر حرکت و فعالیتی که برای اتحاد و همبستگی صورت گیرد ناکام است و به جای نخواهد رسید. در محافل سیاسی و اجتماعی ما امروز شعار ها و پلان های زیادی ذکر می شود تا بتوانند از یک طریقی اتحاد و همدلی بین مردم ایجاد نمایند اما همه شکست خورده و بی نتیجه شده اند. این سخن به این معنی نیست که وجود گروه های سیاسی هزاره ها را کاری بد بپندارم ، اما این گروه ها هنوز نتوانسته اند تا یک سیاست متحد خارجی داشته باشند تا هزاره ها سرنوشت بهتر داشته باشند. تشکیل گروه های سیاسی برای یک قوم و مردم الزامی است . ما در سیاست داخلی خود اختلاف نظر های زیادی داریم و باید هم داشته باشیم این یک امر طبیعی است. اما سیاست خارجی واحد باید داشته باشیم که متأسفانه نداریم و این یکی از ضرر های عدم شناخت از خود است که ما را از رسیدن به یک شعور سیاسی متوقف ساخته است. به نظرم هویت برای یک قوم یک پایه و یا از دید دیگر یک اصل است. پس باید برای این پایه گذاری و کاری مهم تدابیر هوشمندانه سنجید و آن زمانی انجام خواهد شد که اولتر از همه دانش پژوهان ، نسل جوان، نخبگان و نویسنده های ما در این باره مطالعه عمیق نمایند تا بتوانیم دوباره احیای هویت کنیم و مانند مردم  سرافراز دیگر جهان بر حیات خود استوارانه ادامه دهیم.  والسلام


+ نوشته شده در 2011/11/27ساعت 7:9 PM توسط تلاش |

 طبیعت را بیالودند درهرگوشه ی خاکی

گیاهان جمله می نالند واز جور بشرشاکی

نه برخود رحم می دارند، نی بر مزرع وجنگل

همه از انفجار و مرمی و داس وتبر حاکی

نه عاقل انتحاری را پذیرد نی تجاوز را

نه فقر و درد را خواهد نه ظلم وسینه ی چاکی

کجا آرام وساکت مانده بهر نغمه ی بلبل ؟

گهی آتش زدی برشهر و گه هم شاخه وتاکی

اگر باران نه ای طوفان نبودن نیز انسانی است

نمی زیبد ترا اینگونه قتل عام وناپاکی

گل وبلبل بکوچیدند وقمری و قناری هم

شکایت ها کند بوستان، اگر سیب است یا ناکی

دلی داری تو "محمودی" شکن نوک قلم زان رو

که مرگ آرد گهی زندان سرودن های زبی باکی

صفرمحمد"محمودی"

+ نوشته شده در 2011/11/24ساعت 10:58 PM توسط تجلیل |

نوشته: تجلیل

هرچندبحث در زمینه ریشه شناسی مشکلات جامعه هزاره  خیلی بزرگتر از این نوشته ی کوتاه است ،ولی فقط می خواهم که در زمینه مشکلات فعلی جامعه ما بپردازم. هرگاه خواسته باشیم که به این موضوع بپردازیم خوبست که با طرح  چند سوالی به بحث داخل شویم.

خوبست که از اینجا آغاز کنم که راه حل برای بیرون رفتن از وضعیت فعلی جامعه هزاره کویته چیست؟ آیا واقعا دولت توانایی کنترول این افراطیون مذهبی را ندارد ، یانه خود مقامات حکومتی ملوس به این گونه جرایم  است؟
حزب سیاسی هزاره ها به عنوان یک آدرس برای مردمش چی کاری کرده میتواند تا جامعه را ازاین  مشکل برهاند و نظم نو به جامعه بدهد؟
درین اواخر همه ما شاهد یک نوع تنشهای سیاسی در درون نظام حکومتی پاکستان و هم درسطح منطقه ی می باشیم  ، که  این تنشها و گیرودارهای سیاسی توانسته است که مجال برای سوء استفاده گران را بدهد تا دست به اعمالهای تخریبی وتروریستی بزند وازین طریق به هدف شوم وپلید شان نایل آید. تنشهای سیاسی امریکا با پاکستان و همچنان بعضی از مشکلات ومعضلات که با افغانستان مطرح است ، این زمینه ها را بیشتر مساعد ساخته است که گروه های تخریب کار برای بدنام ساختن کشورو مقامات دسته به این گونه اعمال بزند و شهروندان را دریک فضای ترس و وحشت قرار بدهد.
به باور نگارنده ی سطور این کار از توان حزب سیاسی هزاره دموکراتیک پارتی  بیرون است که بتواند کاری را انجام بدهد و یک راه حل بیابد تا  مانع کشتاری هزاره و  تغیر حالت موجوده شود ؛زیرا وضعیت کویته و درمجموع  پاکستان به یک سلسله  مشکلات درسطح کشوری مواجه است و این مشکلات توانسته است که زمینه ساز اینگونه رخدادهابیشتر باشد .در حزب سیاسی مردم هزاره افرادی که کارکشته و دارای یک  تجربه سیاسی درازی را داشته باشد ، کمتر درآن دیده می شود واین کار خود ضعف و نارسایی حزب را که به عنوان یک آدرس برای مردم هزاره ی این شهر است نشان میدهد و حزب که بیتواند برنامه و پلانهای این جامعه را طرح و راه اندازی نمایدنمی باشد  .برنامه های که ازطرف این حزب مطرح می شود کمتر درجامعه محسوس است، زیرا از یک طرف پشتوانه ی ا قتصادی که بتواند برنامه های حزب را به مرحله اجرا درآورد موجود نیست و ازطرف دیگر فعالیت فرهنگی حزب نیز نهایت از روندی کندی خودرا  می پیماید.
حزب سیاسی که می خواهد به جامعه طرح ، برنامه و خدمات عرضه کند و راهکاری را پیشنهاد کند ، نیاز به یک پشتوانه ی منظم اقتصادی دارد تا بتواند با این گونه پشتوانه ها پلانها ، اهداف و برنامه های خودرا دردرون جامعه جامه عمل بپوشاند ، درصورتکه این حزب ازهمچو چیزی متاسفانه برخوردارنیست .
حزب سیاسی هزاره دموکراتیک تاهنوزنتوانسته است که شخصیت های بزرگ سیاسی را جذب خود نماید و بعضا برنامه های که از سوی حزب راه اندازی  می شود نه تنها که زمینه ساز جلب و جذب افراد نخبه وسیاسی را مهیا نمی کند ،بلکه تنش و پراگندگی را در میان سردمداران هزاره ایجاد می کند ، اینگونه سیاستهای نا کارآمد نه تنها که روندی تقویت این حزب را به شدت ناکام می کند، بلکه ضربه ی بزرگ به پیکری اجتماع می زند ، که همان جامعه حامی آنهاست . هرگاه  گونه عملکردی را که حزب در پیش گرفته اند به بررسی بیگریم ، نشان میدهد که دارای یک پلان وبرنامه ی  منظم که بتواند  درآن خط فکری حزب را در عرصه ی سیاست نشان بدهد ، کمتر میتوان به آن پی برد.
جامعه هزاره کویته از هرچیزی دیگر کرده  ، امروز نیاز به یک همبستگی کلی و عمومی دارد که خوشبختانه این مقدمات گذشته شده وآهسته آهسته روندی  خودرا می پیماید، ولی متاسفانه که ناهماهنگی درمیان بزرگان سیاسی ما سبب گردیده که  این روند نیزمتضرر گردد.
هرگاه واقعا تعهد وصداقت در عمل وگفتاری این سیاسیون و بزرگان  که در راس جامعه  قرار دارد باشد ، چرا این نیروها را که همه داد از خدمت و دلسوزی میزند ، همه را باهم و یکدست نمی سازد ،تاباشد که هم در عرصه عمل شاهد آن باشیم و هم برای مردم فهمانده شود که  همه درصدد یک اتحا د و یکدستگی وهمچنان کار وخدمت برای  مردم خود هستند.
هرمشکل که در اجتماعی پیش می آید ، راه حل آن گفتگو و مذاکره باهم است، که سرانجام مشکل پیش آمده را توسط بحثها و گفتگو می توان حل نمود، اما بزرگان ما ، نمیدانم که چی چیزی مانع شان شده است که از موقف شان کمی پایین بیاید و به حل مشکلات  موجوده از راه گفتگو به آن  بپردازد و  نزاغ خانه را به بازار نکشاند و علیه هم موضعگیری نکند ،این موضعگیری  نه تنها به نفع خودشان نیست ، بلکه یک نوع شکستگی و پراگندگی را درمیان اجتماع نیز به بارمی آورد.

دراخیر می خواهم نکته ی را یاد آورشوم که تنها راه حل که میتواند بقا و ثبات سیاسی مردمی هزاره را درهرنقطه ی که باشد تضمین کند خودآگاهی و کنارهم آمدنهاست . هرگاه این دودستگی وفاصله ها هر روز بیشتر شود  این خود سبب می گرددکه شگاف عمیق  دردورن جامعه ایجادشده و روندی تدریجی مسیری از رشد وبالندگی را که می پیمایم نیز به شدت  متضرر سازد.

+ نوشته شده در 2011/11/24ساعت 10:52 PM توسط تجلیل |

 دیگه خسته ام زماندن و دوپایم گیره

همسفر کو؟ همه از عهد و وفا دلگیره

گل وگلدان همگی عاشق صحرا شده اند

کلبه ام رنگ خزانی بخودش می گیره

کوچه ها خاک به سر می کشد از بادهوس

جاده ها پر زهوای قفس و زنجیره

کاش می شد بپرم رنگ پرستو به فضا

دلم از غصه در این شهر بلا می میره

هم نفس! بال جدیدی که به جای بپریم

بوستانی که نه تیر و نه غم  و تزویره

آشیانی بنوازیم زتار دل خویش

پود اش از گیس درازی که به رنگ شیره

 

 صفرمحمد"محمودی" کویته پاکستان

1/7/1390ه. ش

+ نوشته شده در 2011/11/16ساعت 11:43 PM توسط تجلیل |

 شقایق خنده ی دزدانه می کرد

ستاره چشمک مستانه می کرد

کنار پله موهای صنــــــــــوبر

نسیم شامگاهی شانه می کرد

ولیکن سوسن من برلب حوض

به موج آب نقش خانه می کرد

و یا هم غصه ی دیرینه اش را

نثار شهرک بیگانه می کرد

خیالش با زبان بی زبانی

دیار خویش را افسانه می کرد

زبلخ باستان تا سیستانش

به اوجی، طرحِ یک کاشانه می کرد

به زیر چتر یک رنگین کمانی

سفید و زرد را همخانه می کرد

لگد مالی و نفی هر چه رنگ است

ز طرح خویشتن بیگانه می کرد

۱۰/۱۱/۲۰۱۱

           صفر محمد محمودی، کویته - پاکستان

+ نوشته شده در 2011/11/12ساعت 10:38 AM توسط تجلیل |

     به نوشته روزنامه جنگ 10/11/2011م، انتحار کننده هزاره تاون شناخته شد. انتحار کننده پسر جنرال سکرتری یک سازمان مذهبی ناحیه جعفر آباد بود. پدر وی جنازه اش را بعد از مشاهده در بی ایم سی هسپتال، شناخته است. به گفته پولیس به تاریخ پنجم نومبر انتحار کننده ای پایش در جوی مری کالونی لخشیده و در نتیجه آن مواد انفجاری اش منفجر گردیده و خودش را ازبین برده بود. پولیس شناختی کارت انتحار کننده را گرفته بود، که در آن نام وی پرویز الهی و نام پدرش نورحسن از ساکنان دیره الله یار درج بود. به تاریخ هشتم نومبر، یعنی روز دوم عید کسی به نام سکندرعلی مشهور به جوکی، که جنرال سکرتری یک از شاخه های یک سازمان مذهبی  ای می باشد، با مراجعه به شفاخانه بی ایم سی، انتحار کننده (پرویز الهی) را به حیث پسرش به نام پرویز علی شناخت. به گفته پولیس انتحار کننده در شناختی کارت اش، نام کاکایش را به جای نام پدرش درج نموده بود. در مورد انتحار کننده زمانی که با پولیس ساحوی جعفر آباد ارتباط گرفته شد، آنها گفتند که نظر به مدارک انتحار کننده از منطقه جهت پت مربوط به شهباز کالونی می باشد و وی به تعداد شش دانه شناختی کارت به نامهای مختلف ساخته بود. پولیس اگرچه جنازه انتحار کننده را به ورثای وی تحویل داده است، ولی تحقیقات اش در مورد ادامه دارد.

+ نوشته شده در 2011/11/11ساعت 1:54 AM توسط رفیعی |

نوشته: تجلیل

     هیچگاه یک جامعه از مسیر رشد و تکامل منحرف نمی شود، مگر اینکه افراد کارفهم و دانای آن جامعه کنار زده شوند و رهبری جامعه به دست افرادی بیفتد، که همیشه در فکر رسیدن به یک مقام و موقعیت باشند.

     جامعه هزاره کویته امروز به سرعت تمام مرحله ی از رشد و تکامل فکری خود را می پیماید. روندی تکامل فکری جامعه ها یک امری نسبی است، که نمیتوانیم آن را دقیقا اندازه و سنجش نمایم، ولی نظر  به اجتماع و جوامع دیگر می توانیم این روند رشد و تکامل را به بررسی و مطالعه بگیریم، زیرا پدیده های اجتماعی همیشه با در نظر داشت محیط و موقعیت جغرافیایی و همچنان با مقایسه ی اجتماع دیگر انسانی میسر و ممکن می گردد. هرگاه خواسته باشیم که جامعه ما به یک مسیر درست و مثبت آن رهبری و به پیش برده شود، نیاز شدید به یک رهبری و مدیریت دلسوز و صادق دارد، که تا بتواند جامعه را از وضعیت بی سروسامان شدن  و از رفتن به سوی چالش ها نجات بدهد.

     همانطوری که افراد در یک جامعه از لحاظ طرزفکر ونحوه ی نگرش متفاوت است به همان  اندازه دارای قابلیت ها و راهکارهای متفاوت فکری نیز است، که بتواند جامعه را بسوی ترقی و کمال یاری رساند. جامعه هزاره ی کویته امروز افرادی نخبه و آگاه در بخش مدیریت جامعه، تخنیک، هنر و نویسنده و شاعر  را با خود دارد، که متاسفانه  این نیروی بزرگ انسانی در یک فضای بی باوری و سردرگمی جدی به سرمی برند.  فضای آشفته ی شهر مسوولیت و دین اصلی این سرمایه های بزرگ معنوی را به فراموشی سپرده است و هر کدام از این افراد به نحوی در مسایل شخصی خود بیشتر توجه نموده تا به منفعت های بالاتر و اجتماعی. اینگونه  بی تفاوتی ها در مقابل اجتماع بوده است که افرادی آگاه و کارفهم آهسته آهسته محبوبیت و جایگاهش را از دست بدهد و کنار زده شود  و در راس کار و جامعه افرادی قرار بیگرند، که هنوز از تجربه و علمیت بالای برخوردارنیستند و دچار مشکل جدی اند و تنها حس و عاطفه  این دسته افراد  سبب گردیده  که تب وتلاشهای را برای بهبودی وضعیت اجتماعی اش انجام بدهد که متاسفانه کار را هم به حای نمی رساند.

     هر گاه خواسته باشم، که تمام نیروهای نهفته در بطن جامعه را به نحوی هماهنگ و منظم به سوی رشد و شگوفایی جامعه سوق بدهیم نیازمند شدید به پذیرش همدیگر به عنوان یک همکار و کمک کننده در قسمت رفع مشکل اجتماع می باشیم.

     هیچ مشکل ممکن نیست که برطرف نشود، ولی راز پیروز آمدن بر مشکلات تعهد و صداقت افراد آگاه و نخبه ی ماست، که گامهایشان را صادقانه و مستحکم برای مردم و جامعه شان بردارند. همانطوریکه همه ما میدانیم که جامعه مذهبی و سنتی هزاره های کویته گاهی قربانی عقاید و مذهب و گاهی هم  قربانی هزاره بودن خود می گردد، اما  اینبار در یک صحنه ی بزرگ دیگری قرار گرفته ایم که اگر مساله را جدی نگیریم، یکبار دیگر مردم قربانی بزرگ دیگری خواهد داد.

    همانطوریکه همه اقشار جامعه میدانند؛ تعصبات خشک و تند مذهبی در این جغرافیا مدام از مردم ما قربانی گرفته است ومی گیرد و این بار نیز با نشر بیانیه های از گردانندگان  برنامه ی عاشورای حسینی و دسته های سینه زنی خواسته شذه  است، که از بیرون کردن جلوس در خیابانها و سرکها  دست بکشند. مردم مذهبی و احساساتی نه تنها که در مقابل اینگونه اعلانات وبیانه ها بی تفاوت بوده بلکه به مراتب حس مذهبی و احساساتشان به جوش می آید. هرگاه در مقابل اینگونه واکنشها بی توجهی نمایم، به یک فاجعه ی بزرگ انسانی دیگر مواجه خواهیم شد.

      قرار گزارشات بی بی سی و مصاحبه ی که با مولانا احمد لودهیانی یک تن از رهبران گروه سپاه صحابه صورت گرفته است، این گروه خواهان این شده است، که شیعیان از بیرون آوردن جلوس در مراسم عاشورای حسینی  خودداری نمایند. هر چند که دولت پاکستان فعالیت گروه سپاه صحابه را ممنوع اعلان کرده است، ولی با آنهم این گروه تحت نام دیگری به فعالیت خود ادامه میدهد. همانطوریکه همه ما شاهد وضعیت بد ناامنی در این کشور هسیتم . این حرفها از آدرس یک مولانا و رهبر دینی و یا از طرف یک تحریک سیاسی میتواند که وضعیت را به نحوی تیره تر ساخته و احساسات مذهبیون را در مقابل همدیگر شدت بخشد و سبب ناهنجاری و بی نظمی های بیشتر گردد. چیزی که مهم است، این که اینگونه بیانات را از زبان یک مولانا و رهبر یک سپاه نادیده گرفتن  و نگاه ساده به مساله داشتن  ما را بیشتر از انچه تصور می کنم متضرر خواهد ساخت.

     همانطور که شاهد هستیم اتفاقات چند روز قبل در علمدار رود و یا هم منفجر شدن انتحاری که می خواست وارد محله شود و نرسیده به هدف منفجر شد، میتواند مقدمه ی بر کار های باشد که از صدور اعلان چنین بیانه ها  می گذرد. 

     از تمام آگاهان و بزرگان که در راس کار و مدیریت جامعه قرار دارند، تقاضا دارم قبل از اینکه روز جهانی قدس و یا هم روز دهم محرم چند سال قبل، یکبار دیگر تکرار شود، باید یک راه حل منطقی را برای بیرون رفت از این معضل یافته، مدیریت و کنترول جامعه را به شکل اساسی و اصولی آن بدست بگیرند و نگذارند، که یکعده ی افراد احساساتی مردم را یکبار دیگر با همچو حوادث مواجه سازند.

منبع: سایت بی بی سی

+ نوشته شده در 2011/11/9ساعت 9:25 AM توسط تجلیل |

     روز چهار شنبه 2/11/2011م، زمانیکه دو اتوبوس حامل زایران اهل تشییع از تفتان به طرف کویته می آمدند، در ساحه مستونگ "میاں غنڈی" مورد حمله راکتی قرار گرفتند. به گفته درایور یکی از اتوبوس ها، حمله کنندگان که احتمالا تعداد شان چهار نفر بودند، اول بر اتوبوس اولی یک راکت فیر نمودند و سپس اتوبوس دوم را هدف قرار داده و مورد شلیک سلاحهای خفیف شان قرار دادند. قابل یاد آوریست، که راکت به اتوبوس اصابت نمی کند، ولی در نتیجه برخورد مرمی های سلاحهای خفیف به اتوبوس دوم، یکی از شیشه های اتوبوس شکسته و اتوبوس چند سوراخ می گردد. در نتیجه این حمله، به سرنشینان هر دو اتوبوس کدام آسیبی نرسیده و اتوبوس بدون کدام ضایعه جانی به علمدار می رسد، که هم اینک در علمدار رود ایستاد است.

     روز پنجشنبه 3/11/2011م، حوالی ساعت شش بجه بعد از ظهر قاری یاسین، ملا امام یکی از مساجد اهل تسنن به نام "جامعه بسم الله مسجد"، مورد حمله افراد نامعلوم قرار گرفته و به شدت زخمی گردید. بعد از آنکه قاری یاسین به شفاخانه انتقال داده شد، یک تعداد از اهالی ساحه ای، که مسجد در آن واقع است و دوکانداران محل، روبروی مسجد دست به تجمع زده و در ضمن سوختاندن یک دکان به تظاهرات و سوختاندن لاستیک های موتر پرداختند. سپس مردم کماکان متفرق شده بودند، که چند شخص سر و صورت بسته پیدا شده و با شایعه انداختن مرگ قاری یاسین توسط اهل تشییع، به تحریک مردم پرداخته و آنها را تشویق به هجوم بردن به طرف علمدار رود کردند. مردم ساده لوح، که تحت تاثیر گفته های افراد سر و صورت بسته قرار گرفته بودند، به زودی احساساتی شده و به طرف علمدار رود هجوم بردند. زمانی که آنها می خواستند، داخل علمدار رود شوند، با مقاومت "نیروهای انتظامی خصوصی" علمدار رود که متشکل از جوانان هزاره می باشند و بعد از حادثه اسفناک عید فطر امسال تشکیل شده اند، گردیدند. زمانی که نیروهای انتظامی جوانان هزاره، مانع ورود آنها به علمدار رود شدند، مهاجمین به فحش دادن و شعار دادن های تند بر ضد مذهب تشییع شروع کردند و بعد از آن ،آنها شروع به شلیک نمودن هوایی کردند. نیروهای انتظامی جوانان هزاره، که وضع را چنین دیدند، آنها نیز احساساتی شده و دست به مقابله با آنها زده و در نتیجه زدوخوردی که بین آنها صورت گرفت، به نوشته بعضی روزنامه ها به تعداد شش یا هشت تن از مهاجمان زخمی شدند. قابل یاد آوریست، که در بین زخمی ها پسر یکی از رهبران حزب پشتوخوا به نام داکتر کلیم الله نیز شامل است.

     در جریان این زد و خورد ها، که امکان داشت هر لحظه وضعیت از حد بیشتر خراب گردد، پولیس و ایف سی به محل رسیده و با محاصر نمودن محل، هر دو طرف را متفرق کردند. روز جمعه ۴/۱۱/۲۰۱۱م، در اعتراض به زخمی شدن تعدادی از ساکنان مناطق همسایه علمدار رود، آنها در بازار دست به تظاهرات زدند و در ضمن تکرار شعار های تند شان، از حکومت خواستار برداشتن موانع ایجاد شده هزاره ها در علمدار رود و سرک نچاری شدند.

     از طرف دیگر تعدادی از آنها تحت نمایندگی، داکتر کلیم الله، کماندر خدا داد، انجنیز زمرک اچکزی، سید احسان شاه و سلطان محمد ترین نزد وزیر اعلی بلوچستان، اسلم ریسانی شکایت کردن رفتند. وزیر اعلی بعد از شنیدن دقیق شکایت آنها دستور داد، که وظیفه تامین امنیت برای شهروندان کویته وظیفه دولت است، لهذا موانع خود ساخته هزاره ها باید فورا برداشته شود، تا مردم اذیت نگردند و در آینده بین اقوام کدام مشکلی پیش نیاید.

     دستور وزیر اعلی بلوچستان، زمانی صادر شد، که در عین همان روز ۴/۱۱/۲۰۱۱م، یعنی دیروز سردار سعادت علی هزاره، سران تمام طایفه ها و خانواری های هزاره های کویته را جهت مشوره، ایجاد همبستگی بیشتر و گرفتن تصامیم دقیق برای حل مشکلات هزاره های کویته در منزل اش دعوت نموده بود. سردار سعادت علی و سران طایفه ها، دیروز تصمیم شان در رابطه به امنیت ساحه های هزاره نشین، بر این شده بود، که تعداد نیرو های انتظامی ساخته شده توسط هزاره ها "چوکیدار ها" بیشتر شده و آنها هرچه بیشتر تقویت شوند.

     قابل یاد آوریست، که قاری یاسین فقط زخمی شده است. قرار اطلاعات قاری یاسین از اعضا و یا متمایل به جمعیت علمای اسلام است. امروز در رابطه به زخمی شدن وی، امیر ناحیه کویته جمعیت علمای اسلام، آقای مولانا حافظ حمدالله طی بیانیه ای یاد آور شد، که قاتلان قاری یاسین باید به صورت فوری دستگیر گردند. وی علاوه نموده بود، که آمریکا توسط قاتلان کرایی اش می خواهد علما و سرکردگان اقوام ساکن در بلوچستان را حذف کند. در آخر بیانیه اش وی ذکر کرده بود، که جمعیت علمای اسلام نه در تفرقه اندازی های مذهبی و نه در تفرقه اندازی های لسانی سهیم است و نه بعد از این سهیم خواهد شد و نیز به کسی اجازه نخواهد داد، که در بین اقوام و مذاهب تفرقه اندازی کند.

     اگرچه آقای سید ناصر علی شاه عضو پارلمان مرکزی پاکستان با آقای عثمان کاکر، صدر ایالت بلوچستان حزب پشتونخوا ملی عوامل پارتی طی تماس تلفونی جهت حل نمودن جنجال پیش آمده روز پنجشنبه صحبت نموده است و هر دو طرف توافق نموده اند، که موضوع و مشکلات را با دیالوگ حل نمایند، ولی جنجال های پیش روی شهر کویته اینگار حل شدنش از توان رهبران و بزرگان محلی خارج است، زیرا دشمنان در تلاش اند، تا از هر حیله و نیرنگ جهت تفرقه اندازی، تحریک کردن ها و ضربه زدن استفاده نمایند.

     باید یاد آوری گردد، که امروز اکثر از احزاب بلوچستان با صدور بیانه ها با تایید سخنان وزیر اعلی، خواهان برداشتن موانع وضع شده توسط هزاره ها در علمدار رود و سرک نچاری شده اند. احزاب ها در بیانیه های شان تامین امنیت شهروندان را وظیفه دولت ذکر نموده و ایجاد موانع را یک مشکل جدید جهت دوری اقوام بلوچستان و تشکیل یک دولت کوچک در داخل دولت بزرگ ذکر نموده اند.

     در ضمن این جنجالها، منفجر شدن یک انتحاری در ساحه منور کالونی امروز، که در نتیجه آن فقط خودش از بین رفت، زنگ خطری جدی دیگریست برای هزاره های کویته، که دشمنانشان آرام ننشسته اند و هر لحظه در تلاش می باشند، تا به مردم ما با استفاده از هر فرصت ممکن هولناک ترین ضربه شانرا بزنند. آرزومندم، با درایت و دور اندیشی بزرگان هزاره شهر کویته، بعد از مشوره و همفکری جمعی زمینه ای ایجاد شود، که در حفاظت مردم ما موثر باشد. در آخر فرا رسیدن عید سعید قربان را برای تمام خوانندگان وبلاگ کویته تبریک گفته و از خداوند منان برای همه شما بزرگواران آرزوی عید خوش و زیبا را می نمایم. در ضمن از بارگاه متعال استدعا مندم، که دشمنان مردم ما را خوار گردانیده و فرصت ضربه زدن به مردم ما را از آنها بگیرد.

+ نوشته شده در 2011/11/5ساعت 11:29 PM توسط رفیعی |

     امروز شنبه 5/11/2011م، حوالی ساعت سه و نیم بعد از ظهر زمانی، که یک فرد خودکش می خواست از ساحه منور کالونی، عقب امام بارگاه امام محمد باقر (ع) داخل ساحه هزاره تاون شود، در اثر لخشیدن پایش، مواد منفجره اش، انفجار نموده و خودش پارچه پارچه شد. قابل یاد آوریست، از ساحه ایکه فرد خودکش می خواست وارد هزاره تاون گردد، در آنجا جوی بزرگی واقع است، که حیثیت سرحد بین ساکنان هزاره تاون و دیگر اقوام کویته را دارد. فرد خودکش زمانی که می خواست، از آن جوی بگذرد، پایش بالای سبزی های آن لخشیده و با منفجر شدن مواد انفلاقیه بدنش، خودش اسیر هدف شومش شد. صدای انفجار بسیار شدید بود و تا ساحه های بسیار دور شنیده شد. البته چون انفجار در جایی صورت گرفت، که اطراف اش کدام ساختمان و یا شخصی وجود نداشت، لهذا به کسی و یا ساختمانی آسیبی نرسید.

     در مورد اینکه هدف مشخص شخص انتحار کننده چه بوده، نمیتوان مشخصا چیزی گفت، ولی یک چیزی که عیان است، آن اینکه! در این روزهای فرارسیدن عید سعید قربان حتما هدف شوم وی، انفجار خودش در کدام ساحه ای پر چمعیت هزاره تان بوده است. بعد از منفجر شدن شخص انتحار کننده، پولیس و ایف سی به ناحیه رسیده و ساحه را محاصره کردند. در ضمن رسانه ها جهت گزارش دهی و یک تعداد خیلی زیادی از اهالی هزاره تاون به محل خود را رسانده و صحنه را از نزدیک مشاهده کردند. از خداوند متعال استدعا دارم، که مردم بی توجه ما را خودش در پناه اش نگهدارد و این عید را بدون کدام حادثه دلخراش بگذراند.

+ نوشته شده در 2011/11/5ساعت 7:54 PM توسط رفیعی |

"در سلسله اعتراضات جهانی هزاره ها نسبت به کشتار سیستماتیک هزاره های کویته، به تاریخ ۱۲/۱۰/۲۰۱۱م، تعدادی از نهادهای مدنی، سازمانهای فعال در زمینه حقوق بشری، فعالان سیاسی و ژورنالستان مغولستان در اولان باتور  نیز طی یک نشست خبری تحت عنوان "قتل عام هزاره ها را متوقف سازید"، اعتراض شدید شانرا ثبت نموده و در ضمن محکوم نمودن کشتار هزاره های کویته، همدلی و همدری شانرا با هزاره ها بیان داشتند. جهت کسب معلومات بیشتر در مورد نشست خبری مغولستانی ها و روابط مغولستان با هزاره ها، با برادر عباس، یکتن از محصلین هزاره ای، که در ضمن تلاش در راستای برگزاری این نشست، فعالیت های فرهنگی ارزنده ای را به نام شان ثبت دارند، مصاحبه ای انجام داده ایم. امیدواریم خوانندگان محترم کویته بلاگفا مورد پسند شان واقع شود و از آن استفاده نمایند."

کویته بلاگفا: آقای عباس، قبل از اینکه در مورد اعتراض مغولستانی ها نسبت به کشتار هزاره های کویته، از شما سوالی کنم، دوست دارم خود را برای خوانندگان کویته بلاگفا معرفی نمایید و در ضمن توضیحاتی در مورد فعالیت های علمی و فرهنگی خودتان در کل و در مغولستان به صورت خاص برای ما بگویید.

عباس: قبل از همه عرض سلام دارم حضور خوانندگان محترم وبلاگ کویته و نیز تشکر میکنم  از گردانندگان این وبلاگ، به خاطر اینکه ما را همیشه در جریان خبرها، اوضاع و حالات کویته قرار میدهند. عباس هستم محصل دانشکده ی انسانشناسی در دانشگاه ملی مغولستان. در سال 2009م، پس از دریافت بورسیه ی تحصیلی ای، که برای تعداد سه محصل هزاره، از طرف کشور مغولستان اختصاص داده شده بود، که من نیز از جمله آن سه نفر بودم، توسط آن برای ادامه تحصیل به مغولستان آمدم . تحصیلات دوره ی مکتب را در کویته به پایان رسانده ام. از کویته آغاز به فعالیت های فرهنگی در عرصه ی روزنامه نگاری توسط یکی از روزنامه های پاکستانی کردم. همچنان  در همان دوران وبلاگ خبری و تحلیلی  "هزاره نیوز پاکستان" که یکی از اولین وبلاک ها به زبان انگلیسی در رابطه به اوضاع هزاره های پاکستان بود، را به راه انداختم. پس از آرام شدن اوضاع کشور دوباره به افغانستان برگشتم و اولین فعالیت فرهنگی ام را در بخش تدریس زبان انگلیسی در یکی از مراکز فرهنگی و آموزشی در ولایت غزنی آغاز کردم. بعد به کابل آمدم و مصروف فعالیت های فرهنگی در بخش های روزنامه نگاری، وبلاگ نویسی، تحقیقاتی و کار در بخشهای توسعه و بازسازی در نهادهای مختلف بودم. علت اساسی آمدنم به مغولستان تحقیق در بخش روابط فرهنگی و تاریخی مغولها و هزاره ها بود، که در این زمینه تا هنوز تحقیقاتم جریان دارد.

کویته بلاگفا: آقای عباس، در مورد مغولستان، پیوند اتنیکی مغول ها با هزاره ها، روابط و احساس مغولها نسبت به هزاره ها لطفا توضیحاتی بدهید.

عباس: طوریکه شما میدانید مغولستان کشوریست با نفوس حدود سه میلیون، که از شرق ، جنوب و جنوب غرب با چین، از شمال و غرب با روسیه هم سرحد است و دارای آب و هوای بسیار سرد میباشد. همچنان عده ای کثیری از مغولها در سایر کشورها از جمله مغولستان جنوبی در چین و بوریات و کلموک در روسیه، که نفوس آنان به مراتب بیشتر از مغولستان مستقل است، به سر میبرند، که از تابعیت چینی و روسی برخوردار اند.  پس از انقلاب بلشویک در مسکو تا سال 1991م، مغولستان تحت سیطره ی شوروی بوده است، اما امروزه یگانه کشوریست که میتوان دموکراسی را در آن به شکل واقعی اش یافت. البته با آنهم میتوان اثر حکومت حدود هفتاد ساله ی شوروی در این کشور را در عرصه های مختلف زندگی مردم مشاهده کرد. از جمله تغییر یافتن الفبای نوشتاری مغولی اصیل، که از دوره ی چنگیز خان رایج شده بود به الفبای روسی و همچنان در نحوه ی زندگی آنان.

نظر به تیوری های که تاریخ دانان غربی و خصوصا تاریخ نویسان هزاره ارایه کرده اند، هزاره ها از لحاظ نژادی یا ترک اند یا مغول و یا هم نژاد مختلطی از ترک و مغول اند، اما به نظر من مشکل اساسی اینجاست که در کل اختصاصا از لحاظ نژادشناسی و تاریخ سیاسی روی این ارتباطات تحقیق صورت نگرفته است  .

اکثر مغولها بر این باورند، که هزاره ها مغولهای از بازماندگان لشکر چنگیز خان در افغانستان اند، اما به نظر من در دوران امپراطوری چنگیز خان نفوذ فرهنگ مغولی، خصوصا در عرصه ی زبان در میان هزاره ها صورت گرفت، اما در این باره تحقیق علمی صورت نگرفته است، که همه ی هزاره ها از بازماندگان سپاه هزار نفری چنگیز اند، طوریکه اکثر تاریخ نویسان غربی به این عقیده اند .

قبل از سقوط شوروی که مغولستان نیز تحت تاثیر آن نظام بود، مردم مغولستان معلومات خاصی درباره ی هزاره ها نداشتند. برای اولین بار در سطح رسانه ها مردم مغولستان در رابطه با هزاره ها زمانی شنیدند، که دو مستند به زبان مغولی از تلویزیون ملی و یکی هم از تلویزیون های خصوصی در سال 2008م، پخش گردید. بعد از آن در سال 2009م، پس از آمدن سه محصل هزاره به مغولستان، رابطه بین هزاره ها با رسانه ها و از طریق آن با مردم مغلوستان ازدیاد یافت..

کویته بلاگفا: آیا گفته می توانید، هم اینک به چه تعداد محصلین هزاره در مغولستان مشغول فراگیری علوم اند و در کدام رشته ها تحصیل می کنند.

عباس: فعلا بیست و سه نفر از محصلین هزاره در رشته های مختلف چون ( روابط بین الملل، انسان شناسی، کمپیوتر ساینس و اقتصاد) تحصیل میکنند، که از این تعداد سه نفر بورسیه ی تحصیلی دولتی دریافت کرده اند و بیست نفر شان توسط بورسیه ای، که از طرف یک دانشگاه خصوصی کوریایی به آنها داده شده است به مغولستان آمده اند، که از جمله شان سه نفر دختر اند.

کویته بلاگفا: خوب آقای عباس، حالا می خواهیم بدانیم، که از کشتار سیستماتیک هزاره های کویته، مغولستانی ها چگونه باخبر شدند؟

عباس: البته با وجود آنکه در بسیاری از رسانه های بین المللی مسئله قتل عام هزاره های کویته، بازتاب یافته بود، ولی متاسفانه رسانه های مغولستان از این مسئله آگاه نبودند. در آن زمان یعنی در اوج کشتارها، مثل سانحه وحشتناک مستونگ و اختر آباد خودم در کویته بودم. من از طریق ایمل با دوستان در مغولستان در تماس شدم و خواستم تا در این باره نشست خبری یی صورت گیرد، تا رسانه ها، مردم و دولت مغولستان در جریان این اوضاع قرار بگیرند و عکس العملی نشان دهند. بعد از آن بعضی از دوستان مغولی ما، تصمیم به برگزاری یک نشست خبری که خودم و سایر محصلین هزاره نیز در آن شرکت داشتیم، گرفتند.

کویته بلاگفا: آقای عباس، اعتراض مغولستانی ها چگونه و با شرکت کدام نهاد ها صورت گرفت؟

عباس: اعتراض مغولستانی ها به شکل نشست خبری با حضور  نهادهای مدنی، حقوق بشری، فعالان سیاسی و ژورنالستان صورت گرفت.

کویته بلاگفا: در کل، در نشست اعتراضی مغولستانی ها، چه مسایلی مطرح شد و به صورت رسمی چه تدابیری صورت گرفت؟

عباس: در نشست اعتراضی، ابتدا معلومات مختصری جهت آشنایی بیشتر و بهتر از اوضاع زندگی وخیم هزاره ها در افغانستان، پاکستان و ایران ارایه گردید. سپس هر کدام از این نهادها به نوبه ی خود پیشنهادات شان را ارایه نمودند و از جمله از دولت مغولستا ن خواستند تا به شکل رسمی این فاجعه را تقبیح کند. در پایان نشست خبری، پس از سوال و جواب های ژورنالستان به نمایندگی از هزاره ها، از دولت و رسانه های مغولستان خواستم تا کشتار سیستماتیک هزاره ها در پاکستان را در سطح بین المللی،  نهادهای حقوق بشری و ملل متحد از طریق کانال های دیپلماتیک مورد انتقاد قرار دهند و از دولت پاکستان بخواهند تا بر علیه تروریستان اقداماتی جدی نمایند، تا کشتار هزاره های کویته خاتمه یابد.

کویته بلاگفا: آقای عباس، اعتراض کنندگان مغولستانی، چه پیشنهاد هایی را برای قطع کشتار هزاره ها کویته ارایه دادند و همچنان آیا در مورد امکان روابط بیشتر بین هزاره ها و مغولستانی ها کدام صحبت های مشخصی داشتند.

عباس: برگزار کننده گان این نشست خبری موارد ذیل را از دولت و مردم مغولستان خواستند:

1. راه اندازی تظاهرات علیه کشتار جمعی هزاره ها از راه های قانونی.

2. همکاری های مالی و معنوی به هزاره ها از جانب دولت مغولستان.

3. ایجاد روابط فرهنگی و همکاری در عرصه های آموزش و پرورش، زراعت ، اقتصاد و ورزش.

4. حمایت از هزاره های که به حیث مهاجر و یا کارگر به مغولستان می آیند و قبول پناهندگی آنان.

5. مطرح نمودن کشتار سیستماتیک هزاره ها در سطح جهانی.  

قابل یادآوریست، که شرکت کننده گان این نشست موارد فوق را از طریق رسانه های مغولی از دولت مغولستان درخواست نمودند، اما تا به حال از جانب دولت کدام اقدام عملی صورت نگرفته است.

کویته بلاگفا: انعکاس اعتراض آنها از طریق رسانه های داخلی وجهانی چگونه بود؟

عباس: گزارش مفصل این نشست خبری همراه با مصاحباتی که بعد از این نشست با من صورت گرفت، از طریق رسانه های تلویزیونی و روزنامه ها پخش شد. همچنان در یکی از شبکه های معتبر چینی گزارشی از این نشست نشر گردید. پس از بازتاب بیشتر این موضوع گفتمان های تلویزیونی نیز صورت گرفت، که در آن از ما نیز دعوت شده بود، تا به صورت مشرح روی این موضوع بحث صورت گیرد.

کویته بلاگفا: به نظر شما، چه امیدهایی را میتوان از مغولستان نسبت به هزاره ها داشت؟

عباس: همانطوریکه در بالا ذکر شد، مغولها شناخت زیادی از هزاره ها در گذشته نداشتند به این دلیل روابطی نیز وجود نداشت، اما در این اواخر روی این مسئله بیشتر کار صورت گرفته است. خصوصا پس از اینکه سه بورسیه از طرف دولت مغولستان برای هزاره ها داده شد و بعد از آن فعالیت هایی که صورت گرفت،  میتواند این امیدواری را خلق کند که روابط مغولها و هزاره ها هر روز بهتر میشود، تا روزی مغولستان بتواند یکی از پشتوانه های محکم سیاسی در عرصه ی بین المللی برای هزاره ها باشد، اما نمیتوان زیاد هم خوش باور بود، زیرا مغولستان نیز فعلا کشوری در حال توسعه است و از اقتصاد چندان بالایی برخوردار نیست، ولی در آینده اگر روابط همچنان ادامه یابد میتواند یکی از مراکز مهم حمایتی از لحاظ سیاسی و اقتصادی برای هزاره ها باشد.

کویته بلاگفا: آقای عباس، تشکر از شما و در آخر اگر کدام پیامی برای هزاره ها در کل و هزاره های کویته در خاص داشته باشید.

عباس: پیامم بیشتر متوجه هزاره هایست که در کشورهای غیر از ایران، پاکستان و افغانستان زندگی میکنند و آن اینکه چون آنها در شرایط بهتر قرار دارند، باید بیشتر تلاش کنند و مسئولیت پذیر باشند. وضعیت کنونی هزاره ها از کشتار سیستماتیک در کویته - پاکستان گرفته تا فاجعه ی هر ساله، که در بهسود رخ میدهد، سردرگمی سیاسی  هزاره ها در افغانستان، وضعیت وخیم هزاره ها در ایران، تا شرایط کلی آوارگی و بیچارگی هزاره ها در سطح جهان نشان دهنده ی وضعیت یکسان همه ی هزاره هاست. مسئولیت هر فرد هزاره در هر گوشه و کنار جهان  است، تا برای ایجاد تغییر در وضعیت ملی و کلی شان، از خود تلاش به خرج دهند و مسئولیت شانرا در قبال سرنوشت جمعی شان ادا نمایند. دیگر اینکه هزاره های جهان نباید فکر کنند، که تنها با تظاهرات آن هم یک بار در سال علیه کشتار سیستماتیک هزاره ها در پاکستان و یا تجاوز کوچی ها در مناطق بهسود، مسئولیت شان را ادا کرده اند، بلکه باید فراتر از آن عمل نمود و برای بیرون رفت از شرایطی که وجود دارد تلاش مداوم داشت.

نشر گزارش اعتراض مغولستانی ها، نسبت به کشتار هزاره های کویته از تلویزیون ایس بی ان

+ نوشته شده در 2011/11/2ساعت 10:20 PM توسط رفیعی |

نوشته: تجلیل

     هزاره های کویته از مدت چند سال بدین سو است، که  مورد حملات تروریستی قرار می گیرد. این حملات در این اواخر افزایش یافته و تا به حال جان صدها نفر را گرفته است.
هزاره های کویته برای رهایی از این وضع بارها صدای اعتراض شان را در سطح حکومت ایالتی بلوچستان و حکومت مرکزی پاکستان رسانیده اند، ولی متاسفانه تاثیرات آنچنانی نداشته است. حزب هزاره دموکراتیک، برای چند بار تظاهرات های را در شهر کویته راه اندازی نموده  و از دولت مرکزی خواهان رسیدگی صریح به این وضعیت شده و حکومت ایالتی بلوچستان را فاقد توان مندی در حفظ و امنیت شهروندان هزاره خوانده است.
     بعد از گذشت اندک زمانی نه تنها که این در خواست ها و اعتراضات مدنی کار را بجای نرسانید بلکه روندی قربانی گیری به همان شدت خود ادامه یافت. سرانجام حزب هزاره دموکراتیک در طی اعلامیه ای از تمام هزاره های جهان خواست که برای پایان بخشیدن به این وضعیت تظاهرات جهانی را راه اندازی نماید و از نهادهای دفاع از حقوق بشر و کشورهای حامی بخواهند تا بالای حکومت پاکستان فشار آورده تا در قسمت تامین امنیت شهروندان هزاره این کشور توجه جدی نماید.
     این تظاهرات ها از اول اکتوبر سال جاری راه اندازی شد که در سرتاسر جهان "تا هنوز در حدود سی و هفت شهر بزرگ جهان" هزاره ها دست به تظاهرات زده و از حکومت پاکستان انتقاد نمود و خواهان آن شدند که عاملین قتل عام هزاره های کویته را شناسایی و دستگیر و به پنجه ی قانون بسپارند  و حکومت در قسمت حفظ جان و مال شهروندان مسوول می باشد، لهذا به جدیت به وظیفه اش عمل نماید.

     رهبران هزاره های کویته نیز هر کدام به نحوی تب و تلاشهایی را برای بیرون رفت از این وضعیت انجام  داده  تا بتواند یک راه حل را بیابند و جلوی این کشتار های مسلسل و زنجیره ای گرفته شود.
از جمله سردار سعادت علی هزاره در طی یک جلسه ی عمومی از مردم هزاره ی این شهر خواست که در اتحاد و همبستگی تان نهایت سعی و تلاش را بخرچ بدهید؛ زیرا تنها راه موفقیت شما اتحاد، همبستگی و یک صدا شدن در مقابل اینگونه فاجعه های بزرگ است که مدام از مردم ما قربانی می گیرد. وی در ادامه سخنانش افزود که حکومت ایالتی بلوچستان قادر به حل این معضل نیست و حکومت مرکزی باید تغییراتی را در سطح مقامات بالای این ایالت بیاورند و همچنان در ادامه صحبت هایش اشاره ی به کارکرد های حزب هزاره دموکراتیک داشت و افزود که نحوه ی فعالیت این حزب بدون پشتوانه ی قوی سیاسی و اقتصادی در وضعیت فعلی موثریت ندارد.

     حزب هزاره دموکراتیک، بعد از حادثات اخیر که در کویته به وقوع پیوست، نشستی را با مقامات بلند پایه ی حکومتی به شمول آصف علی زرداری رییس جمهوری پاکستان  داشته و از حکومت مرکزی خواست تا توجه جدی در زمینه نموده و  تغییراتی اساسی در ساختار حکومت ایالتی بلوچستان بیاورند و از مقامات فعلی حکومت ایالتی  شکایت کردند.
     بعد از این نشست و جلسات متعدد حزب هزاره دموکراتیک طی یک فراخوان از مردم خواستند که تا با شرکت در جلسه ای مردمی، از وضعیت فعلی آگاهی یابند  و دست آوردهای اخیری این حزب  را  شاهد باشند.  در جلسه متذکره افراد بلند  پایه ی حزب سخنرانی نموده و از وضعیت موجوده آگاهی داده و بیان داشتند که با نزدیک شدن انتخابات عده ی هستند که می خواهند، از وضعیت پیش آمده استفاده ی سیاسی نمایند و به نحوی تبلیغات انتخاباتی خود را به پیش ببرند.
     درباره این که کی ها هستند که از وضعیت پیش آمده می خواهد استفاده سیاسی را ببرند، هدف سردار سعادت علی هزاره می باشد. وی تا جای که میدانم، از لحاظ جسمی ضعیف شده و از صحت خوب هم برخوردار نیست و کمتر احتمال این می رود که وی خواهان این باشد که خود را کاندیدای دوره ی بعدی انتخابات نماید. سوال این جا پیش می آید که  آیا واقعا عده ای برای کمپاین انتخاباتی خود دست به فعالیتهای اینگونه  میزند؟ یا نه واقعا درد های مردمش نمی گذارد که بی تفاوت از مقابل اینگونه اتفاقات بزرگ بگذرند؟ سوالیست که به زودی به پاسخ آن خواهیم رسید.

+ نوشته شده در 2011/10/30ساعت 8:20 PM توسط تجلیل |

 

متن سخنرانی خواهر فرزانه ربانی در محفل: "هزاره گی کلچرل پروگرام"

خواهران و برادران عزیز همانطور که تذکر داده شد محفل امروز به مناسبت دعوت هزاره ها به خودیابی و خود شناسی دایر گردیده است.

خودیابی و خودشناسی هم در فرهنگ ها و تمدن ها دارای اهمیت است و هم در آموزه های دینی روی آن تکیه شده است. در آموزه های دینی ما چنین چیزی وجود دارد که من عرف نفسه عرف ربه، یعنی هر که خود را شناخت خدای خود را میشناسد. چنین چیزی اهمیت خودشناسی را نشان می دهد. زیرا جامعه و مردمی که خود را نشناسد خدای خود را نیز نخواهد شناخت. در نتیجه چنین نا آگاهی است که آدم نمی دانند جهان چیست؟ جهان به کدام جهت حرکت می کند؟ و او خود کیست؟ و نقشی را که باید در این جهان داشته باشد چیست و او چگونه  نقش جهانی خود را بازی کند؟

خود شناسی چیست از کجا آغاز می شود و چه نتایج مثبت را به بار می آورد؟

خود شناسی را اگر تعمیم دهیم و آن را عبارت از خودشناسی یک ملت وجامعه بدانیم باید بگوییم خود شناسی عبارت از این است که یک ملت موقعیت جغرافیایی ویژگیهای فرهنگی، تاریخی و توانایی های انسانی خود را بشناسد و از آن در راستای پیشرفت و ترقی بهره گیری نمایند.

قهرأ چنین برداشتی از خودشناسی این مسأله را نیز نشان می دهد که خود شناسی را از کجا آغاز کنیم؟ خود شناسی از شناخت فرهنگ تاریخ و موقعیت جغرافیایی آغاز می شود. هرگاه ما امور مذکور را شناختیم صاحب شخصیت فرهنگی و تاریخی میشویم. و با قدرت با فرهنگ ها و تمدن های دیگر وارد تعامل و گفتگو میشویم. و با بهره گیری از تجربه های مثبت دیگران در راستای پیشرفت گام بر می داریم. همین است نتیجه مثبت خودیابی و خودشناسی.

هزاره ها به عنوان یک ملت بزرگ که عمدتا در افغانستان، ایران، پاکستان، آسیای میانه و سایر جهان به صورت گروه های قومی کوچک و نسبتا بزرگ زنده گی می کنند. نیز دارای فرهنگ و تاریخ خود است. این مردم که به قبایل بزرگ تقسیم شده از نژاد واحدی به نام نژاد ترک منحل می باشند. این مردم از خود تاریخ و فرهنگ درخشان و تمدن غنی داشته اند که در تاریخ بنام فرهنگ و تمدن کوشانی ها، غزنوی ها، تیموری ها و مغلیه هند یاد شده است.

این فرهنگ و تمدن های که ذریعه هزاره ها بوجود آمده اند با آنکه در ردیف بزرگترین فرهنگ و تمدن های جهان قرار دارند در اثر انقطاع فرهنگی و تمدنی برای هزاره ها ناشناخته باقی مانده اند.به همین خاطر است که هزاره ها شخصیت حقوقی و تاریخی ندارند. و از حقوق و شخصیت حقوقی خود در ساحه ملی و جهانی قدرت دفاع را ندارند. برای یافتن شخصیت حقوقی و تاریخ خود باید هزاره ها فرهنگ و تمدن خود را به صورت عمیقتر بشناسند و به جهان معرفی نمایند. چنین کاری ضرورت به پژوهش و تحقیقات زیاد دارد. اما امروز من طبق بضاعت اندک علمی خود فقط اشاره ی به طرف فرهنگ ها و تمدن های می کنم که در طول تاریخ به وجود آمده اند به این امید که این آغاز باشد برای تحقیق روی این تمدن ها و معرفی آنها برای هزاره ها و مردمان جهان.

تمدن کوشانی ها، غزنوی ها و تیموری ها در قلمرو خراسان به وجود آمدند و تمدن مغلیه هند در کشور هند و پاکستان.

کوشانی ها در اوایل سده میلادی در خراسان سلسله مقتدری را به وجود آوردند و با گرفتن سیاست معقول و درست راه پیشرفت و تمدن سازی و فرهنگ آفرینی را به سرعت پیمودند. بزرگترین سلطان کوشانی ها کانشیکای کبیر بود. او هم که یک سیاستمدار لایق و یک سر لشکر برجسته و هم دوستدار علم و دانش بود، کشور را به طرف پیشرفت و ترقی هدایت نمود. در دوره او بود که خراسان مهد علم و دانش و در ردیف بزرگترین تمدن ها و فرهنگ های جهان قرار داشت. اگر بخواهیم خصوصیات فرهنگ و تمدن کوشانی ها را به صورت مختصر معرفی نماییم باید عرض کنم که در دوره کوشانی ها تعدد فکر عقیده و مذهب محترم بود. و طریقه های بودایی، برهمنی و زردشتی مساویانه تحت حمایت دولت قرار داشت و پیروان آنها به همدیگر روابط خوب داشتند و به همدیگر با دید احترام و تکریم می نگریستند. چنین چیزی بود که روحیه بردباری  مذهبی را بوجود می آورد و فرهنگ خشونت و فرقه گرایی را زمینه رشد و جولان نمیدارد. همینطور در دامن این فرهنگ روحیه علمی، اصالت اقتصاد، زیبایی شناسی و ارتقای دانش هیکل تراشی به وجود آمده بود که مجسمه موسیقی نوازانی که از هده کشف گردیده و تصاویر رنگه بامیان و دو مجسمه بزرگ بودا که در بامیان قرار داشت نمونه های از این ترقیات فکری و ذوقی است.

 

 در تمدن غزنویان و تیموریان که بعد از ورود اسلام در سرزمین خراسان بوجود آمدند ما با رشد صنایع ادبی بویژه در بخش شعر, تاریخ نویسی, فقه, تفسیر و غیره سروکار داریم که تاریخ بیهقی، حدیقه سنایی غزنوی و سایر آثار ادبی و علمی نمونه های از شاهکارهای علمی و ادبی است.

 

 

تمدن مغلیه هند توسط سلسله معروف به مغلیه هند بنیان گذاری شد. بنیان گذار این سلسله ظهیرالدین بابر بود.

این سلسله که سه صد سال بر هندوستان حکومت کردند. در این سرزمین فرهنگ و تمدن غنی را آفریدند. فرهنگ و تمدن که از افتخارات بشر و همین طور دو کشور هندوستان و پاکستان به حساب می روند. اگر این سلسله ذریعه انگلیس منقرض نمی شد و یک انقطاع فرهنگی و تمدنی هزاره ها در این قلمرو بوجود نمی آمد. هزاره های این قلمرو امروز جمعیت و شخصیت دیگر داشت.

 

 

 

 

 

 

 

در تمدن مغلیه هند ما با بردباری مذهبی بخصوص در دوره اکبر شاه و رشد علمی و ظرافت کاریهای هنری روبرو هستیم، اما رشد معماری از ویژه گیهای عمده فرهنگ و تمدن مغلیه هند دراین دوره به حساب می رود. در دوره مغلیه هند عمارت های زیاد از جمله عمارت های ذیل بوجود آمدند:

 

 

 

 

1: مقبره اکبر شاه

2: مسجد جامع دهلی

3:قصر مغل یا قلعه شاه جهان در دهلی

4: قلعه شاهی در لاهور

5: تاج محل

همانطور که آثار دوره کوشانیان، غزنویان و تیموریان نشان دهنده ترقیات فرهنگی و تمدنی است. این آثار که در هندوستان به وجود آمدند نیز ترقیات فرهنگی و تمدنی را نشان می دهد.

منتحی در اثر بریده گی فرهنگی و تاریخی هزاره ها نمی دانند که قلمرو فرهنگی و تمدنی آنها تا کجا امتداد داشت؟ و این فرهنگ و تمدن چه ویژگیهای را داشت. اکنون که دو نظر برخورد فرهنگی و تمدنی و تعامل و گفت وگوی فرهنگی و تمدنی در جهان مطرح است, باید هزاره ها فرهنگ و تمدن و حوزه های فرهنگی خود را و همینطور حوزه های فرهنگی و تمدنی جهان را بشناسند وبا چنین شناخت راه فرهنگ آفرینی و تمدن سازی را بیابند.

به امید آنرزو

والسلام

+ نوشته شده در 2011/10/28ساعت 10:49 PM توسط رفیعی |

نویسنده: محمد یونس "نوید"

خـدا آن ملــــــــــتی را سروری داد

که تقدیرش بدست خویش بنوشت

به آن ملت ســــــــــــرو کاری ندارد

که دهقانش برای دیــــگران کشت

     حوادث و بحرانهای آخیر، حملات هدفمندانه و ناجوان مردانه اخیر که باعث برانگیختن احساسات و ابراز تنفر شدید مردم ما در سرتاسر کره زمین گردیده است، زمینه ساز این شد که جهان و جهانیان را متوجه سازد که در این شهر چه میگذرد. چرا روزانه ده ها جوان ما در زیر خروار های خاک دفن می گردند؟ چرا کندن گور های دسته جمعی برای مردم ما به یک عادت مبدل شده است؟ چرا ما مردم را میکشند؟ و دلیل این کشتارها چیست؟ واقعا لشکر جهنگوی است یا طالبان؟ برادران بلوچ است یا پشتون؟ حکومت است یا دست های دیگری در پشت پرده در کار است؟ یا اینکه سیاست های بیرونی است که برای از پا در آوردن حریفش در بازی های سیاسی از مردم بی دفاع ما به عنوان پیاده نظام شطرنجی استفاده می کند. پس چرا ما؟ چون ما مردم حلیم و بی دفاع ایم؟ چون هزاره ایم ویا شیعه بودن ما باعث این گردیده است که این همه قربانی بدهیم؟ و یا اینکه مردم با تمیز و با فرهنگ هستیم که شعار ما، پیام ما و عمل ما پیشرفت و ترقی است. ما همواره کوشیده ایم که با پای خود راه برویم، با چشم خویش بنگریم، با دست خود کار کنیم و با فکر خود زندگی و باردوش کسی هم نبوده ایم و جز ثمر و مفاد برای دولت و همسایگان خویش چیزی دیگر نداشته ایم، پس چرا ما از میان مهره ها به عنوان مهره بازی انتخاب می شویم 

     چرا های زیادی در مقابل این همه قتل عام ها و بی عدالتی ها وجود دارد که اذهان پیر و جوان، کوچک  و بزرگ، زن و مرد ما را آزار می دهد، اما هیچ گونه جواب و دلیل قانع کننده ی وجود ندارد که برای حل این بحران کارساز باشد. شما شاهد هستید که در هر هفته ده ها زن بیوه و صدها طفل یتیم، ده ها مادر داغدار و در سوگ پسر می نشیند. ما هر روز عزادار و به خون خود می غلطیم، ولی به جرم خود ملتفت نیستیم. لاکین از گناه ناکرده خود بی خبریم که چرا و به چه جرمی؟ تحلیل ها و بررسی ها هنوز ما را قانع نساخته است. اگر بخاطر شیعه بودن قتل عام میشویم که داستان شیعه و شیعه بودن ما تازگی ندارد و بسا اقوام دیگر نیز هست که دارای مذهب تشیع بوده ولی این مسایل اتفاق نمی افتد. اگر هزاره بودن ما جرم محسوب میشود که هزاره ها در تاریخ پاکستان جز خدمت، افتخارات، پیشرفت، ترقی و آبادی چیزی دیگر به ارمغان نیاورده است که تاریخ خود گواه این مساله است. چنانچه در رابطه با حوادث اخیر مردم ما مقاله تحت عنوان "جنرال موسی خان ما شرمنده هستیم" که توسط حامد میر یکی از مطرح ترین ژورنالیست، نویسنده ی چیره دست، تحلیل گر و صاحب نظر در مورد مسایل تروریسم و مسایل امنیتی و همچنان گرداننده ی برنامه میزگرد در شبکه تلویزونی جیو نوشته شده است که صداقت، فداکاری وخدمات بزرگ مردم ما را نسبت به دولت و ملت پاکستان ثابت میسازد.

     دلیل دیگری که چرا ما مردم بی گناه و بدون جرم به قتل میرسیم، می تواند حسادت کوردلان و تاریک اندیشان باشد که نمی توانند ما مردم را که در این جایگاه قرار داریم تحمل کنند، چرا؟ چون در منطقه ی که چادر نشینی رسم باشد، زندگی در ساختمان های مجلل جرم است. در شهریکه بیسوادی حاکم باشد، پیشرفت و ترقی، آموزش علم و دانش، ایجاد و موجودیت مراکز علمی و فرهنگی در هر کوچه و محله محکوم به نابودی است. در محیط که زنان به عنوان برده ی زر خرید باشد، فعالیت و آزادی آنها کفر شمرده میشود. در شهریکه بی عدالتی و بیدادگری به اوج رسیده باشد، عدالت و مساوات واجب القتل می باشد. لذاست که برادران و خواهران من، بزرگان قوم، روحانیون و سیاست مداران محترم پیشرفت و ترقی چشمگیر مردم ما، ایجاد و موجودیت صدها مراکز تعلیمی و رشد سرسام آور آنها، حرکت زن و مرد، کوچک و بزرگ برای کسب علم و هنر، تعمیرات زیبا و مجلل، نظافت و صفایی محیط و زندگی ، چشمان کور و پر طمع دشمنان مارا متوجه خودش گردانیده است، لذا دشمنان بی رحم ما تلاش شان بر این است ، که به هر شکلی ممکن هم که شده مانع پیشرفت و ترقی ما گردند و بر روحیه مردم ما تاثیرات منفی بگذارند.

     خوانندگان گرامی این مقاله! هیچ مشکلی و هیچ بحران جود ندارد که راه حل نداشته باشد. البته اگر ما و شما بخواهیم و به راه حل آن فکر کنیم، بنا به فرمایش بزرگ جامعه شناسی عالم، حضرت علی می فرماید: "حل مشکل همواره با درک مشکل آغاز میشود، یعنی ما باید درد را بیابیم بعدا دنبال مداوای آن حرکت کنیم." یکی از راه حل های که میتواند خوب ترین راه حل برای رفع مشکلات موجود باشد، اتحاد ما و شماست، تا زمانیکه متحد نشویم، اتحاد و همبستگی نداشته باشیم، یک مشت و یک صدا نباشیم. تا هدف ما راه و مسیر ما و خواست ما یکی و متحدانه نباشد، به باور کامل گفته می شود که همچنان مشکلات و بحران ها، قتل عام ها و کشتار دسته جمعی ثابت و تکرار خواهد شد. و بشکل انفرادی و تفرقه-تفریقه هیچ گاهی به راه حل واقعی دست نخواهی یافت. بناء خصوصا بزرگان محترم و مسولین گرامی در قسمت سرنوشت، این مردم بیچاره که چشم امیدی به شما دوخته اند، بخاطر حفظ منافع مردم ما و بخاطریکه دیگر شاهد کندن گورهای دسته جمعی و تابوت کشی های متعدد نباشیم. سلیقه های شخصی را کنار گذاشته باهم و در کنار هم دنبال راه حل باشیم، به امید آنروزیکه دیگر هیچ وقت این همه فجایع بزرگی را تجربه نکنیم و همه گی متحدانه در مقابل کوه از مشکلات ها بایستیم.

نوت: مطالب فوق فشرده ی از مقاله محمدیونیس "نوید" می باشد .

+ نوشته شده در 2011/10/26ساعت 7:39 PM توسط تجلیل |

گزارش از: عبدالله رفیعی

     استاد حاجی محمد محقق، رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان و رییس کمیسیون عدلی و قضای مجلس نمایندگان افغانستان به تاریخ 21/10/2011م، به ریاست عده ای از اعضای مجلس نمایندگان افغانستان وارد اسلام آباد - پاکستان شدند. استاد محقق در ملاقات اش با یوسف رضا گیلانی، وزیر اعظم کشور پاکستان در ضمن صحبت در مورد اهمیت سفر اعضای پارلمان کشور ها به کشور های یکدیگر در رابطه به کشتار هزاره های کویته، خواهان توجه جدی ایشان به این مسله شدند. وزیراعظم پاکستان در پاسخ به وی یاد آور شدند، که هزاره های پاکستان یکی از بهترین شهروندان پاکستان  می باشند و وی علاوه کردند، که ایشان در کویته رفته و به هزاره های کویته وعده نموده اند، که قاتلان شانرا به سزای اعمال شان به زودترین فرصت می رسانند...

     استاد محقق با هیات همرایش به تاریخ 22/10/2011م، وارد شهر کویته شدند. ایشان با هیات همرایش قبل از همه بر مزار شهدای شهر کویته رفته و در ضمن فاتحه خوانی، به خانواده های شهدا تسلیت گفته و اظهار همدردی و  غم شریکی اش را با هزاره های کویته در هر صحنه یاد آور شدند... سپس ایشان گفتگویی با سران هزاره های کویته داشتند، که در نشست شان با آنها در ضمن تسلیت به آنها، در رابطه به وضعیت هزاره های کویته گفتگو کردند...

     امروز یکشنبه 23/10/2011م، وی حوالی ساعت ده صبح کنفرانس مطبوعاتی ای با رسانه های پاکستانی در سرینا هوتل داشتند. استاد محقق در کنفرانس مطبوعاتی شان هدف از آمدن شان در پاکستان و خصوصا کویته را دو مورد عنوان نمودند:

اول: به خاطر تحکیم بخشیدن به ارتباط پارلمانی هرچه بیشتر بین دو کشور.

دوم: حوادث ناگوار اخیر کویته و قتل عام هزاره های ساکن بلوچستان.

     در رابطه به روابط پارلمانی ایشان یاد آور شدند، که در بین کشور های جهان مرسوم است، که اعضای پارلمان شان جهت استفاده از تجارب یکدیگر، کمک در قانونگذاری بهتر، آگاه شدن از وضعیت یکدیگر و اطلاع رسانی و کمک به رسانه ها، به کشور های یکدیگر سفر می کنند و ما نیز به کشور همسایه و مسلمان خویش آمده ایم تا بر مستحکم شدن هر چه بیشتر روابط و استفاده از تجارب یکدیگر استفاده نمایم. نمایندگان پارلمان در حقیقت نمایندگان مردم اند، لهذا ارتباط مردم کشور ها با یکدیگر، دولت ها را در سیاست گذاری های شان کمک زیاد می کند.

     در رابطه به قتل عام هزاره های کویته، ایشان ذکر کردند، که در این اواخر به شدت زیاد هزاره های کویته به خاطر قوم و مذهب شان به شکل تکان دهنده قتل عام می شوند. این کار در دنیای امروز عیب و ننگ بزرگ است. ما می خواهیم توجه جدی دولت پاکستان را در این رابطه جلب کنیم و در ضمن جهانیان را متوجه این نکته بسازیم. در دنیای که ما امروز زندگی می کنیم، به یک دهکده می ماند و در این دهکده هر کس حق دارد، با هر عقیده ای که دارد و مربوط به هر قومی، که است زندگی کند. در دنیای امروز کسانی، که دست خالی و غیر مسلح اند، اگر به خاطر قوم و یا مذهب شان قتل عام می شوند، کشتار شان جنایت علیه بشریت است. آن عناصری، که به هر عنوانی این عمل را انجام می دهند، انسان نیستند. آقای محقق در ادامه کنفرانس شان یاد آور شدند، که ایشان در این رابطه با یوسف رضا گیلانی نخست وزیر پاکستان و معاون وزیر خارجه پاکستان صحبت کرده اند. آقای گیلانی به ایشان وعده داده اند، که جلو این فاجعه ها را می گیرند و قاتلان هزاره ها را به سزای اعمال زشت شان می رسانند.

     آقای محقق، در قسمت آخر سخنانش در کنفرانس مطبوعاتی به شکل پیام به هزاره های کویته، یاد آور شدند، که اگر من اینک به جز رفتن بر مزار شهدا و تسلیت به خانواده های شهدا، کاری دیگری نتوانستم، به شما می گویم، که در هر حال با شما هستم و در مصیبت و غم با شما شریک می باشم. مردم ما یک قوم صلح دوست و طرفدار زندگی مسالمت آمیز با تمام اقوام است. عقیده داشتن و منصوب بودن به یک قوم خاص حق طبیعی هر انسان است و حق طبیعی و انسانی ما باید به رسمیت شناخته شود و جلو تهاجمات بر مردم ما گرفته شود. آقای محقق، به شکل آخرین سخنانش گفتند، که یکبار دیگر از مسوولین دولت پاکستان به صورت جدی تقاضا می کنم، که جلو کشتار مردم بی گناه و غیر مسلح هزاره های کویته را بگیرند.

     استاد محقق بعد از کنفرانس مطبوعاتی شان، با عده ای از فعالان سیاسی، مدیران مکاتب، استادان و هنرمندان هزاره شهر کویته گفتگو کردند، سپس ایشان، که مهمان سران هزاره های ساکن مهرآباد بودند، همراه با هیات همراه و اعضای کنسولگری کویته، راهی مهر آباد شدند. استاد محقق، در گفتگویش با استادان و مدیران مکاتب هزاره تاون از آنها خواستند تا سلام و عرض تسلیت شان را به ساکنان هزاره تاون برسانند. ایشان یاد آور شدند، که من تصمیم جدی داشتم، تا بر مزار شهدای هزاره تاون نیز حاضر شوم، ولی متاسفانه دولت و نیروهای انتظامی به خاطر وضعیت وخیم امنیتی این اجازه را به من نمی دهند، لهذا به نمایندگی از من در ضمن معذرت، پیامم را به آنها برسانید.

+ نوشته شده در 2011/10/23ساعت 8:47 PM توسط رفیعی |

گزارش از: علی تلاش 

    هزاره های کویته از زمانی که حادثات ناگوار، در روزهای قبل به وقوع پیوسته است، تاکنون در یک حالت سردرگمی قرار دارند، با وجود آنکه تلاشهای نهادهای مختلف و جستجوی راه حل ها و روحیه بخشیدن به مردم، جلسات و تصمیمات گرفته شد که به نظر میرسد هیچ کدام مؤثر واقع نشد. تنها حزب سیاسی هزاره ها در کویته (حزب دموکراتیک هزاره ها) دیروز جلسه ای را برگزار نمودند تا به ابهامات مردم پاسخ ارایه نمایند و از حالات موجود و فعالیت های این حزب مردم را مطلع سازند و راه حل های را برای بهبودی وضعیت جاری با مردم در میان بگذارند. گرچه این جلسه بصورت زنده در سر تاسر دنیا ذریعه سایت رسمی (HDP) پوشش داده شد ، اما بعضی پیام ها و سخنان جناب عبدالخالق ]رهبر حزب[ و جناب احمد علی کهزاد  ]جنرل سکریتری[ بد نیست که دوباره از آن گزارشی تهیه و خدمت خوانندگان " کویته-بلاگفا" تقدیم شود.

     این جلسه به روز جمعه 2011/10/22 م، سر ساعت چهار بعد از ظهر با تلاوت چندی از آیات قرآن مجید شروع شد. در این جلسه جوانان، بزرگان قوم و تعداد کثیری از مردم شرکت کرده بودند. در نقاط آغازین برنامه عصمت الله عضو (Hazara Student Federation) به سخنرانی پرداخت، متعاقب آن جناب میرزا حسین و عزیز الله هزاره هم در باره وضع بوجود آمده به ایراد سخن پرداخته و توصیه نمودند که در این قسم حالات مردم نباید روحیه شان را از دست بدهند.

     چهار مین شخص سخنران این جلسه جناب احمد علی کهزاد بود که در ابتدا با فامیلین شهدای واقعات اخیر اظهار همدردی نموده و ثانیاً از حضور گسترده مردم تمجید و ار آنان تشکر و قدردانی کرد. وی از فعالیت های مؤثر این حزب از ابتدا تاکنون که مدت 8 سال می شود اشاره نمود و یاد آور شد که دلیل های سیاسی در پشت صحنه این حالات وجود دارد. او ناتوانی و ضعف حکومت ایالتی را باعث بروز چنین حالات دانست و از مردم خواست در این موقع حساس باید از هوش و ذکاوت بیشتری کار بگیرند، چرا که عمل نمودن به این طور قضایا از روی احساسات و کار های ناسنجیده نه تنها به حل این مشکل کمک نمی کند بلکه باعث بوجود آمدن هرج و مرج در جامعه شده و اوضاع از این بدتر بحرانی خواهد شد. کهزاد از بوجود آمدن جریان های غلط در جامعه سخن گفت و توضیح نمود که غلط فهمی ها و تحلیل غلط از واقعات، باعث درک غلط مردم از وضعیت فعلی می شود؛ و بیان داشت که فعالیت (HDP) در همه عرصه ها واضح و شفاف است. در قسمتی دیگر از سخنان خود به تصمیمات که از سوی بعضی ها به خاطر مسلح شدن افراد برای تـأمین امنیت در هزاره تاون ارایه شده است انتقاد نمود و خاطر نشان ساخت که مردم ما عضو جامعه پاکستانی هستند و در تمام عرصه ها فعال و آماده خدمت می باشند، پس حق دارند که حکومت برایشان چاره ای جدی تری بیاندیشد و آنها را کمک کند. و در قسمت اخیر سخنان خود از بزرگان و نهادی موجود در جامعه خواست که از اقدامات ناسنجیده پرهیز نمایند وگرنه ، تصمیمات سر به خودانه باعث بی  اعتمادی مردم نسبت به سران و بزرگان قوم می شود.

     پنجمین و آخرین شخص سخنران این پروگرام جناب عبدالخالق هزاره بود. ایشان در آغاز بیانات شان ضمن عرض تسلیت به خانواده شهیدان چند حادثات ناگوار اخیر، از شرکت پر شور مردم استقبال  و تشریف آوری مردم را در جلسه احتجاجی روز جمعه خیر مقدم گفت. در ادامه بیان داشت که ( حزب هزاره دموکراتیک) با وجود تمام مشکلات و مصیبت ها همه وقت در خدمت مردم بوده و در آینده هم خواهد بود. وی برگزاری تظاهرات هوشمندانه در اسلام آباد و بر پایی تظاهرات منظم و سازماندهی شده در بقیه کشور های جهان که به خاطر توقف قتل عام هزاره های کویته انجام شد را گواهی بر گفته های خویش ذکر کرد؛ در ادامه سخنان خود از مؤثر بودن تظاهرات های مسالمت آمیز برعلیه کشتار هزاره ها ی کویته یاد نمود و بیان داشت که ما بوسیله این راهپیمایی ها توانستیم صدای این قوم را به گوش دولت مرکزی و نهاد های بین الملی برسانیم، از همین جهت است که دولت مرکزی پاکستان از طرف سازمان حقوق بشر آسیا و سایر دولت ها زیر فشار آمده است که امروز دولت مرکزی اقدام به همکاری و وعدۀ تامین امنیت برای مردم ما میدهد. علاوتاً عرض نمود که این تلاش ها و زحمت های حزب است که امروز رسانه ها هم در پاکستان و هم خارج از پاکستان به این قوم توجه میدهند و قوم هزاره روز به روز در منطقه شناخته تر می شوند. وی از طرح بعضی ها که منجر به ایجاد خلا بین هزاره های سنی و شیعه شده است به شدت انتقاد کرد و توصیه کرده که هزاره ها چه سنی و چه شیعه با هم برادرند و نباید به بهانه مذهب آنها را از خود دور برانیم. در قسمت اخیر سخنان خود خاطر نشان ساخت که این خون شهدا باعث شناخت بین المللی این قوم شده و نباید این مسله را نادیده گرفت. و باید برای مردم توصیه نمود که در مسایل اجمتاعی به صورت فردی عمل کردن غلط است و فعالیت فردی کاری را به جای نه خواهد برد پس بهتر است از آن جلوگیری کرد؛ و خطاب به مردم یاد آور شد که در ملاقات اش با ریس جمهور پاکستان آقای آصف علی زرداری از عمل کرد مقامات پولیس ایالت بلوچستان انتقاد و خواستار تبدیلی آنها از این پست ها شدم که تا حتی این خواسته حزب ما برآورده و موافقت صورت گرفت. رهبر حزب هزاره دموکراتیک به این بیان به گفته های خود نقطه پایان بخشید. " تا زمانی که حکومت و آیین موجود باشد، بر هر فرد ما لازم و ضروری است که مانند یک شهروند دیگر پاکستانی به آن احترام بگذاریم. اگر زمانی دیدیم که حکومت و قانون وجود ندارد پس ما خوب می دانیم که از خود و مردم خود چطور حفاظت کنیم."

+ نوشته شده در 2011/10/23ساعت 0:20 AM توسط تلاش |


گزارش از: شریف هزاره

     هفتمین جام ملی شهید بینظیر بوتو، با شرکت 10 تیم  بانوان از سراسر کشور در ایالت پنجاب پاکستان برگزار گردید، که از تاریخ 8 اکتوبر به مدت دو روز  ادامه داشت. محترم لطیف کهوسه؛ گورنر ایالت پنجاب به عنوان مهمان ویژه این دور مسابقات افتخارات بیشتری به این رقابت ها بخشیده بود. البته ناگفته نباید گذاشت که به تاریخ 7 اکتوبر ماه جاری رقابت مشابهی بین تیم های پسران از سراسر کشور برگزار گردیده بود، در این دور رقابت ها چند تن از جوانان و ورزشکاران قابل و برجسته قوم هزاره توانستند با زحمات فراوان و توانایی های بیشتر سهمیه تیم ملی پاکستان را کسب نمایند. که نام های این جوانان برومند قرار ذیل میباشد: محسن هزاره، خالق چنگیزی، جواد رضائی و شریف. این عزیزان فعلاً در اردوی تدارکاتی در شهر لاهور مشغول آماده سازی شان برای شرکت در رقابت های جنوب آسیا که قرار است چندی بعد در کشور هند برگزار شود، به سر میبرند.

با وجود که ضمینه فعالیت برای هزاره ها در ایالت بلوچستان بنا بر وخامت اوضاع امنیتی دشوار است، اما با نوان با شهامت به اثر تلاشهای خستگی ناپذیر شان حضور پر رنگی در این دور رقابت ها داشتند. تیم کاراته بانوان مشتمل بر 9 ورزشکار به سرپرستی استاد غلام علی هزاره (هزاره شوتوگان کاراته اکادمی) در این مسابقات شرکت نمودند. با افتخار می توان گفت که هرکدام این اشتراک کننده ها توانستند باکسب مقام های عالی خبرهای خوش را برای مردم و خانواده های شان به ارمغان بیاورند. چهار ورزشکار بانو که عضویت تیم "وابدا" پاکستان را هم دارند با موفقیت مدال های طلا بدست آوردند و مقام اول این مسابقات را به خودشان اختصاص دادند. و پنج ورزشکار بانو که عضویت تیم ایالت بلوچستان را دارند با کسب مدال های نقره و برنز مقام های دوم و سوم این رقابت ها را به خود اختصاص دادند.

نام های ورزشکارانی که مقام های اول، دوم و سوم این رقابت ها را کسب کرده اند به ترتیب ذیل میباشند.

مقام های اول:

  1. بانو سهیلا (هزاره) دو مدال طلا، گروپی و انفرادی کاتا.
  2. بانو سمیه مدال طلا، در بخش گروپی کاتا.
  3. بانو شاهیده  مدال طلا، در بخش گروپی کاتا.
  4. بانو گلثم ( هزاره) دو مدال طلا، گروپی و انفرادی کاتا. 

مقام های دوم و سوم:

  1. ناز گل دو مدال نقره و مدال برونز.
  2. لطیفه مدال نقره و برونز.
  3. ثریا مدال نقره و برونز.
  4. نرگس مدال نقره و برونز.
  5. مهدیه مدال برونز در وزن 55 کیلو گرام.

در این مسابقات سه تیم مطرح پاکستان وابدا، تیم ایالت بلوچستان و تیم ایالت پنجاب شرکت کرده بودند. تیم وابدا با کسب 180 امتیاز ، تیم ایالت بلوچستان با کسب 80 امتیاز و تیم ایالت پنجاب با کسب 50 امتیاز به ترتیب اول ، دوم و سوم شدند.

جهت اطلاع بیشتر مردم عزیز باید یاد آور شوم که بانو سهیلا هزاره و گلثوم هزاره قهرمانان دور مسابقات جنوب آسیا نیز می باشند.

 

+ نوشته شده در 2011/10/21ساعت 0:56 AM توسط تلاش |

گزارش از: محمد جلیل تجلیل 

     امروز یکشنبه ۱۶/۱۰/۲۰۱۱م، جلسه ای مردمی برای همبستگی، اتحاد، اخوت و برادری بیشتر بین هزاره های کویته در کرانی رود، امام بارگاه وحدت برگزار گردید.  در جلسه  امروز شخصیت های سرشناس، بزرگان قوم، مدیران مکاتب، روحانیون، اساتید مکاتب، جوانان و سایر اقشار جامعه به تعداد بسیار زیاد شرکت نموده بودند. مهمان خاص مجلس، محترم سردار سعادت علی بود، کسی که تا هم اینک چهار دوره در حکومت ایالتی  پیشین بلوچستان وزیر بوده است. سردار صاحب با استقبال گرم مردم مواجه شد.

     آغاز محفل توسط خوانش آیات چندی از کلام الله مجید توسط قاری نجیب الله عارض زینت یافت و در ادامه مجلس، معلم محمد یونس نوید مقاله ای را به خوانش گرفت، که بیانگر وضعیت کنونی هزاره ها و همچنان اشاره ی گذرا به تاریخ و افتخارات این قوم در این جغرافیا بود. وی در قسمت آخر نوشته اش از مقاله ی حامد میر یک تن از ژورنالیستان موفق کشور و همچنان  کارشناس مسایل امنیتی و تروریسم، که راجع به هزاره ها، فدا کاری های هزاره ها برای پاکستان و مسوولیت پاکستانی ها در قبال پاکستان نوشته بود، نیز یاد آوری نموده و افزود، که  ما باید درحفظ اتحاد و یکدستگی خویش نهایت سعی و تلاش را به خرچ دهیم. 

     در ادامه برنامه محترم سردار سعادت علی هزاره، به ایراد سخن پرداخته و به افتخارات وپیشینه تاریخی نیک هزاره های این شهر اشاره نموده و افزود که راز موفقیت تمام اقلیتهای قومی در اتحاد و همبستگی آنهاست و تنها چیزی، که میتواند بقا و امنیتش را حفظ کند، در همین اتحاد و همبستگی است. وی در سلسله سخنانش یاد آور شدند، که خانواده شهدا را به هیچ صورت از یاد نبرید و قرار توان خویش به صورت حتمی با خانواده های شهدا کمک کنید. همچنان وی از مردمش  تقاضا نمود، که تا در قسمت اتحاد  و همبستگی خویش نهایت سعی و تلاش را به خرچ بدهند. وی همچنان در ادامه سخنانش از وضعیت جاری ذکر نموده و خواهان این شد، که در مقابل همچون حوادث هیچگاه روحیه و جرات خود را از دست ندهید، مقاوم و صبور باشید. این وضعیت دوام نمی آورد و به زودی خاتمه خواهد یافت.

     در اخیر جلسه قطعنامه ی با حضور سردار سعادت علی، درمیان مردم به خوانش گرفته شده و مورد تایید قرار گرفت. حاضرین در مجلس از حکومت پاکستان خواهان آن شدند که ما به عنوان شهروندان این خاک و سرزمین تقاضا داریم تا در قسمت تامین امنیت مردم ما، احساس مسولیت نموده و امنیت ما را به هر صورت ممکن بگیرند.

نکات مهم قطعنامه ای مردمی که در اخیر مجلس به تصویب رسید قرار زیر است:

۱ـ ما هزاره های این شهر پاکستانی بوده ایم و خواهیم بود و همیشه در آبادانی و خدمت به این خاک از خود فعالیت، رشادت و فداکاری های شایان نشان داده ایم و میدهیم.

۲ـ ما از سردار صاحب سعادت خواهشمندیم، تا مثل همیشه با پشتبانی همیشگی مردم، فشار ها را هرچه بیشتر بر حکومت وقت زیاد کند، تا حکومت و نیروهای انتظامی از وظیفه اش غفلت ننموده و در قسمت تامین امنیت مردم، صادقانه و عادلانه عمل نماید.

۳ـ ما نیاز به نیروهای امنیتی در داخل محله های خود نداریم، بلکه از مقامات و نیروهای امنیتی خواهان این هستیم که امنیت ما را در بیرون از محله های ما و خصوصا بر شاهراه ها و شهرها و بازار ها تامین نماید.

۴ـ ما از تمام مردم هزاره خواهان این هستیم، که مطابق به سفارشات سردار صاحب اتفاق و همبستگی شان را به هر قیمتی حفظ نموده و وظیفه ملی شانرا به درستی انجام دهند.

     در آخر، مجلس با دعای خیر و آرزوهای همبستگی و یکدلی مردم توسط آقای موسوی ختم شد.

+ نوشته شده در 2011/10/16ساعت 11:28 PM توسط رفیعی |

     بعد از فشار ها و تظاهرات های مکرر داخلی و بین المللی هزاره ها، بالاخره ریس جمهوری پاکستان آقای آصف علی زرداری مجبور شد، تا با سران هزاره های کویته پاکستان صحبت نماید. اگرچه سران هزاره های کویته، چون اعتبار شان را بر دولت پاکستان از دست داده اند و صدای شان هیچ وقت شنیده نشده است، میل به صحبت کردن با آقای زرداری نداشتند، ولی بعد از تقاضا های متعدد آقای زرداری در نهایت آنها درخواست ملاقات آقای زرداری را پذیرفته و دیروز پنجشنبه 13/10/2011م، در دفتر ریاست جمهوری پاکستان با وی صحبت کردند. در این نشست فی مابین آقای زرداری و سران هزاره های کویته، به علاوه آقای زرداری، وزیر داخله پاکستان آقای رحمان ملک، داکتر بابر اعوان با عده ای از مسوولین دولتی دیگر نیز شرکت نموده بودند. سران هزاره های کویته هر یک آقای داکتر نوروز، حاجی برکت علی، پروفیسور ناظر حسین، جنرل سکرتری حزب دموکراتیک هزاره احمد علی کهزاد نیز به سرکردگی آقای عبدالخالق هزاره چیرمین هزاره دموکراتیک پارتی شامل بودند.

     در جریان گفتگو، سران هزاره های کویته شکایت گونه، آقای آصف علی زرداری را از وضعیت بلوچستان، کویته و خواست های هزاره های کویته آگاه نمودند. آنها در ضمن تشریح وضعیت هزاره های کویته یاد آور شدند، که از یک دهه به این طرف کشتار هزاره ها به شدت جریان دارد. تجاران و سرمایه داران هزاره ها تهدید و یا اختطاف می شوند. مسافران هزاره ها بر روی شاهراه ها در امان نیستند. کارگران بیچاره کشتار می شوند. کارکنان حزب و دانشجویان مورد هدف قرار می گیرد... با آنکه وضعیت چنین است، کسی از حکومت ایالتی کشتار هزاره ها را مورد توجه قرار نمی دهد، تا حتی بعد از این همه کشتار، یک تن از وزرای کابینه ایالتی برای تسلیت گفتن و اظهار همدردی زحمت آمدن در تشییع جنازه، فاتحه و یا منزل متاثرین را نکشیده است. سران هزاره های کویته تقاضای شان را از آقای زرداری این گونه طرح نمودند، که جهت حفظ جان و مال هزاره های کویته، باید به سطح حکومتی جریانی برای ختم نمودن فرقه گرایی راه اندازی شود، مراکز تروریستان از بین برده شود و قاتلان هزاره های به هر قیمتی به دست قانون سپرده شود.

     آقای زرداری، در سلسله سخنانش قبل از همه اظهار تسلیت اش را برای سران هزاره ها و از طریق آنها به خانواده های شهدا ابراز داشت و سپس با اظهار تاسف شدید از اینکه بر هزاره های کویته در جریان ریاست جمهوری اش این همه استبداد صورت می گیرد،  وزیر داخله را مورد خطابش قرار داده و در ضمن خواستن راپور از کشتار هزاره های کویته از وی خواهان گفتگو و همکاری جدی و فوری وی با حکومت ایالتی جهت جلوگیری از کشتار هزاره های کویته شد. وی یاد آور شد، که هزاره های کویته بسیار محب وطن و قانون دوست می باشند، لهذا باید به صورت فوری قاتلان هزاره های کویته دستگیر و به پنجه قانون سپرده شوند. آقای زرداری در سلسله صحبت هایش در ضمن قبول تمام درخواست های سران هزاره های کویته جهت تعقیب تروریستان و از بین بردن عوامل پشت پرده آنها و همچنان حفظ جان و مال هزاره های کویته، یاد آور گردید، که هزاره های کویته نباید به خاطر وحشی گری یک تعداد محدودی از وحشت افگنان، خوفزده شوند.

+ نوشته شده در 2011/10/14ساعت 10:26 PM توسط رفیعی |